باز کردن منو اصلی

تغییرات

ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
{{جعبه اطلاعات امام شیعه|نام=علی بن موسی|تصویر=AliRedhaSVG.svg|اندازه تصویر=250px|عنوان تصویر=خوشنویسی نام «علی الرضا» به خط ثلث در مسجد النبی، مدینه|نقش=هشتمین امام [[شیعه|شیعیان]]|کنیه=ابوالحسن (ابوالحسن ثانی)|زادروز=[[۱۱ ذی القعده]] سال ۱۴۸ پس از [[هجرت محمد|هجرت]]|زادگاه=[[مدینه]]|درگذشت=۳۰ [[صفر]] سال ۲۰۳ پس از [[هجرت محمد|هجرت]]|مدفن=[[مسجد بالاسر]]، [[حرم امام رضا]]، [[مشهد]]|محل زندگی=|القاب=رضا{{سخ}}|پدر=[[موسی کاظم]]|مادر=ام بنین [[نجمه خاتون|نجمه]]|همسران=[[سبیکه]] (خیزران)|فرزندان=[[محمد تقی]]|طول عمر=پیش از [[امامت]] ۳۵ سال{{سخ}}(سال ۱۴۸ تا ۱۸۳ پس از [[هجرت محمد|هجرت]]){{سخ}}
دوران [[امامت]] ۲۰ سال{{سخ}}(سال ۱۸۳ تا ۲۰۳ پس از [[هجرت محمد|هجرت]])}}{{سخ}}{{شیعه}}
'''علی بن موسی الرضا''' ([[۱۴۸ (قمری)|۱۴۸]]–[[۲۰۳ (قمری)|۲۰۳]] ه‍.ق)، ملقب به '''رضا''' و '''ابوالحسن،''' هشتمین امام [[شیعه|شیعیان]] دوازده امامی بعد از پدرش [[موسی کاظم]] و پیش از پسرش [[محمد تقی]] می‌باشد. علی بن موسی در شهر [[مدینه]] از [[نجمه خاتون]] متولد و در دیار [[توس]] از دنیا رفت. رضا در دوره‌ای می‌زیست که خلفای عباسی با مشکلات عمده‌ای از جمله شورش‌های شیعیان مواجه بودند. [[مأمون]] به دنبال راهی برای پیروزی بر این شورش‌ها تصمیم گرفت رضا را در حکومت دخیل کند، و به همین منظور پست ولیعهدی را به عهدهٔ او گذاشت. مأمون بعدها به اشتباهش پی‌برد و برای جبران آن به نوشتهٔ بیشتر مورخان تصمیم گرفت به او سم خورانده، او را از سر راهش بردارد. رضا در یکی از روستاهای [[خراسان]] که بعدها به مناسبت خاکسپاری‌اش در آن به [[مشهد]] (محل شهادت)، تغییر نام یافت به خاک سپرده شد.<ref>{{پک|Tabåatabåa'åi||||1981|ف=|ک=A Shi'ite Anthology|زبان=en|ج=|ص=49–50 & 138–139}}</ref><ref name="Donaldson">{{پک|Donaldson||||۱۹۳۳|ف=|ک=The Shi'ite Religion|زبان=en|ج=|ص=161–170}}</ref> [[حرم امام رضا|مقبرهٔ وی]] سالانه مورد بازدید میلیون‌ها زائر از [[ایران]]، [[پاکستان]]، [[بحرین]]، [[عراق]] و دیگر کشورها قرار می‌گیرد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|نشانی=http://khabarfarsi.com/n/1906182/استقبال_مذاهب_مختلف_از_امام_رضاع_مظهر_همگرایی_است|عنوان=استقبال مذاهب مختلف از...از…|تاریخ بازدید=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=خبرفوری}}</ref>
 
== مشخصات ==
 
=== نام ===
علی به معنای والامقام و بلند مرتبه است.<ref>{{پک|ابن منظور|۱۳۳۵|ک=لسان العرب|ص=۸۳|ج=۱۵}}</ref><ref>{{پک|راغب اصفهانی|۱۴۱۲|ک=مفردات|ص=۵۸۲|ج=}}</ref> شیعیان معتقدند، نام علی برای او در [[حدیث لوح فاطمه|لوح فاطمه]] که مطابق منابع دست‌اول و کتب شیعی، [[خدا]] آن را از طریق [[جبرئیل]] به [[محمد]] داد و محمد آن را به دخترش [[فاطمه]] هدیه داده، موجود است.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=امامت از منظر حدیث لوح|نشانی=http://pajoohe.ir/امامت-از-منظر-حدیث-لوح__a-44158.aspx|وبگاه=پژوهشکده باقرالعلوم|بازبینی=|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=}}</ref> علی بن موسی، سومین امام شیعی است که پس از [[علی بن ابی‌طالب|علی بن ابی طالب]] و [[سجاد|علی بن حسین]]، به اسم علی نامگذاری شده‌است. پس از او نیز [[علی النقی]] (نوه علی بن موسی) نیز به این اسم نامگذاری گردید.
 
=== القاب ===
پدر علی بن موسی از همان لحظه تولد، لقب رضا و ابوالحسن را برایش برگزید.<ref>{{پک|مدرسی|۱۳۸۲|ک=زندگی ثامن الائمه|ص=۱۳}}</ref> نزدیکانش، وی را ابوعلی می‌گفتند و دیگر القاب او صابر، زکی، ولی، وفی، سراج الله، نورالهدی، قرة عین المؤمنین، مکیدة الملحدین، کفو، الملک، کافی الخلق، رب‌السریر می‌باشد.<ref name=":3">{{پک|قمی|۱۳۸۶|ک=منتهی الآمال|ص=۳۵۸|ج=۲}}</ref><ref>{{یادکرد وب|عنوان=ولادت امام رضا (ع)|نشانی=http://pajoohe.ir/ولادت-امام-رضا-علیه-السلام__a-31656.aspx|وبگاه=پژوهشکده باقرالعلوم|بازبینی=|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=}}</ref> در منابع شیعی از او به نام ابوالحسن ثانی یاد می‌کنند؛<ref>{{یادکرد وب|عنوان=ابوالحسن اول وثانی وثالث|نشانی=http://saadat.andishvaran.ir/fa/ShowNote.html?ItemId=7608|وبگاه=پایگاه اندیشوران حوزه|بازبینی=|نویسنده=لاهیجی|کد زبان=|تاریخ=}}</ref> به این منظور که با پدرش موسی کاظم که ابوالحسن اول خوانده می‌شد، اشتباه نشود. مشهورترین لقب وی، رضا است؛ برخی معتقند، پس از آنکه علی بن موسی، [[ولایتعهدی علی بن موسی الرضا|ولایتعهدی]] مأمون را پذیرفت، وی توسط مأمون به لقب رضا ملقب شد. به این معنا که وی به ولایتعهدی راضی شده‌است. اما [[احمد بن ابی نصر بزنطی|بزنطی]] گزارش کرده‌است که [[محمد تقی|محمد بن علی]] (فرزند علی بن موسی) در پاسخ پرسش او دربارهٔ شایعه لقب داده شدن علی بن موسی به رضا، آن هم توسط مأمون، گفته‌است: «دروغ می‌گویند و خیانت می‌کنند، بلکه خدا او را ملقب به رضا نموده‌است.»<ref name=":22">{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۵۸}}</ref> به گفته شیعیان در معنای لقب رضا آورده‌اند خداوند در لوح محفوظ وی را رضا نامیده زیرا که دوستان و دشمنان از او راضی هستند؛ همچنین فرشتگان از شمایل و اخلاق و اعمال وی رضایت دارند؛ و خدا از او راضی بوده و او را هم راضی کرده استکرده‌است.<ref>{{پک|راوندی|۱۳۷۶|ک=ألقاب الرسول وعترته|ص=۶۶}}</ref> [[محمد تقی|محمد بن علی الجواد]] در پاسخ به [[احمد بن ابی نصر بزنطی]] در مورد اشتهار پدرش به این لقب می گویدمی‌گوید: «برای آنکه مخالفان و دشمنان او را پسندیدند و از او راضی بودند.»<ref name=":3"/> به گفته [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی]]، علی بن موسی نه چون به مقام رضا رسیده است،رسیده‌است، به این لقب ملقّب شده استشده‌است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=مصداق أتم و اکمل مقام راضی و مَرضی|نشانی=http://iqna.ir/fa/news/3733141|وبگاه=خبرگزاری قرآن|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نام=|نام خانوادگی=|نویسنده=}}</ref>
 
=== پدر ===
=== مادر ===
{{نوشتار اصلی|نجمه خاتون}}
[[نجمه خاتون]] مادر علی بن موسی، برده‌ای از [[مغرب عربی|مغرب]] یا شمال آفریقا بود که خریداری و آزاد شده بود، تا به ازدواج موسی کاظم دربیاید.<ref name="Donaldson"/><ref name=":0">{{پک|Jaffer||||2003|ف=|ک=Lady Fatima Masuma (a) of Qum|زبان=en|ج=|ص=}}</ref><ref name=":1">{{پک|Rizvi||||1988|ف=|ک=Slavery, from Islamic & Christian perspectives|زبان=en|ج=|ص=}}</ref> نقل است مادر موسی کاظم، [[حمیده|حمیدة المصفاه]] نام داشت؛ وی که از زنان عجم بود، کنیزی خریداری نمود که در سرزمین عرب به دنیا آمده بود و در همانجاهمان‌جا رشد و نمو یافته بود. پس از آنکه حمیده، آن کنیز را آزمود و دریافت که در دین و خرد از دیگر مردمان برتر است، وی را برای فرزندش موسی بن جعفر برگزید و به فرزندش از خوبی و برتری این کنیز بر دیگران خبر داد و برای ازدواج با او مناسب دید، لذا او را به موسی کاظم بخشید و سفارش کرد که در حقش نیکی کند.<ref>{{پک|مدرسی|۱۳۸۲|ک=زندگی ثامن الائمه|ص=۱۱}}</ref> از آنجا که یکی از القاب او «خَیزُران مَرسِیَّه» گزارش شده، عده‌ای احتمال داده‌اند که وی اهل جزیره مارسی در جنوب [[فرانسه]] بوده‌است.بوده‌است؛ و در مقابل از آنجا که وی به «شَقْرَاء نُوبِیَّه» نیز شهره است، برخی احتمال داده‌اند که او اصالتاً اهل شهر نوبه در [[آفریقا|شمال آفریقا]] هستند. این درحالی است که نوبه، به چهار منطقه اطلاق می‌شود: شهرکی در [[تونس]]، موضعی در [[حجاز]] با فاصله سه روز راه از مدینه، ناحیه‌ای در نزدیکی دریای تهامه [[دریای سرخ]]، سرزمینی در جنوب [[مصر]].<ref>{{پک|قائمی|۱۳۸۵|ک=در مکتب آل محمد|ص=۳۰}}</ref>
 
