باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
مازندران پرافتخارترین استان ایران در [[بازی‌های المپیک|المپیک]] است. ورزشکاران مازندرانی در [[بازی‌های المپیک|المپیک]]، هفت [[نشان|مدال]] [[مدال طلا|طلا]]، سه [[مدال نقره]] و دو [[مدال برنز]] برای ایران بدست آوردند.<ref>https://www.yjc.ir/fa/amp/news/7016277</ref><ref>http://www.tabnakmazani.ir/fa/news/766874/استان-مازندران-پرافتخارترین-استان-ایران-در-المپیک-است</ref>
 
مازندران از وسعتی معادل ۱٫۴۶ درصد ایران برخوردار است؛ اما قرار گرفتن آن در ساحل جنوبی بزرگترین دریاچه جهان به نام [[دریای مازندران|دریای مازندران (خزر)]] و همجواری با چهار کشور ساحلی این دریا یعنی [[ترکمنستان]]، [[قزاقستان]]، [[روسیه]] و [[جمهوری آذربایجان]] از یک سو و واقع شدن در شمال [[کلان‌شهر]] [[تهران]] <small>(پایتخت ایران)</small> از سوی دیگر، باعث گردیده تا از موقعیت جغرافیایی استراتژیکی برخوردار شود. امتیاز حمل و نقل دریایی با کشورهای همسایه از طریق [[منطقه ویژه اقتصادی]] بنادر [[بندر امیرآباد|امیرآباد]]، [[فریدون‌کنار]] و [[بندر نوشهر|نوشهر]] و اسکله و سکوی نفتی نکا در شرق مازندران، اتصال آن به [[راه‌آهن سراسری ایران]]، وجود فرودگاه‌های بین‌المللی [[فرودگاه بین‌المللی دشت ناز ساری|دشت‌ناز ساری]]، [[فرودگاه نوشهر|نوشهر]] و [[فرودگاه رامسر|رامسر]]، برخورداری از سه جاده شوسه ارتباطی با استان تهران، و اقدام به سرمایه‌گذاری در طرح در دست ساخت [[آزادراه تهران - شمال]] با امکان دسترسی سریع با فاصله کوتاه ۱۲۱ کیلومتر ارتباط تهران ـ مازندران، عبور خطوط بین‌المللی فیبر نوری، شبکه ارتباطی بسیار قوی و گسترده‌ای را در مسیر کریدور بین‌المللی شمال ـ جنوب از [[هلسینکی]] <small>([[فنلاند]])</small>، به بندر لاوان <small>([[روسیه]])</small> تا ساحل دریای خزر فراهم آورده‌است و همچنین دو جاده بین‌المللی [[جاده هراز|هراز]] و [[جاده فیروزکوه|سوادکوه]] در این استان باعث ترددهای بالایی شده‌است. مطالعات باستان‌شناسی در غارهای کمربند و هوتو دزیست انسانی در مازندران را به حدود ۹۵۰۰ پیش از میلاد می‌رساند. مازندران کنونی بخشی از سرزمین گسترده‌تری است که در متون تاریخ از آن با نام ''فراشوراگر'' و ''پتیسخوارگر'' یاد کرده‌اند.<ref>[http://www.ichto.ir/گردشگری-مجازی/agentType/View/PropertyID/72 سازمان میراث فرهنگی ایران - پیشینه مازندران]</ref>
 
دسترسی به زیر ساخت‌های مناسب ارتباطی، به همراه تسهیلات ویژه زیر بنایی آب، برق، فاضلاب و گاز همراه با شرایط آب و هوایی معتدل، اراضی بسیار حاصلخیز، طبیعت گوناگون و مفرح ساحلی، دشتی، جنگلی و کوهستانی مساعد برای توسعه صنعت گردشگری و دسترسی به بازارهای هدف داخلی و خارجی، امکان توسعه سریع را در <span lang="fa" dir="rtl">قالب</span> بخش‌های محوری گردشگری، کشاورزی، صنعتی و تجاری، فناوری اطلاعات و ارتباطات را یکجا در خود گرد آورده‌است. همچنین برخورداری از میراث فرهنگی غنی و بیشترین نرخ دانش آموختگان با تحصیلات دانشگاهی مازندران در میان استان‌های کشور، شرایط مناسبی برای گسترش سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی استان در سطح منطقه شمال و ایران فراهم آورده‌است. مازندران باسوادترین استان کشور است. هم چنین مازندران هر ساله در سطح بالای امید به زندگی در مردان و زنان در کشور قرار می‌گیرد.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده = |نشانی=http://www.tabnak.ir/fa/news/461945/کدام-استان-بیشترین-درصد-باسواد-را-دارد |عنوان=باسوادترین استان کشور کدام است | ناشر =تابناک |تاریخ = ۸ دی ۱۳۹۳|تاریخ بازبینی=هشتم دیماه 1393}}</ref> مازندران یکی از صنعتی‌ترین استان‌های کشور است. مازندران رتبه نخست گردگشرپذیری کشور [[ایران]] در اختیار دارد.<ref>[http://enekaseshomal.com/fullcontent/30758/مازندران-به-رتبه-نخست-جذب-گردشگر-در-سطح-کشور-دست-یافت/# مازندران رتبه اول گردشگری ایران]</ref>
{{پایان شعر}}
 
