تفاوت میان نسخه‌های «ریشه‌یابی نام شهرهای ایران»

هیچ تغییری در اندازه به وجود نیامده‌ است. ،  ۱ سال پیش
جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
جز (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
| [[اهر|اَهَرْ]] || [[زبان عربی]] || واژهٔ اهر را به معنای درخت «ون» در زبان عربی || میمند
|-
| [[مرند]] || [[زبان ارمنی]] || به معنای تدفین (این شهر محل دفن مادر نوح است) || ماریانا، مانداگارا، مروند
|-
| [[مراغه|مَراغه]] || [[زبان پهلوی|پهلوی]] || [[مراغه#وجه تسمیه|معنی نام مراغه]] || افراه‌رود، افرازه‌روح، افراهروذ، افرازه‌رود، افرازهارود، امدادهارود، مراوا یا ماراوا و ماراغا
| [[مهاباد]] || زبان فارسی || در ابتدا نام این شهر ساوجبلاغ (در زبان کردی سابلاخ) که در زبان ترکی آذری به معنی سرزمین چشمه‌های آب سرد است. نام ساوجبلاغ در زمان رضاشاه به مهاباد تغییر یافت.|| ساوجبلاغ، سابلاخ
|-
| [[میاندوآب]] || زبان فارسی || نام این شهر برگرفته از گذر دو رودخانه [[سیمینه رود]] و [[زرینه رود]] است که از این شهر می‌گذرد. || مرحمت آباد
|-
| [[شوط]] || زبان ارمنی ||نام این شهر برگرفته از نام پهلوانی ارمنی به نام '''آشوت ''' است که به صورت معرب '''آشوط''' در آمدهدرآمده است.|| مورد اختلاف ؛اختلاف؛ شوت نام نوعی گیاه در دشت هایدشت‌های اطراف این شهر به زبان [[کردی]] - آسوت به زبان [[ترکی]]|| شاه‌آباد - اسلام‌آباد
|-
|}
! نام شهر!! ریشه زبان اصلی!! معنا!! نام‌های دیگر!! در لغت‌نامهٔ دهخدا
|-
| [[اصفهان|اِصفَهان]] || [[زبان پهلوی]]
| || سپاهان، اسپهان، اسپادانا، جی، گابیان || -
|-
| [[کاشان]]
|
| || قاسان و کاس رود. کی آشیان. کاشانه || -
|میمه
|پهلوی یا دری سانسکریت
|می +می به معنی شراب ناب
|
|
| [[گناوه]] || ریشه فارسی || دارای آب و هوای بد یا آب ناگوار || گندابه، جنابد، جنابه
|-
| [[برازجان]] || [[فارسی میانه]] || گرازگان || گراز نزد زرتشتیان گرامی بوده استبوده‌است.
|-
| [[خورموج]] || [[فارسی باستان]] یا [[فارسی میانه]] || خور+موج (خورشید و نخل) یا تحریف نام هرموزد در زبان بومی || دشتی
! نام شهر!! ریشه زبان اصلی!! معنا!! نام‌های دیگر
|-
| [[اهواز|اَهواز]] || [[پیشینه نام اهواز|خلاصه شده کلمه سوق الاهواز]] || نام پارسی میانه این شهر «خوزستان واجار» بوده که معرب آن «سوق الاهواز» می‌شده‌است که بر اثر مرور زمان «اهواز» نامیده شده‌است. این شهر به خاطر بازاری بودنش، به شهر «[[پیشینه نام اهواز|بازار خوزی‌ها]]» معروف بوده که [[خوزی]]‌ها همان باقی مانده‌های تمدن ایلامی زبان بوده‌اند. فارسی شده احواز که جمع مکسر حوز و آن معرب خوز می باشدمی‌باشد.|| اوکسین، ناصری
|-
| [[خرمشهر|خُرَّمْشَهْرْ]] || نام تازه در زبان [[فارسی]] || شهر آباد و خرم || محمّره نام قدیمی در زبان عربی از احمر به معنی سرخ
| [[شوش]] || [[زبان عیلامی]] || محل آباد و نام شهری باستانی || شوش، سوس
|-
| [[شوشتر]] || ترکیب [[فارسی]] و [[عیلامی]] || شوش+تر ( تر به معنای نو و تازه) || ششتر، تستر
|-
| [[دزفول]] || [[زبان پهلوی]] یا [[فارسی]] || پل شهر دز، شهر دارای پل روی [[رودخانه دز]] (اشاره به پل قدیمی شهر) ||گندی شاپور، دسپیل، دزفیل
=== قزوین ===
[[قزوین]]: در پارسی میانه کاسپین بوده‌است. [[کاسپی‌ها|کاسپی]] نام مردمی بوده که در این منطقه زندگی می‌کرده‌اند. قزوین به معنای سرزمین کاسپی‌هاست.
(نرجه) که اصل ان کلمه "«نرگه"» است به معنی "«محل خرامیدن اهوان وحشی"» است و ریسه اوستایی دارد و هم چنین به معنی نرگاه و نور گاه هم امدهآمده است
بر گرفته از کتاب" «نرجه میراث تمدن ایران زمین"» تالیفتألیف کامران محمد حسینی
 