تاریخ‌نگاران برای مادر علی بن موسی، نام‌های مختلفی ذکر کرده‌اند؛ از جمله: نجمه، اروی، سکن، سمان، تکتم و طاهره. امّا مشهورترین نام وی تکتم و نجمه بوده<ref name=":4">{{پک|پورامینی|۱۳۹۶|ک=بر مدار آفتاب|ص=۱۷}}</ref> و پس از متولد شدن امام به نام‌های طاهره و ام‌البنین نیز خوانده شده استشده‌است. [[سید محمدتقی مدرسی|محمدتقی مدرسی]] معتقد است که دلیل تعدد نام‌های وی شاید به خاطر آن باشد که کنیز، نزد هر یک از صاحبان خود، به نامی خوانده می‌شده استمی‌شده‌است.<ref name=":2">{{پک|مدرسی|۱۳۸۲|ک=زندگی ثامن الائمه|ص=۱۲}}</ref> در منابع شیعی از نجمه خاتون به نیکی یاد کرده، و او را هم‌چون حمیده از علما و پاکان می‌دانند.<ref name="Donaldson"/><ref name=":0"/><ref name=":1"/>
 
== سرگذشت ==
 
=== تولد و کودکی ===
اکثر مورخین و محدثین همچون [[شیخ مفید|مفید]] در [[الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد|الارشاد]]، [[شیخ کلینی|کلینی]] در [[کتاب کافی|کافی]]، [[شیخ صدوق|صدوق]] در [[علل‌الشرایع|علل الشرایع]]، [[علی بن حسین مسعودی|مسعودی]] در [[مروج‌الذهب و معادن‌الجوهر|مروج الذهب]] و غیر ایشانایشان،<ref group="یادداشت">شیخ مفید در الارشاد، شبراوی در الاتحاف بحب الاشراف، کلینی در کافی، کفعمی در مصباح، شهید در دروس، طبرسی در اعلام الوری، فتال در روضه الواعظین، صدوق در علل الشرایع، تاج الدین محمد بن زهره در غایه الاختصار، ابن صباغ مالکی در الفصول المهمه، اردبیلی در جامع الوراه، مسعودی در مروج الذهب، ابو افداء در تاریخ خود، کنجی شافعی در کفایه الطالب، ابن اثیر در کامل، ابن حجر در صواعقش، شبلنجی در نورالابصار، بغدادی در سبائک الذهب، ابن جوزی در تذکره الخواص، ابن الوردی در تاریخ خود، که از تاریخ غفاری و نوبختی نیز نقل کرده. عتاب ابن اسد نیز می گفتمی‌گفت که گروهی از اهل مدینه را شنیده که همین مطلب را میمی‌گویند گویند و...و… [{{پک|مرتضی عاملی|۱۳۷۳|ک=زندگی سیاسی هشتمین امام|ص=۷۳}}]</ref>، ولادت علی بن موسی الرضا را در یازدهم ذی‌القعدهٔ سال [[۱۴۸ (قمری)|۱۴۸]] هجری قمری، مصادف با ۲۹ دسامبر [[۷۶۵ (میلادی)|۷۶۵]] میلادی در شهر [[مدینه]] گزارش کرده‌اند؛ البته کسانی چون، [[علی بن عیسی اربلی|اربلی]] در [[کشف الغمه فی معرفه الائمه|کشف الغمّه]]، [[ابن شهرآشوب]] در [[مناقب آل ابی‌طالب|مناقب]]، صدوق در [[عیون اخبار الرضا]]؛ ولادت وی را در سال ۱۵۳ هجری دانسته‌اند و برخی نیز تاریخ تولدش را سال ۱۵۱ دانسته‌اند؛ اما قول نخست از سایر اقوال، قوی‌تر است و دو قول اخیر طرفدار بسیار اندکی دارد.<ref>{{پک|مرتضی عاملی|۱۳۷۳|ک=زندگی سیاسی هشتمین امام|ص=۷۳}}</ref> بر اساس تاریخ مشهور، علی بن موسی یک ماه پس از مرگ پدربزرگش [[جعفر صادق]] به دنیا آمد. در منابع از تربیت وی زیر نظر پدرش موسی کاظم یاد شده.<ref name="madelung">{{cite web|url=http://www.iranicaonline.org/articles/ali-al-reza|title=ALĪ AL-REŻĀ, the eighth Imam of the Emāmī Shiʿites.|author=[[Wilferd Madelung|W. Madelung]]|date=|website=Iranicaonline.org|publisher=|accessdate=|first=}}</ref> از دوران کودکی وی به علت اختناق حاکم بر آن دوره تاریخی، اطلاعات دقیقی در دست نیست و تواریخ تنها به بیان ظلم‌های حاکمان بر علویان اشاره کرده‌اند.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=ولادت، کودکی، نوجوانی و جوانی امام رضا (ع)|نشانی=https://aghigh.ir/fa/news/12927/ولادت-کودکی-نوجوانی-و-جوانی-امام-رضاع|وبگاه=عقیق به نقل از فارس|بازبینی=|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=}}</ref>
 
=== در عهد هارون ===
[[هارون الرشید]]، پس سخت‌گیری بر پدر علی بن موسی و زندانی نمودن او در [[بغداد]]؛ سرانجام او را در زندان مسموم کرده و به قتل رسانید.<ref>{{پک|قمی|۱۳۸۶|ک=منتهی الآمال|ص=۳۰۱|ج=۲}}</ref> با وفات موسی بن جعفر، پسرش علی بن موسی امامت شیعیان را عهده‌دار شد و ده سال از امامتش (از سال ۱۸۳ تا ۲۰۳ قمری) در عهد هارون سپری شد. وی در دوران هارون در مدینه زندگی می‌کرد.
 
هرچند هارون در این دوران، با تبلیغات شدید برمکیان جهت قتل یا سختگیری بر علی بن موسی روبرو بود، اما با مخالفت‌های هارون و اقدامات برخی اصحاب علی بن موسی، توطئه‌ها به نتیجه نرسید.<ref>{{پک|فضل‌الله|۱۳۸۱|ک=تحلیلی از زندگانی امام رضا|ص=۹۰}}</ref> از جمله اتفاقات ناگواری که بر علی بن موسی در دروران حکومت هارون وارد آمد، مسالهمسئله قیام محمد بن جعفر در مدینه و سرکوب آن توسط هارون الرشید بود. پس از اینکه محمد بن جعفر اعلام قیام کرد، هارون الرشید سپاهی را روانه مدینه و دستور سرکوب قیام و گردن زدن محمد جعفر را صادر کرد. هارون به این حد هم اکتفا نکرد، و به جلّودی (فرمانده لشکر) دستور داد، به خانه‌های علویان یورش برد، و دارایی‌ها و لباس و زیور زنان را غارت کند، و حتّی یک جامه بر تن زنان باقی نگذارد. به گفته شیخ صدوق وقتی جلّودی به خانه علی بن موسی الرضا هجوم آورد، علی بن موسی دستور داد همه زنان، در یک خانه گرد آمدند و خود بر در خانه ایستاد و از هجوم وی به درون خانه جلوگیری کرد و سوگند خورد تا خودش اموال دورن خانه و دارایی زنان اعم از لباس و گوشواره و خلخال زنان را بستاند و به جلّودی تحویل دهد و چنین کرد.<ref>{{پک|فضل‌الله|۱۳۸۱|ک=تحلیلی از زندگانی امام رضا|ص=۹۴}}</ref>
 
اما این تنها معضل علی بن موسی در دوران هارون نبود؛ مشکل دیگری که او را می‌آزرد، واقفیان بودند. واقفی‌ها معتقد بودند موسی بن جعفر از دنیا نرفته و هنوز زنده است و روزی می‌خورد و همو قائم آل محمد است که به غیبت رفته‌است. پدیده وقف را، برخی از بزرگان اصحاب موسی بن جعفر رواج داده‌اند، افرادی چون [[علی بن ابی حمزه بطائنی]]، و [[زیاد بن مروان قندی]]، و [[عثمان بن عیسی رواسی]]. این سه تن، نخستین کسانی شمرده می‌شوند که این مذهب را پدید آورده‌اندپدیدآورده‌اند و نسبت به آن اظهار اعتقاد و برای آن دعوت کرده‌اند. به ادعای فضل‌الله، تردیدی نیست که انگیزه پیدایش وقف و گرایش به آن ناشی از محض عقیده و درک واقعیت نبوده، بلکه برخاسته از تمایلات مادّی، و دواعی نفسانی و دنیوی بوده‌است.<ref>{{پک|فضل‌الله|۱۳۸۱|ک=تحلیلی از زندگانی امام رضا|ص=۷۴}}</ref>
 