برخی ریشه نام مازندران را آمیخته‌ای از ماز به معنی بزرگ و نیز میانه، [[ایندیرا]] و آن پس وند مکان دانسته‌اند و در نتیجه عبارت «''مازیندیران''» را به معنی جایگاه [[دیو]] بزرگ، [[ایندیرا]] می‌دانند.[''[[ویکی‌پدیا:نیازمند منبع|نیازمند منبع]]''] گواه آن را هم [[شاهنامه]] دانسته‌اند که در آن از مازندران به عنوان جایگاه [[دیو]] سفید نام برده‌است و نیز [[ایندیرا]] را کوهی دانسته‌است در میانه این سرزمین. بر پایه همین موضوع [[ملک الشعراء بهار]] بیت زیر را سروده استسروده‌است:
[[پرونده:Mount Damavand and birds.jpg|بندانگشتی|چپ|260px|[[قله دماوند]] در استان مازندران]]
 
 
=== بقایای ساسانی ===
[[پرونده:Gil Gilan Shah's topographic map.svg|بندانگشتی|راست|[[احمد کسروی]] در [[بهار (مجله)|بهار]] نوشته‌است:{{سخ}} «اوایل قرن سوم که دامنهٔ فتوحات اسلامی در آسیا تا حدود چین و در آفریقا تا سواحل بحر اطلس و در اروپا تا ورای جبال آلپ امتداد یافته بود و در پایتخت‌های اسپانیا و پرتغال به جای ناقوس صدای اذان مسلمین به اطراف طنین می‌انداخت، در قلل جبال سوادکوه آتشکده‌های دین زرتشت دایر و مشتعل بود و اسپهبدان هنوز کیش نیاکان خود را از دست نداده بودند.»<ref name="کسروی">{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=حکیمیان|نام=ابوالفتح|عنوان=اسلام در طبرستان|کتاب=علویان طبرستان|جلد=|سال=۱۳۶۸|ناشر=الهام|صفحه=۶–۷}}</ref>]]
 
بعد از اسکندر و جانشینانش گیلان و مازندران حالت استقلال داشته‌اند. گشنسب شاه در این دوران بر مازندران حکومت می‌کرده‌است و خاندان او از ۳۳۰ ق. م تا ۵۲۹. م نزدیک به نهصد سال حکومت کرده‌اند. در دوران سلطنت بهرام گور (۴۲۰–۴۳۸. م)، پس از آنکه بهرام بر خاقان پادشاه ترکان پیروز شد، با خبر شد که یکی از سران دیلم با لشکری انبوه به ری و سرزمین‌های اطراف آن حمله و جمعی را اسیر نموده‌است. او همچنین نگهبانان مرزی آن حدود را مجبور به پرداخت خراج نمود. بهرام‌گور، مرزبان را با سپاهی به ری فرستاد. سپس خود بهرام نیز به او پیوست و بیدرنگ به سوی دیلم روان شد. دو سپاه در میانه راه به یکدیگر رسیدند. بهرام، سردار دیلمی را گرفتار ساخت و سپس او و سپاهیانش را بخشید و آن‌ها در شمار یاران نزدیک بهرام قرار گرفتند. دوام حکومت و فرماندهی خاندان گشنسب در طبرستان تا روزگار فیروز ساسانی ادامه داشته‌است که در این زمان ترکان صحرانورد ماوراء جیحون به خراسان و مرزهای تپورستان (طبرستان) تاخته‌اند. کاری از خاندان گشنسب برنیامد ولی کیوس (کی وش) فرزند ارشد قباد شاه ساسانی، به امر پدر به کمک مردم طبرستان و گیلان شتافت و ترکان را تار و مار ساخت. از این زمان حکومت خاندان گشنسب پایان یافت و حکومت به ساسانیان منتقل شد.
پس از قتل‌عام عرب‌ها و نایبان خلیفه در طبرستان، خلافت عباسی سلسله نبردهایی برای بازپس‌گیری طبرستان آغاز کرد. خلیفه [[مهدی عباسی]] خواستار مرگ ونداد هرمز و آوردن سر او به [[بغداد]]، پایتخت خلافت، بود؛ ولی هیچ‌کدام از سردارانش موفق به این کار نشدند.
 
