باز کردن منو اصلی

تغییرات

جز
جایگزینی "آغاآغا محمد خان" با "آغا محمد خان "
 
وی فرزند [[محمدحسن خان قاجار]] و او نیز فرزند [[فتحعلی‌خان قاجار]] فرزند شاهقلی خان فرزند جهانسوز خان بود.
با به سلطنت رسیدن [[شاه تهماسب دوم]] فرزند [[شاه سلطان حسین]]صفوی، [[فتحعلی‌خان قاجار]] به خدمت او درآمد و لقب امیرالامرایی گرفت و در لشکرکشی شاه تهماسب دوم به خراسان در رکاب او بود. محمدحسن خان پس از کشته شدن پدر ریاست شاخه اشاغی‌باش قاجار را که در استرآباد (گرگان امروزی) ساکن بودند بر عهده گرفت و در اواخر حکومت [[نادرشاه]] به کمک ترکمانان ساکن در شمال مرزهای ایران سر به شورش برداشت اما با شکست شورش ترکمانان از سپاه اعزامی نادر محمدحسن خان موفق شد با حیله از اسارت سپاه اعزامی بگریزد و نادرشاه علی‌رغم تلاش‌هایی که کرد بر وی دست نیافت. با مرگ نادرشاه، در خراسان علیقلی‌خان افشار، برادرزاده نادر بسیاری از اولاد و خانواده نادر را قتل‌عام کرد و خود را [[عادلشاه]] نامید. وی که مردی خونریز و عیاش بود، محمدحسن خان قاجار را شکست داد و پسرش آغاآغاآغا محمد خانراخان را مقطوع‌النسل کرد. در پی برکناری [[شاهرخ‌میرزا|شاهرخ شاه]] نوه نادرشاه افشار و به قدرت رساندن [[شاه سلیمان دوم]] صفوی به کمک برخی از ایلات ترک‌زبان و به دست برخی از بازماندگان خاندان صفوی، محمدحسن‌خان به سمت [[ایشیک آقاسی|ایشیک‌سی]]<nowiki/>گری و [[بیگلربیگی]]<nowiki/>گری استرآباد گماشته شد.<ref name="ReferenceA">[[محمدحسن خان قاجار|Mohammad Hasan Khan Qajar]]</ref>
[[پرونده:Arg of Karim Khan1.JPG|alt=تصویر ارگ کریم خان، محل اقامت خانواده سلطنتی دودمان زند بود، که آغا محمد خان، بیشتر وقت خود را در طول اسارت خود در آن می‌گذراند.|بندانگشتی|تصویر [[ارگ کریم‌خان|ارگ کریم خان]]، محل اقامت خانواده سلطنتی [[زندیان|دودمان زند]] بود، که آغا محمد خان، بیشتر وقت خود را در طول اسارت در آن می‌گذراند.]]
[[پرونده:Agha Mohammad Khan VS Lotf Ali Khan.png|جایگزین=نبرد بین آقا محمدخان قاجار و لطفعلی خان زند|بندانگشتی|نقش نبرد بین محمدخان قاجار و [[لطفعلی‌خان زند|لطفعلی خان زند]]]]
 
با توجه به سکونت قاجارها در حوزه فرهنگ و تمدن ایران می‌توان آن‌ها را ایرانی شده نامید.
قدرت یافتن [[دودمان قاجار]] به عهد [[صفویان|صفوی]] و [[شاه عباس]] برمی‌گردد. آنان ابتدا در شمال رود [[ارس]] ساکن بودند و در آن زمان به دلیل کمک‌های بزرگشان به دربار صفوی، قدرت بیشتری یافتند و سپس دسته‌ای از آنان در غرب [[استرآباد]] و [[دشت گرگان]] سکنی گزیدند. [[نادرشاه افشار]] در زمان حکومتش برای جلوگیری از به قدرت رسیدن محمدحسن خان، [[یوخاری‌باش‌ها]] که ساکنین بالادست رود گرگان بودند را به حکمرانی منصوب کرد تا با ایجاد شکاف و اختلاف میان طوایف قاجار نگران ناآرامی‌های داخلی نگردد و [[اشاقی‌باش‌ها]] زیر نظر ایشان حکومت کردند و محمدحسن خان را به قتل رساندند. بنابر نظریه‌ای آغامحمدخان را شیخ علی خان زند اخته کرد. دلیل آن هم این بود که آغاآغاآغا محمد خانبدونخان بدون عقد دختر [[شیخ علی خان]] با او ازدواج کرد. اما بنابر نظریه معتبرتر نوشته [[رضا قلی خان هدایت]]، [[اخته کردن]] آغامحمدخان به فرمان [[عادل شاه]] جانشین نادرشاه صورت گرفت.<ref>{{یادکرد کتاب|نام=رضاقلی خان|نام خانوادگی=هدایت طبرستانی|عنوان=روضةالصفای ناصری|زبان=fa|چاپ سنگی ده جلدی هدایت|[روضةالصفای_ناصری]}}</ref>
 
