باز کردن منو اصلی

تغییرات

۱٬۲۸۵ بایت اضافه‌شده ،  ۳ ماه پیش
بدون خلاصه ویرایش
| توضیح تصویر =
| نام اصلی =
| زمینه فعالیت =[[فیلمساز]]، [[شاعر]]، [[گرافیست]] ، [[هنرپژوه]]، [[نظریه‌پرداز هنری]]
| ملیت = [[ایرانی‌ها|ایرانی]]
| تاریخ تولد =۱۳۲۲
| شریک زندگی =
| فرزندان = [[امین اصلانی]]، [[گیتا اصلانی]]، [[نرگس اصلانی]]
|تحصیلات =لیسانس،لیسانس نقاشی ، فارغ التحصیل دوره ی «سینما» وزارت فرهنگ و هنر ؛ گواهی‌نامه هنری درجه ۱ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (معادل دکتری)
|دانشگاه =[[دانشگاه هنرهای تزئینی]] (دانشگاه هنر فعلی)
|حوزه =
}}
 
'''محمدرضا اصلانی''' (شاعر، سینماگر و هنرپژوه) متولد سال ۱۳۲۲ در رشت و فارغ‌التحصیل رشتهٔ نقاشی از دانشگاه هنرهای تزئینی (دانشگاه هنر فعلی) است ؛ وی بعد از فارغ التحصیل شدن از دوره ی دوساله ی سینما در وزارت فرهنگ و هنر (تشکیل شده در 1344-1345 ، به همّت و ریاستِ [[مصطفی فرزانه]]) به کارِ سینما پرداخت.
اصلانی در تجربه فرهنگی گستره و بزرگ خود، گوناگونی شگفت‌انگیزی از مهارت‌های فکری و هنری را گرد آورده‌است. او در نیم دهه ۴۰، همزمان با آغاز به فعالیت رادیو تلویزیون ملی ایران همکاری خود را با این مؤسسه زیر نظر [[فریدون رهنما]] در فعالیت‌های گرافیک و فیلمسازی آغاز کرد و از همان ابتدا در آثار خویش هم خبر از تأثیر گزاری اسطوره‌ها و تاریخ ایران را نشان می‌داد و هم یک نوآوری کاملاً پیشتر از زمانه اش ؛ محمدرضا اصلانی اولین آرمِ سازمانِ تلوزیون ملّی ایران است. این همان دوره ای است که اصلانی بیشتر از سر تصادف از نقاشی به سوی سینما کشیده شد، در حالی که ادبیات و علاقه به آثار ادبی کهن ایرانی از نوجوانی با او بود. گرایش او به سینما همچون ادبیات از ابتدا رنگ و بویی بروشنی از عرفان داشت. در حقیقت، آشنایی او با فلسفه و هنر غرب که بسیار زود و از همان دوران جوانی انجام گرفت و او را با فلسفه اگزیستانسیالیستی، با سینمای موج نو فرانسه و هنر نقاشی کلاسیک ومدرن اروپایی آشنا کرد، با پیشینه آشنایی او با ادبیات کلاسیک ایران ترکیب شد و تا به امروز با او باقی ماند به صورتی که اثر این فرایند را بر تقریباً تمام کارهای وی می‌توان دید. در سینمای اصلانی از نخستین فیلمش [[جام حسنلو]](۱۳۴۶)، فیلمی نمایش داده شده در [[سینماتک فرانسه]] و تحسین شده توسطِ [[هانری لانگ لوا]]؛ که در سال ۱۳۹۴ توسطِ فیلمساز دوباره ساخته شد، تا [[شطرنج باد]](۱۳۵۵)، [[چیغ]](۱۳۷۵) و تا واپسین فیلم‌هایش: [[تهران ، هنر مفهومی]](۱۳۸۷)و [[آتش سبز]] (۱۳۸۶)، یک خط منسجم فکری را در زمینه فلسفه، احساس شاعرانه و استفاده از سینما به مثابه ابزاری برای بیان فلسفی - شاعرانه می‌توان مشاهده کرد. جایگاه اصلانی در فرهنگ و هنر ایران در طول پنجاه سال کار فعال او هرگز نه تنها قطع نشد بلکه یک پیوستار کامل را رقم زده‌است که گویای جایگاهی برای عاشق به فلسفه و احساس و زیباشناساسی است. این حس‌ها را اصلانی از یک سو به فیلم‌هایش منتقل می‌کند و از سوی دیگر، با این کار گویی به دنبال آن نیز هست که هویتی بسازد که برای خمیر