در تاریخ ابن اسفندیار امدهآمده است کینهٔ مردم طبرستان از عربان به حدی بود که در سال ۱۶۰ هجری مردم امیدوار کوه (کوهستانی میان [[آمل]] و [[گرگان]])، از ظلم کارگزاران خلیفه به ستوه آمدند. فرمانروایان آن‌ها که ونداد هرمزد و سپهبد شروین و مسمغان ولاش بودند آن‌ها را ضد اعراب شورانیدند و بدان سبب در اندک زمان شورش و آشوب بزرگی پدید آمد. در یک روز، مردم سراسر طبرستان بر عربان بیرون آمدند و آن‌ها را به باد کشتار گرفتند.
علاوه بر اعراب، ایرانیانی که مسلمان شده بودند نیز طعمه نفرت و کینه مردم شدند. این نفرت و کینه چنان بود که حتی زنهایی از ایرانیان که به عقد زناشویی عربان درآمده بودند، ریش شوهران خود را گرفته از خانه برمی‌آوردند و به دست مردان می‌سپردند تا آن‌ها را بکشند.<ref>[[تاریخ طبرستان (ابن اسفندیار)|تاریخ طبرستان ابن اسفندیار]] ج۱ ص ۱۸۳</ref><ref>{{cite book|last1=Zarinkoob|first1=Abdolhosein|last2=زرین کوب|first2=عبدالحسین |title=دو قرن سکوت: two centuries of silence - do gharn sokoot|publisher=Ketab.com|isbn=978-1-59584-346-3|page=187|url=https://books.google.com/books?id=aajbAgAAQBAJ&pg=PT332&lpg=PT332&dq=امیدوار+کوه&source=bl&ots=JG9EoEZKiX&sig=Hxv7IO5lSifgk_4tv1ydm591VS8&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwiOu-LkuKHSAhWE3SwKHYlnCK4Q6AEITzAL#v=onepage&q=امیدوار%20کوه&f=false|language=fa}}</ref>
 
پس از دو یا سه نسل علویان طبرستان و گیلان از شعارهای عدالت‌طلبانهٔ نخستین خود عدول کرده و به کنار رانده شدند. این اوضاع زمینه را برای قیام اشرافی که نسب خود را به ساسانیان می‌رساندند، فراهم نمود و در این منطقه نیاز به حکومتی بود که هر دو قشر شیعیان و زرتشتیان را اقناع کند.<ref>مفرد، محمدعلی. ظهور و سقوط آل‌زیار. تهران: انتشارات رسانش، ۱۳۸۶. شابک ۹۶۴-۷۱۸۲-۹۴-۵. ص ۱۵۰–۱۵۳.</ref> از سوی دیگر، در اواسط قرن سوم هجری خلافت عباسی با جنبش‌های استقلال‌طلبانه‌ای مواجه شد که ضعف سیاسی او را در پی داشت. این جنبش‌ها در میان ایرانیان، که از پیش منتظر فرصتی برای شورش بودند، با ظهور دولت‌هایی مانند [[سامانیان]] و [[صفاریان]] این روند آغاز شد و از اوایل قرن چهارم هجری در شمال ایران جنبش‌های گوناگونی علیه خلیفه آغاز شد که [[اسفار بن شیرویه]]، [[ماکان کاکی]]، [[سالاریان]]، [[زیاریان]] و [[آل بویه]] از این دسته‌اند.<ref name="بویه">سجادی، صادق. «[https://web.archive.org/web/20101218044310/http://cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=388 آل بویه]». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی. ج. یکم. مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۶۷. شابک ۹۶۴-۷۰۲۵-۲۱-۱. بایگانی‌شده در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۰.</ref>
 
[[پرونده:Mardawij - Salar - Makan (320).png|بندانگشتی|250px|چپ|قلمرو حاکمان دیلمی پس از نابودی حکومت علویان طبرستان و گیلان: {{راهنمای رنگی|green|[[ماکان کاکی]]}}{{راهنمای رنگی|red|[[سالاریان]] <!-- (پررنگ: پیش از سال ۳۳۰ ه‍.ق - کم‌رنگ: پس از سال ۳۳۰ ه‍. ق) -->}} {{راهنمای رنگی|yellow|[[اسماعیلیان الموت (حکومت)|اسماعیلیان]]}}{{راهنمای رنگی|lightblue|[[مرداویج زیاری]] (پررنگ: ابتدای سال ۳۱۹ ه‍.ق - کم‌رنگ: پایان سال ۳۱۹ ه‍. ق)}}]]
عده‌ای از سپاهیان بلند مرتبهٔ علویان طبرستان پس از افول این حکومت علم استقلال برافراشتند. از جمله این سپاهیان پیشین [[مرداویج زیاری]] بود که قصد احیای امپراتوری ساسانیان را داشت. او نواحی بسیاری را در سال ۳۱۹ هجری فتح کرد و سلسلهٔ [[زیاریان]] را تأسیس نمود. مرداویج در اوج قدرت خود به قتل رسید.<ref>{{یادکرد دانشنامه|نام خانوادگی=رضازاده لنگرودی|نام=رضا|نشانی=http://lib.eshia.ir/23019/1/6442/مرداویج|عنوان=مَرداویج|ناشر=[[دانشنامه جهان اسلام|دانشنامهٔ جهان اسلام]]|جلد=-|تاریخ=۱۳۸۹|تاریخ بازبینی=۲ سپتامبر ۲۰۱۶|ref=harv| پیوند بایگانی = http://www.webcitation.org/6kb5KpCu8 | تاریخ بایگانی = ۱۷ سپتامبر ۲۰۱۶}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب| نام خانوادگی =رضازاده لنگرودی| نام = | عنوان= گیلان‌نامه، مجموعه مقالات گیلان‌شناسی|به کوشش=م. پ. جکتاجی| فصل= جنبش مرداویج گیلی| ناشر = |جلد=دوم| شابک= | ref = harv}}</ref> پس از مرگ مرداویج، [[آل بویه]] که پیشتر در خدمت او بودند، قدرت یافته و جانشین مرداویج، [[وشمگیر]]، را شکست دادند و پس از آن حکومت زیاریان به طبرستان محدود شد ولی آل بویه به چنان قدرتی دست یافت که خلیفه مطیع آنان گشت.<ref name="بویه"/>
 