=== در عهد امین ===
هارون الرشید در دوران حکومت خویش و به منظور تحکیم قدرت خلافت و پیشگیری از هرگونه مشکلات احتمالی در روند انتقال قدرت، سلسله تمهیداتی را در نظر گرفت و بر اساس آن سیستم جانشینی پیچیده‌ای طراحی کرد. بر اساس تمهیدات وی، [[امین (خلیفه)|امین]] به عنوان جانشین هارون، پس از وی به خلافت می‌رسید و مأمون نیز به عنوان جانشین امین منصوب شد و قاسم، فرزند دیگر هارون، جانشین مأمون گردید. تمام این تصمیمات تبدیل به عهدنامه‌ای شد که بر [[کعبه]] آویخته و به ایالات فرستاده شد.<ref>{{پک|اکبری|۱۳۸۴|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|ص=صص ۹–۳۵}}</ref><ref>{{پک|التون|۱۳۸۹|ک=تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان|ص=۱۹۱}}</ref> اما پس از مرگ هارون، امین با سلسله اقداماتی مأمون را تحت فشار قرار داد و مدتی پس از عزل قاسم، مأمون را از جانشینی عزل کرد.<ref>{{پک|اکبری|۱۳۸۹|ک=تاریخ حکومت طاهریان از آغاز تا انجام|ص=صص ۷–۵۱}}</ref><ref>{{پک|التون|۱۳۸۹|ک=تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان|ص=صص ۹۲–۱۹۱، ۱۹۴}}</ref>
 
تاریخ نشان نمی‌دهد در دوران خلافت امین، حکومت با علی بن موسی برخوردی داشته باشد؛ شاید به علت اینکه در این زمان جوّ تردید و تزلزل بر حکومت، سایه افکنده، و اختلافات داخلی، خانواده عباسی را به تفرقه خطرناکی کشانده بود، این تزلزل و اضطراب باعث شد تا امین و دستگاه حکومت او، از توجّه به سوی علی بن موسی و پیگیری امر او باز ماندبازماند و از این رو می‌توان این دوره را در زندگی علی بن موسی دوران آرامش نامید.<ref>{{پک|فضل‌الله|۱۳۸۱|ک=تحلیلی از زندگانی امام رضا|ص=۹۵}}</ref>
 
=== در عهد مامونمأمون ===
مأمون در سال ۱۹۶ قمری، پس از شکست برادرش امین و نشستن بر تخت حکومت، جهت استقرار حکومتش و پایبندی به سنت خلفاء در تعیین جانشین، اقدام به تعیین ولیعهد نمود. اما در این کار لازم بود که در گزینش ولیعهد، منتهای دقت را به کار برد و این اقدام را با شرایط دقیق دورانی که با برادرش اختلاف داشت و نیز زمان پس از آن، هماهنگ سازد. برای او آسان نبود که از خانواده و فرزندان پدرش و یا دیگران، هرکس را بخواهد به این مقام برگزیند؛ بلکه ناگزیر بود هر گامی که در این راه بر می‌دارد،برمی‌دارد، جنبه‌های گوناگون آن را دقیقاً محاسبه کند.<ref>{{پک|فضل‌الله|۱۳۸۱|ک=تحلیلی از زندگانی امام رضا|ص=۱۰۷}}</ref> وی به دلایل مختلفی به این نتیجه رسید که علی بن موسی را به ولیعهدی خود منصوب کند؛ از جمله این دلایل، نرم کردن علویان بود. علویان به جهت بدعهدی‌های عباسیان در واگذاری حکومت به خاندان نبوت؛ از حکومت عباسیان بسیار خشمگین بوده و دست به قیام‌های متعدد می‌زدند؛ در همین قیام‌ها، شهرهای بصره، اهواز، یمن، فارس، مدائن و حتی مکه به دست علویان فتح شد.<ref name=":02">{{پک|شاکریان|۱۳۹۴|ک=ولایتعهدی امام رضا (ع)، علل و پیامدها|ص=۶}}</ref> مأمون و مشاورانش برای آرام کردن علویان در خراسان و سایر بلاد اسلامی، اقدام به اعطاء ولایتعهدی به یکی از علویان کردند. از دیگر اهداف مأمون قداست بخشیدن به حکومتش بود؛ چرا که امامان شیعه در دید عامه مردم و حتی غیر شیعیان، قداست خاص خود را داشته‌اند، برخی هدف مأمون از پیشنهاد ولایتعهدی خود به علی بن موسی الرضا، امام هشتم شیعیان را قداست بخشیدن به حکومت و ایجاد حس تبعیت از حکومتش معرفی کرده‌اند.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۱|ک=حیات فکری و سیاسی ائمه|ص=۴۳۵}}</ref> به عقیده او، پذیرش ولایتعهدی حکومتش توسط علی بن موسی، بهترین دلیل برای مشروعیت این حکومت می‌بود.<ref>{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۳۹}}</ref> برخی به نذر مأمون مبنی بر اینکه «اگر بر برادرم امین پیروز شوم، خلافت را به برترین مردم از خاندان ابی‌طالب بسپارم» را دلیل ولایتعهدی علی بن موسی الرضا می‌دانند. اما این احتمال با فاصله زمانی دو ساله بین پیروزی مأمون بر امین و ولایتعهدی علی بن موسی، بعید به‌نظر می‌رسد.<ref>{{پک|اکبری|۱۳۸۷|ک=فصل‌نامه پژوهشی تاریخ|ص=۱۱۹}}</ref> آنچه مسلم است، مأمون قصد انتقال قدرت به علی بن موسی یا علویان را نداشته‌است؛ این مطلب با دلایل مختلف ثابت شدنی است.<ref>{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۶۰}}</ref>
 
==== احضار به مرو ====
مسعودی چگونگی دعوت از علی بن موسی الرضا را اینگونه شرح می‌دهد: «به سال دویست مأمون، رجاء بن ضحاک و یاسر خادم را پیش علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی فرستاد که او را بیاورند و او را محترمانه پیش مأمون بردند.»<ref>{{پک|شاکریان|۱۳۹۴|ک=ولایتعهدی امام رضا (ع)، علل و پیامدها|ص=۸}}</ref> در مسیر حرکت علی بن موسی الرضا از مدینه تا مرو، اختلافاتی وجود دارد؛ برخی مسیر حرکت وی را «مدینه، بصره، اهواز، فارس، اصفهان، قم، ری، سمنان، دامغان، نیشابور، طوس، سرخس و مرو» می‌دانند.<ref>{{پک|اعتمادالسلطنه|۱۴۲۵|ک=مطلع الشمس|ص=۷۴۰|ج=۲}}</ref> در مقابل برخی مسیر حرکت ایشان را «مدینه، مکه، قادسیه، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر فارس، طبس، نیشابور و مرو» می‌دانند.<ref>{{پک|عرفان‌منش|۱۳۷۶|ک=جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا|ص=۶}}</ref><ref>رک: {{پک|ولایتی|۱۳۶۶|ک=خراسان در آستانه سفر امام رضا ع|ص=۱۱۸}}</ref> در کتاب اطلس شیعه، مسیر حرکت چنین آورده شده‌است: «مدینه، نقره، هوسجه، نباج، حفر ابوموسی، بصره، اهواز، بهبهان، اصطخر، ابرقوه، ده شیر (فراشاه)، یزد، خرانق، رباط پشت بام، نیشابور، قدمگاه، ده سرخ، طوس، سرخس، مرو.»<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۱|ک=حیات فکری و سیاسی ائمه|ص=۴۶۰}}</ref>
 
در برخی منابع آمده استآمده‌است: وقتی علی بن موسی به سرخس رسید، به دستور مأمون و به جرم ادعای الوهیت، تحت نظر قرار گرفته و به نوعی زندانی شد. برخی معتقدند این حبس، بعد از ولایتعهدی و در سال ۲۰۲ هجری در حالی که علی بن موسی در مسیر بازگشت به طوس می‌بود رخ داده استداده‌است.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=همگام با امام از نیشابور تا مرو|نشانی=https://hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/5476/51681|وبگاه=حوزه نت|بازبینی=|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=}}</ref>
[[پرونده:Dirham with al-Rida.jpg|راست|بندانگشتی|398x398پیکسل|سکه‌ای مربوط به دوران مأمون که بر روی آن نام علی بن موسی الرضا به عنوان ولیعهد حک شده استشده‌است]]
 
==== ولایتعهدی ====
 
==== قیام زید بن موسی و احضار او به مرو ====
وقتی علی بن موسی به خراسان احضار شد و با بی میلی، منصب جانشینی مأمون را پذیرفت؛<ref name=":12"/><ref>{{پک|Meri||||2006|ف=|ک=Medieval Islamic Civilization: A-K, index|زبان=en|ج=|ص=}}</ref> مأمون، زید بن موسی (برادر علی بن موسی) را که در مدینه دست به شورش زده بود را نیز به قصرش در مرو احضار کرد، اما به احترام رضا او را آزاد نمود.<ref>{{پک|Fadlallah||||2014|ف=|ک=Imam ar-Ridha’, A Historical and Biographical Research|زبان=en|ج=|ص=}}</ref> روزی وقتی علی بن موسی در جمعی سخنرانی می‌کرد، شنید که زید در میان جمع از خودش تعریف می‌کرد که من چنین و چنانم. رضا پس از سرزنش برادرش ایراد کرد که: «... فرزندان علی و فاطمه محترم و برگزیده هستند، فقط وقتی احکام خداوند را پاس داشته و خود را از خطا و گناه بازدارند. گمان کردی مثل [[موسی کاظم|موسی بن جعفر]] یا [[سجاد|علی بن حسین]] هستی؟ در حالی که آن‌ها سختی‌های زیادی را در راه خدا متحمل شده و شب و روز به درگاه خداوند دعا می‌کردند. گمان کردی بدون رنج چیزی بدست خواهی آورد؟ بدان که اگر کسی از بین ما اهل بیت کار نیکی انجام دهد، دو برابر ثواب کسب می‌کند چون علاوه بر کار خیر، آبروی محمد را حفظ کرده‌است. به همین ترتیب اگر گناهی مرتکب شود در واقع دو گناه مرتکب شده چون علاوه بر گناه، آبروی [[محمد]] را نادیده گرفته‌است. ای برادر! هر که خدا را طاعت کند از ماست و کسی که گناهکار باشد از ما نیست. خداوند دربارهٔ فرزند [[نوح]] که پیوند معنوی خود را با پدرش از دست داده بود فرمود: او از اهل تو نیست…»<ref name="Oyun">{{پک|Al-Saduq||||2006|ف=|ک=UYUN AKHBAR AL-REZA The Source of Traditions on Imam Reza (a.s.) (Vol. 2)|زبان=en|ج=|ص=520}}</ref>[[پرونده:امام رضا (2).jpg|جایگزین=|بندانگشتی|630x630px|تابلویی از وقایع سفر علی بن موسی الرضا از مدینه تا مرو]]
 