مایه آن از تاریخ و شعر و [[اسطوره‌شناسی]] ایرانی در عمیق‌ترین معنای آن، بهره می‌گیرد؛ هویتی در خور ایرانی که به گمان او، امروز تاریخ وهویت خود را گم کرده‌است. اما اصلانی این کار را با همان فاصله ای از خودباختگی در برابر غرب انجام می‌دهد که با دوری جستن از توهمات ملی گرایانهٔ سطحی. از این رو حتی هنگامی که وی به ساختن مجموعه‌هایی برای تلویزیون نیز دست می‌زند همچون [[سمک عیار]](۱۳۵۳)، [[منطق الطیر]](۱۳۸۰) رد پای عرفان از یک سو و مدرنیسم روشنفکرانه و فلسفه غرب از سوی دیگر در کار او برجسته هستند. سینما و شعر اصلانی مخاطبان گسترده را هدف نمی‌گیرد؛ سینمای صنعتی را نفی نمی‌کند اما آن را کار خود نمی‌داند و در سینما هنری همچون نقاش یا شاعر، مستقل از جریاناتِ بدنه کار می‌کند.
انتقادی که اصلانی دائماً نسبت به تاریخ فرهنگ ما در دوران مدرن دارد، نیز در همین است که این تاریخ یا بهتر بگوییم این نا-تاریخ از ده ۱۳۴۰، به شدت تحت تأثیر حوزه سیاسی به سوی تقویت کردن سلایق پیش پا افتاده و حتی یک لومپنیسم و ابتدال هدایت شده‌است، بدون آنکه فرصتی به هنر ارزشمند و عمیق برای عرضه اندام بدهد. در ابتدای انقلاب ۱۳۵۷، فیلم [[کودک و استثمار]] (۱۳۵۸–۱۳۶۰) یکی از بهترین نمونه‌های فیلم مستند است که رویکردهای انسان گرایانه و عدالت خواهانه اصلانی در آن به خوبی مشهود است. سینمای اصلانی و کمتر از آن شعر و فلسفه او به صورت گسترده‌ای در ادبیاتی که وی به صورت مستقیم از خلال انتشار کتاب‌هایش به ویژه مهمترینِ آنها [[دگر خوانی سینمای مستند]] ، منتشر کرده قابل دنبال کردن است و شاید بتوان گفت که او از جمله نادرفیلمسازانی است که به حضور رسانه ای در قالب اندیشمندانه و در متون روشنفکرانه اهمیت بسیار زیادی می‌داده‌است. تجربه اصلانی به مثابه ناشر در [[نشر نقره]] در دهه ۱۳۶۰ ، بدون شک در این زمینه مؤثر بوده‌است. محمد رضا اصلانی، یکی از شخصیت‌های مورد پژوهش در پروژهسالِ انسان‌شناسی1394 تاریخ، فرهنگگوهینامه مدرنی ایرانهنری بوده‌استدرجه و1 یک(معادل مصاحبهدکتری) بسیارتوسط طولانیوزارت از اوفرهنگ و چندینهنرِ مصاحبهاسلامی تصویری ازبه وی در اختیار سایتِ انسان‌شناسی و فرهنگ است ؛ برای مشاهده صفحه محمد رضا اصلانی در پروژه انسان‌شناسی تاریخی فرهنگ ایران مدرن، می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید:اعطا http://anthropologyشد.ir/cultural-history/822
 
محمد رضا اصلانی، یکی از شخصیت‌های مورد پژوهش در پروژه انسان‌شناسی تاریخ فرهنگ مدرن ایران بوده‌است و یک مصاحبه بسیار طولانی از او و چندین مصاحبه تصویری از وی در اختیار سایتِ انسان‌شناسی و فرهنگ است ؛ برای مشاهده صفحه محمد رضا اصلانی در پروژه انسان‌شناسی تاریخی فرهنگ ایران مدرن، می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید: http://anthropology.ir/cultural-history/822
 
== چند نقل قول دربارهٔ محمدرضا اصلانی ==
 
== آثار سینمایی ==
- (۱۳۴۶) [[جام حسنلو و داستان کسی که می‌پرسد]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان (به تهیه‌کنندگی فریدون رهنما)
 
