تفاوت میان نسخه‌های «شعر»

۱۰۵ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
سقراط و افلاطون هردو شعر را نتیجه [[الهام]] می‌دانستند، اما ارسطو نخستین کسی بود که سعی کرد قواعدی برای [[ادب]] و شعر و آفرینش‌های ادبی کشف کند. «بر اساس تعاریف سنتی» «شعر کلامی است مخیل و موزون» و از دید آن‌ها که حضور وزن را در شعر ضروری نمی‌دانند و اصل موزون بودن را از شعر حذف می‌کنند، شعر کلام مخیلی است که متضمن هنجارگریزی‌های شاعرانه است». اما واقعیت این است که امروز دیگر نمی‌توان «شعر» را به درستی تعریف کرد تا جایی که شاعری چون [[احمد شاملو]] معتقد است: «نمی‌توان یک تعریف کلی از شعر به دست داد. تعریفی که بر اساس آن [[اثیر الدین اخسیکتی]] و [[صائب تبریزی]] و [[عارف قزوینی]] و [[مهدی حمیدی]] و [[مهدی اخوان ثالث]] و [[نیما یوشیج]] یکجا شاعر شناخته شوند».<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=صفوی، کوروش |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/31120/23/text |عنوان=شعر و نظام‌های انگیخته زبانی (شعر از دیدگاه زبان‌شناسی) |ناشر=نشریه فرهنگ و هنر |تاریخ=خرداد و تیر 1378 - شماره 3| پیوند بایگانی = http://www.webcitation.org/6CyddvO8s | تاریخ بایگانی = ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲}}</ref>
 
آرش آذرپیک معتقد است:شعر دارای [[وجود|وجودی]] [[ذات|قائم به ذات]] نیست، بلکه تنها مجموعه ای از رویکرد های متفاوت در ساحتی خاص از دنیای بی پایان هنری کلمه است، بنابراین ،هستی شعر،[[شعر داستان،کهن فارسی|شعر]]، [[داستان]]، [[نمایشنامه|نمایش نامه،نامه]]، شطح،[[شطحیات|شطح]]، [[متون]] منثور هنری و... کاملا وابسته به سرمنشاء ومادر همه ی آنها یعنی دنیای بی پایان وجود کلمه است، و شناخت هیچکدام از این رودخانه ها(شعر، داستان و...) هرچقدر عظیم، بدون معرفت عمیق به سرچشمه ی آنها (کلمه) شبیه آب در [[هاون]] کوبیدن است.واینکه تمام تعاریفی که تا کنون از شعر شده نتوانسته است، به هیچ وجه حق مطلب را ادا کند، به خاطر این است که شعر را وجودی مستقل از جهان بی پایان کلمه انگاشته اند.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=سلیمان پور |نام=مهوش |کتاب=ماه نوشته های یک فرازمینی | ناشر=دیباچه |سال=1398 |مکان=کرمانشاه |شابک=}}</ref><ref>{{یادکرد وب |نویسنده =سلیمان پور، مهوش |نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280200/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%86%D8%AC%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B4-%D8%B3%D9%84%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%BE%D9%88%D8%B1 |عنوان=ماه نوشته های یک فرازمینی | ناشر =خبرگزاری کتاب ایران |تاریخ =31 آگوست 2019 |تاریخ بازبینی= }}</ref> تعریف‌های سنتی دربارهٔ شعر اگرچه شرط لازم (حداقل) شعر را دربردارند، اما شرط کافی (حداکثر) را دربر نمی‌گیرند. یعنی بیشتر ناظر به عناصر صوری و فیزیکی شعر هستند، نه جوهرهٔ درونی و متافیزیکی آن. حقیقت درونی شعر، نه تعریف‌پذیر، نه ترجمه‌پذیر و نه نقدپذیر است. به این معنی شعر خود زندگی یعنی تجربهٔ زیستن است. پس مانند خود زندگی، مقول به تشکیک و دارای مراتب و مدارج عالی و سافل است، شعر هم شور محض است مثل ترانه‌های [[فایز دشستانی]]، هم شعور محض مانند قصاید [[ناصرخسرو]] و هم آمیزه‌ای از شور و شعور مانند شعر [[حافظ]].<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=امین، سیدحسن |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/28774/28/text |عنوان=تعریف شعر |ناشر=نشریه زبان و ادبیات |تاریخ=1387 - شماره 50| پیوند بایگانی = http://www.webcitation.org/6CydeZ6Ep | تاریخ بایگانی = ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲}}</ref>
 
اما باید دانست که همین کوشش‌ها در راستای تعریف و توصیف شعر، خود باعث پدیدار شدن مکتب‌های گوناگون ادبی شده‌است. [[بدیع]] و [[بیان]]، [[معانی]] و [[بلاغت]] از درون گفتگوهای ادبی سر برون آورده‌اند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=مجیب، مهرداد |نشانی=http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view=article&id=12036:1389-03-08-18-03-16&catid=99:1388-09-04-03-03-38&Itemid=541pid=127075 |عنوان=چرا تعریف شعر دشوار است؟ |ناشر=روزنامهٔ 8 صبح |تاریخ=1389| پیوند بایگانی = http://www.webcitation.org/6CydfXXBk | تاریخ بایگانی = ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲}}</ref>
۲۲۰

ویرایش