== از مدینه تا مرو ==
در سال ۲۰۰ هجری، مأمون، علی بن موسی را مجبور کرد تا به مرو بیاید. رجاء بن أبی الضحاک فرستاده‌یفرستادهٔ مأمون می‌گوید: «مأمون مرا مأمور کرد به مدینه بروم و علی بن موسی الرضا را حرکت دهم و دستور داد روز و شب مراقب او باشم و محافظت او را به دیگری وا نگذارم...نگذارم… از مدینه تا مرو به هیچ شهری در نیامدیم جز آنکه مردم آن شهر به خدمتش شتافتند، و از مسائل دینی استفتاء و پرسش می‌کردند، و آن حضرت پاسخ کافی می‌داد، و برای آنان به استناد از پدران گرامیش تا پیامبر، بسیار حدیث می‌فرمود.»<ref>{{پک|خرازی|۱۳۸۷|ک=زندگانی چهارده معصوم|ص=۴۱۴}}</ref> در طول این مسیر که از ۱۵ محرم آغاز و تا ۲۹ جمادی‌الثانی به‌طول انجامید، اتفاقات خاص و یا مهمی رخ داده استداده‌است که به اهم آنها اشاره خواهد شد.
 
=== قدمگاه‌ها ===
دهخدا، قدمگاه را اینگونه تعریف می‌کند: «به مکانی گفته می‌شود که پای پیامبر، امام و یا قدیس دیگری به آن‌جا رسیده باشد و یا گمان رود که اثر پایی که در سنگ و مانند آن دیده می‌شود جای پای پیامبر و یا امامی است.»<ref>دهخدا، ذیل کلمه قدمگاه</ref> در بین مسیر مدینه تا مرو، خصوصاً در مناطق ایران، قدمگاه‌هایی را به علی بن موسی نسبت می‌دهند که عموماً مورد احترام اهالی منطقه و علاقه‌مندان علی بن موسی بوده و هست. از جمله مشهورترین این موارد، قدمگاهی در ۲۶ کیلومتری شهر نیشابور است.<ref>{{پک|عرفان‌منش|۱۳۷۶|ک=جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا|ص=۱۳۳}}</ref> از دیگر قدمگاه‌ها می‌توان به [[قدمگاه فراشاه]] یا ده شیر در روستای فُراشاه [[استان یزد]] (مسیر یزد - [[ابرکوه]]) واقع در هشت کیلومتری [[شهرستان تفت]] اشاره کرد.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=قدمگاه فراشاه|نشانی=http://razavi.news/fa/news/37912/قدمگاه-فراشاه-سومین-توقفگاه-امام-رضا-ع-استان-یزد-سفرشان-مدینه-مرو/|وبگاه=خبرگزاری رضوی|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نام خانوادگی=|نویسنده=}}</ref> باقی قدمگاه‌ها مشهور عبارتنداز: قدمگاه امام رضا در [[بهبهان]]، قدمگاه ابرقو در [[ابرکوه]] و قدمگاه خرانق در مشهدک.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=جغرافیای سفر امام رضا (ع)|نشانی=https://www.isna.ir/news/94053117713/جغرافیای-سفر-امام-رضا-ع-از-مدینه-به-مرو|وبگاه=ایسنا|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نویسنده=}}</ref>
 
==== ماجرای شکارچی و آهو ====
داستان مشهوری دربارهدربارهٔ ضمانت آهو توسط علی بن موسی الرضا نزد عامه مردم مشهور است؛ داستان چنین است که روزی صیادی در بیابان آهویی را دنبال می‌کند. از روی اتفاق آهو به علی بن موسی الرضا که در آن حوالی -صحرای سمنان- بوده، پناه می‌برد؛ امام حاضر می‌شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی‌پذیرد. در این هنگام آهو به زبان می‌آید و به امام می‌گوید من دو بچه شیرخوار دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند و شما ضمانت مرا بکنید تا به لانه خود بروم و آنها را شیر دهم و برگردم. امام هم ضمانت آهو را می‌کند و آهو می‌رود و بعد از مدتی باز میگردد،بازمی‌گردد، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می‌بیند، منقلب می‌شود و آهو را آزاد می‌کند.<ref>{{پک|میرآقایی|۱۳۹۱|ک=ضامن آهو و تجلی آن در شعر فارسی|ص=۱۱}}</ref> بین شهرهای سمنان و دامغان در استان سمنان، منطقه‌ای به نام آهوان مشهور است که به گفته برخی، محل اتفاق افتادن این واقعه، همان ناحیه بوده‌است.<ref>{{پک|میرآقایی|۱۳۹۱|ک=ضامن آهو و تجلی آن در شعر فارسی|ص=۱۲}}</ref>
 
داستان مشهوری درباره ضمانت آهو توسط علی بن موسی الرضا نزد عامه مردم مشهور است؛ داستان چنین است که روزی صیادی در بیابان آهویی را دنبال می‌کند. از روی اتفاق آهو به علی بن موسی الرضا که در آن حوالی -صحرای سمنان- بوده، پناه می‌برد؛ امام حاضر می‌شود مبلغی را به آن شکارچی بپردازد تا او آهو را آزاد سازد ولی صیاد نمی‌پذیرد. در این هنگام آهو به زبان می‌آید و به امام می‌گوید من دو بچه شیرخوار دارم که گرسنه‌اند و چشم به‌راه‌اند و شما ضمانت مرا بکنید تا به لانه خود بروم و آنها را شیر دهم و برگردم. امام هم ضمانت آهو را می‌کند و آهو می‌رود و بعد از مدتی باز میگردد، شکارچی که این وفای به عهد آهو را می‌بیند، منقلب می‌شود و آهو را آزاد می‌کند.<ref>{{پک|میرآقایی|۱۳۹۱|ک=ضامن آهو و تجلی آن در شعر فارسی|ص=۱۱}}</ref> بین شهرهای سمنان و دامغان در استان سمنان، منطقه‌ای به نام آهوان مشهور است که به گفته برخی، محل اتفاق افتادن این واقعه، همان ناحیه بوده‌است.<ref>{{پک|میرآقایی|۱۳۹۱|ک=ضامن آهو و تجلی آن در شعر فارسی|ص=۱۲}}</ref>
 
=== درخت بادام ===
[[شیخ صدوق]] در [[عیون اخبار الرضا]] آورده استآورده‌است که: بانویی که امام علیه السلام در [[نیشابور]] به خانه یخانهٔ پدربزرگش وارد شده بود می گویدمی‌گوید: «علی بن موسی الرضا به نیشابور آمد و در محله‌یمحلهٔ غربی در ناحیه‌ای که به لاشاباد معروف است در منزل پدربزرگم وارد شد. امام در گوشه‌ای از خانه ما به دست مبارک خود بادامی کاشت، از برکت امام در ظرف یکسال درختی شد و بار آورد، مردم به بادام این درخت شفا می‌جستند و هر بیماری از بادام این درخت به قصد شفاء می‌خورد بهبود می‌یافت.»<ref name=":5">{{پک|خرازی|۱۳۸۷|ک=زندگانی چهارده معصوم|ص=۴۱۵}}</ref>
[[پرونده:Tilings of a Hadith on a Wall at Nishapur.jpg|بندانگشتی|241x241پیکسل|[[حدیث سلسله‌الذهب|حدیث سلسلة الذهب]] در دیوارنگاری شهر [[نیشابور]]]]
 
=== حدیث سلسلة الذهب ===
{{اصلی|حدیث سلسلة الذهب}}
شیعیان [[حدیث|احادیث]] زیادی را منتسب به وی می‌دانند که یکی از مشهورترین آن‌ها حدیثی قدسی به نام [[سلسلة الذهب]] است که هنگام وداع وی با مردم شهر [[نیشابور]] انشاء شد و به نقل مجلسی در بحارالانوار، چهار هزار قلمدان آماده نوشتن کلمات علی بن موسی شد.<ref name=":5"/> متن روایت به شرح ذیل است:<blockquote>«حَدَّثَنِی أَبِی الْعَبْدُ الصَّالِحُ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی الْبَاقِرُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ باقر علوم الأنبیاء قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی َأَبِیَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ سَیِّدُ الْعَابِدِین قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی سَیِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّهِ الْحُسَیْنُ قَالَ حَدَّثَنِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ علیهم السلام، قَالَ سَمِعْتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله و سلم یَقُولُ سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ یَقُولُ قال الله جل جلاله: إِنِّی أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا، فَاعْبُدُونِی مَنْ جَاءَ مِنْکُمْ بِشَهَادَهِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ بِالْإِخْلَاصِ دَخَلَ فِی حِصْنِی وَ مَنْ دَخَلَ فی حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی»
«پدرم موسی کاظم از پدرش جعفر صادق از پدرش محمد باقر از پدرش علی زین العابدین از پدرش حسین شهید [[کربلا]] از پدرش علی بن ابی طالب روایت کرده‌است که گفت: عزیز و نور چشمانم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: [[جبرئیل]] حدیث کرد مرا و گفت شنیدم پروردگار سبحانه و تعالی می‌فرماید: کلمهٔ لا اله الا الله دژ استوار من است، پس هر کس وارد آن شود، از عذابم محفوظ است.»<ref name=":5"/></blockquote>امام چند قدمی حرکت کرد و سپس برگشت و اضافه کرد:<blockquote>«به شرطی و شروطی! و من از شروطش هستم.»<ref name=":5"/></blockquote>
 
