باز کردن منو اصلی

تغییرات

۲۱٬۲۹۱ بایت حذف‌شده ،  ۳ ماه پیش
46 ویرایش خرابکارانهٔ Vahidmilani92 (بحث) به آخرین ویرایش HujiBot خنثی‌سازی شد. (توینکل)
{{لحن نامناسب}}
 
{{جعبه اطلاعات شاعر و نویسنده
| نام = محمدرضا اصلانی
| تصویر =محمدرضاMohammad اصلانیreza aslani (cropped)-2.jpg
|انداره تصویر =300px
| توضیح تصویر =محمدرضا اصلانی درمراسم خاکسپاری [[زاون قوکاسیان]]
| نام اصلی =
| زمینه فعالیت =[[فیلمسازنویسنده]]، [[شاعر]]، [[گرافیست]]کارگردان ، [[هنرپژوهفیلم|کارگردان]]، [[نظریه‌پرداز هنریمستندساز]]
| ملیت = [[ایرانی‌ها|ایرانی]]
| تاریخ تولد =۱۳۲۲
| تاریخ مرگ =
| محل مرگ =
| محل زندگی = [[تهران]]
| مختصات محل زندگی =
| مدفن =
|سال‌های نویسندگی =
|سبک نوشتاری =
|کتاب‌ها =[[دگرخوانی سینمای مستند]]، [[هستیِ آیینه]]
|مقاله‌ها = https://www.noormags.ir/view/fa/creator/201813
 
|مقاله‌ها = https://www.noormags.ir/view/fa/creator/201813
 
http://ensani.ir/fa/article/author/36919
|نمایشنامه‌ها =
|فیلم‌نامه‌ها =
|دیوان اشعار =
|دیوان اشعار =[[شب‌های نیمکتی]]، [[بر تفاضل دو مغرب]]، [[سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]]، [[بنفش‌تر از خود با خیایان‌های خاموش]]، [[هزار باده هزار باد در هزاره‌های شب تو بر تو]]
|تخلص =
|فیلم (های) ساخته بر اساس اثر(ها)= [[شطرنج باد]]، [[آتش سبز]]
| همسر = [[سودابه فضائلی]]
| شریک زندگی =
| فرزندان = [[امین اصلانی]]، [[گیتا اصلانی]]، [[نرگس اصلانی]]
|تحصیلات =
|تحصیلات =لیسانس نقاشی ، فارغ التحصیل دوره ی «سینما» وزارت فرهنگ و هنر ؛ گواهی‌نامه هنری درجه ۱ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (معادل دکتری)
|دانشگاه =[[دانشگاه هنرهای تزئینی]] (دانشگاه هنر فعلی)
|حوزه =
|شاگرد =
|استاد =[[فریدون رهنما]]، [[مصطفی فرزانه]]، [[لیلیت تریان]]
|علت شهرت =
| تأثیرگذاشته بر =
| وبگاه =
| imdb_id = ۱۱۷۰۲۴۱
| soure_id =۱۳۸۱۱۲۱۹۰۶۰۵
| جوایز اسکار =
| جوایز آفی =
| naacpimageawards =
| جوایز فیلم ملی =
| جوایز ساگه =
| سایت =https://www.instagram.com/mohammadreza_aslani_poet
| جوایز تونی =
| جوایز سیمرغ بلورین =
}}
 
'''محمدرضا اصلانی''' (شاعر، سینماگر و هنرپژوه) متولد سال ۱۳۲۲ در رشت و فارغ‌التحصیل رشتهٔ نقاشی از دانشگاه هنرهای تزئینی (دانشگاه هنر فعلی) است ؛ وی بعد از فارغ التحصیل شدن از دوره ی دوساله ی سینما در وزارت فرهنگ و هنر (تشکیل شده در 1344-1345 ، به همّت و ریاستِ [[مصطفی فرزانه]]) به کارِ سینما پرداخت.
اصلانی در تجربه فرهنگی گستره و بزرگ خود، گوناگونی شگفت‌انگیزی از مهارت‌های فکری و هنری را گرد آورده‌است. او در نیم دهه ۴۰، همزمان با آغاز به فعالیت رادیو تلویزیون ملی ایران همکاری خود را با این مؤسسه زیر نظر [[فریدون رهنما]] در فعالیت‌های گرافیک و فیلمسازی آغاز کرد و از همان ابتدا در آثار خویش هم خبر از تأثیر گزاری اسطوره‌ها و تاریخ ایران را نشان می‌داد و هم یک نوآوری کاملاً پیشتر از زمانه اش ؛ محمدرضا اصلانی اولین آرمِ سازمانِ تلوزیون ملّی ایران است. این همان دوره ای است که اصلانی بیشتر از سر تصادف از نقاشی به سوی سینما کشیده شد، در حالی که ادبیات و علاقه به آثار ادبی کهن ایرانی از نوجوانی با او بود. گرایش او به سینما همچون ادبیات از ابتدا رنگ و بویی بروشنی از عرفان داشت. در حقیقت، آشنایی او با فلسفه و هنر غرب که بسیار زود و از همان دوران جوانی انجام گرفت و او را با فلسفه اگزیستانسیالیستی، با سینمای موج نو فرانسه و هنر نقاشی کلاسیک ومدرن اروپایی آشنا کرد، با پیشینه آشنایی او با ادبیات کلاسیک ایران ترکیب شد و تا به امروز با او باقی ماند به صورتی که اثر این فرایند را بر تقریباً تمام کارهای وی می‌توان دید. در سینمای اصلانی از نخستین فیلمش [[جام حسنلو]](۱۳۴۶)، فیلمی نمایش داده شده در [[سینماتک فرانسه]] و تحسین شده توسطِ [[هانری لانگ لوا]]؛ که در سال ۱۳۹۴ توسطِ فیلمساز دوباره ساخته شد، تا [[شطرنج باد]](۱۳۵۵)، [[چیغ]](۱۳۷۵) و تا واپسین فیلم‌هایش: [[تهران ، هنر مفهومی]](۱۳۸۷)و [[آتش سبز]] (۱۳۸۶)، یک خط منسجم فکری را در زمینه فلسفه، احساس شاعرانه و استفاده از سینما به مثابه ابزاری برای بیان فلسفی - شاعرانه می‌توان مشاهده کرد. جایگاه اصلانی در فرهنگ و هنر ایران در طول پنجاه سال کار فعال او هرگز نه تنها قطع نشد بلکه یک پیوستار کامل را رقم زده‌است که گویای جایگاهی برای عاشق به فلسفه و احساس و زیباشناساسی است. این حس‌ها را اصلانی از یک سو به فیلم‌هایش منتقل می‌کند و از سوی دیگر، با این کار گویی به دنبال آن نیز هست که هویتی بسازد که برای خمیر مایه آن از تاریخ و شعر و [[اسطوره‌شناسی]] ایرانی در عمیق‌ترین معنای آن، بهره می‌گیرد؛ هویتی در خور ایرانی که به گمان او، امروز تاریخ وهویت خود را گم کرده‌است. اما اصلانی این کار را با همان فاصله ای از خودباختگی در برابر غرب انجام می‌دهد که با دوری جستن از توهمات ملی گرایانهٔ سطحی. از این رو حتی هنگامی که وی به ساختن مجموعه‌هایی برای تلویزیون نیز دست می‌زند همچون [[سمک عیار]](۱۳۵۳)، [[منطق الطیر]](۱۳۸۰) رد پای عرفان از یک سو و مدرنیسم روشنفکرانه و فلسفه غرب از سوی دیگر در کار او برجسته هستند. سینما و شعر اصلانی مخاطبان گسترده را هدف نمی‌گیرد؛ سینمای صنعتی را نفی نمی‌کند اما آن را کار خود نمی‌داند و در سینما هنری همچون نقاش یا شاعر، مستقل از جریاناتِ بدنه کار می‌کند.
انتقادی که اصلانی دائماً نسبت به تاریخ فرهنگ ما در دوران مدرن دارد، نیز در همین است که این تاریخ یا بهتر بگوییم این نا-تاریخ از ده ۱۳۴۰، به شدت تحت تأثیر حوزه سیاسی به سوی تقویت کردن سلایق پیش پا افتاده و حتی یک لومپنیسم و ابتدال هدایت شده‌است، بدون آنکه فرصتی به هنر ارزشمند و عمیق برای عرضه اندام بدهد. در ابتدای انقلاب ۱۳۵۷، فیلم [[کودک و استثمار]] (۱۳۵۸–۱۳۶۰) یکی از بهترین نمونه‌های فیلم مستند است که رویکردهای انسان گرایانه و عدالت خواهانه اصلانی در آن به خوبی مشهود است. سینمای اصلانی و کمتر از آن شعر و فلسفه او به صورت گسترده‌ای در ادبیاتی که وی به صورت مستقیم از خلال انتشار کتاب‌هایش به ویژه مهمترینِ آنها [[دگر خوانی سینمای مستند]] ، منتشر کرده قابل دنبال کردن است و شاید بتوان گفت که او از جمله نادرفیلمسازانی است که به حضور رسانه ای در قالب اندیشمندانه و در متون روشنفکرانه اهمیت بسیار زیادی می‌داده‌است. تجربه اصلانی به مثابه ناشر در [[نشر نقره]] در دهه ۱۳۶۰ ، بدون شک در این زمینه مؤثر بوده‌است. در سالِ 1394 ، گوهینامه ی هنری درجه 1 (معادل دکتری) توسط وزارت فرهنگ و هنرِ اسلامی به وی اعطا شد.
محمد رضا اصلانی، یکی از شخصیت‌های مورد پژوهش در پروژه انسان‌شناسی تاریخ فرهنگ مدرن ایران بوده‌است و یک مصاحبه بسیار طولانی از او و چندین مصاحبه تصویری از وی در اختیار سایتِ انسان‌شناسی و فرهنگ است ؛ برای مشاهده صفحه محمد رضا اصلانی در پروژه انسان‌شناسی تاریخی فرهنگ ایران مدرن، می‌توانید به لینک زیر مراجعه کنید: http://anthropology.ir/cultural-history/822
 