=== قم ===
! نام شهرستان !! وجه تسمیه
|-
| [[انزلی]] || انزلی برگرفته از کلمه انزلیج یعنی اسکله یاسکلهٔ پهلو گرفتن کشتی هاکشتی‌ها
|-
| [[آستارا]] || در گذشته چون در منطقه آستار مرداب هامرداب‌ها و باتلاق هایباتلاق‌های زیادی بود، کاروان هاییکاروان‌هایی که از آن جا می گذشتندمی‌گذشتند بسیار آهسته و با احتیاط باید از آن منطقه می گذشتندمی‌گذشتند و آن منطقه را آسته رو یا هوسته رو (تالشی) می خواندند,می‌خواندند، که کم کمکم‌کم به آستارا تبدیل شد.
|-
| [[رشت]] || نام قدیم رشت دارالمرز بود. نمیدانمنمی‌دانم از کی به رشت تغییر یافت. روایتی است که چون این شهر یکی از مراکز بزرگ ابریشم ریسی بود نام رشت که مشتق از ریسیدن و رشتن است روی آن گذاشته شد.
|-
| [[صومعه سرا]] || اسم این شهر را برگرفته از عارف بزرگ قرن چهارم و پنجم هجری شیخ عبدالله صومعه ای می دانندمی‌دانند که امروزه مزارش در اول جاده صومعه سرا ـ فومن قرار گرفته استگرفته‌است.
|-
| [[لاهیجان]] ||لاهیجان یعنی شهر ابریشم . دکتر بهرام فره وشی استاد زبان هایزبان‌های باستانی می نویسدمی‌نویسد: لاه در پارسی میانه به ابریشم اطلاق می شدهمی‌شده و در برهان قاطع لاه به معنی پارچه ابریشمی سرخ آمده استآمده‌است. لاهیگان که لاهیجان شده یعنی محلی که در آن جا ابریشم به دست می آیدمی‌آید.
|-
| [[لنگرود]] ||لنگرود که در قدیم بندری آباد بود و چون در رودخانه اش کشتی هاکشتی‌ها و قایق هاقایق‌ها لنگر می انداختندمی‌انداختند نام “لنگر«لنگر رود”رود» و بعدها لنگرود را به خود گرفت.
|-
| [[هشتپر]] ||در مرکز شهر فعلی کاخی بنام اطاقسرا یا سردار امجد با هشت در بزرگ وجود داشته و از آنجائیکه در زبان تالشی در را «بًر» می‌گویند
| ||
|}
 