=== چشمه ده سرخ ===
[[شیخ صدوق]] نقل کرده‌است که پس از آنکه کاروان علی بن موسی از نیشابور خارج شد، در محلی به نام [[ده‌سرخ (مشهد)|ده سرخ]] برای اقامه نماز ظهر اطراقاتراق کردند؛ علی بن موسی طلب آب برای وضو ساختن کرد، اما آبی وجود نداشت؛ در این هنگام علی بن موسی با دستان خود زمین را کنده و چشمه‌ای ظاهر شد.<ref>{{پک|خرازی|۱۳۸۷|ک=زندگانی چهارده معصوم|ص=۴۱۶}}</ref> بنا به گزارشاتی، این چشمه بعد از سالیان سال، همچنان باز و در حال جوشش است و بر روی آن مکانی جهت بازدید عمومی و علاقه‌مندان ساخته شده استشده‌است.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=زمزم رضوی|نشانی=https://www.mehrnews.com/news/2136309/زمزم-رضوی-صدای-لبیک-زمین-به-امام-رضا-ع-حکایت-چشمه-ای-که-با|وبگاه=خبرگزاری مهر|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نویسنده=}}</ref>
 
== مرگ ==
مأمون گمان می‌کرد با انتصاب علی بن موسی به جانشینی‌اش، مشکل علویان را حل خواهد کرد، اما پس از اینکه بالاخره توانست علی بن موسی را برای قبول جانشینی متقاعد کند، دید که شیعه محبوبیت بیشتری از قبل کسب کرده‌است. به‌علاوه حزب مخالفش در [[بغداد]] از اینکه می‌دیدند نه تنها مأمون، علی بن موسی را به جانشینی‌اش انتصاب کرده، بلکه رنگ پرچم عباسیان را هم به سبز تغییر داده‌است، عصبانی بودند. آن‌ها نگران بودند که امپراتوری اسلامی از چنگشان رها شده به دست ایرانی‌ها بیفتد این بود که در بغداد گرد هم جمع شده تا مأمون را از خلافت خلع کرده و با عمویش، [[ابراهیم بن مهدی]]، بیعت کنند.<ref name="Donaldson"/> وقتی این خبر به خراسان رسید، علی بن موسی، مأمون را نصیحت کرده تا او را از ولایتعهدی خلع کند. مأمون اما در عوض، تصمیم گرفت به بغداد برگشته و از حقش دفاع کند.<ref name="Donaldson"/> با این حال وقتی مأمون و همراهانش به [[سرخس]] رسیدند، وزیر مأمون ترور شد و دو روز بعد وقتی به [[توس]] رسیدند، علی بن موسی مسموم شده از دنیا رفت. مأمون دستور داد او را در کنار مقبره پدرش [[هارون الرشید]] دفن کنند. مأمون در مراسم تشییع علی بن موسی بی‌تابی زیادی از خود نشان داد و دستور داد برای سه روز آنجا بمانند. به نوشتهٔ [[ویلفرد مادلونگ|مدلانگ]]، مرگ نابهنگام وزیر و جانشین مأمون، که حضورشان درهای آشتی مأمون با حزب مخالف نیرومندش در بغداد را به رویش می‌بست را می‌بایست به عنوان دلیلی بر این نظریه که مأمون در قتل آن‌ها دستی داشته‌است، تلقی کرد.<ref name="madelung"/><ref name="al-Qarashi"/>
 
در شیوه مسموم شدن علی بن موسی، اقوال مختلف‌اند، شیخ مفید در الارشاد و شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا آورده‌اند که مأمون به یکی از غلامانش به نام بشیر، زهری داد و از او خواست تا آن را به دستانش بمالد، سپس به نزد علی بن موسی رفت و از وی جویای حالش شد، در نهایت مرا از اندرون صدا کرد و از من خواست تا برایشان اناری را آب‌گیری کنم، سپس به دست خود آن افشانه را به علی بن موسی خوراند و همان سبب وفاتش شد.<ref>{{پک|محمدی اشتهاردی|۱۳۷۰|ک=سوگنامه آل محمد|ص=۱۱۹}}</ref> صدوق و مفید و ابن جوزی گزارشی را از شخصی به نام محمد بن جیم نقل می‌کنند که وی با قرار دادن چند روزهٔ سوزن‌های زهرآلود در حبه‌های انگور و آوردن آن نزد علی بن موسی، وی برا مسموم ساخته استساخته‌است.<ref>{{پک|محمدی اشتهاردی|۱۳۷۰|ک=سوگنامه آل محمد|ص=۱۲۰}}</ref>
 
== دفن و آرامگاه ==
=== مراسم دفن ===
پس از وفات علی بن موسی، جسد او را در سمت بالاسرِ قبر هارون عباسی، دفن کردند. علی بن موسی در سفر خود به خراسان، به روستای سناباد (مشهد کنونی) وارد شد و در آن سفر، وقتی بر سر قبر هارون الرشید رسیدند، علی بن موسی به اباصلت خبر دفن شدنش در بالاسر هارون را داد. سپس از نیت مأمون جهت دفن پیکرش در کنار هارون پرده‌برداشت و به اباصلت اطمینان داد که پایین پا و پشت سر مأمون به علت سختی زمین، شکافته نمی‌شود و مأمون مجبور است که مرا در بالاسر هارون دفن کند.<ref>{{پک|مهدوی پارسا|۱۳۹۱|ک=نکته‌هایی پیرامون حرم شناسیحرم‌شناسی|ص=۹}}</ref> بنابر روایتی که در منابع شیعه از اباصلت نقل شده، بعد از آنکه علی بن موسی مسموم شد، محمد بن علی، فرزند علی بن موسی الرضا که قبل از آن در مدینه بود، به صورت معجزه‌ای به مرو آمده و پدرش را غسل و کفن نمود.<ref name=":7">{{پک|محمدی اشتهاردی|۱۳۷۰|ک=سوگنامه آل محمد|ص=۱۲۲}}</ref> مأمون یک روز وفات علی بن موسی را مخفی نگاه‌داشت و در روز بعد، وقتی مردم خبر وفات علی بن موسی را شنیده بودند و در مقابل منزل مأمون اجتماع نمودند، پیام داد که تشیع جنازه علی بن موسی روز دیگری انجام خواهد شد و به این ترتیب مردم متفرق شدند. سپس شبانه و بدون تشیع جنازه، او را دفن نمود.<ref name=":7"/>
 
=== مدفن ===
 
==== اصطلاحات ====
در فرهنگ لغات [[علی‌اکبر دهخدا|دهخدا]] و [[محمد معین|معین]]، اصطلاحات مربوط به حرم و آرامگاه به تفصیل بیان شده‌است. اصطلاحاتی چون آستان، اِیوان، بَست، خادم، بُقعه، رَوضه، رِواق، صحن و ده‌ها اصطلاح دیگر از جمله واژه‌هایی است که در آرامگاه علی بن موسی به آنها برخواهیم خورد. این واژه با واژه‌هایی چون موطن، مسکن، جایگاه، قبر، مرقد، مدفن، بُقعه، حرم، رَوضه، مزار، مشهد، مقبره، مَضجَع و تربت، ازنظر لغوی اندکی تفاوت دارد؛ اما در اصطلاح با آنان هم معناست. آرامگاه مکانی است که پیکر امام† یا امامزاده (در اصطلاح شیعی) یا بزرگی در آنجا دفن شده باشد. در لغت به معنی قسمت پیشین اتاقِ متّصل به در، درگاه، ساحت، کفش کَن، عتبه، آستانه است. در اماکن مقدسه† به اولین و نزدیک‌ترین ورودی به سمت ضریح، آستان یا آستانه یا عتبه می‌گویند.<ref>{{پک|موسوی پناه|۱۳۹۱|ک=حرم در واژه‌ها|ص=۶}}</ref>
[[پرونده:054 GONBAD GOLDASTEH.jpg|جایگزین=|بندانگشتی|222x222پیکسل|این عکس از ضلع جنوب شرقی در سال ۱۲۹۰ برداشته شده و روز بعد از واقعهٔ توپ‌بستن گنبد به‌وسیلهٔ ارتش روسیهٔ تزاری را نشان می‌دهد. آثار تخریب در جای‌جای گنبد طلا به‌چشم می‌خورد.]]
 