- (۱۳۴۸) [[بَدبَده و داستان پسری که می‌پرسد]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان (بر اساس داستانی از حسین رسائل)
 
- (۱۳۴۹) [[غربت الغربیه]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۵۰) [[جامع فهرج]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۵۰) [[جامع تاریخانه]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۵۰) سوزن بان / نویسندهفیلمنامه نویس (کارگردان: منوچهر طیاب)
 
- (۱۳۵۱) میراث باستانی / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۵۱) [[سوی شهر خاموش]] / نویسندهفیلمنامه نویس (کارگردان: منوچهر طیاب)
 
- (۱۳۵۱) [[اون شب که بارون اومد]] / نویسندهٔ گفتار فیلم (کارگردان: کامران شیردل)
 
- (۱۳۵۱) [[صبح روز چهارم]] / نویسندهفیلمنامه نویس (کارگردان: کامران شیردل)
 
- (۱۳۵۲) [[تنگنا (فیلم ۱۳۵۲)|تنگنا]] / نویسندهفیلمنامه نویس (کارگردان: امیر نادری)
 
- (۱۳۵۲) [[مغول‌ها (فیلم)|مغول‌ها]] / نویسندهفیلمنامه نویس (کارگردان: پرویز کیمیاوی)
 
- (۱۳۵۲) [[چنین کنند حکایت]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان (بر اساس داستانی از اسماعیل نوری اعلا - نویسندگان همکار: کامران شیردل و مهرداد فخیمی)
 
- (۱۳۵۳) [[مش اسماعیل]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۵۳) سریال [[سمک عیار (مجموعه تلویزیونی)|سمک عیار]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان (براساس رمان «[[سمک عیار]]» نوشتهٔ فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله الکاتب الارجانی در سدهٔ ششم هجری)
 
- (۱۳۵۴) [[ابوریحان بیرونی (فیلم ۱۳۵۴)|ابوریحان بیرونی]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۵۴) [[مرثیه (فیلم ۱۳۵۴)|مرثیه]] / نویسندهفیلمنامه نویس (کارگردان: امیر نادری)
 
- (۱۳۵۵) [[باغ سنگی (فیلم)|باغ سنگی]] / نویسندهفیلمنامه نویس(کارگردان: پرویز کیمیاوی)
 
- (۱۳۵۵) [[شطرنج باد]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۵۸–۱۳۵۹) [[کودک و استثمار]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۷۵) [[چیغ (فیلم)|چیغ]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۷۵) [[دلِ جهان]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۷۶–۱۳۷۷) سریال [[غبار نور]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۷۸) [[واقعه کربلا به روایت تاریخ طبری]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۸۰) سریال منطق الطیر / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۸۵) [[خاطرات یک ۷۵ ساله]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۸۶) [[آتش سبز]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۸۹) [[دست‌های هگمتانه]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۹۰) گنج روان / نویسندهفیلمنامه نویس (مشترک با امین اصلانی) و تهیه‌کننده (کارگردان: امین اصلانی)
 
- (۱۳۹۰) [[تهران: هنر مفهومی]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۹۲) [[باد بر باغ نظر]] / نویسندهفیلمنامه نویس (کارگردان: پویان کاظمی)
 
- (۱۳۹۷) [[خانه‌ای به وسعت آگاهی]] / نویسندهفیلمنامه نویس و کارگردان
 
- (۱۳۹۸) [[درخت بنفش]] / نویسندهفیلمنامه نویس (مشترک با [[امین اصلانی]] اقتباسی از داستانِ «درخت بنفش» نوشته ی [[سودابه فضائلی]]) (کارگردان: امین اصلانی)
 
== تالیفات منتشر شده ==
- (۱۳۵۷) دفتر شعر: [[سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]] / شرکت انتشارات زردیس
 
- (۱۳۷۸–۱۳۸۹) [[آراء و نظریات سینمایی: [[دگرخوانیِ سینمایِ مستند]] / نشر رونق؛ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
 
