تفاوت میان نسخه‌های «بوم‌فمینیسم»

برخی‌ از نظریه پردازان
جز (Shaffy-h صفحهٔ بوم‌فمینیسم را به بوم‌فمینیسم یا اکوفمینیسم منتقل کرد)
(برخی‌ از نظریه پردازان)
 
* اکوفمینیسم استدلال می‌کند که در نظام مرد سالارنه بین سلطه و استثمار زن و سلطه و استثمار طبیعت ارتباط مهمی‌ وجود دارد. اگرچه هر رویکرد اکوفمینیسم این ارتباط را به طرز متفاوتی تفسیر می‌کند.
 
* اکوفمینیسم معتقد است که سلطه و استثمار زنان و تسلط و بهره برداری از طبیعت هر دو منشا ای مشترک دارند. این اشتراک زنان را در موقعیت ممتازی قرار می دهد تا به این سلطه پایان دهند.
*اکوفمینیسم ارتباطی که مردسالاری بین زن و طبیعت برقرار می کند را نفی می کند. برخی‌ نمایندگان جامعه مردسالار استدلال میکنند که زیست شناسی‌ زنان (بدن زن و توانایی زن در باردار شدن و ایجاد زندگی‌) آنها را در موقعیت نزدیکتری به طبیعت قرار میدهد. بر اساس این رویکرد، مردان، موجوداتی با هدایت عقل هستند که به دنیای تمدن تعلق دارند. بر خلاف شهود زنانه که متعلق به دنیای طبیعت است. تمدن به دلیل توانایی خود در کنترل و دگرگونی طبیعت ، برتر از طبیعت محسوب می شود. و با این استدلال استثمار آن‌ها را توجیه می‌کند . زبان جنسیتی که برای توصیف طبیعت استفاده می شود، (مام زمین) و زبان طبیعت انگارانه که برای توصیف زنان (پنجه آفتاب) استفاده می شود، نمود بارز این غلبه مرد سالارنه، به حاشیه راندن و انزوای اجتماعی زنان است. نظریه اکوفمینیسم تأکید می کند سرمایه داری باعث شکاف عمیق بین طبیعت و تمدن شده است. اکو فمینیست‌ها در دهه ۱۹۷۰ ادعا کردند که  شکاف بین طبیعت و تمدن تنها با غریزه زنانه و آگاهی‌ کلی‌ و جهان شمول پروسه‌های طبیعی‌ قابل درمان است. محققان اکوفمینیست تاکید میکنند که این تاثیر زنان برای پر کردن شکاف تمدن و طبیعت حاصل غریزه زنانه نیست بلکه به دلیل شرایط مشابه زنان تحت ظلم در دست نیروهای غالب مردسالار است. <br />
 
*اکوفمینیسم ارتباطی که مردسالاری بین زن و طبیعت برقرار می کند را نفی می کند. برخی‌ نمایندگان جامعه مردسالار استدلال میکنند که زیست شناسی‌ زنان (بدن زن و توانایی زن در باردار شدن و ایجاد زندگی‌) آنها را در موقعیت نزدیکتری به طبیعت قرار میدهد. بر اساس این رویکرد، مردان، موجوداتی با هدایت عقل هستند که به دنیای تمدن تعلق دارند. بر خلاف شهود زنانه که متعلق به دنیای طبیعت است. تمدن به دلیل توانایی خود در کنترل و دگرگونی طبیعت ، برتر از طبیعت محسوب می شود. و با این استدلال استثمار آن‌ها را توجیه می‌کند . زبان جنسیتی که برای توصیف طبیعت استفاده می شود، (مام زمین) و زبان طبیعت انگارانه که برای توصیف زنان (پنجه آفتاب) استفاده می شود، نمود بارز این غلبه مرد سالارنه، به حاشیه راندن و انزوای اجتماعی زنان است. نظریه اکوفمینیسم تأکید می کند سرمایه داری باعث شکاف عمیق بین طبیعت و تمدن شده است. اکو فمینیست‌ها در دهه ۱۹۷۰ ادعا کردند که  شکاف بین طبیعت و تمدن تنها با غریزه زنانه و آگاهی‌ کلی‌ و جهان شمول پروسه‌های طبیعی‌ قابل درمان است. محققان اکوفمینیست تاکید میکنند که این تاثیر زنان برای پر کردن شکاف تمدن و طبیعت حاصل غریزه زنانه نیست بلکه به دلیل شرایط مشابه زنان تحت ظلم در دست نیروهای غالب مردسالار است. <br />
 
== برخی‌ از نظریه پردازان ==
 
* [[فرانسواز دوبون]] (به [[زبان فرانسوی|فرانسوی]]: Françoise d'Eaubonne)
* جودی باری (به [[زبان انگلیسی|انگلیسی]]: Judi Bari) یک فعال محیط زیست، فمینیست و آنارشیست بود. او یکی‌ از سازماندهان اصلی‌ جنبش "[[اول زمین!]]" ([[زبان انگلیسی|انگلیسی]]: Earth First!) است.  
 
* [[واندانا شیوا]] (به [[زبان انگلیسی|انگلیسی]]: Vandana Shiva) او از برگزار کننده‌های [[:en:Chipko_movement|جنبش چیپو]] (به [[زبان انگلیسی|انگلیسی]]: Chipko movement) با هدف جلوگیری از جنگل زدایی در هیمالایا بود.
* [[وانگاری ماآتای]] (به [[زبان انگلیسی|انگلیسی]]: Wangari Muta Maathai) برنده جایزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۴ میلادی.
 
== منابع ==
{{پانویس}}
۴۲

ویرایش