== چند نقل قول دربارهٔ محمدرضا اصلانی ==
-[[اکبر عالمی]]
 
به گزارش روابط عمومی جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت، اکبر عالمی در ابتدای آیین رونمایی از کتاب «دگر خوانی سینما مستند» پنج شنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۴ در سالن شماره ۳ سینما فلسطین، گفت: «اگر فرانسوی‌ها به ژان کوکتو هنرشناس و فیلم‌ساز خلاق خود می‌بالند بنده به عنوان معلمی که ۴۲ سال در دانشگاه تدریس کرده‌ام به محمدرضا اصلانی می‌نازم که بدون اغراق برای اینجانب اقیانوس خرد و تفکر است.»
وی با بیان اینکه اگر بخواهی فیلم بسازی، سخن بگویی و عقل و خرد خود را ارتقاء دهی باید خوب ببینی و بشنوی، افزود: «اصلانی از جمله هنرمندانی ایرانی است که تمام این خصیصه‌ها را دارد.»
این استاد دانشگاه ادامه داد: «کتاب اصلانی هیچ شباهتی با کتاب‌های دیگری که تا به حال خوانده و در دانشگاه درس داده‌ام، ندارد. تنوع حیرت‌انگیز در صفحات و فصل‌های کتاب نشان می‌دهد او از هیچ منبع خارجی ای حتی به اندازه یک کلمه، استفاده نکرده‌است.»
عالمی در ادامه به شاگردان اصلانی اشاره کرد و گفت: «سرمایه‌های واقعی ایران نه گاز است، نه نفت و نه چیزهای شبیه به آن، بلکه سرمایه واقعی ما شاگردان استاد اصلانی و جوانان با فکر هستند که آینده کشور به دست آنها ساخته خواهد شد.»
 
-[[خسرو سینایی]]
 
به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در مراسم بزرگداشت محمدرضا اصلانی که شامگاه ۲۱ دی‌ماه ۱۳۹۲ در خانه هنرمندان برگزار شد، مجید سرسنگی مدیرعامل خانه هنرمندان از محمدرضا اصلانی به عنوان چهرهٔ فرهیخته و خلاق یاد کرد و برگزاری این برنامه را در خانه هنرمندان به عنوان ادای دینی به پاس یک عمر تلاش‌های هنری و فرهنگی این فیلمساز و شاعر توصیف کرد. در این مراسم خسرو سینایی متنی را خطاب به محمدرضا اصلانی خواند و تصریح کرد: صحبت دربارهٔ محمدرضا اصلانی به شناخت بسیاری نیاز دارد و برای این‌که سطحی سخن نگویم مجدداً برخی از آثار این فیلم‌ساز را دیدم.
این کارگردان یادآور شد: در ۵۰ سال اخیر دور و نزدیک از هم کار کرده‌ایم. نخستین‌بار چهل سال پیش در یکی از اتاق‌های تدوین وزارت فرهنگ و هنر سابق، محمدرضا اصلانی را دیدم که با همراهی منوچهر طیاب در کار ساختن نخستین اثرش بود. در واقع اولین‌بار محمدرضا اصلانی ریتم کُند را در سینمای ایران مطرح کرد و بعدها به نام دیگران ثبت شد. بنده به محمدرضا اصلانی احترام می‌گذارم زیرا هر بار که شاهد رفتار این هنرمند و آثارش بودم هیچ‌گاه دانش، شعور و سلیقه مخاطب را دست کم نگرفته‌است.
این سینماگر با تشریح و تعریف «فن و ایگو»، همچنین رابطهٔ آن‌ها تصریح کرد: محمدرضا اصلانی از آن دست سینماگرانی است که از فن و مهارت‌های سینما و هنری برای تبیین ایگ؛ و و فردیتش بهره می‌گرفت. ایگو همواره ایشان را به عنوان کسی می‌شناختم که ذهن و ضمیر خویش را از تاریخ، ادبیات، فلسفه انباشته‌است و بازتاب این همه فهم و دانش در فیلم‌ها و دیگر آثارش به وضوح دیده می‌شود، از این رو معتقدم مخاطب ناگزیر است که با دقت و تأمل بیش‌تری آثار اصلانی را دنبال کند.
وی ادامه داد:متأسفانه در روزگاری که بسیاری خوشحال‌اند، از شناخت ژان لوک گدار اما خود را بی‌نیاز از شناخت محمدرضا اصلانی می‌دانند که پنجاه سال است کار می‌کند، این‌جای تأسف دارد. به اعتقاد بنده تنها گناه محمدرضا اصلانی این بود که هم‌رنگ جماعت نشد و تسلیم سلیقه‌های نازل بازار نشد و همواره با حفظ استقلال کار خودش را کرد.
خسرو سینایی در بخش دیگری از صحبت‌هایش با یاد کردن از فیلم‌های «[[شطرنج باد]]»، «[[چیق]]»، «[[آتش سبز]]» به طرح دیدگاه‌هایش دربارهٔ این آثار از محمدرضا اصلانی پرداخت و تصریح کرد: وقتی که اصلانی فیلم «[[تهران هنر مفهومی]]» را ساخت بنده به او غبطه خوردم و از خودم پرسیدم، چرا چنین فیلمی را نساختم، البته هرگز حسادت نکردم. سال‌ها فکر می‌کردم فیلمی بلند بسازم که چون اثری موسیقایی باشد و اصلانی در این فیلم به آن ایده دست پیدا می‌کند.
 