=== لرستان ===
لرستان از لُر+ستان تشکیل شده و به معنای سرزمین لُرها است.
* [[بابل]]:پایتخت بهارنارنج ایران
* [[قائمشهر]]:قطب ورزش ایران
* [[تبریز]] : شهر بدون گدا
* [[یاسوج]]: پایتخت طبیعت ایران
* [[اصفهان]]: شهر شهیدان، نصف جهان، شهر گنبدهای فیروزه ای، پایتخت سنگ، پایتخت صنایع دستی جهان
* [[سبزوار]]: دیار سربداران، پایتخت نثر فارسی، پایتخت اولین حکومت شیعه اثنی عشری در ایران، مهد هندبال ایران، شهر دیرینه‌های پایدار و دانشوران بیدار
* [[همدان]]: پایتخت تاریخ وتمدن ایران
* [[هنديجانهندیجان]]: سرزمينسرزمین آب و لنج‌ها، سرزمین ماهیان و شهر همزیستی انسان و دریا
* [[تویسرکان]]: بهشت غرب ایران، شهر گردو
* [[بروجرد]]: شهر فرزانگان، دارالسرور، پاریس کوچک ایران
* [[میمه (شاهین‌شهر و میمه)|میمه]] : شهر می ناب و انگور
* [[کاشان]]: دارالمومنین ،دارالمومنین، شهر گل و گلاب
* [[گرگان]] : شهرطلای سفید
* [[ورزنه (اصفهان)|ورزنه]] : شهر فرشته‌ها، شهر کبوتران سفید
* [[لواسان]] : بورلی هیلز ایران، سوئیس ایران
* [[یزد]] : دارالعباد، دارالاسلام، شهر بادگیرها، شهر دوچرخه‌ها، شهر قنات و قنوت و قناعت
* [[دزفول]] : موزه آجری ایران
* [[جزیره هرمز|هرمز]] : جزیره رنگین کمان
* [[محلات]] : هلند ایران
* [[فریدونشهر]] : سوئیس ایران
* [[مراغه]] : پایتخت نجوم ایران
* [[نجف‌آباد|نجف آباد]] : شهر شهادت
* [[استان لرستان|لرستان]] : سرزمین گیسوان آبی، آبشارها
* [[گرمسار]] : جزیره اقوام، شهر خورشید تابان
* [[کلیبر]] : سرزمین صخره هاصخره‌ها
* [[جزیره قشم|قشم]] : سرزمین عجایب هفتگانه
* [[دلیجان (مرکزی)|دلیجان]] : شهر ایزوگام
* [[جزیره کیش|کیش]] : مروارید خلیج فارس، نگین خلیج فارس
* [[کوهرنگ]] : شهر برف و بوران
* [[قزوین]] : پایتخت خوشنویسی ایران
* [[فیروزه (خراسان رضوی)|فیروزه]] : استانبول کوچک
* [[جیرفت]] : هندوستان کوچک
* [[اردکان]] : یونان کوچک، نگین کویر ایران، شهر گفتگو و لبخند
* [[آبادان]] : برزیل ایران
* [[بلداجی]] : شهر گز
* [[رشت]] : شهر باران
* [[لاهیجان]] : عروس گیلان
* [[انزلی]] : شهر فوتبال،ماهیفوتبال، ماهی
* [[فومن]] : شهر مجسمه هامجسمه‌ها
* [[هشتپر]] : شهر گیلاس،کیویگیلاس، کیوی
* [[پارس آبادپارس‌آباد]] : مهد کشاورزی
* [[شهرکرد]] : بام ایران
* [[بندرعباس]] : پایتخت حمل و نقل
* [[کرمان]] : دیار کریمان، بهشت معادن
* [[اراک]] : پایتخت صنعتی ایران
* [[خمینی شهر]]: حسینیه ایران
* [[رامسر]]:عروس شهر هایشهرهای ایران / مورد اختلاف: این لقب به [[بوکان]] نیز داده شده استشده‌است
* [[ اردبیل ]] : دار الارشاد
 
== معناهای اشتباه ==
* کرمانشاه: به معنای شاهِ کرمان نیست. این واژه به اشتباه به لقبِ بهرام چهارم که حاکم کرمان بوده‌است ربط داده می‌شود، اما ربطی به آن ندارد.
* نَیسافور: یک اسم در زبانِ عربی کهن است و معنای آن «سایه انداز، سایه بان» است. این معنا پیوندی به معنای شهر نیشابور ندارد.
* شَوْط : به یكیک دور گردیدن گرد  کعبه  یا رفتن‌رفتن از  صفا  به  مروه  و بالعكسبالعکس اطلاق می شود ؛می‌شود؛ شوط در لغت به معناىمعنای یكیک بار حركتحرکت از مبدئىمبدئی به مقصدىمقصدی است. این معنا هیچ پیوندی به شهر [[شوط]] ندارد.
 
== جولکی ==