 
==== زائران ====
آرامگاه علی بن موسی در [[مشهد|شهر مشهد]] استان [[استان خراسان رضوی|خراسان رضوی]]، محلی مقدس برای شیعیان محسوب می‌شود و بر اساس گزارشی که در سال ۱۳۹۸ منتشر شده است،شده‌است، بیش از ۲۵ میلیون در بازه زمانی سالانه به این مکان سفر نموده‌اند.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=سالانه چه تعداد زائر به شهر مشهد سفر می‌کنند؟|نشانی=https://www.khabaronline.ir/news/1253932/سالانه-چه-تعداد-زائر-به-شهر-مشهد-سفر-می-کنند|وبگاه=خبرآنلاین|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نویسنده=}}</ref>حضور ایرانیان در لحظه تحویل سال شمسی در این مکان، یکی از سنت‌های ملموس ایرانیان و خصوصاً شیعیان می‌باشد، بر اساس آمار منتشر شده در سال ۱۳۹۶ جمعیتی بالغ بر ۳ میلیون نفر در حرم علی بن موسی و در لحظه تحویل سال حضور به‌هم رساندند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=خبرگزاری ایرنا|نشانی=https://www.irna.ir/news/82471359|عنوان=حرم رضوی در لحظه تحویل سال}}</ref>
 
== همسران و فرزندان ==
برای علی بن موسی، دو همسر یاد شده است،شده‌است، [[سبیکه]]، ام‌حبیبه. سبیکه، کنیزی منسوب به نوبه -از نواحی مصر- بود که به سبیکه نوبیه و خیزران شهرت داشت. متون تاریخی وی را از خاندان [[ماریه|ماریه قبطیه]] -همسر پیامبر اسلام- دانسته‌اند.<ref name=":4"/>ام حبیبه، دختر مأمون عباسی بود که پس از ماجرای [[ولایتعهدی علی بن موسی الرضا|ولایتعهدی علی بن موسی]]، به عقد وی درآمد.<ref>{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۸۴}}</ref>
 
در شماره و اسامی فرزندان علی بن موسی، اختلاف بسیاری است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته‌اند، به نام‌های محمّد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، [[شاهزاده حسین (قزوین)|حسین]] و فاطمه (عایشه). سبط بن جوزی در تذکره الخواصّ، آنان را چهار تن، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است،برده‌است، امّا [[شیخ مفید]] بر این باور است، که علی بن موسی را، فرزندی جز محمد جواد نبوده است،نبوده‌است، و [[ابن شهرآشوب]] و [[شیخ طبرسی|طبرسی]] در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می‌باشند، و اما در کتاب العُدد القویّه تعداد فرزندان آن حضرت دو فرزند پسر، به نام‌های محمّد و موسی، ذکر شده است؛شده‌است؛ و آنچه در کتاب قرب الاسناد آمده‌است، این قول را تقویت می‌کند، و آن این است که بزنطی از علی بن موسی سوالسؤال کرد: «در چند سال پیش پرسیدم که جانشین شما کیست؟ فرمودید فرزندم، و در آن روز فرزند نداشتید، و اکنون خداوند به شما دو فرزند عطا فرموده است،فرموده‌است، کدام یک از این دو جانشین شماست؟» همچنین در [[عیون اخبار الرضا|عیون اخبارالرضا]] آمده که امام دختری به نام فاطمه داشته استداشته‌است.<ref>{{پک|فضل‌الله|۱۳۸۱|ک=تحلیلی از زندگانی امام رضا|ص=۴۴}}</ref> [[عباس قمی|شیخ عباس قمی]] نیز مدعی است که در کتب انساب، دختری به نام فاطمه برای علی بن موسی گزارش شده‌است؛ این دختر همسر محمد بن جعفر بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب بوده و مادر حسن بن محمد بن جعفر است.<ref>{{پک|قمی|۱۳۸۶|ک=منتهی الآمال|ص=۴۳۵|ج=۲}}</ref>
 
در شماره و اسامی فرزندان علی بن موسی، اختلاف بسیاری است، گروهی آنها را پنج تن پسر و یک دختر نوشته‌اند، به نام‌های محمّد قانع، حسن، جعفر، ابراهیم، [[شاهزاده حسین (قزوین)|حسین]] و فاطمه (عایشه). سبط بن جوزی در تذکره الخواصّ، آنان را چهار تن، که با حذف حسین، به شرحی که ذکر شده نام برده است، امّا [[شیخ مفید]] بر این باور است، که علی بن موسی را، فرزندی جز محمد جواد نبوده است، و [[ابن شهرآشوب]] و [[شیخ طبرسی|طبرسی]] در اعلام الوری، نیز بر همین اعتقاد می‌باشند، و اما در کتاب العُدد القویّه تعداد فرزندان آن حضرت دو فرزند پسر، به نام‌های محمّد و موسی، ذکر شده است؛ و آنچه در کتاب قرب الاسناد آمده‌است، این قول را تقویت می‌کند، و آن این است که بزنطی از علی بن موسی سوال کرد: «در چند سال پیش پرسیدم که جانشین شما کیست؟ فرمودید فرزندم، و در آن روز فرزند نداشتید، و اکنون خداوند به شما دو فرزند عطا فرموده است، کدام یک از این دو جانشین شماست؟» همچنین در [[عیون اخبار الرضا|عیون اخبارالرضا]] آمده که امام دختری به نام فاطمه داشته است.<ref>{{پک|فضل‌الله|۱۳۸۱|ک=تحلیلی از زندگانی امام رضا|ص=۴۴}}</ref> [[عباس قمی|شیخ عباس قمی]] نیز مدعی است که در کتب انساب، دختری به نام فاطمه برای علی بن موسی گزارش شده‌است؛ این دختر همسر محمد بن جعفر بن قاسم بن اسحاق بن عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب بوده و مادر حسن بن محمد بن جعفر است.<ref>{{پک|قمی|۱۳۸۶|ک=منتهی الآمال|ص=۴۳۵|ج=۲}}</ref>
== امامت ==
به عقیده شیعه هر [[امام]] به وسیله امام قبلی و به امر الهی عهده‌دار منصب امامت می‌شود و علی بن موسی از این امر مستثنا نبود.<ref name="shiite Islam">{{پک|Tabatabaei||||1975|ف=|ک=Shi'ite Islam|زبان=en|ج=|ص=68–69&76}}</ref> روایات مختلفی در منابع شیعی به انتصاب رضا توسط پدرش [[موسی کاظم]]، به عنوان امام بعدی تأکید دارد، با این حال فضای خفقان‌آور دوران [[هارون الرشید]] به حدی شدید بود که این پیغام نمی‌توانست آزادانه به گوش همه برسد تا جایی که برخی معتقد بودند امامت با موسی کاظم پایان رسیده‌است. این گروه به [[واقفیه]] معروف شدند. از [[علی بن یقطین]] نقل شده که از قول کاظم می‌گوید: «علی بهترین فرزندانم است و من کنیه‌ام (ابوالحسن) را به او داده‌ام.»<ref name="yaqtin">[https://www.al-islam.org/articles/concise-treatise-authentic-traditions-regarding-right-divine-leadership-imamate-twelve]{{پک|Al-Tabrizi||||2012|ف=|ک=A Concise Treatise of Authentic Traditions Regarding the Right to Divine Leadership (Imamate) of the Twelve Imams|زبان=en|ج=|ص=}}</ref> همچنین یزید بن صلت از موسی کاظم نقل می‌کند که وقتی او را در راه مکه ملاقات کرد، کاظم به او گفت: «علی که همنام امام اول و چهارم است پس از من امام خواهد بود. آنچه شنیدی نزد خود نگه دار و برای کسی نقل مکن مگر اینکه اطمینان داشته باشی از اصحاب و یاران ماست.»<ref>{{cite book|last1=Al-Kulayni Arazi|first1=Sheikh Abu Jafar Muhammad Ibn Yaqub Ibn Isha|title=Al Kafi|url=http://www.ahl-ul-bayt.org/en.php/page,336Book1853P157.html?PHPSESSID=d19790ad7c803dd2a03942b6d0dd572d|accessdate=۲۱ نوامبر ۲۰۱۵|archiveurl=https://archive.is/20140925034331/http://www.ahl-ul-bayt.org/en.php/page,336Book1853P157.html?PHPSESSID=d19790ad7c803dd2a03942b6d0dd572d|archivedate=۲۵ سپتامبر ۲۰۱۴|dead-url=yes}}</ref><ref>{{پک|Tabarsi||||2002|ف=|ک=Elam al-Vora Be-A'lam al-Hoda|زبان=en|ج=|ص=50}}</ref> به گفتهٔ [[واقدی]] رضا حتی در دوران جوانی از پدر و عمویش حدیث نقل می‌کرد و در مسجد مدینه [[فتوا]] می‌داد.<ref name="madelung"/><ref name="Qurashi">{{cite book|last1=Al-Qurashi|first1=Baqir Shareef|title=The Life of Imam ‘Ali al-Hadi, Study and Analysis|publisher=Ansariyan Publications|location=Qum|others=Abdullah al-Shahin|url=http://www.al-islam.org/life-imam-ali-al-hadi-study-and-analysis-baqir-shareef-al-qurashi|accessdate=25 September 2014}}</ref> با این حال هارون الرشید رابطهٔ خوبی با او نداشت و مردم مدینه اجازهٔ ملاقات و حضور در کلاس درسش را نداشتند.<ref>{{cite book|last1=Shabbar|first1=S.M.R.|title=Story of the Holy Ka’aba|publisher=Muhammadi Trust of Great Britain Category:|url=http://www.al-islam.org/story-of-the-holy-kaaba-and-its-people-shabbar|accessdate=25 September 2014}}</ref> به گفتهٔ دونالدسون، علی بن موسی بیست یا بیست و پنج سال سن داشت وقتی بعد از پدرش به منصب امامت رسید. هجده سال بعد مأمون تصمیم گرفت با منصوب کردن او به جانشینی اش حمایت گروه‌های مختلف شیعه را به سمت خود جلب کند.<ref name="Donaldson"/>
 
== ویژگی‌های ظاهری و اخلاقی ==
رنگ رخسار علی بن موسی الرضا را برخی سفیدرو و برخی سرخ‌روی و خرمایی رنگ توصیف کرده‌اند. بسیاری بر این باورند که سیمای او جذاب و سبزه بوده استبوده‌است. برخی نیز چون [[یوسف بن حاتم شامی]] او را از لحاظ ظاهری، شبیه به جدش [[محمد]] معرفی کرده‌اند. نویسندگان، قد و قامتش را میانه و خوش‌اندام و پر هیبت نوشته‌اند.<ref>{{پک|پورامینی|۱۳۹۶|ک=بر مدار آفتاب|ص=۵۴}}</ref>
 