 
=== پهلوی ===
[[دودمان پهلوی]] آخرین دودمان [[مردم تبری|طبری تبارطبری‌تبار]] و مازندرانی بوده که بر ایران حکومت کرده‌است. پدربزرگ رضا شاه، مرادعلی خان سوادکوهی نام داشته که در جنگ هرات (افغانستان) در ارتش محمد شاه قاجار حضور داشته و در آن جنگ از خودش رشادت و شجاعت به خرج داده‌است.<ref name="ReferenceA">الاشت، زادگاه اعلیحضرت رضاشاه کبیر- هوشنگ پورکریم با همکاری هما تاج بازیار و ساده نویسی زیر نظر شورای نویسندگان مرکز انتشارات آموزشی-انتشارات وزارت فرهنگ و هنر- آبان ماه ۱٣۴٨ به مناسبت جشن فرهنگ و هنر، صفحات ۲٣ و ۲۴ و ۲۵ و ۲٦</ref> رضا سوادکوهی پایه‌گذار سلسلهٔ پهلوی در [[آلاشت]] [[سواد کوه|سوادکوه]] مازندران در یک خانواده [[مردم تبری|طبری تبارطبری‌تبار]] به دنیا آمد. وی به [[علت مرگ]] زودهنگام پدر دوران خردسالی را در فقر گذراند. [[رضا شاه]] از نوجوانی به نظام پیوست و مدارج ترقی را پیمود. در [[کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹]]، نیروهای قزاق (نه به معنی قوم [[مردم قزاق|قزاق]] ساکن [[قزاقستان|جمهوری قزاقستان]]، بلکه به معنی کوچ‌نشین و غیرساکن) به فرماندهی رضاخان قوای قاجار را شکست داده و تهران را اشغال کردند.<ref>[http://www.rahetudeh.com/rahetude/Tabari/iran-rezashah/html/aghaz-jameehiran.html احسان طبری - جامعه ایران در دوران رضاشاه<!-- عنوان تصحیح شده توسط ربات -->]</ref> رضاخان ابتدا در مقام وزارت جنگ، بسیاری از ناآرامی‌ها و راهزنی‌ها را از بین برد و از تجزیهٔ ایران جلوگیری کرد و مناطق استقلال یافته را به خاک ایران بازگرداند. در ۳ آبان ۱۳۰۲ رضاخان با فرمان [[احمدشاه قاجار]] به [[نخست‌وزیر]]ی گمارده شد و ابتدا تلاش ناکامی در جهت تبدیل شاهنشاهی ایران به جمهوری کرد؛ ولی در سال ۱۳۰۴ با رأی مجلس ایران به پادشاهی رسید. ↵[[محمدرضا پهلوی|محمدرضاشاه]] آخرین پادشاه [[مردم تبری|طبری تبارطبری‌تبار]] و همچنین آخرین شاه ایران بود که به مدت ۳۷ سال بر ایران سلطنت کرد و در سال ۱۳۵۷ به علت انقلاب اسلامی از قدرت کنار رفته و نظام جمهوری اسلامی جایگزین بیست‌وپنج قرن سلطهٔ شاهان بر ایران گردید.
 
== مردم ==
 
علاوه بر این در شهر [[گلوگاه]] زبان [[ترکی آذربایجانی]] رایج است که توسط [[ایل عمرانلو]] به آن سخن گفته می‌شود.<ref>http://www.iranicaonline.org/articles/amranlu-a-small-turkic-tribe-which-has-settled-down-in-the-village-of-galugah-27-km-east-of-behsahr-asraf-in-mazandaran</ref>
 
