تفاوت میان نسخه‌های «بوم‌فمینیسم»

۱٬۶۹۷ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
'''بوم‌فمینیسم''' یا '''اکوفمینیسم''' ({{lang-en|Ecofeminism}}) نگرشی بر مبنای احترام به طبیعت است که با تلفیق رویکردهای [[فمینیسم]]ی و [[بوم‌شناختی]]، مخالف رفتارهای تهاجمی و از میان بردن طبیعت به بهانهٔ سود و پیشرفت است.<ref>{{یادکرد فرهنگستان | مصوب=بوم‌فمینیسم | بیگانه=ecofeminism | بیگانه در فارسی= | حوزه=مهندسی منابع طبیعی- محیط‌زیست و جنگل، مطالعات زنان | دفتر=سیزدهم | بخش=فارسی | سرواژه=بوم‌فمینیسم}}</ref>
 
اکوفمینیسم محصول ترکیب جنبش رهایی بخش زنان و جنبش حفاظت از محیط زیست است. اکوفمینیست با بررسی‌ ارتباط بین زن و طبیعت در فرهنگ، دین، ادبیات و نمادنگاری می‌پردازد و درصدد است تشابهات بین '''سلطه بر زنان''' و '''سلطه بر طبیعت''' را بیابد. برای مثال این شباهت‌ها می‌توان به وجود دیدگاه مالکانه به زن و طبیعت، دیدن مردان به عنوان متولیان فرهنگ و زنان به عنوان متولیان طبیعت، و تشابه الگوها در تسلط مردان به زنان و تسلط انسانها به طبیعت نام برد. اکوفمینیسم تأکید می کند که هم زنان و هم طبیعت باید مورد احترام باشند.
 
نظریه اکوفمینیست ادعا می‌کند که این دیدگاه زنان را در موقعیت برتر قرار نمیدهد بلکه بیشتر خواهان برابری و یك جامعه مشاركتی است كه در آن برتری گروهی وجود ندارد.
نظریه اکوفمینیسم تأکید می کند که سرمایه داری تنها ارزش‌های مردسالارانه را منعکس می کند. این بدین معناست که تاثیرت سرمایه داری به ضرر جامعه زنان بوده و باعث شکاف عمیق بین طبیعت و تمدن شده است. اکو فمینیست‌ها در دهه ۱۹۷۰ ادعا کردند که  شکاف بین طبیعت و تمدن تنها با غریزه زنانه و آگاهی‌ کلی‌ و جهان شمول پروسه‌های طبیعی‌ قابل درمان است.
 
== تاریخچه ==
 
* اکوفمینیسم استدلال می‌کند که در نظام مرد سالارنه بین سلطه و استثمار زن و سلطه و استثمار طبیعت ارتباط مهمی‌ وجود دارد. اگرچه هر رویکرد اکوفمینیسم این ارتباط را به طرز متفاوتی تفسیر می‌کند.
* اکوفمینیسم معتقد است که سلطه و استثمار زنان و تسلط و بهره برداری از طبیعت هر دو منشا ای مشترک دارند. این اشتراک زنان را در موقعیت ممتازی قرار می دهد تا به این سلطه پایان دهند.<br />
*اکوفمینیسم ارتباطی که مردسالاری بین زن و طبیعت برقرار می کند را نفی می کند. برخی‌ نمایندگان جامعه مردسالار استدلال میکنند که زیست شناسی‌ زنان (بدن زن و توانایی زن در باردار شدن و ایجاد زندگی‌) آنها را در موقعیت نزدیکتری به طبیعت قرار میدهد. بر اساس این رویکرد، مردان، موجوداتی با هدایت عقل هستند که به دنیای تمدن تعلق دارند. بر خلاف شهود زنانه که متعلق به دنیای طبیعت است. تمدن به دلیل توانایی خود در کنترل و دگرگونی طبیعت ، برتر از طبیعت محسوب می شود. و با این استدلال استثمار آن‌ها را توجیه می‌کند . زبان جنسیتی که برای توصیف طبیعت استفاده می شود، (مام زمین) و زبان طبیعت انگارانه که برای توصیف زنان (پنجه آفتاب) استفاده می شود، نشانه‌های از این غلبه مرد سالارنه، به حاشیه راندن و انزوای اجتماعی زنان است. نظریه اکوفمینیسم تأکید می کند سرمایه داری باعث شکاف عمیق بین طبیعت و تمدن شده است. اکو فمینیست‌ها در دهه ۱۹۷۰ ادعا کردند که  شکاف بین طبیعت و تمدن تنها با غریزه زنانه و آگاهی‌ کلی‌ و جهان شمول پروسه‌های طبیعی‌ قابل درمان است. محققان اکوفمینیست تاکید میکنند که این تاثیر زنان برای پر کردن شکاف تمدن و طبیعت حاصل غریزه زنانه نیست بلکه به دلیل شرایط مشابه زنان تحت ظلم در دست نیروهای غالب مردسالار است. <br />
== منابع ==
{{پانویس}}
۴۲

ویرایش