شامل: طرح و تشریح ماهیت فلسفی، ادبی و زیبایی شناختی سینما است. «دگرخوانی» پس از کتاب «واقعیت گرایی فیلم» نوشته فریدون رهنما به سال ۱۳۵۰، دومین کتاب تألیفی به قلم یک سینماگر ایرانی است که به تفکر و بازاندیشی در بنیان‌های نظری سینما می‌پردازد.
زبان شعر ''اصلانی'' هرچند جاهایی پهلو به شعر ''[[احمدرضا احمدی|احمدی]]'' و ''[[فروغ فرخزاد|فرخزاد]]'' می‌زد اما بیان تازه، شفاف و رویکرد به گزاره‌های خبری و بیانی خاص، او را یک سوپر موج‌نویی می‌کرد. در واقع موج نویی‌ها همچون [[واسیلی کاندینسکی|کاندینسکی]] معتقد بودند سبک هر [[نقاش]] (اینجا [[شاعر]]) برحسب سودایی و ضرورتی باطنی که در وجود خود حس می‌کند تعیین می‌شود.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
در کتاب ''اصلانی''، خاصیت موسیقایی [[شعر نیمایی]] پس‌زده شده بود و نوسانات عاطفی شعر ''[[احمدرضا احمدی|احمدی]]'' را نیز نداشت. او زبان [[روزنامه]] وزبانِ روزمره را به صورتِ کولاژ ؛ وارده شعرش(و ادبیات آوردهفارسی) کرده است بود؛؛ اما اشکال شاعران دیگر این جریان را نداشت؛ یعنی پایان‌بندی‌های به‌جا و فکرشده داشت؛ سطرهای دچار احساسات و عواطف یک نوع اندیشهٔ خودکار زبانی نمی‌شد و شعر در یک [[کمپوزیسیون]] نقاشانه شکل می‌گرفت.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
با چاپ کتاب او، شاعرانی چون ''[[مهدی اخوان ثالث|اخوان ثالث]]'' [[نوکلاسیسیزم]] تلقی می‌شدند و شرایطی فراهم شد تا صدها شاعر در نیمهٔ دوم دههٔ ۴۰ از مانع شعر در مطبوعات بگذرند. با این حال، در شرایطی که اغلب شاعران [[شعر موج نو|موج نو]] در نوعی خودانگیختگی و جنون می‌سرودند، او به [[تئوری]] دست می‌برد و اعلام سواد می‌کرد. تمام قواعد یک حرکت مدرن در این کتاب مهیا بود: تبدیل [[ایماژ]]های فردی به جمعی، گریز از عاشقانه‌سرایی که در [[شعر موج نو|موج نو]] غالباً تبدیل به [[رمانتیسیسم|رمانتیسیسمی]] سطحی‌نگر می‌شد و دوری از [[کلاسیسیزم]] زبانی (هرچند که از این آخری، در شعرهای بعدتر خود عدول کرد). تعقل او در نقاشی (دانشجوی دانشکده هنرهای تزئینی بود) سبب شد تا حالت [[سوژه]] را به جای کلمه با تصویر ارائه دهد. یعنی همچون [[ایمیژیسم|ایماژیست‌ها]] با یک تصویر، موقعیت‌های مجرد ایجاد می‌کرد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
آدم‌های نسل او (مثل دوستانش: ''حسین رسائل''، ''منوچهر صفرزاده''، ''مهدی سحابی'') با لذات [[فلسفه]] به [[ادبیات]] و [[هنر]] آمده بودند. در نتیجه، هرچند به‌تنهایی ناکام شدند، اما هر یک پازلی از جامعه‌ای ساختند که بعدتر اساس مدرنیسم در فرهنگ ایرانی شد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
''اصلانی'' نخستین‌بار بود که در یک کتاب شعر، به جای بازی با کلمه‌ها (که نزد ''[[احمدی]]'' سابقه داشت) بازی با گزاره‌ها را معمول کرد. یعنی بریدهعلاوه اخباربر روزنامه‌هارویکردی راسمبولیست کنارو ایماژیست ، به مثابه ی امرِ تمثیلی از بریده ی اخبار هماستفاده می‌چیدکرد و با ایجاد یک سیر ایماژیناسیون، شعر می‌ساخت. این نوع سرایش از فرایند اجتماعی جامعه‌ای می‌آمد که در آستانهٔ دهه ۴۰ به علت گریز از سنت، به مدرنیته پناه برده بود. در نتیجه چون مدرنیسم تنها یک پناه بود، گه‌گاه سنت نیز در کار این کسان خاصیتی تلفیقی ایجاد می‌کرد. نوع چینش شعرها، کاغذ خاص و طرح جلد آن از روایتی جدید می‌آمد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