در ویژگی‌های اخلاقی‌اش آورده‌اند که با مردم خوش اخلاقخوش‌اخلاق و نرم‌خوی بوده و هرگز بدگویی نکرده استنکرده‌است. در عفو و بخشش سرآمد بوده و به حلم و بردباری دعوت می‌نموده. فروتنی وی مثال زدنی بوده و از صفات دیگرش به اخلاص، کم‌حرفی، راستگویی، امانت‌داری و خوش‌قولی بیش از دیگر صفات حسنه‌اش شهره بوده‌است.<ref>{{پک|پورامینی|۱۳۹۶|ک=بر مدار آفتاب|ص=۶۷-۸۱۶۷–۸۱}}</ref>
 
== موقعیت علمی و روایی ==
از صفات علی بن موسی الرضا، عالم آل محمد است؛ یارانش او را عالمی می‌دانستند که هر بزرگ و صاحب‌نظری در علوم و ادیان که با وی نشسته باشد، در مقابلش سر تسلیم فرودآورده و او را می‌ستاید. وی جلسات علمی تشکیل می‌داد و این جلسات مختص به شیعیان نبود و بزرگان اهل سنت نیز در این جلسات حاضر می‌شدند. به گفته اباصلت هروی، وی به زبان‌های مختلفی آگاه بود و با هر طایفه‌ای به زبان خود آنها صحبت می‌نمود.<ref>{{پک|پورامینی|۱۳۹۶|ک=بر مدار آفتاب|ص=۶۴-۶۷۶۴–۶۷}}</ref> از جمله فعالیت‌های علمی علی بن موسی، شرکت در مناظراتی بود که مأمون با اهداف مختلفی تهیه دیده‌بود.
 
=== مناظره‌ها ===
 
==== مناظره با راس جالوت ====
پس از پایان مناظره با جاثلیق مسیحی، علی بن موسی رو به راس جالوت (عالم یهودی) رو کرد و از وی خواست تا سوالسؤال مطرح کند؛ پس از سوالسؤال و جواب‌های راس جالوت دربارهدربارهٔ نبوت محمد و نبوت عیسی، سرآخر راس جالوت به دین اسلام و مذهب علی ابن موسی الرضا ایمان پیدا می‌کند.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۸۸|ک=مناظرات تاریخی امام رضا|ص=۳۵}}</ref> بر این حدیث، شرح‌های بسیاری نوشته شده‌است که قدیمی‌ترین آن‌ها متعلق به [[قاضی سعید قمی]] است. [[میرزای قمی]] و ملا عبدالصحاب محمد ابن احمد نراقی نیز بر این حدیث شروحی نوشته‌اند.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=شرح حدیث رأس الجالوت|نشانی=http://lib.eshia.ir/27483/1/233|وبگاه=lib.eshia.ir|بازبینی=|کد زبان=fa|نویسنده=|تاریخ=}}</ref>
 
==== مناظره با بزرگ هیربدان ====
پس ایمان راس جالوت، علی بن موسی رو به بزرگ زرتشتیان حاضر در جلسه کرد و از وی دربارهدربارهٔ زرتشت و دلیل ایمان به وی سوالیسؤالی پرسید که با بی‌پاسخ ماندن سوال،سؤال، علی بن موسی به مناظره خاتمه داد.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۸۸|ک=مناظرات تاریخی امام رضا|ص=۳۹}}</ref>
 
==== مناظره با عمران صابی ====
پس از بازماندن بزرگ هیربدان، علی بن موسی از جمع حاضر درخواست کرد که اگر کسی نسبت به اسلام نقدی دارد، بدون هراس آن را مطرح کرده و سوالش را بپرسد؛ در این بین عمران صابی که در مناظره با دانشمندان شهره بود و به ادعای خودش، کسی تا آن لحظه نتوانسته بود او را راضی کند، شروع به صحبت نمود و سوالاتی دربارهدربارهٔ توحید و خلقت مطرح کرد. پس از یک گفتگوی طولانی و بیان سخنان مفصل، عمران صابی شهادتین بر زبان جاری کرد و مسلمان شد و سجده نمود. با اسلام آوردن عمران صابی، جلسه به پایان رسید و همگان متفرق شدند.<ref name=":6">{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۸۸|ک=مناظرات تاریخی امام رضا|ص=۴۰}}</ref><ref name=":6"/>
 
==== مناظره با سلیمان مروزی ====
 
==== مناظره با علی بن محمد بن الجهم ====
در یکی از جلسات مناظره که توسط مأمون تدارک دیده شده بود، علی بن محمد الجهم، دربارهدربارهٔ عصمت سوالاتی را مطرح کرد؛ و علی بن موسی نیز پاسخ او را به تمام و کمال داد و در نهایت علی بن محمد بن الجهم از گفته خود پشیمان شد و توبه کرد.<ref>{{پک|مکارم شیرازی|۱۳۸۸|ک=مناظرات تاریخی امام رضا|ص=۵۹}}</ref>
 
==== مناظره با زندیق ====
برای علی بن موسی، مناظره‌ای با یک زندیق گزارش شده استشده‌است.<ref name="chittick">{{پک|Tabåatabåa'åi||||1981|ف=|ک=A Shi'ite Anthology|زبان=en|ج=|ص=49–50 & 138–139}}</ref><ref name="madelung"/> این مناظره بحثی طولانی است که نسخهٔ کامل آن در کتاب [[محمد حسین طباطبایی]] ثبت شده‌است. در بخشی از این مناظره، علی بن موسی برای اثبات خدا استدلالی عقلی اقامه می‌کند و می‌گوید: «نمی‌بینی که اگر حق با تو باشد (خدایی نباشد) ما و شما برابریم؟ هر چه نماز خواندیم، روزه گرفتیم، یا اعتقاد محکمی داشتیم آسیبی به ما نخواهد رساند. اما اگر حق با ما باشد در آن صورت آیا ما نجات پیدا نخواهیم کرد و تو هلاک نخواهی شد؟»<ref name="chittick"/>
[[پرونده:QoranQomMuseum.jpg|بندانگشتی|416x416پیکسل|قرآنی خطی منسوب به علی بن موسی الرضا، در [[موزه‌های آستان قدس رضوی|موزه آستان قدس رضوی]]]]
 
=== آثار ===
 
==== رساله ذهبیه ====
[[رساله ذهبیه]] یا طب الرضا، رساله‌ای در طب و حفظ سلامتی است که به دستور [[مأمون]] و به قلم علی بن موسی الرضا نوشته شده‌است.<ref name="madelung"/><ref name="al islam">{{cite book|last=Muhammad Jawad Fadlallah|first=|date=|title=Imam ar-Ridha’, A Historical and Biographical Research|url=http://www.al-islam.org/imam-ar-ridha-a-historical-and-biographical-research-muhammad-jawad-fadlallah|others=Yasin T. Al-Jibouri|location=|website=Al-islam.org|publisher=|page=|isbn=|accessdate=18 June 2014}}</ref> این کتاب که رساله ذهبیه (رساله طلایی) نام گرفته، در مورد علم پزشکی است و از آنجا که به دستور مأمون آن را با آب طلا نوشته‌اند، یکی از گران‌بهاترین رساله‌های پزشکی می‌باشد.<ref name="madelung"/> در این رساله توضیح داده شده‌است که زندگی انسان وقتی به خطر می‌افتد که [[صفرا]]ی زرد، صفرای سیاه و بلغم نامتوازن شوند. تغذیه درست و داروهای سنتی می‌توانند در درمان این ناموزونی مناسب باشند. از سخنان آن امام است که می‌گوید: «گمان می‌کنید جثهٔ کوچکی هستید؟ در حالی که جهان عظیم خودش را در شما پنهان کرده‌است.»<ref name="al-Qarashi">{{پک|al-Qarashi||||2012|ف=|ک=The life of Imām 'Ali Bin Mūsā al-Ridā|زبان=en|ج=|ص=}}</ref>
 
== علی بن موسی در هنر و ادبیات ==
 
=== آثار ادبی ===
شاعران شیعی، به جهت ارادت و محبتشان به امامان و اهل بیت آنان، و همینطورهمین‌طور با چراغ سبز نشان دادن دین و آموزه‌های اسلام؛ نسبت به سرودن شعر دربارهدربارهٔ امامان خویش اهتمام خاصی نشان‌داده‌اند. علی بن موسی الرضا نیز به عنوان هشتمین امام شیعیان، در نظر آنان بزرگ جلوه کرده و نسبت به سرودن در رثا، مدح و نوحه او خود را ملزم دانسته‌اند. شگفت‌آور آنجاست که سرودن در مدح امامان شیعه، مخصوص به منابع شیعی نبوده و در دیوان شاعرانی که اصطلاحاً سفله ستا و مداح اهل زور و زر و سلاطین بودند نیز اشعاری در مدح و فضیلت بزرگان دین اسلام گزارش شده‌است. با این حال تا قبل از عصر صفویان، در این زمینه به اشعار زیادی دست نخواهیم یافت، چرا که تعصبات مذهبی قرن پنجم و ششم، سبب شد تا این اشعار ثبت و ضبط نشده و یا دستخوش تحریف قرار گیرند.<ref>{{پک|احمدی بیرجندی|۱۳۷۷|ک=مدایح رضوی در شعر فارسی|ص=۱۴}}</ref> شاعرانی چون [[سنایی|سنائی]]، [[ابن یمین]]، [[وحشی بافقی]]، [[عبدالجواد ادیب نیشابوری|ادیب نیشابوری]]، [[حسن کاشی]]، [[ابن حسام خوسفی|ابن حسام]]، [[جامی|عبدالرحمن جامی]]، [[حزین لاهیجی]]، [[وصاف شیرازی|وصال شیرازی]]، [[ادیب‌الممالک فراهانی|ادیب الممالک]] و...و… از جمله شعرائی می‌باشند که در مدح علی بن موسی؛ اشعاری سروده‌اند.<ref>{{پک|احمدی بیرجندی|۱۳۷۷|ک=مدایح رضوی در شعر فارسی|ص=۱۷}}</ref>
[[پرونده:تالار فرشچیان.jpg|بندانگشتی|243x243پیکسل|مجموعه آثار [[محمود فرشچیان]]؛ سومی عکس از چپ، مربوط به تابلو «ضامن آهو ۲»]]
 
