تفاوت میان نسخه‌های «قشقایی»

۱۸۱ بایت حذف‌شده ،  ۵ ماه پیش
آخرین ۱۳ تغییر متن رد شد و برگردانده شد به نسخهٔ 26678097 توسط Pirhayati
برچسب: ویرایش کاربر تازه‌وارد در مقالهٔ خوب یا برگزیده
(آخرین ۱۳ تغییر متن رد شد و برگردانده شد به نسخهٔ 26678097 توسط Pirhayati)
|image=
|poptime= ۹۵۹٫۰۰۰<ref name="ethnolongue" />
|popplace=استان‌های [[استان فارس|فارس]]، [[استان کهگیلویه وبویراحمد بخصوص شهرستان گچساران]] و [[چهارمحال و بختیاری]]، [[خوزستان]] و [[اصفهان]]
|langs=[[زبان ترکی قشقایی|ترکی قشقایی]]
|rels=[[اسلام]] [[شیعه]]}}
[[پرونده:Qashqai-map.png|بندانگشتی|چپ|285px|حدود سرزمین قشقایی‌ها در نقشه [[ایران]]]]
'''قشقایی''' یا '''ایل قشقایی''' یکی از گروههای مهم اتحادیه‌های ایلی<ref group="یادداشت">اتحادیه ایلی یا بزرگ ایل، از اتحاد چند ایل و طایفه بزرگ تشکیل می‌شد که و از لحاظ گستردگی همانند یک دولت کوچک در ایران عمل می‌کرد که توسط ایلخانی و ایل‌بیگی اداره می‌شد، نمونه دیگر این‌گونه اتحادیه، ایل بختیاری، بویراحمدی و خمسه است</ref> [[ایران]] است که مانند بسیاری از اتحادیه‌های ایلی متأخر ایران مخلوطی از قبیله‌هایی با ریشه‌های قومی گوناگون [[مردم ترک|ترک]]، [[مردم لر|لر]]، [[مردم کرد|کرد]]، الیکایی و [[مردم عرب|عرب]] است، اما بیشتر قشقایی‌ها ریشه‌ای [[ترک تبار|ترک]] دارند و تقریباً تمامشان به گویشی از زبان‌های [[ترکی اغوز]] غربی صحبت می‌کنند که خود آن را ترکی می‌نامند.<ref name = "iranica2003" /> اکثریت قشقایی‌ها [[تشیع|شیعه‌مذهب]] هستند.<ref>{{پک|Fast|2010|ص=۱۵۳}}</ref>
 
مرکز اصلی این ایل استان فارس واقع در قسمت جنوب ایران است. اما به دلیل وسعت اراضی و قلمرو در دیگر استان‌ها نیز ساکن هستند. از این جمله می‌توان به استان‌های [[استان کهگیلویه وبویراحمد|کهگیلویه وبویراحمد]]، [[استان چهارمحال و بختیاری|چهارمحال و بختیاری]] (بروجن، سامان، [[کیان (شهرکرد)|کیان]]، جونقان، بلداجی، طاقانک)، [[استان خوزستان|خوزستان]] (هفتکل، قلعه تل)، [[استان اصفهان|اصفهان]] (قسمتهایی از سمیرم، دهاقان، فریدن، بخش‌های مختلف شهرستان لنجان به ویژه بخش مرکزی این شهرستان در اطراف زرین شهر، طالخونچه، بیستگان، باباشیخعلی و چم‌ها) یز ([[مهردشت]])، [[استان قم|قم]]، [[استان مرکزی|مرکزی]]، و [[استان بوشهر|بوشهر]] (دشتستان و دشتی) اشاره نمود. قشقایی‌ها در دوره‌های مختلف به‌تدریج به این سرزمین کوچیده و در آن ساکن شده‌اند.
 
عشایر ترک‌زبان در سراسر ایران پراکنده‌اند. استقرار ایلات ترک در مناطق گوناگون ایران در دوران [[سلجوقیان]]، تیموریان و [[صفویه]] شدت یافته‌است.
 