شعر او به علت تغییرات تیپولوژیک نیمهٔ دوم دههٔ ۴۰، همچون شعر ''[[بیژن الهی]]''، ''[[بهرام اردبیلی]]''، ''[[محمود شجاعی]]'' و ''[[پرویز اسلامپور]]'' برای سال‌ها به محاق رفت. یعنی [[ادبیات توده‌ای]]، در دههٔ ۵۰ تبدیل به ادبیات سیاسی شد و [[شعر موج نو|موج‌نویی‌ها]] که مخالف توده‌ای و سیاسی‌شدن شعر بودند، به راه دیگری رفتند.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
''اصلانی'' بعدتر از شعر به [[سینمای موج نو]] رفت. نیمهٔ اول دههٔ ۵۰ (۱۳۵۴) در کتاب «[[بر تفاضل دو مغرب]]» جریان موج نو را ناامید کرد و در «[[سوگنامه سال‌های ممنوع|سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]]» (۱۳۵۷) به‌طور کلی از بوطیقای کتاب نخست خود سر باز زد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref> طرح جلد مجموعه شعر دوم ''اصلانی'' «بر تفاضل دو مغرب» طرح سنتی‌ای از در [[مسجد کبود یزد]] است.<ref name=":0"/> او خود معتقد است:{{نقل قول|اما گروهی که به عنوان [[شعر موج نو]] می‌شناسند، دو سال بعد از این کتاب شکل گرفت. ما در سال ۴۵ با نام «موج نو» مواجه شدیم. این شعرها محصول سال‌های ۴۱ تا ۴۳ است. بهار ۴۴ کتاب «شب‌های نیمکتی…» منتشر شد. من اصلاً فکر نمی‌کردم کار مدرنی انجام می‌دهم. اصلاً مسخره‌است که آدم فکر کند که می‌خواهد کار مدرنی انجام دهد. کار خودم را انجام می‌دادم و به همین دلیل هم کتاب دوم من، با کتاب اول متفاوت است. اصلاً این حرف که چون این سبک را پیدا کرده‌ام به آن بچسبم و فقط در این زمینه کار کنم، به نحوی بی‌وجه‌است. مسئله این است که تو به چه مسیری می‌روی و این مسیر کجاست. من اصلاً پایبند به هیچ دستاوردی نیستم. این دستاوردها می‌توانند افزوده شوند. اما نمی‌توانند تثبیت شوند. این اتفاق باز هم نوعی [[دگماتیسم]] یا سنت‌گرایی است. من سعی می‌کنم هر لحظه نکتهٔ نویی را پیدا کنم و یک لحظه توقف هم بی‌معنی است. مسئله این است که من چگونه می‌توانم یک جریان حرکتی را در خودم شکل دهم. مهم‌ترین مسئله این است که با خود صادق باشیم. به خارج از خود متعهد بودن، معنا ندارد. چون وقتی این مجموعه منتشر شده، خارج از من است. حالا چون به من گفته‌اند شاعر [[شعر موج نو|موج نو]]، من باید به آن متعهد باشم؟ من این مجموعه را به عنوان یک جوشش درونی و البته وابسته به تمام عناصر یک تفکر مدرن منتشر کرده‌ام. این تفکر مدرن نه به یک دانش نقاشانه، بلکه به یک تفکر نقاشانه وابسته‌است. نقاشی فقط یک هنر نیست؛ نقاشی نوعی جهان‌بینی است. نقاشی جهان را به یک متن بصری تبدیل می‌کند. این یک نوع تفکر است. آنچه که ''[[واسیلی کاندینسکی|کاندینسکی]]'' می‌گوید که نور چگونه با شدت رنگ‌ها و تضاد رنگ‌ها و تخالف و حتی شدت هماهنگی رنگ‌ها می‌توانی جهان آفرینی کنی. نه این که از جهان تقلید کنی. در عین حال برای ما مطرح بود که شعر فقط احساس‌گرایی نیست.<ref>{{پک|اصلانی|منصوری|۱۳۹۰|ف=دیدن جهان مرا منقلب می‌کند|ک=روزنامهٔ اعتماد|ص=}}</ref>}}
 