در شهرهای [[رامسر]]، [[تنکابن]] زبان‌های [[زبان مازندرانی|مازندرانی]]<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= اشمیت |نام=رودیگر | پیوند نویسنده =رودیگر اشمیت |کتاب=راهنمای زبان‌های ایرانی |کوشش= ترجمه زیر نظر [[حسن رضایی باغ بیدی]] |صفحه =صفحه ٤٩٠ جلد دوم |ناشر=انتشارات ققنوس |مکان =تهران |سال =١٣٨٢ |شابک=964-311-488-0}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= نصری اشرافی |نام=جهانگیر | پیوند نویسنده = |کتاب=واژه‌نامه بزرگ تبری |کوشش= حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی |صفحه =صفحات ۲۷ و ٣١ و۳۲ جلد اول |ناشر=اندیشه پرداز و خانه سبز |مکان =تهران |سال=۱۳۷۷|شابک=۹۶۴۹۱۱۳۱۵۰}}</ref> و [[زبان گیلکی]] رایج است.<ref name="ToolAutoGenRef3"/><ref name="kq0fo">{{یادکرد وب | عنوان=تنکابن | وبگاه=دانشنامه جهان اسلام | پیوند=http://rch.ac.ir/article/Details/10508 | کد زبان=fa | تاریخ بازبینی=2017-07-07}}</ref><ref>زبانp://ahouraa.ir/1392/01/27/zaban%20tabari زبان تبری]</ref><ref>{{Cite web|url=http://www.bonyadtabari.ir/انجمن-تحقیق-و-پژوهش/73-زبان-تپوری-یا-تبری-یا-مازندرانی.html|title=زبان تبری یا مازندرانی|date=|accessdate=|website=bonyadtabari.ir|publisher=|last=|first=}}</ref><ref>{{Cite web|url=http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-083df09b88c5403e9dbba235d509f5bb-fa.html|title=گویش مردمان گیلان و مازندران|date=|accessdate=|website=parsi.wiki|publisher=|last=|first=}}</ref><ref>http://www.chalouscity.ir/HomePage.aspx?TabID=4640&site=DouranPortal&lang=fa-IR</ref>
<ref name="kq0fo">{{یادکرد وب | عنوان=تنکابن | وبگاه=دانشنامه جهان اسلام | پیوند=http://rch.ac.ir/article/Details/10508 | کد زبان=fa | تاریخ بازبینی=2017-07-07}}</ref><ref>زبانp://ahouraa.ir/1392/01/27/zaban%20tabari زبان تبری]</ref><ref>{{Cite web|url=http://www.bonyadtabari.ir/انجمن-تحقیق-و-پژوهش/73-زبان-تپوری-یا-تبری-یا-مازندرانی.html|title=زبان تبری یا مازندرانی|date=|accessdate=|website=bonyadtabari.ir|publisher=|last=|first=}}</ref><ref>{{Cite web|url=http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-083df09b88c5403e9dbba235d509f5bb-fa.html|title=گویش مردمان گیلان و مازندران|date=|accessdate=|website=parsi.wiki|publisher=|last=|first=}}</ref><ref>http://www.chalouscity.ir/HomePage.aspx?TabID=4640&site=DouranPortal&lang=fa-IR</ref>
'''چالوس''' از شهرهای کُهن استان مازندران است که در جلگه میانی کرانه [[دریای خزر]] جای گرفته‌است. شهر چالوس در شرق [[شهرستان چالوس]] قرار دارد. مردم بومی آن به [[زبان مازندرانی]]<ref>{{یادکرد وب
|عنوان=زبان مردم بومی چالوس مازندرانی است که به طبری کلارستاقی شهرت دارد.
|نشانی= http://www.ostan-mz.ir/خبر/1844
|ناشر=سایت استانداری مازندران فرمانداری چالوس
}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= اشمیت |نام=رودیگر | پیوند نویسنده =رودیگر اشمیت |کتاب=راهنمای زبان‌های ایرانی |کوشش= ترجمه زیر نظر [[حسن رضایی باغ بیدی]] |صفحه =صفحه ٤٩٠ جلد دوم |ناشر=انتشارات ققنوس |مکان =تهران |سال =١٣٨٢ |شابک=964-311-488-0}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= نصری اشرافی |نام=جهانگیر | پیوند نویسنده = |کتاب=واژه‌نامه بزرگ تبری |کوشش= حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی |صفحه =صفحات ۲۷ و ٣١ و۳۲ جلد اول |ناشر=اندیشه پرداز و خانه سبز |مکان =تهران |سال=۱۳۷۷|شابک=۹۶۴۹۱۱۳۱۵۰}}</ref> گویش می‌کنند . در سرتاسر دره چالوس به گویش شرقی [[زبان گیلکی]] تکلم می‌شود، گرچه برخی قبایل کرد در دوره قاجار در ییلاق کجور و کلاردشت سکنی گزیدند.<ref name="zw1r4">{{یادکرد وب | عنوان=ČĀLŪS – Encyclopaedia Iranica | وبگاه=Encyclopædia Iranica | تاریخ=1990-12-15 | سال=1990 | پیوند=http://www.iranicaonline.org/articles/calus | کد زبان=en | تاریخ بازبینی=2017-07-07}}‏</ref> در جلد دوم کتاب [[راهنمای زبان‌های ایرانی]] در فصل '''دوره ایرانی نو''' (گویش‌های حاشیه خزر و گویش‌های شمال‌غرب ایران)، نویسنده و ویراستار [[رودیگر اشمیت]] مترجم [[حسن رضایی باغ بیدی]] از [[انتشارات ققنوس]] صفحه ۴۹۰، محدوده زبان‌های گیلکی و مازندرانی به ترتیب زیر مشخص شده‌است:
 