-[[محمدرضا درویشی]]
 
به گزارش ایسنا، در مراسم بزرگداشت محمدرضا اصلانی که شامگاه ۲۱ دی‌ماه ۱۳۹۲ در خانه هنرمندان برگزار شد، محمدرضا درویشی از دوستان و همکاران اصلانی از این هنرمند به عنوان فیلم‌ساز، شاعر، نویسنده، مترجم، متفکر و روشنفکر یاد کرد و در بخش‌های دیگری از صحبت‌هایش با برشمردن خصلت‌ها و ویژگی‌های روشنفکر تأکید کرد: محمدرضا اصلانی در شمار معدود روشنفکرهایی است که تمرکز و تعمق خاصی در جهان خیال و واقعیت دارد. او در پنجاه سال کار هنری‌اش بر لبه تیغ این جهان لغزنده حرکت کرده‌است.
او در بخش دیگری از صحبت‌هایش با مرور بر مفهوم مجاز و حقیقت در آموزه‌های فرهنگ عرفانی ایران دربارهٔ فیلم «تهران هنر مفهومی» تصریح کرد: اصلانی در این فیلم پی باز تولید شهر نیست بلکه سعی می‌کند صورت‌های مجازی و بازتاب‌های تهران را در آینه‌ها دنبال کند و از رهگذر این تلاش مخاطب را به چالش می‌کشد و این منظر و نگاهی که تقابل مجاز و حقیقت را پیش می‌کشد نه فقط تفکر محمدرضا اصلانی بلکه یک جهان‌بینی ریشه‌دار در حکمت و عرفان ایرانی است.
 
-[[محمدعلی سپانلو]]
 
به گزارش ایسنا، در مراسم بزرگداشت محمدرضا اصلانی که شامگاه ۲۱ دی‌ماه ۱۳۹۲ در خانه هنرمندان برگزار شد، محمدعلی سپانلو گفت: دربارهٔ شخصیت پیچیده و خلاق محمدرضا اصلانی می‌توان بسیار سخن گفت. نیم قرن از آشنایی ما می‌گذرد، نیم قرن پیش محمدرضا اصلانی با نخستین کتابش به تهران آمد و آل‌احمد دربارهٔ آن اثر مقاله نوشت.
این شاعر با مروری بر زمینه‌های فرهنگی، تربیتی این فیلم‌ساز تصریح کرد: محمدرضا اصلانی در آن سال‌هایی که فیلم «سمک عیار» را در تلویزیون ساخت علی‌رغم این‌که، تلویزیون محدودیت‌های خاص خودش را داشت و دارد اما به تلویزیون باج نداد و آنچه را که می‌خواست خلق کرد و این ویژگی در همهٔ فعالیت‌های هنری، ادبی اصلانی دیده می‌شود. به اعتقاد بنده کاری را که اصلانی پنجاه سال پیش شروع کرد حالا زبان بخشی از سینمای نسل جوان‌تر شده‌است و همان‌طور که آندره مارلو می‌گفت باید داستان‌هایی نوشته شود تا آیندگان براساس آن‌ها زندگی کنند؛ به معنایی این اتفاق و تأثیر سینمای اصلانی بر جوان‌ترها دیده می‌شود. در بخش‌هایی دیگر بنده اما فکر می‌کنم که جامعه ایرانی بیش‌تر مثل رمان‌های اسماعیل فصیح زندگی می‌کند. تفکر هنری، فلسفی در ذهن و آثار اصلانی در هم آمیخته‌است وبی‌جهت نیست که برنامهٔ بزرگداشتش عنوان کاشف از یاد رفته‌ها گرفته‌است.
سپانلو به تجربه همکاری‌اش با اصلانی در فیلم «تهران هنر مفهومی» پرداخت و تصریح کرد: محمدرضا اصلانی گفتار فیلم را بر اساس شعرهای انتخابی از بنده تنظیم کرد و معتقدم که اصلانی در این فیلم نگاهی خلاقانه دارد و اثری ماندگار را خلق کرده‌است.
 
-[[ناصر فکوهی]]
 
سینمای اصلانی یا بهتر است بگویم تجربه هستی شناختی اصلانی در قالب سینما، شاید بیشتر از هر کارگردانی که می‌شناسم، تجربه ای ساختار گرایانه است و فیلم‌هایش هرچند رساله‌های فلسفی – شاعرانه هستند، اما شکل و محتوایی دارند که به قول لوی استروس گویی برای یک پارتیسیون ارکستر نوشته شده باشند. فیلم‌های اصلانی بر اساس روایت چند صدایی پیش می‌رود که هم در تصاویر، هم در موسیقی و هم در صدا به یک موسیقی جند صدایی یا پولی فونیک شباهت دارد. وقتی بسیاری از تک خوانی‌های آتش سبز یا تهران هنر مفهومی را می‌شنویم، گویی در حال شنیدن قطعه ای در قالب یک فوگ چند صدایی از باخ هستیم. یک قطعه پولی فونیک که می‌تواند مهیب، هراس آور، مأیوس کننده همچون در تهران هنر مفهومی باشد، یا لطیف و پر احساس همچون در آتش سبز. اما این لایه‌های متعددی که برهم می‌نشینند. این تصاویری که به یکدیگر ختم می‌شوند تا در یکدیگر آغاز شوند. همگی گویای تجربه ای بی مانند هستند که برای من سینمای اصلانی را تبدیل به نوعی ساختار بسیار پیچیده از ترکیب خودآگاهی و ناخودآگاهی در معنای لاکانی این رویکرد، میان نقاشی، سینما، شعر، فلسفه و موسیقی، می‌کند؛ بنابراین باز هم سئوال خود را تکرار می‌کنیم که ایا اصلانی فیلم می‌سازد یا فیلم را تجربه می‌کند؛ که برایم پاسخ بدون شک در دومین گزاره است.
(منبع: http://anthropology.ir/article/31098.html)
 
