تفاوت میان نسخه‌های «باقرخان»

۴۶۱ بایت حذف‌شده ،  ۱ سال پیش
اصلاح ویرایشی
(نجات ۲ منبع و علامت‌زدن ۰ به‌عنوان مرده.) #IABot (v2.0)
(اصلاح ویرایشی)
 
=== تحصن باقرخان در کنسولگری ===
انجمن ایالتی آذربایجان و رهبران مشروطه خواه که نگران جان ستارخان و باقرخان بودند آن دو را به تحصّن در کنسولگری  [[عثمانی]]  راضی ساختند.<ref>احمد کسروی، ۱۳۳۳، ص ۴۵</ref>{{سخ}}در حالی‌حالی که‌که رحیم‌رحیم خان‌خان کدخدایان‌کدخدایان تبریز را وادار می‌کرد تا ۹۰ نفر از سران‌سران مجاهدان‌مجاهدان را که‌که باقرخان‌باقرخان در رأس‌رأس آن‌ها قرار داشت‌،داشت، به‌به او تسلیم‌تسلیم کنند، دلیری‌دلیری [[ستارخان|ستارخان‌]] که‌که بیرق‌های‌بیرق‌های سفید را فروکشید و باقرخان‌باقرخان را رسماً به‌به ادامه مبارزه‌مبارزه فراخواند، اوضاع‌اوضاع را به‌به نفع‌نفع مشروطه‌مشروطه خواهان‌خواهان تغییر داد. باقرخان‌باقرخان پس‌پس از اظهار پشیمانی‌،پشیمانی، به‌به درخواست‌درخواست انبوه‌انبوه مردمی‌مردمی که‌که از  مسجد صمصام‌صمصام خان خان‌ به‌به سوی‌سوی خانه او روان‌روان شدند، دوباره‌دوباره به‌به تکاپو برخاست‌برخاست و عزم‌عزم مقابله‌مقابله با رحیم‌رحیم خان‌خان کرد. سرانجام‌سرانجام نیز به‌به همت‌همت او و دیگر مجاهدان‌،مجاهدان، محل‌محل استقرار رحیم‌رحیم خان‌خان در باغ‌باغ شمال‌شمال تصرف‌تصرف شد.<ref>طاهرزاده‌طاهرزاده بهزاد کریم‌،کریم، قیام‌قیام آذربایجان‌آذربایجان در انقلاب‌انقلاب مشروطیت‌مشروطیت ایران‌،ایران، ج۱، ص۲۳۲، تهران‌،تهران، اقبال‌اقبال.</ref><ref>سرداری‌سرداری نیا صمد، باقرخان‌باقرخان سالار ملی‌،ملی، ج۱، ص۴۲-۴۷،ص۴۲–۴۷، انتشارات‌انتشارات ایرانیان‌،ایرانیان، ۱۳۶۹ش‌۱۳۶۹ش.</ref> پس‌پس از آن‌،آن، رشته امور شهر در دست‌دست مجاهدان‌مجاهدان افتاد و طرفداران‌طرفداران شاه‌شاه و مرتجعان‌مرتجعان که‌که در شبکه‌ای‌شبکه‌ای مفسده‌انگیز به‌به نام‌نام «انجمن‌انجمن اسلامیه‌اسلامیه» گرد آمده‌آمده بودند، به‌به ناچار شهر را ترک‌ترک کردند.<ref>طاهرزاده‌طاهرزاده بهزاد کریم‌،کریم، قیام‌قیام آذربایجان‌آذربایجان در انقلاب‌انقلاب مشروطیت‌مشروطیت ایران‌،ایران، ج۱، ص۲۵۳، تهران‌،تهران، اقبال‌اقبال.</ref>{{سخ}}با این‌همه‌،این‌همه، عین‌الدوله‌عین‌الدوله به‌به دستور شاه‌،شاه، شهر را در محاصره‌محاصره گرفت‌گرفت و جنگی‌جنگی خونین‌خونین آغاز شد و باقرخان‌باقرخان که‌که اردویش‌اردویش مقابل‌مقابل قوای‌قوای عین‌الدوله‌عین‌الدوله قرار داشت‌،داشت، رشادت‌های‌رشادت‌های کم‌نظیر نشان‌نشان داد،<ref>سرداری‌سرداری نیا صمد، باقرخان‌باقرخان سالار ملی‌،ملی، ج۱، ص۵۴ص۵۴–۵۶، -۵۶،انتشارات انتشارات‌ایرانیان، ایرانیان‌، ۱۳۶۹ش‌۱۳۶۹ش.</ref> و چون‌چون نمایندگان‌نمایندگان روس‌روس و انگلیس‌انگلیس به‌به بهانه حمایت‌حمایت از اروپاییان‌،اروپاییان، اولتیماتوم‌اولتیماتوم شدیداللحنی‌شدیداللحنی خطاب‌خطاب به‌به انجمن‌انجمن ایالتی‌ایالتی تبریز فرستادند، باقرخان‌باقرخان به‌به این‌این اخطار وقعی‌وقعی ننهاد و از کار دست‌دست نکشید.<ref>Keddie N، X Iran under the Later Q jrs، ج۱، ص۲۰۵، ۱۸۴۸-۱۹۲۲۱۸۴۸–۱۹۲۲ n, The Cambridge History of Iran،Iran, vol VII،VII, ed P Avery،Avery, London،London, ۱۹۹۱1991.</ref><ref>طاهرزاده‌طاهرزاده بهزاد کریم‌،کریم، قیام‌قیام آذربایجان‌آذربایجان در انقلاب‌انقلاب مشروطیت‌مشروطیت ایران‌،ایران، ج۱، ص۲۳۵، تهران‌،تهران، اقبال‌اقبال.</ref>
 