۵٫۱٫۱٫۲٫۱٫۴ گویش‌های گیلکی بین رشته کوه‌های البرز و کرانه‌های جنوب غربی دریای خزر مورد استفاده قرار می‌گیرد. گویش گیلکی به‌طور اخص گویش شهر رشت است، ولی در چندین گونه گویش‌های فرعی نیز وجود دارد :لاهیجانی، لنگرودی، ماچیانی، وغیره
۹ تنکابن مرکزی: شامل لهجه‌های دو هزاری و سه هزاری و خرم‌آبادی و گلیجایی و چالکش یعنی جلگه‌های حد فاصل آب نشتا تا آب شیرود<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی= نصری اشرافی |نام=جهانگیر | پیوند نویسنده = |کتاب=واژه‌نامه بزرگ تبری |کوشش= حسین صمدی و سید کاظم مداح و کریم الله قائمی و علی اصغر یوسفی نیا و محمود داوودی درزی و محمد حسن شکوری و عسکری آقاجانیان میری و ابوالحسن واعظی و ناصر یداللهی و جمشید قائمی و فرهاد صابر و ناعمه پازوکی |صفحه =صفحات ۲۷ و ٣١ و۳۲ جلد اول |ناشر=اندیشه پرداز و خانه سبز |مکان =تهران |سال=۱۳۷۷|شابک=۹۶۴۹۱۱۳۱۵۰}}</ref>
 
ایل‌های [[کرد]] نیز در شهرهای مختلف استان مازندران زندگی می‌کنند. در [[کلاردشت]] ایل خواجه‌وندی، در [[ساری]]، ایل عبدالملکی و در [[نوشهر]]، [[آمل]] و [[کجور]]، [[ایل خزل]] حضور گسترده دارند.<ref>{{یادکرد کتاب|نشانی=https://books.google.ae/books?id=FY8TAQAAMAAJ&q=خزایی+مازندران&dq=خزایی+مازندران&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwi75aX34p_gAhXQ_KQKHaUEAyYQ6AEIKjAA|عنوان=Javānān-i imrūz|تاریخ=1986|زبان=fa}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب|نشانی=https://books.google.ae/books?id=gJtOAQAAIAAJ&pg=PT217&dq=خزلی+مازندران&hl=en&sa=X&ved=0ahUKEwjvg-WX45_gAhWBNOwKHfB0BsYQ6AEIVDAG|عنوان=نامنامۀنامنامهٔ ايلاتایلات و عشاىرعشایر و طواىفطوایف: ايرانایران تارىخىتاریخی و فرهنگىفرهنگی|نام خانوادگی=منوچهر|نام=ستوده،|تاریخ=2006|ناشر=مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامىاسلامی (بخش کتابخانه)،|زبان=ar}}</ref>
 
استان مازندران بر اساس آخرین سرشماری نفوس ۱۳۹۵ مرکز آمار ایران<ref>https://www.amar.org.ir/Portals/0/Files/reports/1395/g_nsonvm_95.pdf</ref>
| width8 = ۹۷
| alt8 =
| caption8 = [[امامعلی حبیبی]] - کشتی گیرکشتی‌گیر پرافتخار ایران مشهور به ببر مازندران
| image9 = Abdollah Movahed.png
| width9 = ۹۵
| alt9 =
| caption9 = [[عبدالله موحد]] - کشتی گیرکشتی‌گیر پرافتخار ایران و مشهور جهان
}}
{{اصلی|فهرست نامداران مازندران}}
* [[پل محمدحسن‌خان|پل محمدحسن‌خان بابل]]
* [[پل معلق بابلسر]]
* روستای [[کندلوس]]<ref>{{cite web |title=جاذبه هایجاذبه‌های گردشگری مازندران |publisher=irib |url=http://www.iribnews.ir/fa/news/2380046/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8Cمعرفی-%D8%AC%D8%A7%D8%B0%D8%A8%D9%87جاذبه-%D9%87%D8%A7%DB%8Cهای-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8Cگردشگری-%D9%88و-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8Cتاریخی-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8Cشهرستانهای-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86مازندران}}</ref>
* روستای ییلاقی [[لرگان]]<ref>{{cite web |title=جاذبه‌های گردشگری مازندران |publisher=irib |url=http://www.iribnews.ir/fa/news/2380046/معرفی-جاذبه-های-گردشگری-و-تاریخی-شهرستانهای-مازندران}}</ref>
}}</ref>
* روستای ییلاقی [[لرگان]]<ref>{{cite web |title=جاذبه های گردشگری مازندران |publisher=irib |url=http://www.iribnews.ir/fa/news/2380046/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D8%B0%D8%A8%D9%87-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86
}}</ref>
* [[آرامگاه میر حیدر آملی]]
* [[دخمه سنگی کافر کلی]]
* [[هتل قدیم رامسر]]
* [[قلعه مارکو رامسر]]
* [[برج چشم اندازچشم‌انداز رامسر]]
* [[برج آرامش رامسر]]
* [[برج افرینشآفرینش رامسر]]
* [[تنگه بند بریده]]
* [[ملک جوی (کانال)]]
* [[امامزاده زکریا در شکرکوهِ کلاردشت]]
* [[امامزاده اطرب]]
* [[امامزاده اقاآقا سید پلاسید رامسر]]
* [[امامزاده اقاآقا بسمل رامسر]]
* [[پیر تکیه گتاب (بابل)]]
* امامزاده ابراهیم بابلسر
* [[آبشار آلامل]]
* [[تالاب]] بین‌المللی [[فریدونکنار]]
* ساحل آزاد [[فریدونکنار]]
 