 
== آثار سینمایی ==
- (۱۳۴۶) [[جام حسنلو و داستان کسی که می‌پرسد]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان (به تهیه‌کنندگی [[فریدون رهنما]])
 
- (۱۳۴۸) [[بَدبَده و داستان پسری که می‌پرسد]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان (بر اساس داستانی از [[حسین رسائل]])
 
- (۱۳۴۹) [[غربت الغربیه]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۵۰) [[جامع فهرج]] / فیلمنامه نویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۵۰) [[جامع تاریخانه]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۵۰) سوزن بان / فیلمنامه نویسنده (کارگردانیکارگردان: [[منوچهر طیاب]])
 
- (۱۳۵۱) میراث باستانی / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۵۱) [[سوی شهر خاموش]] / فیلمنامهنویسنده (کارگردانیکارگردان: [[منوچهر طیاب]])
 
- (۱۳۵۱) [[اون شب که بارون اومد]] / نویسندهٔ گفتار فیلم (کارگردانیکارگردان: [[کامران شیردل]])
 
- (۱۳۵۱) [[صبح روز چهارم]] / فیلمنامهنویسنده (کارگردانیکارگردان: [[کامران شیردل]])
 
- (۱۳۵۲) [[تنگنا (فیلم ۱۳۵۲)|تنگنا]] / فیلمنامهنویسنده (کارگردانیکارگردان: [[امیر نادری]])
 
- (۱۳۵۲) [[مغول‌ها (فیلم)|مغول‌ها]] / فیلمنامهنویسنده (کارگردانیکارگردان: [[پرویز کیمیاوی]])
 
- (۱۳۵۲) [[چنین کنند حکایت]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان (بر اساس داستانی از [[اسماعیل نوری اعلا]] - فیلمنامه نویسانِنویسندگان همکار: [[کامران شیردل]] و [[مهرداد فخیمی]])
 
- (۱۳۵۳) [[مش اسماعیل]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۵۳) سریال [[سمک عیار (مجموعه تلویزیونی)|سمک عیار]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان (براساس رمان «[[سمک عیار]]» نوشتهٔ فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله الکاتب الارجانی در سدهٔ ششم هجری)
 
- (۱۳۵۴) [[ابوریحان بیرونی (فیلم ۱۳۵۴1354)|ابوریحان بیرونی]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۵۴) [[مرثیه (فیلم ۱۳۵۴)|مرثیه]] / فیلمنامهنویسنده (کارگردانیکارگردان: [[امیر نادری]])
 
- (۱۳۵۵) [[باغ سنگی (فیلم)|باغ سنگی]] / فیلمنامهنویسنده (کارگردانیکارگردان: [[پرویز کیمیاوی]])
 
- (۱۳۵۵) [[شطرنج باد]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۵۸–۱۳۵۹) [[کودک و استثمار]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۷۵) [[چیغ (فیلم)|چیغ]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۷۵) [[دلِ جهان]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۷۶–۱۳۷۷) سریال [[غبار نور]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۷۸) [[واقعه کربلا به روایت تاریخ طبری]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۸۰) سریال منطق الطیر / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۸۵) [[خاطرات یک ۷۵ ساله]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۸۶) [[آتش سبز]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۸۹) [[دست‌های هگمتانه]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۹۰) گنج روان / فیلمنامهنویسنده (مشترک با [[امین اصلانی]]) و تهیه‌کنندگیتهیه‌کننده (کارگردانیکارگردان: [[امین اصلانی]])
 
- (۱۳۹۰) [[تهران: هنر مفهومی]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
 
- (۱۳۹۲) [[باد بر باغ نظر]] / فیلمنامهنویسنده (کارگردانیکارگردان: پویان کاظمی)
 
- (۱۳۹۷) [[خانه‌ای به وسعت آگاهی]] / فیلمنامهنویسنده و کارگردانیکارگردان
- (۱۳۹۳) [[جام حسنلو]](بازسازیِ فیلمِ ساخته شده در 1346) / فیلمنامه و کارگردانی
 
- (۱۳۹۷) [[خانه‌ای به وسعت آگاهی]] / فیلمنامه و کارگردانی
 
- (۱۳۹۸) [[درخت بنفش]] / فیلمنامه (مشترک با [[امین اصلانی]] اقتباسی از داستانِ «درخت بنفش» نوشته ی [[سودابه فضائلی]]) (کارگردانی: [[امین اصلانی]])
 
== تالیفات منتشر شده ==
- (۱۳۵۷) دفتر شعر: [[سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]] / شرکت انتشارات زردیس
 
- (۱۳۷۸–۱۳۸۹) [[آراء و نظریات سینمایی: [[دگرخوانیِ سینمایِ مستند]] / نشر رونق؛ مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی
 
شامل: طرح و تشریح ماهیت فلسفی، ادبی و زیبایی شناختی سینما است. «دگرخوانی» پس از کتاب «واقعیت گرایی فیلم» نوشته فریدون رهنما به سال ۱۳۵۰، دومین کتاب تألیفی به قلم یک سینماگر ایرانی است که به تفکر و بازاندیشی در بنیان‌های نظری سینما می‌پردازد.
 
- (۱۳۹۷) گفتگو با محمدرضا اصلانی: [[هستیِ آیینه]] (به اهتمام آرش سنجابی) / نشر اختران
- (۱۳۹۱) مجموعهٔ شعر: [[بنفش‌تر از خود با خیایان‌های خاموش]] / نشر مروارید
 
- (۱۳۹۷) گفتگو با محمدرضا اصلانی: [[هستیِ آیینه]] (به اهتمام آرش سنجابی) / نشر اختران
شامل: مجموعهٔ گفت و گو دربارهٔ کارنامه و آراء و نظرات هنری محمدرضا اصلانی
 
- (۱۳۹۸) منظومهٔ بلند شعر: [[هزار باده هزار باد در هزاره‌های شب تو بر تو]]/ نشر رشدیه.
 