== فرجام رهبران مشروطیت ==
[[پرونده:Sattar khan and Bagir khan.jpg|بندانگشتی|[[ستارخان]] (راست) در کنار باقرخان (چپ).]]
 
باقرخان بر خلاف [[ستارخان]] که شیخی بود، از [[متشرعه]] بود، از علمای مخالف مشروطیت که از متشرعه بودند، جانبداری می‌کرد و به آن‌ها احترام می‌گذاشت. او با [[ستارخان]] رقابت داشت و می‌گفت: مرد آن نیست که در امیرخیز جنگ کند. مرد منم که در ساری‌داغ با قشون دولتی جنگ کرده‌ام. (علی‌رغم این سخن، این دو بزرگوار دو بازوی قوی و شکست ناپذیر [[انقلاب مشروطیت]] بودند).<ref>{{یادکرد وب |url=http://www.farhangsara.com/fnamdaran_iran_baqerkhan.htm |title=نسخه آرشیو شده |accessdate=۸ اوت ۲۰۱۵ |archiveurl=https://web.archive.org/web/20150924010538/http://www.farhangsara.com/fnamdaran_iran_baqerkhan.htm |archivedate=۲۴ سپتامبر ۲۰۱۵ |dead-url=yes }}</ref>
 
[[دمکراتهای آذربایجان|دمکرات‌های آذربایجان]] که نهضت خود را در دنباله [[نهضت مشروطیت]] و مکمل آن، و خود را وارث سنن مجاهدین آن دوره می‌دانستند، مجسمه باقر خان را در [[میدان شهرداری تبریز]] نصب کردند. در ۲۴ آذر ماه ۱۳۲۵ پس از سقوط [[پیشه‌وری]] مردم تحت تأثیر احساسات، آن مجسمه را که اثر دمکرات‌ها بود برانداختند.<ref>مجتهدی، مهدی. ''رجال آذربایجان'' به کوشش غلامرضا طباطبائی مجد. چاپ اول انتشارات زرین صفحهٔ ۷۸</ref>
 
== مرگ ==
باقرخان در تهران منزوی می‌زیست تا قضیه مهاجرت پیش‌آمد. وی به همراه چند نفر از مهاجرین حرکت نمود و در شبی در نزدیکی‌های [[قصر شیرین]] مورد اصابت گلوله یکی از اشرار کُرد قصر شیرین به قصد غارت اموال قرار گرفت .
مرگ باقرخان به همراه هجده نفر از یاران و همراهانش در محرم ۱۳۳۵ قمری آبان ۱۲۹۵ خورشیدی بوده‌است.
 
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:باقرخان}}
 
[[رده:افراد ایرانی آذری‌تبار]]
[[رده:افراد انقلاب مشروطه]]