تفاوت میان نسخه‌های «راسکین باند»

جز
اندکی پس از آن وی به یک مدرسه شبانه‌روزی در موسوری اعزام شد. وقتی باند هشت ساله بود، مادرش از پدرش جدا شد و با یک پنجابی هندو به نام هاری ازدواج کرد. پدرش ترتیب داد که راسکین را به دهلی نو یعنی جایی که منصوب شده بود منتقل کنند. راسکین به پدرش بسیار نزدیک بود و این دوره را در کنار پدرش به عنوان یکی از خوشبخت‌ترین دوران زندگی خود توصیف می‌کند. هنگامی که ده ساله بود، پدرش در کلکته بر اثر مالاریا درگذشت. راسکین در مدرسه شبانه‌روزی خود در شیملا بود و معلمش از این اتفاق مطلع شد. او توسط مادر و ناپدری که در دهرادون زندگی می‌کردند، بزرگ شد.
 
به دنبال تحصیلات دبیرستانی، در سال ۱۹۵۱ برای چشم‌اندازهای بهتر به خانه عمه اش در [[جزایر مانش|جزایر کانال]] ([[بریتانیا|انگلستان]]) رفت و دو سال در آنجا ماند. در لندن، شروع به نوشتن اولین رمان خود با عنوان ''«اتاق روی پشت بام» را نوشت که'' داستان نیمه خود زندگینامه نویسی پسر یتیم انگلیسی ای به نام «راستی» بود.
 
== سبک ادبی ==