== در زمینهٔ شعر ==
جامعهٔ هنری ایران در ابتدا ''محمدرضا اصلانی'' را با اشعارش شناخت.<ref name=":0" /> او از شاعران فعال و مطرح [[شعر موج نو|موج نویی]] دههٔ چهل بود که اشعارش امیدی در میان هواداران شعر مدرن برانگیخته بود. ''اصلانی'' از جمله کسانی بود که بعدها بیانیهٔ [[شعر حجم]] - شکل به‌سامان‌رسیدهٔ [[شعر موج نو|موج نو]] - را تحت نظر [[یدالله رؤیایی]] امضاء کرد.<ref>{{پک|جواهری گیلانی|۱۳۷۷|ک=تاریخ تحلیلی شعر نو|ج=۳|ص=۲۹۲}}</ref>
 
''محمدرضا اصلانی'' از استعدادهای درخشان [[شعر موج نو|موج نو]] و یکی از شاعران تأثیرگذار بر این جریان است. «[[شب‌های نیمکتی، روزهای باد]]» (۱۳۴۴) در شرایطی منتشر شد که هنوز جسارت چاپ و پخش این نوع شعر معمول نبود. سه سال پیش‌تر، ''[[احمدرضا احمدی]]'' با چاپ مجموعه شعر «[[طرح (مجموعه شعر)|طرح]]» در پانصد نسخه این جریان را شروع کرده بود. پیوستن ''[[فروغ فرخزاد]]'' و ''[[سهراب سپهری]]'' به جریان [[شعر موج نو|موج نو]] هرچند بدون تأیید بود اما شاکلهٔ [[زیبایی‌شناسی]] آثار آنان را تغییر داده بود.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
''محمدرضا اصلانی'' طبق طبقه‌بندی [[اسماعیل نوری‌علاء]] از [[شعر موج نو]] از نثرگرایان اصیل موج نو بود و شعرش از همان خصوصیات عمومی موج نو برخوردار بود.<ref>{{پک|جواهری گیلانی|۱۳۷۷|ک=تاریخ تحلیلی شعر نو|ج=۳|ص=۲۹۲}}</ref>
 
با این وجود، ''اصلانی'' یک شاعر محفلی نبود و چندان ارتباطی هم با این گروه نداشت؛ هرچند که دوست‌شان داشت. در حقیقت، ''اصلانی'' با گروهی از دانشجویان [[دانشکده هنرهای تزئینی|دانشکدهٔ هنرهای تزئینی]] همراه بود و سپس هم جدا شدند؛ در حقیقت همین گروه بودند که کتاب «شب‌های نیمکتی، روزهای باد» را منتشر کردند. این افراد ''[[مهدی سحابی]]''، ''[[حسین رسائل]]''، ''[[منوچهر صفرزاده]]''، ''[[فرشید ملکی]]'' و ''[[قدسی قاضی نور]]'' بودند.<ref>{{یادکرد وب|نام خانوادگی=|نویسنده=|نام=|کد زبان=fa-IR|تاریخ=۲۹ شهریور ۱۳۹۰|وبگاه=فرارو|نشانی=http://fararu.com/fa/news/89675/دیدن-جهان-مرا-منقلب-می‌کند|عنوان=دیدن جهان مرا منقلب می‌کند|بازبینی=2018-05-13}}</ref> به گفتهٔ ''اصلانی'': «نفری صد تومان گذاشتند و این کتاب منتشر شد».<ref name=":0" /> طرح جلد «شب‌های نیمکتی، روزهای باد» هم از ''مهدی سحابی'' بود و این برای اولین‌بار بود که نوشتهٔ نام کتاب، تبدیل به [[گرافیک]] جلد می‌شد. در آن زمان کتابی نبود که چنین طرح جلدی داشته باشد.<ref name=":0" />
 
او که در [[دانشکده هنرهای تزئینی|دانشکدهٔ هنرهای تزئینی]] به‌جای آشنایی با هر نوع هنر کلاسیک، مستقیم به نقاشی مدرن پرداخته بود، به مطالعهٔ کتاب‌های هنر مدرن پرداخت و با آشنایی با معماری مدرن به مفهوم بافت‌ها حساس گشته و چنین نگاهی به جهان مسئلهٔ وی شد.<ref name=":0" /> چیزی که برای وی در آن زمان مسئله بود، علاوه بر [[ایماژیسم|ایماژیست‌های]] انگلیسی و فرانسوی، [[پلاستیسیم|پلاستیسیته]] تصویر بود. وی روی این مسئله کار می‌کرد که یک تصویر چگونه می‌تواند یک فضای ملموس بصری ایجاد کند.<ref name=":0" />
 