''[[رضاقلی خان هدایت]]'' در کتاب تاریخ [[روضه الصفای ناصری]] همچنین می‌نویسد که: «بر مستعدان دانش‌پژوه پوشیده مباد که سلطان سعید شهید قاجار محمد حسن خان ابن فتحعلی‌خان قوانلو را سه فرزند سعادتمند ذکور بوده و ارشد و اکبر آن‌ها نواب آغا آغامحمد محمدخان خاناستاست و تولد آن جناب سنه یک هزار و پنجاه و چهار در لیله جمعه پانزدهم شعبان المعظم در شهر استرآباد در خانه جناب سعادت مآب سید مفید استرآبادی واقع شد. زیرا که در آن ایام نادر شاه افشار بر ایران و خراسان و هندوستان و خوارزم و بخارا و ترکستان و داغستان استیلا یافته بود و نواب محمد حسن‌خان در اقاصی دشت ترکمان متواری بود، لهذا والده نواب آغا محمدخان که همشیره آغا محمد خانقوانلو بود در خانه سید مذکور می‌زیست و این ولادت را پنهان همی خواستند و سید این مولود را به فرزندی خود نسبت داد. آغا محمد نام نهاد و با فرزندان خود همی پرورد… و آغامحمدخان درخانه سید همی بود و به فرزندی سید معروف شد. در زمان قتل نادر شاه، آغا آغامحمد محمدخان خانشششش ساله بود. در زمان سلطنت علیقلی‌خان افشار ملقب به عادل‌شاه ارباب سعایت از وی نزد شاه حکایت کردند، جمعی به استرآباد مأمور و او را گرفته قصد قتلش کردند، بعد از توسط و تشفع جمعی به حکم عادل‌شاه ظالم آن جناب را که در مراحل هفت و هشت سالگی مرحله پیما بود به جهت قطع نسل فتحعلی‌خان و محمدحسن خان و اعدام این دودمان مجبوب نمود؛ و سلطان والاشان محمدحسن خان را بی‌فرزند و ابتر خواست.»
 
== وضعیت ایران در زمان کودکی وی هم‌زمان با حکومت کریم‌خان زند ==
 
== اسارت پسران محمدحسن خان قاجار ==
آغا آغا محمد خانباخان با همیاری برادرش [[حسینقلی جهانسوز|حسینقلی خان جهانسوز]] پس از درگذشت پدرشان محمد حسن خان، دست به جنگ‌های پارتیزانی زدند تا آن که خراج آن سال استرآباد توسط آغا آغا محمد خانموردخان مورد سرقت قرار گرفت. همین امر سبب جنگ میان فرستادگان [[کریم خان زند]] و او شد که در نهایت دستگیر و به [[تهران]] برده شد. [[کریم خان]] همین که فهمید او دیگر اخته است (و بر اساس فرهنگ آن زمان هیچ‌کس برای یک اخته ارزشی قایل نمی‌باشد) امر کرد تا به تحصیل ذخیره آخرت بپردازد و از جاه طلبی دست بردارد.
{{قاجار}}
پس از آن به [[شیراز]] منتقل شد و در اسارت به سربرد. این روش معمول کریم خان زند بود تا با اسیر نگاه داشتن تعدادی از سران قبیله متمرد خطر شورش را از بین برده و در صورت هرگونه تحرک اسرا را تنبیه نماید.
در همین زمان [[حسینقلی‌خان جهانسوز|حسینقلی خان]] در شمال ایران دست به یاغی‌گری زد. کریم خان برای اینکه وی را کنترل کند، مجبور به سپردن حکومت [[دامغان]] به وی شد.
 
اما آغا آغا محمد خانکهخان که می‌دانست از سوی کریم خان مؤاخذه خواهد شد از بیم جان خویش در [[حرم حضرت شاهچراغ]] بست نشست؛
پس از آن کریم خان شعری را برای درباریان خواند و از آن‌ها معنی شعر و شاعرش را خواست و چون آنان نمی‌دانستند یاد او افتاد و از او پرسید و او دانست.
 