== خاستگاه ==
قشقاییقشقایی‌ها هایعموماً اصیلبر این باورند که اجدادشان به عنوان قراولان لشکر [[هلاکوخان]] و [[تیمور]] از قبیله[[ترکستان]] ترکهایبه [[قاییایران]] بودندآمده‌اند. در حالی که ورودشان در شرقزمان ومرکزمهاجرت‌های ترکیهبزرگ فعلیقبیله‌ای زندگیقرن میکردندیازدهم میلادی محتمل‌تر است. همه گمانه‌ها در این که ایشان پیش از ورودشان به ایران([[فارس (سرزمین)|فارس]]، مدتی در شمال غربی ایران حضور داشته‌اند متفق‌اند. تا همین اواخر قبیله‌ای با نام [[مغانلو]] در میان قشقایی‌ها حضور داشته، که مسلماً نام خود را از [[دشت مغان]] در شمال [[اردبیل]] گرفته بوده‌است. همچنین احتمال داده می‌شود که طوایف [[آق قویونلو]]، [[قراقویونلو]]، [[بیگدلی]] و [[موصلو]] گذشته‌شان به شمال غرب ایران مربوط باشد. غیر از این قشقایی‌ها غالباً اردبیل را به عنوان سرزمین گذشته‌شان معرفی می‌کنند. به نظر می‌رسد، پس از ورودشان به فارس در یک دوره ارتباط نزدیکی میان [[خلج‌ها]] و قشقایی‌ها وجود داشته‌است. برخی نویسنده‌ها از جمله حسن فسایی، تا آنجا رفته‌اند که قشقایی‌ها را شاخه‌ای از خلج‌ها دانسته‌اند. [[مینورسکی]] معتقد است که مهاجرت خلج‌ها به فارس و ترکیب شدنشان با قشقایی‌ها این فرضیه را ایجاد کرده‌است. بقایای خلج‌ها در میان قشقایی‌ها قابل تشخیص هستند. غیر از آن خلج‌های یکجانشینی در فلات [[دهبید]] موجود اند که گمان می‌رود زمانی که هنوز زندگی عشایری داشته‌اند جزوی از ایل قشقایی بوده‌اند. نام طوایف قشقایی نشان می‌دهد که غیر از خلج‌هاو،[[قایی]] هاخلج‌ها، گروهی از طوایف،طوایف [[ایل افشار|افشار]]، [[بیات]]، [[قاجار]]، [[قراگوزلو]]، [[ایل شاملو|شاملو]] و [[ایگدر]] نیز به این اتحادیه ایلی پیوسته‌اند.<ref name = "iranica2003" />
 
== تاریخچه ==
 
=== دوران قاجار ===
با شکست [[لطفعلی خان زند|لطفعلی خان]] از [[آقا محمد خان]] و تأسیس سلطنت [[قاجار]]، جانی خان و اقوامش به کوه‌های [[زاگرس]] پناه بردند، جایی که ایشان تا مرگ آقامحمد خان در آن پنهان بودند. آقا محمد خان انتقامش را از ایل قشقایی با فرستادن قسمتی از ایل به شمال ایران گرفت، از سوی دیگر در همان دوران بسیاری از طوایف [[لر]] و [[کرد|کردی]] که به همراه کریم خان زند به فارس آمده بودند به ایل قشقایی پیوستند و همین سبب افزایش قابل ملاحظه جمعیت ایل شد.<ref name = "iranica2003" />
 