زبان شعر ''اصلانی'' هرچند جاهایی پهلو به شعر ''[[احمدرضا احمدی|احمدی]]'' و ''[[فروغ فرخزاد|فرخزاد]]'' می‌زد اما بیان تازه، شفاف و رویکرد به گزاره‌های خبری و بیانی خاص، او را یک سوپر موج‌نویی می‌کرد. در واقع موج نویی‌ها همچون [[واسیلی کاندینسکی|کاندینسکی]] معتقد بودند سبک هر [[نقاش]] (اینجا [[شاعر]]) برحسب سودایی و ضرورتی باطنی که در وجود خود حس می‌کند تعیین می‌شود.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
در کتاب ''اصلانی''، خاصیت موسیقایی [[شعر نیمایی]] پس‌زده شده بود و نوسانات عاطفی شعر ''[[احمدرضا احمدی|احمدی]]'' را نیز نداشت. او زبانِزبان [[روزنامه]] و روزمره را به صورتِ کولاژ ؛ وارده شعرش(و ادبیات فارسی) کرده استآورده ؛بود؛ اما اشکال شاعران دیگر این جریان را نداشت؛ یعنی پایان‌بندی‌های به‌جا و فکرشده داشت؛ سطرهای دچار احساسات و عواطف یک نوع اندیشهٔ خودکار زبانی نمی‌شد و شعر در یک [[کمپوزیسیون]] نقاشانه شکل می‌گرفت.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
با چاپ کتاب او، شاعرانی چون ''[[مهدی اخوان ثالث|اخوان ثالث]]'' [[نوکلاسیسیزم]] تلقی می‌شدند و شرایطی فراهم شد تا صدها شاعر در نیمهٔ دوم دههٔ ۴۰ از مانع شعر در مطبوعات بگذرند. با این حال، در شرایطی که اغلب شاعران [[شعر موج نو|موج نو]] در نوعی خودانگیختگی و جنون می‌سرودند، او به [[تئوری]] دست می‌برد و اعلام سواد می‌کرد. تمام قواعد یک حرکت مدرن در این کتاب مهیا بود: تبدیل [[ایماژ]]های فردی به جمعی، گریز از عاشقانه‌سرایی که در [[شعر موج نو|موج نو]] غالباً تبدیل به [[رمانتیسیسم|رمانتیسیسمی]] سطحی‌نگر می‌شد و دوری از [[کلاسیسیزم]] زبانی (هرچند که از این آخری، در شعرهای بعدتر خود عدول کرد). تعقل او در نقاشی (دانشجوی دانشکده هنرهای تزئینی بود) سبب شد تا حالت [[سوژه]] را به جای کلمه با تصویر ارائه دهد. یعنی همچون [[ایمیژیسم|ایماژیست‌ها]] با یک تصویر، موقعیت‌های مجرد ایجاد می‌کرد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
آدم‌های نسل او (مثل دوستانش: ''حسین رسائل''، ''منوچهر صفرزاده''، ''مهدی سحابی'') با لذات [[فلسفه]] به [[ادبیات]] و [[هنر]] آمده بودند. در نتیجه، هرچند به‌تنهایی ناکام شدند، اما هر یک پازلی از جامعه‌ای ساختند که بعدتر اساس مدرنیسم در فرهنگ ایرانی شد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
''اصلانی'' نخستین‌بار بود که در یک کتاب شعر، به جای بازی با کلمه‌ها (که نزد ''[[احمدی]]'' سابقه داشت) بازی با گزاره‌ها را معمول کرد. یعنی علاوهبریده براخبار رویکردیروزنامه‌ها سمبولیسترا و ایماژیست ، به مثابه ی امرِ تمثیلی از بریده ی اخبارکنار استفادههم کردمی‌چید و با ایجاد یک سیر ایماژیناسیون، شعر می‌ساخت. این نوع سرایش از فرایند اجتماعی جامعه‌ای می‌آمد که در آستانهٔ دهه ۴۰ به علت گریز از سنت، به مدرنیته پناه برده بود. در نتیجه چون مدرنیسم تنها یک پناه بود، گه‌گاه سنت نیز در کار این کسان خاصیتی تلفیقی ایجاد می‌کرد. نوع چینش شعرها، کاغذ خاص و طرح جلد آن از روایتی جدید می‌آمد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
شعر او به علت تغییرات تیپولوژیک نیمهٔ دوم دههٔ ۴۰، همچون شعر ''[[بیژن الهی]]''، ''[[بهرام اردبیلی]]''، ''[[محمود شجاعی]]'' و ''[[پرویز اسلامپور]]'' برای سال‌ها به محاق رفت. یعنی [[ادبیات توده‌ای]]، در دههٔ ۵۰ تبدیل به ادبیات سیاسی شد و [[شعر موج نو|موج‌نویی‌ها]] که مخالف توده‌ای و سیاسی‌شدن شعر بودند، به راه دیگری رفتند.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
''اصلانی'' بعدتر از شعر به [[سینمای موج نو]] رفت. نیمهٔ اول دههٔ ۵۰ (۱۳۵۴) در کتاب «[[بر تفاضل دو مغرب]]» جریان موج نو را ناامید کرد و در «[[سوگنامه سال‌های ممنوع|سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]]» (۱۳۵۷) به‌طور کلی از بوطیقای کتاب نخست خود سر باز زد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref> طرح جلد مجموعه شعر دوم ''اصلانی'' «بر تفاضل دو مغرب» طرح سنتی‌ای از در [[مسجد کبود یزد]] است.<ref name=":0"/> او خود معتقد است:{{نقل قول|اما گروهی که به عنوان [[شعر موج نو]] می‌شناسند، دو سال بعد از این کتاب شکل گرفت. ما در سال ۴۵ با نام «موج نو» مواجه شدیم. این شعرها محصول سال‌های ۴۱ تا ۴۳ است. بهار ۴۴ کتاب «شب‌های نیمکتی…» منتشر شد. من اصلاً فکر نمی‌کردم کار مدرنی انجام می‌دهم. اصلاً مسخره‌است که آدم فکر کند که می‌خواهد کار مدرنی انجام دهد. کار خودم را انجام می‌دادم و به همین دلیل هم کتاب دوم من، با کتاب اول متفاوت است. اصلاً این حرف که چون این سبک را پیدا کرده‌ام به آن بچسبم و فقط در این زمینه کار کنم، به نحوی بی‌وجه‌است. مسئله این است که تو به چه مسیری می‌روی و این مسیر کجاست. من اصلاً پایبند به هیچ دستاوردی نیستم. این دستاوردها می‌توانند افزوده شوند. اما نمی‌توانند تثبیت شوند. این اتفاق باز هم نوعی [[دگماتیسم]] یا سنت‌گرایی است. من سعی می‌کنم هر لحظه نکتهٔ نویی را پیدا کنم و یک لحظه توقف هم بی‌معنی است. مسئله این است که من چگونه می‌توانم یک جریان حرکتی را در خودم شکل دهم. مهم‌ترین مسئله این است که با خود صادق باشیم. به خارج از خود متعهد بودن، معنا ندارد. چون وقتی این مجموعه منتشر شده، خارج از من است. حالا چون به من گفته‌اند شاعر [[شعر موج نو|موج نو]]، من باید به آن متعهد باشم؟ من این مجموعه را به عنوان یک جوشش درونی و البته وابسته به تمام عناصر یک تفکر مدرن منتشر کرده‌ام. این تفکر مدرن نه به یک دانش نقاشانه، بلکه به یک تفکر نقاشانه وابسته‌است. نقاشی فقط یک هنر نیست؛ نقاشی نوعی جهان‌بینی است. نقاشی جهان را به یک متن بصری تبدیل می‌کند. این یک نوع تفکر است. آنچه که ''[[واسیلی کاندینسکی|کاندینسکی]]'' می‌گوید که نور چگونه با شدت رنگ‌ها و تضاد رنگ‌ها و تخالف و حتی شدت هماهنگی رنگ‌ها می‌توانی جهان آفرینی کنی. نه این که از جهان تقلید کنی. در عین حال برای ما مطرح بود که شعر فقط احساس‌گرایی نیست.<ref>{{پک|اصلانی|منصوری|۱۳۹۰|ف=دیدن جهان مرا منقلب می‌کند|ک=روزنامهٔ اعتماد|ص=}}</ref>}}
''اصلانی'' بعدتر از شعر به [[سینمای موج نو]] رفت. نیمهٔ اول دههٔ ۵۰ (۱۳۵۴) در کتاب «[[بر تفاضل دو مغرب]]» جریان موج نو را ناامید کرد و در «[[سوگنامه سال‌های ممنوع|سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]]» (۱۳۵۷) به‌طور کلی از بوطیقای کتاب نخست خود سر باز زد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref> طرح جلد مجموعه شعر دوم ''اصلانی'' «بر تفاضل دو مغرب» طرح سنتی‌ای از در [[مسجد کبود یزد]] است.<ref name=":0" /> او خود معتقد است:
 