 
== بنیان نهادن حکومت قاجاریه ==
آغا آغا محمد خاندرخان در ۱۳ صفر ۱۱۹۳ ه‍.ق (روز درگذشت کریم خان)، هنگامی که در باغ‌های اطراف شیراز به شکار مشغول بود، همین که عمه‌اش او را از مرگ شاه زند آگاه ساخت، فرار کرد و به شتاب خود را به تهران رسانید و در [[ورامین]] مدعی سلطنت بر ایران گشت.
سپس به [[استرآباد]] رفت و با کمک سران اشاقه‌باش، براندازی [[دودمان زندیه|زندیه]] و رسیدن به قدرت را طراحی نمود و ولایات [[گرگان]] و [[مازندران]] و [[گیلان]] را تحت حکمرانی خویش قرار داد. وی در این زمان برای مطیع کردن برادران خود به جنگ با آنان پرداخت و حتی یکبار با شورش برادرش حسین قلی خان تا پای مرگ پیش رفت؛ ولی سرانجام در [[بندپی-روستای ادملا]] توسط حاجی خان حلال خور و عباسقلی بیگ لاریجانی و چند برادرش نجات یافت. [[یاسنت لویی رابینو|لویی رابینو]] در کتاب کتاب مازندران و استرآباد نوشته‌است: آغا آغا محمد خاندرخان در [[ساری]] تاجگذاری کرد و پایتخت خود را آنجا نهاد و به دستور وی [[جشن نوروز]] را با تشریفات زیاد برگزار نمودند، محمد فتح اللّه بن محمد در کتاب احسن التواریخ (تاریخ محمدی) نیز به این موضوع اشاره کرده‌است.
 
پس از تسخیر شمال ایران بر [[آذربایجان]] و [[کرمانشاهان]] نیز دست یافت. حکومت زندیه در جنگ و ستیز میان شاهزادگان زند قرار گرفت ولی سرانجام لطفعلی خان زند با همیاری حاج [[ابراهیم خان کلانتر]] شیرازی بر تخت سلطنت نشست. آغا آغا محمد خانازخان از آن زمان به مدت ۱۵ سال با [[لطفعلی خان زند]] - که جوان بود و شجاع - به جنگ و تعقیب و گریز پرداخت. مهم‌ترین این نبردها، جنگ [[فتحعلی‌شاه قاجار|بابا خان]] برادرزاده آغا آغا محمد خاندرخان در [[سمیرم]] و محاصره [[شیراز]] است. سرانجام آغا آغا محمد خانقدرتخان قدرت نظامی خود را افزایش داد و با کمک حاج ابراهیم خان کلانتر (که به گفته ناصر نجمی معتقد بود لطفعلی خان دلاوری شجاع اما نامناسب برای مملکت‌داری است و آغا آغا محمد خانقابلیتخان قابلیت انجام امور سیاسی را داراست و به این جهت دروازه‌های شهر را پنهانی برای او گشود) و حمایت لشکر اردلان (کردستان) به سرداری [[خسروخان اردلان]] در ۱۲۰۸ ه‍.ق وارد شیراز شد.
سرانجام با لشکرکشی آغا محمدخان به شیراز، با نوعی حیله جنگی لطفعلی خان شکست خورد و به کرمان گریخت و در جریان [[نبرد کرمان]] به براندازی حکومت پادشاهی زندیه و تشکیل حکومت پادشاهی قاجاریه انجامید.
 
== نبرد کرمان ==
{{مقاله اصلی|کشتار کرمان}}
نبرد کرمان ماجرای جنگ سرنوشت ساز لطفعلی خان زند آخرین بازمانده پادشاهی زند و آغا آغا محمد خانقاجاربنیان‌گذارخان قاجاربنیان‌گذار سلسله قاجار است. این جنگ قربانیان فراوانی گرفت و سرانجام به براندازی کامل پادشاهی دودمان زندیه انجامید.
 
هنوز مراسم خاکسپاری کریم خان (۱۱۹۳هجری قمری) پایان نیافته بود که سران حکومت برای کسب قدرت به کشمکش پرداختند. سرانجام در سال ۱۲۰۳ هجری قمری لطفعلی خان فرزند جعفرخان به قدرت رسید. شش سالی که لطفعلی خان به ظاهر قدرت را در دست داشت جز درگیری با مخالفان کار دیگری نداشت. در این دوران کشمکش‌های داخلی زندیه باعث شده بود، سران ایل قاجار که در شمال ایران، نواحی گرگان و مازندران علی‌الخصوص در استرآباد نفوذ داشتند، به طمع افتاده و به سوی گرفتن قدرت خیزبردارند و پس از آخرین درگیری‌های بین لطفعلی خان و محمدخان، خان قاجار به شیراز لشکرکشی کرد و پایتخت آخرین بازمانده دودمان زند را محاصره کرد.
''[[محمد معین]]'': محمدخان در حمله به [[قفقاز]] دستور قتل‌عام و خرابی کلیساها را داد و بخشی از شهر را ویران ساخت.
 
