تفاوت میان نسخه‌های «حسین منصور حلاج»

اناالحق
(تغییر در لید)
(اناالحق)
<!--پایان الگو-->
 
'''ابوالمغیث عبدالله بن احمد بن ابی طاهر''' مشهور به '''حسین بن منصور حلاج''' (کنیه: ابوالمغیث) صوفی، شاعر و عارف ایرانی قرن سوم هجری بود. او در ۲۴۴ هجری به دنیا آمد.<ref>حلاج شهید عشق الهی، دکتر [[جواد نوربخش]]، انتشارات یلدا قلم. {{شابک|964-5745-00-4}}</ref> به خاطر عقایدش<ref>[http://www.maktabevahy.org/Services/Document/View.aspx?OId=752 جرم و گناه حسین بن منصور حلاج]، وبگاه مکتب وحی</ref> عده‌ای از علمای اسلامی آموزه‌هایش را مصداق [[کفرگویی]] دانسته، او را به اتهام [[صوفی|صوفی بودن]] تکفیر کردند و حکم به ارتدادش دادند. قاضی شرع بغداد به دستور [[ابوالفضل جعفر مقتدر]]، [[خلافت عباسیان|خلیفه عباسی]] حکم اعدامش را صادر کرد و در ذیقعده سال ۳۰۹ هـ.ق. به جرم «کُفرگویی و [[الحاد]]»، پس از شکنجه و تازیانه در ملاعام [[به دار آویختن|به دار آویخته شد]].<ref>[http://www.menk-iraj.com/hallaj.htm شرح حال حسین بن منصور حلاج]، سیری در عرفان و خداشناسی</ref> سپس [[سلاخی‌کردن|سلاخی‌اش کردندسلاخی‌]]<nowiki/>اش کردند و دست و پا و [[سر بریدن|سرش را بریدند]] و پیکرش را سوزاندند و خاکسترش را به [[رود دجله]] ریختند.
 
جمله معروف ''«انالحق»'' (من حق هستم) که در [[ادبیات فارسی]] بارها تکرار شده‌است، از منصور حلاج است. برخی این مسئله را نشانه‌ای از ادعای خدایی کردن منصور می‌دانند؛ حال آنکه عده‌ای دیگر بر این باورند خدا از طریق منصور حلاج سخن گفته‌است.<ref name="EI2-3-99">{{cite book|author=Louis Massignon, Louis Gardet|title=Encyclopedia of Islam, 2nd ed., Vol. 3, "Al-Halladj"|year=1986|publisher=Brill|pages=99–100|first=|isbn=|location=}}</ref>
 
شاعران فارسی‌زبانی هم‌چون [[عطار نیشابوری]]، [[حافظ]]، [[سنایی]]، [[مولوی]]، [[ابوسعید ابوالخیر]]، [[فخرالدین عراقی]]، [[مغربی تبریزی]]، [[محمود شبستری]]، [[قاسم انوار]]، [[نعمت‌الله ولی|شاه نعمت‌الله ولی]] و [[اقبال لاهوری]] دربارهٔ او بیت‌هایی سروده‌اند.
حامد بن عباس، وی را به محمد بن عبدالصمد، رئیس شهربانی وقت سپرد تا در تاریکی شب، در کنار رود دجله و در داخل محوطه شهربانی، وی را هزار تازیانه زدند و سپس دست‌ها و پاهایش را قطع و آن‌گاه، سرش را از بدن جدا نمودند و تن بی‌جانش را در آتش سوزانیدند و خاکسترش را در دجله ریخته و سرش را پس از مدتی آویختن بر روی پل بغداد به خراسان (مرکز اصلی پیروان حلاج) فرستادند، تا درس عبرتی برای پیروانش باشد.<ref>تجارب الامم (ابن مسکویه رازی) ترجمه علی‌نقی منزوی، ج ۵، ص ۱۳۳</ref>
 
== اتهام کفرگویی [[شطح گویی]] ==
{{شروع عربی}}احتمالاً حلاج این عبارت را از بایزید بسطامی (متوفی ۲۶۱) گرفته‌است، چون شبیه همین تعبیر در آثار بایزید وجود دارد، اما تکرار و تأکید آن با تعابیر گوناگون در کلمات و اشعار حلاج، و نیز فرجام وی که سخت با این ادعا پیوند داشت، اناالحق را به حلاج منتسب کرد.
این تعبیر در کتاب الطواسین حلاج آمده‌است.