در ۱۸۱۸ جانی خان مقام ایلخانی را به دست آورد، [[حسن فسایی|فسایی]] مدعی است که این اولین بار است که از این عنوان در فارس استفاده شده‌است. پس از آن تمامی رؤسای بعدی قشقایی‌ها این عنوان را یدک می‌کشیدند. پس از جانی خان، فرزند ارشدش محمدعلی خان جانشین وی شد. با اینکه محمدعلی خان همواره مریض بود و بیشتر از [[باغ ارم]] [[شیراز]] ایل را رهبری می‌نمود، قدرت خارق‌العاده به دست آورد. نه تنها قشقایی‌ها بلکه دیگر ایل‌های مهم فارس از جلمه [[بهارلو]]، [[آینالو]] و نفر نیز تحت اقتدار او بودند. او همچنین روابط خوبی با [[سلسله قاجار|قاجارها]] برقرار کرد، با دختر [[حسین‌علی‌میرزا فرمانفرما]] حاکم فارس ازدواج کرد و همچنین تصمیم داشت که یکی از دختران [[محمد شاه]] قاجار را به ازدواج یکی از پسرانش درآورد. اما در نهایت به [[تهران]] فراخوانده شد و مجبور به اقامت در دربار شد.<ref name = "iranica2003" />
== زبان و ادبیات ==
{{نوشتار اصلی|زبان قشقایی}}
قشقایی‌ها به زبانی از شاخه جنوب غربی ترکی (ترکی اغوز) صحبت می‌کنند، این زبان غیر از [[استان فارس|فارس]] در [[همدان]] نیز رواج دارد. کوالسکی این زبان را نزدیک‌ترین گویش به [[ترکی آذربایجانی]] دانسته‌است. این موضوع به شکل‌های مختلف توسط آنه ماری ون‌گابن و گرهارد دوئرفر نیز بیان شده‌است، اما کی.اچ. منگز این زبان را بیشتر به [[ترکی عثمانی]] شبیه می‌داند.خاستگاه اصلی قشقایی ها ترکیه است از این رو لهجه شان عموما بیش از دیگر لهجه هاى تركى آذربایجانى به لهجه هاى آناتولى شرقى زبان تركیه قرابت نشان میدهد. در قشقایی مصوت‌های i, e, ä, a, å, ï, u, ü, o, ö و صامت‌های p, b, m, f, v, t, d, n, s, z, š, ž, č, ۳˘, k, g, q, γ, χ, ŋ, l, r, h موجوداند. در واژگان قشقایی تأثیر [[زبان فارسی]] و [[زبان عربی|عربی]] مشخص است. واژگان حکومت‌داری، نظامی و پزشکی تحت تأثیر فارسی‌اند و قاموس دینی تحت تأثیر عربی است، که البته آن نیز از فارسی وارد این زبان شده‌است.<ref>{{پک|Michael Knüppel| July 15 2009}}</ref> در فیروزآباد ترکی میان قشقایی‌ها بسیار رایج است، اما در شیراز افراد زیر بیست سال خانواده‌های ترک‌زبان تمایل چندانی به استفاده از زبان مادری ندارند و ترکی شیراز شدیداً تحت تأثیر فارسی است. این زبان بین جوانان به تدریج در حال از دست دادن کاربری‌اش است.<ref>{{پک|حسین‌آبادی|۱۳۸۵|ص=۵۸}}</ref> همچنین طایفه [[کرش (قومیت)|کُرُش]] یا دارغه (ساربانان) به [[گویش کرشی]] و تیره سارویی از طایفه عمله به گویشی خاص صحبت می‌کنند که برای دیگر قشقایی‌ها قابل فهم نیست.<ref>{{پک|نصیری طیبی|۱۳۸۸|ص=۴۷}}</ref>
 