''اصلانی'' بعدتر از شعر به [[سینمای موج نو]] رفت. نیمهٔ اول دههٔ ۵۰ (۱۳۵۴) در کتاب «[[بر تفاضل دو مغرب]]» جریان موج نو را ناامید کرد و در «[[سوگنامه سال‌های ممنوع|سوگنامهٔ سال‌های ممنوع]]» (۱۳۵۷) به‌طور کلی از بوطیقای کتاب نخست خود سر باز زد.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref> طرح جلد مجموعه شعر دوم ''اصلانی'' «بر تفاضل دو مغرب» طرح سنتی‌ای از در [[مسجد کبود یزد]] است.<ref name=":0"/> او خود معتقد است:{{نقل قول|اما گروهی که به عنوان [[شعر موج نو]] می‌شناسند، دو سال بعد از این کتاب شکل گرفت. ما در سال ۴۵ با نام «موج نو» مواجه شدیم. این شعرها محصول سال‌های ۴۱ تا ۴۳ است. بهار ۴۴ کتاب «شب‌های نیمکتی…» منتشر شد. من اصلاً فکر نمی‌کردم کار مدرنی انجام می‌دهم. اصلاً مسخره‌است که آدم فکر کند که می‌خواهد کار مدرنی انجام دهد. کار خودم را انجام می‌دادم و به همین دلیل هم کتاب دوم من، با کتاب اول متفاوت است. اصلاً این حرف که چون این سبک را پیدا کرده‌ام به آن بچسبم و فقط در این زمینه کار کنم، به نحوی بی‌وجه‌است. مسئله این است که تو به چه مسیری می‌روی و این مسیر کجاست. من اصلاً پایبند به هیچ دستاوردی نیستم. این دستاوردها می‌توانند افزوده شوند. اما نمی‌توانند تثبیت شوند. این اتفاق باز هم نوعی [[دگماتیسم]] یا سنت‌گرایی است. من سعی می‌کنم هر لحظه نکتهٔ نویی را پیدا کنم و یک لحظه توقف هم بی‌معنی است. مسئله این است که من چگونه می‌توانم یک جریان حرکتی را در خودم شکل دهم. مهم‌ترین مسئله این است که با خود صادق باشیم. به خارج از خود متعهد بودن، معنا ندارد. چون وقتی این مجموعه منتشر شده، خارج از من است. حالا چون به من گفته‌اند شاعر [[شعر موج نو|موج نو]]، من باید به آن متعهد باشم؟ من این مجموعه را به عنوان یک جوشش درونی و البته وابسته به تمام عناصر یک تفکر مدرن منتشر کرده‌ام. این تفکر مدرن نه به یک دانش نقاشانه، بلکه به یک تفکر نقاشانه وابسته‌است. نقاشی فقط یک هنر نیست؛ نقاشی نوعی جهان‌بینی است. نقاشی جهان را به یک متن بصری تبدیل می‌کند. این یک نوع تفکر است. آنچه که ''[[واسیلی کاندینسکی|کاندینسکی]]'' می‌گوید که نور چگونه با شدت رنگ‌ها و تضاد رنگ‌ها و تخالف و حتی شدت هماهنگی رنگ‌ها می‌توانی جهان آفرینی کنی. نه این که از جهان تقلید کنی. در عین حال برای ما مطرح بود که شعر فقط احساس‌گرایی نیست.<ref>{{پک|اصلانی|منصوری|۱۳۹۰|ف=دیدن جهان مرا منقلب می‌کند|ک=روزنامهٔ اعتماد|ص=}}</ref>}}
 
با این حال، چند شعر از «شب‌های نیمکتی، روزهای باد» از بهترین‌های [[شعر موج نو]] در ادبیات معاصر ایران قلمداد می‌شود. او خود در یکی از موفق‌ترین اشعار این کتاب (و یکی از بهترین شعرهای شعر نوین) با عنوان «اگر نمی‌فروختیم ـ اگر نمی‌فروختم» گفت: باش/ باغی باش/ در ترکیدن/ و من/ از این فراز به سخره گرفته/ آرام سوت می‌زنم.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
انتشار سه مجموعه شعر «شب‌های نیمکتی، روزهای باد» (۱۳۴۴)، «بر تفاضل دو مغرب» (۱۳۵۴) و «سوگنامهٔ سال‌های ممنوع» (۱۳۵۷) همراه با دو منظومهٔ بلند که در آن سال‌ها در [[جنگ طرفه]] منتشر شده بود و همچنین شعرهای کوتاهی که تا کنون به چاپ نرسانده از جمله فعالیت‌های وی در عرصهٔ شعر معاصر است.<ref>{{پک|اسدی کیارس|۱۳۹۰|ف=سهم موج نو از محمدرضا اصلانی|ک=روزنامهٔ اعتماد}}</ref>
 
=== دیدگاه‌های شعری ===
وی معتقد است که در آن زمان برای او و هم‌نسل‌هایش [[اگزیستانسیالیسم]] و عدم دیالوگ، یک مسئلهٔ اساسی بود. به باور وی جهانی که به واسطهٔ عدم دیالوگ محکوم شد، نمی‌تواند خودش را مطرح کند. در آن زمان جهان عاشق نبود، خشمگین بود و این خشم به خودی خود در همهٔ هم‌نسل‌هایش وجود داشت و به همین دلیل افرادی شورشی بودند. شورش علیه جامعه، [[دانشکده]] و همه‌چیز. او می‌گوید: «ما اصلاً رفتار عمومی نداشتیم. ما دیگر در بطن خانواده نبودیم، در بطن جامعه بودیم و به همین دلیل می‌توانستیم تک باشیم. این تک بودن و تنها بودن و وجود داشتن یک اصل بنیادی بود و این وجود داشتن در شعر پیاده می‌شد؛ و این که کلمات چگونه بعد بصری ایجاد می‌کنند. در ادبیات ما کلمات بعد بصری ندارند. نه در [[نوول]]‌ها و [[رمان]]‌ها و نه‌در [[شعر]]ها».<ref name=":0" />
 
وی معتقد است بعد بصری شعر تا قبل در کار دیگران تصویری در درون کلمات نیست بلکه در بیرون کلمه‌است و از تصویری بیرون از کلمات گزارش می‌دهد. به همین دلیل تلاش کرد تا در آثار خود نشان دهد خود کلمه می‌تواند در درون خودش تصویر بسازد.<ref name=":0" /> او معتقد است:
 
{{نقل قول|با ساختن تصویر ما جهان دیگری می‌سازیم که با آن می‌توانیم جهان را بفهمیم و جهان را در مقابل یک پرسش قرار می‌دهیم. این پرسش امری اساسی است. به همین دلیل در این شعرها هیچ وقت من اضافه تشبیهی ندارم. کلمات مستقل هستند و خودشان تصویر هستند، یا استعاره کمتر مطرح می‌شود. اینجا استقلال کلمات یک مسئلهٔ بنیادی است و با این استقلال کلمات است که زبان شروع به عیان‌کردن می‌کند. به جای این‌که عواطف عیان شود و در این استقلال کلمات هست که جهان پیدا می‌شود. آنجا یک اعتراف وجودی اتفاق می‌افتد. به این دلیل که زبان در وجود ماست.<ref>{{پک|اصلانی|منصوری|۱۳۹۰|ف=دیدن جهان مرا منقلب می‌کند|ک=روزنامهٔ اعتماد|ص=}}</ref>}}
 
او معتقد است لذت امری ضرورت نیست. لذت از دیدگاه وی در فهم لذتی هست. شناختن، مهم‌تر از لذت بردن است. در شناختن، لذت واقعی هست. وی معتقد است زبان در خودش نوعی ناخودآگاه جمعی دارد که باید آن را کشف کرد.<ref name=":0" />
 
''محمدرضا اصلانی'' در دههٔ ۴۰ حجم وسیعی از شعر فارسی را چه مدرن‌ها و چه شعر کهن را می‌دانست. او در ۱۹ سالگی نصف دیوان حافظ را حفظ بود. در حالی‌که همان زمان الیوت، آراگون می‌خواند؛ با این وجود، با موضوعات آن‌ها درگیر نبود، او به ساختار و زبان آن‌ها علاقه‌مند بود. از سال ۱۳۴۰ تا ۴۲ ''اصلانی'' تلاش کرد شاعرانگی را در روزمرگی کشف کند<ref name=":0" /> و این موضوع را در شعرش انعکاس داد.
 