''اصلانی'' بعدتر از شعر به [[سینمای موج نو]] رفت. نیمهٔ اول دههٔ ۵۰ (۱۳۵۴) در کتاب «[[بر تفاضل دو مغرب]]» جریان موج نو را ناامید کرد و در «[[سوگنامه سال‌های ممنوع|سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]]» (۱۳۵۷) به‌طور کلی از بوطیقای کتاب نخست خود سر باز زد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref> طرح جلد مجموعه شعر دوم ''اصلانی'' «بر تفاضل دو مغرب» طرح سنتی‌ای از در [[مسجد کبود یزد]] است.<ref name=":0"/> او خود معتقد است:
 
{{نقل قول|اما گروهی که به عنوان [[شعر موج نو]] می‌شناسند، دو سال بعد از این کتاب شکل گرفت. ما در سال ۴۵ با نام «موج نو» مواجه شدیم. این شعرها محصول سال‌های ۴۱ تا ۴۳ است. بهار ۴۴ کتاب «شب‌های نیمکتی…» منتشر شد. من اصلاً فکر نمی‌کردم کار مدرنی انجام می‌دهم. اصلاً مسخره‌است که آدم فکر کند که می‌خواهد کار مدرنی انجام دهد. کار خودم را انجام می‌دادم و به همین دلیل هم کتاب دوم من، با کتاب اول متفاوت است. اصلاً این حرف که چون این سبک را پیدا کرده‌ام به آن بچسبم و فقط در این زمینه کار کنم، به نحوی بی‌وجه‌است. مسئله این است که تو به چه مسیری می‌روی و این مسیر کجاست. من اصلاً پایبند به هیچ دستاوردی نیستم. این دستاوردها می‌توانند افزوده شوند. اما نمی‌توانند تثبیت شوند. این اتفاق باز هم نوعی [[دگماتیسم]] یا سنت‌گرایی است. من سعی می‌کنم هر لحظه نکتهٔ نویی را پیدا کنم و یک لحظه توقف هم بی‌معنی است. مسئله این است که من چگونه می‌توانم یک جریان حرکتی را در خودم شکل دهم. مهم‌ترین مسئله این است که با خود صادق باشیم. به خارج از خود متعهد بودن، معنا ندارد. چون وقتی این مجموعه منتشر شده، خارج از من است. حالا چون به من گفته‌اند شاعر [[شعر موج نو|موج نو]]، من باید به آن متعهد باشم؟ من این مجموعه را به عنوان یک جوشش درونی و البته وابسته به تمام عناصر یک تفکر مدرن منتشر کرده‌ام. این تفکر مدرن نه به یک دانش نقاشانه، بلکه به یک تفکر نقاشانه وابسته‌است. نقاشی فقط یک هنر نیست؛ نقاشی نوعی جهان‌بینی است. نقاشی جهان را به یک متن بصری تبدیل می‌کند. این یک نوع تفکر است. آنچه که ''[[واسیلی کاندینسکی|کاندینسکی]]'' می‌گوید که نور چگونه با شدت رنگ‌ها و تضاد رنگ‌ها و تخالف و حتی شدت هماهنگی رنگ‌ها می‌توانی جهان آفرینی کنی. نه این که از جهان تقلید کنی. در عین حال برای ما مطرح بود که شعر فقط احساس‌گرایی نیست.<ref>{{پک|اصلانی|منصوری|۱۳۹۰|ف=دیدن جهان مرا منقلب می‌کند|ک=روزنامهٔ اعتماد|ص=}}</ref>}}
 
با این حال، چند شعر از «شب‌های نیمکتی، روزهای باد» از بهترین‌های [[شعر موج نو]] در ادبیات معاصر ایران قلمداد می‌شود. او خود در یکی از موفق‌ترین اشعار این کتاب (و یکی از بهترین شعرهای شعر نوین) با عنوان «اگر نمی‌فروختیم ـ اگر نمی‌فروختم» گفت: باش/ باغی باش/ در ترکیدن/ و من/ از این فراز به سخره گرفته/ آرام سوت می‌زنم.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
انتشار سه مجموعه شعر «شب‌های نیمکتی، روزهای باد» (۱۳۴۴)، «بر تفاضل دو مغرب» (۱۳۵۴) و «سوگنامهٔ سال‌های ممنوع» (۱۳۵۷) همراه با دو منظومهٔ بلند که در آن سال‌ها در [[جنگ طرفه]] منتشر شده بود و همچنین شعرهای کوتاهی که تا کنون به چاپ نرسانده از جمله فعالیت‌های وی در عرصهٔ شعر معاصر است.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
۵۶

ویرایش