ادبیات قشقایی که به [[شعر]] و [[داستان]] خلاصه می‌شود بیشتر سینه به سینه منتقل و کمتر مدون شده‌است. بیشتر اشعاری که امروز میان قشقایی‌ها شنیده می‌شود، به شاعران نه چندان دور بازمی‌گردد، همچنین جز چند [[رباعی]] [[فولکلور]] این اشعار به ندرت ریشه [[آذربایجانی]] دارند.<ref>{{پک|نصیری طیبی|۱۳۸۸|ص=۴۷}}</ref> طبیعت، زندگی مردم، عشق‌ها و غم‌ها و شادی‌ها، شکوه از بی‌مهری آسمان، مهاجرت‌ها و فراق و جدایی‌ها از عناصر اصلی این اشعار هستند. علی‌رغم سابقه جنگاوری و دلاوری ایل، شعر قشقایی بیشتر پرسوز است تا [[حماسی]]. از دیگر خمیرمایه‌های اشعار قشقایی کوچ است.<ref>{{پک|نصیری طیبی|۱۳۸۸|ص=۴۸}}</ref> علی‌رغم ترک‌زبان بودن، ادبیات قشقایی‌ها بسیار با [[اساطیر]] و آداب و رسوم ایرانی چنان پیوند خورده‌است که تنها عامل جداکننده این قوم و [[فارسی‌زبانان]] را می‌توان زبان ترکی دانست.<ref>{{پک|نصیری طیبی|۱۳۸۸|ص=۴۹}}</ref> شعر قشقایی هجایی است و قالب‌های متعددی دارد از جمله:
;سوارکاری و شکار:
کوچ و حمل و نقل بخش مهمی از زندگی قشقایی‌ها را تشکیل می‌دهد. وسیله حمل و نقل و سواری قشقایی‌ها در ییلاق و قشلاق اسب، قاطر و الاغ است و از شتر بیشتر برای بارکشی استفاده می‌شود. در قدیم تنها خان‌های قشقایی برای سواری از اتومبیل هائی مانند جیپ و لندرور استفاده می‌کردند اما امروزه بیشتر قشقایی‌ها اتومبیل دارند که برای سواری و حمل و نقل از آن‌ها استفاده می‌کنند.
یکی از سرگرمی‌های مردان قشقایی در اوقات بیکاری شکار پرندگان و جانوران دیگر است که به‌وسیله تفنگ انجام می‌گیرد. قشقایی‌ها به شکار، تیراندازی و سواری بسیار علاقه‌مندند و بیشتر آنان در این فن مهارت زیادی دارند. در بین پرندگان، کبک و تیهو برای شکار محبوبیت زیادی دارد.<ref>{{پک|کسبیان|۱۳۴۱}}</ref>
;سایر پیشه‌ها:
قشقایی‌ها بیشتر نیازمندی‌های روزانه خود را محدود و آسان می‌کنند و به‌وسیله خود ایل مرتفع می‌سازند. مثلاً آرایشگران بومی، گذشته از آرایشگری نوازندگی را نیز به عهده دارند و در جشن‌ها و عروسی‌ها ساز می‌زنند و می‌خوانند. ختنه کردن کودکان نیز کار آرایشگران است.<ref>{{پک|کسبیان|۱۳۴۱}}</ref>
* '''[[طایفه شش بلوکی]]'''
این ایل از پرجمعیت‌ترین طوایف قشقایی است که در پرورش و نگهداری دام مهارت فراوان دارند. طایفه شش بلوکی اغلب دارای تیره‌های بسیار قدیمی و از همان ترکان عراقی یعنی مهاجران اولیه می‌باشد.<ref>http://www.qashqaei.com</ref>
* '''[[طایفه کشکولی بزرگ]] ،و [[طایفه کشکولی کوچک]] و [[طایفه قراچه]]'''
طایفه «کشکولی» احتمالاً از اقوام ترک بوده و پس از سقوط سلسله [[زندیه]] در اواخر قرن هجدهم گروه‌هایی از کردها و لرها را به خود جذب کرده‌است. ریشه خانواده‌های حاکم بر این [[طایفه]] (کلانتر) این طایفه به [[زندیه]] بر می‌گردد. در سال‌های قبل از [[جنگ جهانی اول]] کلانتران و خوانین طایفه کشکولی از دولت [[انگلستان]] حمایت کردند و پس از جنگ جهانی اول، صولت الدوله کشکولی‌ها را تنبیه کرد. او کلانتران کشکولی را که به مخالفت با او برخاسته بودند عزل کرد و قدرت طایفه کشکولی را تنزل داد. از این پس دو گروه را از طایفه کشکولی جدا کرد و به آن‌ها هویت طایفه‌های مستقل داد. این دو گروه [[طایفه قراچه]]«قراچه‌ای» و [[طایفه کشکولی کوچک]] نام گرفتند. باقی‌مانده طایفه کشکولی، تحت نام [[طایفه کشکولی بزرگ]] خوانده می‌شوند.<ref name="iranica2004" />
 
== جستارهای وابسته ==