''[[ناپلئون بناپارت]]'' در فوریه سال ۱۸۰۵ نامه‌ای به فتحعلی‌شاه می‌نویسد و در آن نامه از آغا آغا محمد خانقاجارتمجیدخان قاجارتمجید می‌کند.
امپراتور وقت فرانسه در توصیف جنگ‌ها و آشوب‌های داخلی ایران پس از نادر شاه تا زمان سلطنت قاجارها می‌نویسد: «پیشینیان تو لابد از یک قرن به این طرف لایق حکمرانی چنین ملّتی نبوده‌اند که گذاشته‌اند از نفاق خانگی آزار ببینند و از بین بروند». وی در توصیف آغا آغا محمد خانقاجارعمویخان قاجارعموی فتحعلی شاه و بنیان‌گذار سلسله قاجاریه می‌نویسد: «تنها محمد شاه (محمدخان قاجار) عموی تو در نظر من شاهانه زندگی کرده و خسروانه اندیشیده‌است، قسمت اعظم ایران را به تصرف خویش درآورده و سپس آن توانایی شاهانه را که از فتوح خویش به دست آورده بود برای تو گذاشته‌است».<ref>دکتر خان بابا بیانی، تاریخ دیپلماسی ایران- سیاست ناپلئون در ایران، (تهران: شرکت کتاب، سال 1317)، ص 28</ref><ref>مأموریت گاردان در ایران، تألیف دکتر آلفرد دوگاردان فرانسوی، ترجمه عباس اقبال</ref><ref>ایران در دوره سلطنت قاجار، علی اصغر شمیم، انتشارات زریاب</ref>
 
''فرد ریچاردز'': در این صفحات خونین تاریخ، بیهوده است اگر در جستجوی نشانه‌هایی از پیشرفت و ترقی یا ذکری از هنر دوران صلح و صفا باشیم. در سراسر ایران گاوآهن فدای شمشیر شده بود.
 
== رجال سرشناس ایران در زمان حکومت محمدخان قاجار ==
[[پرونده:Vladimir Borovikovsky - Mirza-Kuli-Khan (Tver).jpg|بندانگشتی|چپ|230px|مرتضی قلی خان قاجار، برادر آغا آغا محمد خانقاجارکهخان قاجارکه به روسیه فرار کرد و از عوامل برانگیزاننده لشگرکشی روسیه به ایران در زمان [[کاترین دوم روسیه|کاترین]] و به سرکردگی زبوف بود. نگاره در موزه تور روسیه به نام (Tver Regional Picture Gallery) وجود دارد.]]
* [[مصطفی قلی خان قاجار]] (برادر و سردار سپاه وی در جنگ‌های مهم)
* [[علی‌قلی خان قاجار]] (برادر آغا محمد خانکه به‌وسیله فتحعلی شاه نابینا شد)
* [[شیخ جعفر تنکابنی]] (کتاب خوان شخصی محمد خان)
* [[ابوالفتح خان]]
* [[میرزا محمد خان قاجار دولو|میرزا آغا آغا محمد خانقاجاردولوخان قاجاردولو]] (حاکم تهران؛ وی جویای قدرت و سرمایه مادی بود برای همین اقدامات کودکانه وی در خور توجه‌است)
* [[میرزا شفیع صدر اعظم]] (صدر اعظم و والی اسبق ولایات عراق – عراق آن زمان به اصفهان؛ کاشان؛ ملایر و بروگرد نسبت داده می‌شد)
* [[عبدالرحیم خان شیرازی]] (حاکم شهرضا و سمیرم که در جنگ سمیرم علیه لطف علی خان زند توانست با خدعه و نیرنگ سپاه او را از هم بپاشد و البته از طرف باباخان جهانبانی مورد تقدیر واقع گشت و پس از آن حکومت آباده و ابرقو را به وی دادند)
* اخته به نوشته ژان گور فرانسوی و برگردان ذبیح‌الله منصوری؛ چاپ ۱۳۴۷؛ چاپخانه بهمن؛ انتشارات امیرکبیر؛ تهران
* از نادرشاه تا محمدخان، مرتضی میرحسینی، چاپ ۱۳۹۰؛ انتشارات کوله پشتی، تهران
* آغا آغا محمد خانقاجارشهریارخان قاجارشهریار نامی ایران؛ نوشته آمینه پاکروان، برگردان جهانگیر افکاری؛ چاپ ۱۳۴۸؛ انتشارات فرانکلین زوار؛ تهران
* آغا آغا محمد خانقاجاروخان قاجارو لطفعلیخان زند؛ ابوالفضل وکیلی قمی؛ چاپ ۱۳۴۸؛ انتشارات سینا؛ تهران
* هرات در قلمرو استعمار؛ فتح الدین فتاحی؛ چاپ ۱۳۷۰؛ چاپخانه مروی؛ انتشارات مستوفی
* احسن التاریخ؛ به نوشته محمد فتح‌الله بن محمد تقی ساروی؛ به فصل سرگذشت آغا محمد خانمراجعه کنید
۳

ویرایش