== فعالیت انتشاراتی ==
در دوره‌ای بین سال‌های ۱۳۶۲–۱۳۷۲ به کار انتشاراتی مشغول می‌شود و [[نشر نقره]] را بنا می‌گذارد. در دوران ناشری‌اش از چاپ دو کتاب با عنوان «شعر به دقیقهٔ اکنون»، مجموعه‌هایی برگرفته از شعر معاصر، حمایت کرد.<ref name=":0" /> از جمله آثار چاپ‌شده در [[نشر نقره]] می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
 
* «[[یی‌چینگ]]، یا، کتاب تقدیرات: کهن‌ترین کتاب حکمت و فال‌نامهٔ چینی»، ''[[آلفرد داگلاس]]''، ۱۳۶۲<ref name="nlai25">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/558707|عنوان=یی‌چینگ، یا، کتاب تقدیرات، کهن‌ترین کتاب حکمت و فالنامه چینی|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «تاریخ تئاتر جهان»، اسکار گروس، براکت، ۱۳۶۳<ref name="nlai4">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/502791|عنوان=تاریخ ت‍ئاتر جهان|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «صد سند از آلمان هیتلری: انگیزه‌های جنگ جهانی دوم»، سرویس اطلاعاتی آلمان، ۱۳۶۳<ref name="nlai13">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/567029|عنوان=صد سند از آلمان هیتلری: انگیزه‌های جنگ جهانی دوم|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «کتاب‌شناسی نگارگری ایران: از آغاز تا هزار و سیصد و پنجاهپنجاه‌ و هفت خورشیدی؛ نقاشی…»، [[محمد گلبن]]، ۱۳۶۳<ref name="nlai16">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/499068|عنوان=کتابشناسی نگارگری ایران، از آغاز تا هزار و سیصد و پنجاه و هفت خورشیدی؛ نقاشی …|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «محاکمهٔ محاکمه‌گران: عاملان کشتار ''[[سیدحسن مدرس]]''، ''[[فرخی یزدی]]''، ''[[تقی ارانی]]''، ''[[سردار اسعد بختیاری]]''»، ''[[محمد گلبن]]''، ۱۳۶۳<ref name="nlai21">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/514970|عنوان=محاکمه محاکمه‌گران: عاملان کشتار سید حسن مدرس، فرخی یزدی، تقی ارانی، سردار اسعد بختیاری|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «''[[بودا]]'' (از مجموعهٔ فیلسوفان بزرگ)»، ''[[کارل یاسپرس]]''، ۱۳۶۴<ref name="nlai3">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/1717198|عنوان=بودا از مجموعه فیلسوفان بزرگ|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «سروانتس»، برونو فرانک، ۱۳۶۴<ref name="nlai9">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/542704|عنوان=سروانتس|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «مجلس تماشاخانه: به‌تربیت‌آوردن دختر تندخوی»، ''[[ویلیام شکسپیر]]''، ۱۳۶۴<ref name="nlai19">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/540199|عنوان=مجلس تماشاخانه: به تربیت آوردن دختر تندخوی|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «هزار پله به دریا مانده‌است»، ''[[احمدرضا احمدی]]''، ۱۳۶۴<ref name="nlai22">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/560463|عنوان=هزار پله به دریا مانده‌استمانده است|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن»، ''[[آلکسی دو توکویل]]''، ۱۳۶۵<ref name="nlai2">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/537256|عنوان=انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «تاریخ جمع قرآن کریم»، ''[[محمدرضا جلالی نائینی]]''، ۱۳۶۵<ref name="nlai5">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/494761|عنوان=تاریخ جمع قرآن کریم|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «شکسپیر در پرتو هنر عرفانی»، مارتین لینگز، ۱۳۶۵<ref name="nlai11">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/547551|عنوان=شکسپیر در پرتو هنر عرفانی|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «شورش عشایری فارس: ۱۳۰۷–۱۳۰۹ ه‍ه. ش»، بابک بیات، ۱۳۶۵<ref name="nlai12">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/572602|عنوان=شورش عشایری فارس: ۱۳۰۷–۱۳۰۹ ه‍ه. ش|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «هفت برگ گل از گلستانه: هفت خط شکسته‌نستعلیق»، [[علی‌اکبر گلستانه]]، ۱۳۶۵<ref name="nlai23">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/577177|عنوان=هفت برگ گل از گلستانه هفت خط شکسته نستعلیق|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «تاریخ لوئی چهاردهم»، ''[[فرانسوا ولتر]]''، ۱۳۶۶<ref name="nlai6">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/544762|عنوان=تاریخ لوئی چهاردهم|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «فارابی و سیر شهروندی در ایران»، [[محمدمنصور فلامکی]]، ۱۳۶۷<ref name="nlai14">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/515936|عنوان=فارابی و سیر شهروندی در ایران|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «[[فتوح البلدان]]، ''[[احمدبن یحیی بلاذری]]''، ۱۳۶۷<ref name="nlai15">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/529782|عنوان=فتوح البلدان|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «گزیدهٔ [[ریگ‌ودا]]: قدیمی‌ترین سرودهای آریائی هند» ، [ویرایش ۲]، ''[[محمدرضا جلالی نائینی]]''، ۱۳۶۷<ref name="nlai17">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/566396|عنوان=گزیده ریگ‌ودا: قدیمیترین سرودهای آریائی هند|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «افسانه سرزمین نیمروز»، ''[[محمود رهبر]]''، ۱۳۶۸<ref name="nlai1">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/529379|عنوان=افسانه سرزمین نیمروز|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «شعر، به دقیقهٔ اکنون»، فیروزه میرزانی (گردآورنده)، ۱۳۶۸<ref name="nlai10">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/567972|عنوان=شعر، به دقیقه اکنون|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «همینگوی»، فرناندا پیوانو، ۱۳۶۸<ref name="nlai24">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/540306|عنوان=همینگوی|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
* «گزیدهٔ سرودهای ریگودا» ، [ویرایش ۳]، ''[[محمدرضا جلالی نائینی]]''، ۱۳۷۲<ref name="nlai18">{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=fa|تاریخ=|وبگاه=سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران|نشانی=http://opac.nlai.ir/opac-prod/bibliographic/894477|عنوان=گزیده سرودهای ریگ‌ودا|بازبینی=2018-05-13}}</ref>
 
== جستارهای وابسته ==
* [[فیلم تجربی]]
* [[شعر موج نو]]
* [[هنرشعر مدرنحجم]]
* [[آتش سبز]]
 
== پی‌نوشت ==