[[پرونده:Gerdekuuuh.jpg|بندانگشتی|تپه گردکوه جمنان]]
* [[موزه کندلوس|موزه کندلوس نوشهر]]
* [[کاخ موزه رامسر]]
* [[موزه شخصی مردممردم‌شناسی شناسی اقایآقای پوررستمی-رامسر]]
* [[موزه تاریخ طبیعی خشکه‌داران|موزه خشکه‌داران]]
 
[[زبان]] مردم مازندران [[تبری]] یا [[زبان مازندرانی|مازندرانی]] است، ولی بیشتر مردم آن با [[زبان فارسی]] نیز آشنایی دارند.
 
[[گویش]]های [[تبری]] یا [[زبان مازندرانی|مازندرانی]] شامل: [[شهمیرزاد]]ی، [[کتولی]]، [[نوری]]، [[ساری|ساروی]]، [[آملی]]، [[بابل (شهر)|بابلی]]، [[چالوس]]ی، [[تنکابن]]ی، [[سوادکوه]]ی، [[فیروزکوه]]ی، [[هزارگری|هزارجریبی]] و [[لفور]]ی می‌باشد.
 
{{اصلی|مراسم محلی مازندران}}
 
=== عید مردگان ===
عید مردگان یا آیین ویژه سنتی ۲۶ عید ماه طبری هر سال در تاریخ ۲۸ تیرماه شمسی در بیشتر روستاهای استان برگزار می‌شود. در روستای امامزاده حسن سوادکوه این مراسم با آداب خاصی انجام می‌شود این رسم به جشن مردگان نیز معروف است. بر اساس سنت رایج و باورهای مردم در زمان‌های قدیم فریدون پادشاه پیشدادی به خونخواهی پدرش جمشید شاه ضحاک پادشاه را در سرزمین مازندران و در دماوند کوه به بند می‌کشد، مردم خبر این پیروزی را در شب با آتش زدن بوته‌ها به یکدیگر اطلاع می‌دهند؛ و فردای آن روز با برپایی جشن و مسابقه کشتی این پیروزی را گرامی می‌دارند. امروزه نیز اهالی روستاهای اطراف همگی به امامزاده حسن می‌آیند و علاوه بر خیرات کردن برای اموات خود و روشن کردن شمع روی مزارها، تماشاگر مسابقه کشتی سنتی لوچر می‌شوند. در این روز کشتی گیران سوادکوه در این محوطه گرد می‌آیند و به مصاف هم می‌روند. در مناطق جلگه‌ای جشن مردگان در آرامگاه‌ها برگزار می‌شود. خوردن آش و باقالا در این روز رسمی کهن است که همچنان در برخی نقاط استان این رسم پابرجاست.
 
=== نوروز بل ===
=== چله شو یلدا ===
شب اول زمستان را گت چله می‌نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه‌ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می‌کنند. اعتقاد بر این است که با خوردن ماست یا هندوانه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود، از هفت خانه چیزی می‌گیرند، اگر کسی آن‌ها را ندید و نشناخت، حتماً به آنچه نیت کرده‌اند، خواهند رسید.
 
=== سیزده‌شو ===
از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده‌است که در اواسط آبان (تیرما در تقویم مازندرانی) هر سال برگزار می‌شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. می‌گویند که شب تولد حضرت علی است. می‌گویند پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان است.
در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ‌ترها سپری می‌کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده‌است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند به آن‌ها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود. هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌خواند: «لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه». ترجمهٔ فارسی این شعر این‌گونه است: «لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال آمده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی که شیرینی پیس کنده می‌خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید».
 