=== آثار تجسمی ===
از جمله آثار تجسمی مرتبط با علی بن موسی الرضا، تابلوی ضامن آهو، اثر [[محمود فرشچیان]] است. این تابلو به سال ۱۳۸۸ رونمایی شد.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=معروف‌ترین تابلوهای محمود فرشچیان کدامند؟|نشانی=https://www.isna.ir/news/92110402142/معروف-ترین-تابلوهای-محمود-فرشچیان-کدامند|وبگاه=ایسنا|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نویسنده=}}</ref> همچنین فرشچیان با صرف یک سال و چهار ماه وقت، تابلوی دومی را با نام ضامن آهو ۲ طراحی نمود و در سال ۱۳۸۹ آن را تکمیل نمود. ضامن آهو ۲، در ابعاد ۸۰ × ۱۰۰ سانتی‌متر بر روی مقوای بدون اسید با تکنیک اکریلیک و به سبک نگارگری خلق شده استشده‌است.<ref>{{یادکرد وب|نشانی=https://www.fardanews.com/fa/news/556111/تابلوی-ضامن-آهو-استاد-فرشچیان-عکس|وبگاه=فردا|بازبینی=|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|عنوان=تابلوی ضامن آهو استاد فرشچیان}}</ref> همچنین هر سال از سوی جشنواره بین‌المللی رضوی و در استان فارس؛ جشنواره ملی هنرهای تجسمی امام رضا (ع) برگزار می‌شود و علاقه‌مندان به هنرهای تجسمی، آثار خود را جهت نمایش و معرفی، به این جشنواره ارسال می‌کنند.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|کد زبان=|تاریخ=|وبگاه=خبرگزاری ایرنا|نشانی=https://www.irna.ir/news/81448541/فراخوان-دوازدهمین-جشنواره-ملی-هنرهای-تجسمی-امام-رضا-ع-منتشرمی|عنوان=فراخوان دوازدهمین جشنواره ملی هنرهای تجسمی امام رضا}}</ref> در سال ۱۳۹۳، از کتابی با عنوان ضامن آهو رونمایی شد؛ موضوع این کتاب، جمع‌آوری آثار مختلف تجسمی در حوزه خوشنویسی، نگارگری و عکاسی حول محور علی بن موسی الرضا بوده‌است.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=کتاب نفیس «یا ضامن آهو» رونمایی می‌شود|نشانی=http://iqna.ir/fa/news/1444898|وبگاه=خبرگزاری قرآن|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نام=|نام خانوادگی=|نویسنده=}}</ref>
 
=== آثار نمایشی ===
 
=== زندگی‌نامه ===
اهم کتبی که به زندگی علی بن موسی الرضا پرداخته‌اند، کتاب [[عیون اخبار الرضا]]، تالیفتألیف [[شیخ صدوق]] است که به زندگی‌نامه، شرح احوال و نقل اقوال وی از طریق نقل روایات شیعی پرداخته استپرداخته‌است.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=کتابشناسی امام رضا علیه السلام|نشانی=http://shabestan.ir/detail/News/565568|وبگاه=خبرگزاری شبستان|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=fa|نویسنده=}}</ref> کتاب پر اهمیتپراهمیت دیگر در این زمینه، کتاب «الحیاة السیاسیة للامام الرضا» تألیف [[سید جعفر مرتضی عاملی]] است؛ این کتاب به توضیح و تصحیح تاریخ علی بن موسی الرضا پرداخته استپرداخته‌است.
 
=== ولایتعهدی ===
کتاب‌های بسیاری با موضوع ولایتعهدی علی بن موسی الرضا به رشته تحریر درآمده است، از جمله: «کتاب ولایتعهدی امام رضا علیه‌السلام» نوشته [[مرتضی مطهری]]، ولایة العـهدالعهد بین الامام و المأمون تالیفتألیف [[سید جواد شهرستانی]]، نگاهی به زندگی و ولایتعهدی امام رضا (ع) تالیفتألیف محمدعلی امینی و فرصت ولایتعهدی امام رضا (ع) در نشر معارف اسلامی به قلم [[محمدتقی فلسفی]]
 
== سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه ==
{{سال‌شمار امامت امامان دوازده‌گانه شیعه}}
* [http://www.razavi.tv/ پخش زنده حرم رضا]
{{ویکی‌گفتاورد}}
 
== منابع ==
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مرتضی عاملی|نام=سید جعفر|پیوند نویسنده=سید جعفر مرتضی عاملی|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=زندگی سیاسی هشتمین امام ،امام، حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)|کوشش=|ویرایش=|سری=بیست و دوم|سال=۱۳۷۳|ناشر=دفتر نشر فرهنگ اسلامی|مکان=تهران|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=خلیل خلیلیان|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=6113&Itemid=135&lang=fa#!/ccomment|شابک=978-964-430-533-7}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ولایتی|نام=علی‌اکبر|پیوند نویسنده=علی‌اکبر ولایتی|نام خانوادگی۲=|نام۲=|پیوند نویسنده۲=|نام ویراستار=|نام خانوادگی ویراستار=|پیوند ویراستار=|نشانی فصل=|نویسندگان سایر بخش‌ها=|عنوان=خراسان در آستانه سفر علی بن موسی الرضا علیه السلام|کوشش=|نشانی=|نشانی بایگانی=|نوع=|ویرایش=|سری=مجموعه آثار دومین کنگره جهانی حضرت رضا علیه السلام|سال=۱۳۶۶|ناشر=آستان قدس رضوی|مکان=مشهد|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=محمدی اشتهاردی|نام=محمد|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=سوگنامه آل محمد صلی الله علیه و آله: در ذکر مصائب جانسوز چهارده معصوم علیهم السلام و شهداء و اسراء کربلا|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۷۰|ناشر=انتشارات ناصر|مکان=قم|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=3597&Itemid=167&lang=fa}}
* {{یادکرد کتاب|پیوند نویسنده||عنوان=تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان|نام خانوادگی=التون|نام=دانیل|پیوند نویسنده=التون دانیل|ترجمه=مسعود رجب‌نیا|سال=۱۳۸۹|ناشر=شرکت انتشارات علمی و فرهنگی|مکان=تهران}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=عرفان‌منش|نام=جلیل|پیوند نویسنده=|نام خانوادگی۲=|نام۲=|پیوند نویسنده۲=|نام ویراستار=|نام خانوادگی ویراستار=|پیوند ویراستار=|فصل=|نشانی فصل=|نویسندگان سایر بخش‌ها=|عنوان=جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا علیه السلام از مدینه تا مرو|کوشش=|نشانی=|نشانی بایگانی=|نوع=|ویرایش=|سال=۱۳۷۶|ناشر=بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی|مکان=مشهد|زبان=فارسی|صفحه=|گفتاورد=|پی‌نوشت=}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مدرسی|نام=محمدتقی|پیوند نویسنده=سید محمدتقی مدرسی|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=زندگی ثامن الائمه حضرت علی بن موسی علیه السلام|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۸۲|ناشر=محبان الحسین (ع)|مکان=تهران|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=محمدصادق شریعت|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=12873&Itemid=167&lang=fa}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=خرازی|نام=محسن|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام: قسمت مربوط به حضرت امام رضا (علیه السلام)|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۸۷|ناشر=مسجد مقدس جمکران|مکان=قم|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=3431&Itemid=167&lang=fa}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مکارم شیرازی|نام=ناصر|پیوند نویسنده=ناصر مکارم شیرازی|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=مناظرات تاریخی امام رضا علیه السلام با پیروان مذاهب و مکاتب دیگر|کوشش=|ویرایش=|سری=دوم|سال=۱۳۸۸|ناشر=بنیاد پژوهش‌های اسلامی|مکان=مشهد|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=6154&Itemid=167&lang=fa}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=جعفریان|نام=رسول|پیوند نویسنده=|نام خانوادگی۲=|نام۲=|پیوند نویسنده۲=|نام ویراستار=|نام خانوادگی ویراستار=|پیوند ویراستار=|نشانی فصل=|نویسندگان سایر بخش‌ها=|عنوان=حیات فکری و سیاسی امامان شیعه علیهم السلام|کوشش=|نشانی=|نشانی بایگانی=|نوع=|ویرایش=|سری=یازدهم|سال=۱۳۸۱|ناشر=انصاریان|مکان=قم|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?name=حیات%20فکری%20و%20سیاسی%20امامان%20شیعه%20علیهم%20السلام&option=com_dbook&task=readonline&book_id=8944&page=1&chkhashk=18A0AD00E3&Itemid=218&lang=fa&tmpl=component#}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=احمدی بیرجندی|نام=احمد|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=مدایح رضوی در شعر فارسی|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۷۷|ناشر=بنیاد پژوهش‌های اسلامی|مکان=مشهد|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=6148&Itemid=167&lang=fa}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=مهدوی پارسا|نام=حسین|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=نکته‌هایی پیرامون حرم شناسیحرم‌شناسی|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۹۱|ناشر=انتشارات قدس رضوی|مکان=مشهد|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=14535&Itemid=167&lang=fa}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=عالم‌زاده|نام=بزرگ|عنوان=حرم رضوی به روایت تاریخ|ناشر=به‌نشر|سال=۱۳۹۴|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۰۲-۲۲۷۰-۶}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=شاکریان|نام=حامد|فصل=شانزدهم|عنوان=ولایتعهدی امام رضا (ع) علل و پیامدها|سری=۳|سال=۱۳۹۴|مکان=بجنورد|زبان=فارسی}}