=== کشتی لوچو ===
[[پرونده:Tapurian wrestler.jpg|بندانگشتی|چپ|220px|[[لوچو]]]]کشتی لوچو از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز [[کشتی لوچو]] برگزار می‌شود و جایزه برنده یک رأس گاو یا گوسفند و فرش است که توسط اهالی خریداری می‌شود.
 
=== وَرف‌ِچالوَرفِچال ===
از آیین‌های قابل توجه و در عین حال منحصربه‌فرد مازندران که مراسمی ملی هم به‌شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم وَرف‌ِچالوَرفِچال روستای [[آب اسک|آب اسک واقع]] در [[جاده هراز]] است.
 
=== نورز ماه ===
* سینما ارشاد چالوس
* [[سینما سپهر (ساری)|سینما سپهر ساری]]
* سالن اداره کل ارشاد ساری
* سینما مولن روژ ساری
* سینما انقلاب تنکابن
* سینما ایران تنکابن
* سینما برج ارامشآرامش رامسر
* سینما و تئاتر هتل قدیم رامسر
* سینما پیام سلمان‌شهر
 
==== غیرانتفاعی ====
* [[دانشگاه علوم و فنون مازندران]]
* دانشگاه روزبهان (ساری)
* دانشگاه ادیب مازندران (ساری)
* دانشگاه سارویه
* [[دانشگاه شمال]]
* [[دانشگاه علامه محدث نوری]]
* [[مؤسسه آموزش عالی صنعتی مازندران|دانشگاه صنعتی مازندران]]
* [[دانشگاه پردیسان]]
* [[دانشگاه طبری بابل]]
* [[دانشگاه رحمان رامسر]]
[[پرونده:Noshahr3.jpg|بندانگشتی|چپ|210px|بندر نوشهر]]
* '''بنادرها'''
** [[بندر امیرآباد]]
** [[فریدونکنار|بندر فریدونکنار]]
** [[بندر نوشهر]]
مازندران از استان‌های ورزشی ایران است و معروف‌ترین ورزش آن ورزش ملی ایران کشتی است که در این بین جویبار را پایتخت کشتی ایران می‌نامند و ورزش‌های دیگری مانند ورزش‌های رزمی و توپی مانند والیبال، بسکتبال و فوتبال رونق بسیار در این استان داشته و یکی از قطب‌های ورزشی ایران و جهان به حساب می‌رود و از پایگاه‌های ورزشی ایران است و همه ساله بیشترین قهرمان ایرانی در تورنمنت‌های مختلف از این استان است.
 
مهم‌ترین تیم‌های ورزشی مازندران در لیگ‌های ورزشی ایران: [[باشگاه فوتبال نساجی مازندران]]، [[باشگاه فوتسال شهروند ساری]]، [[باشگاه والیبال کاله مازندران|باشگاه والیبال کاله آمل]]، [[باشگاه بسکتبال کوچین آمل]]، [[باشگاه فوتبال ساحلی شهریار ساری]]، [[باشگاه فوتبال ساحلی موج‌‌سوارانموج‌سواران ساحل نوشهر]]، [[باشگاه والیبال ساحلی اوج رامسر]]، [[باشگاه کشتی بیمه رازی]]، [[باشگاه کشتی پاس ستارگان ساری]]، [[باشگاه کشتی شهر بی‌نقطه ساری]]، [[باشگاه کشتی هلدینگ فراز قائمشهر]]، [[باشگاه کشتی آرش‌زین بابل]]، [[باشگاه کشتی سید بابل]]، [[باشگاه کشتی خواجه‌وند نوشهر]]، [[باشگاه کشتی پتروشیمی بهشهر]]، [[باشگاه کشتی صدرای زیرآب]] و [[باشگاه کشتی گاز مازندران]] هستند.
 
از مهم‌ترین ورزشگاه‌های مازندران می‌توان به [[ورزشگاه شهید وطنی|ورزشگاه شهید وطنی قائمشهر]]، [[ورزشگاه شهدای ساری]]، [[ورزشگاه شهید متقی|ورزشگاه شهید متقی ساری]]، [[سالن سید رسول حسینی|سالن سید رسول حسینی ساری]] و [[سالن پیامبر اعظم|سالن پیامبر اعظم آمل]] اشاره نمود.
* حجازی کناری، سید حسن، ۱۳۷۲، پژوهشی در زمینة نام‌های باستانی مازندران، تهران، انتشارات روشنگران.
رابینو، ه. ل، ۱۳۴۳، سفرنامه مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، چاپ دوم، تهران.
** رابینو، ه. ل. ۱۳۶۵، مازندران و استرآباد، ترجمة غلامعلی وحید مازندرانی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ سوم.
* ریاحی، وحید، ۱۳۸۱، مازندران، دفتر نشر پژوهش‌های فرهنگی، چاپ دوم، تهران.
* ستوده، منوچهر، ۱۳۷۴، از آستارا تا استرآباد (آثار و بناهای مازندران غربی)، انتشارات معاونت فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد و انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، جلد سوم، چاپ دوم.