تفاوت میان نسخه‌های «علی بن موسی الرضا»

نماز باران، نماز عید فطر، تکمیل قدمگاه و منبع
جز (ویراستاری تمام مقاله)
برچسب‌ها: متن دارای ویکی‌متن نامتناظر ویرایش‌گر دیداری
(نماز باران، نماز عید فطر، تکمیل قدمگاه و منبع)
 
شیعیان در عصر مأمون که جمعیت زیادی را تشکیل می‌دادند، امامان شیعه را جانشینان واقعی پیغمبر می‌دانستند که می‌بایست رهبری حکومت اسلامی را بر عهده گیرند. چنین اعتقادی تهدیدی بزرگ برای خلافت مأمون به‌شمار می‌رفت که از آرمان‌های شیعه فاصلهٔ زیادی داشت. به عقیدهٔ [[محمد حسین طباطبایی|محمدحسین طباطبایی]] مأمون، علی بن موسی را به خراسان خواند و مقام جانشینی را بر عهده او گذاشت تا اولاً با دخیل کردن اولاد پیغمبر در حکومت از شورش آن‌ها علیه حکومت جلوگیری کند و ثانیاً با درگیر کردن رهبر شیعیان در امور دنیایی و حکومتی از تقدس و اعتبار او در بین پیروانش بکاهد.<ref>{{پک|Tabatabaei||||1975|ف=|ک=Shi'ite Islam|زبان=en|ج=|ص=}}</ref>
[[پرونده:Dirham with al-Rida.jpg|راست|بندانگشتی|398x398پیکسل391x391px|سکه‌ای مربوط به دوران مأمون که بر روی آن نام علی بن موسی الرضا به عنوان ولیعهد حک شده است]]
از سخنان و عملکرد علی بن موسی الرضا مشخص می‌شود که ولایتعهدی را از روی اجبار پذیرفته‌است. از جمله این موارد، مقاومت در آمدن به مرو بود؛ [[شیخ صدوق]] چنین گزارش می‌کند که مأمون در نامه‌نگاری‌های متعددی، از علی بن موسی درخواست عزیمت به مرو و خراسان را ارائه می‌نمود و علی بن موسی این درخواست را با بهانه‌ها و دلایل مختلف رد می‌کرد، این امتناع سبب شد تا مأمون به اجبار علی بن موسی را به مرو بیاورد.<ref name=":122">{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۶۷}}</ref> همچنین صدوق گزارشی دیگر را نقل می‌کند که در آن مأمون، علی بن موسی را تهدید به مرگ کرد تا ولایتعهدی را قبول کند.<ref name=":322">{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۷۲}}</ref><ref>{{پک|شاکریان|۱۳۹۴|ک=ولایتعهدی امام رضا (ع)، علل و پیامدها|ص=۹}}</ref> در نهایت، علی بن موسی دربارهٔ ولایتعهدی ابراز نظر کرد و آن را با شرط عدم دخالت در همه امور حکومتی پذیرفت.<ref>{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۸۴}}</ref> به گزارش طبری، در ششم رمضان ۲۰۱ ه‍. ق، مأمون، علی بن موسی الرضا را به ولیعهدی خود منصوب کرد و دستور داد تا نمادها و علم‌های سیاه (که نماد بنی عباس بود) به سبز تغییر رنگ بدهند.<ref>{{پک|شاکریان|۱۳۹۴|ک=ولایتعهدی امام رضا (ع)، علل و پیامدها|ص=۱۰}}</ref> به‌علاوه دختر (یا خواهرش)، ام‌حبیبه را به ازدواج علی بن موسی و دخترش ام‌فضل را نیز به عقد پسر علی بن موسی، [[محمد تقی]] درآورد. گذشته از این‌ها، دستور ضرب سکه‌هایی را داد که نام مأمون و ولیعهدش علی بن موسی بر روی آن‌ها حک شده‌بود.<ref name=":82">{{پک|Khaldūn||||1958|ف=|ک=The Muqaddimah: an introduction to history ; in three volumes|زبان=en|ج=|ص=}}</ref><ref name=":92">{{پک|Bobrick||||2012|ف=|ک=The Caliph's Splendor|زبان=en|ج=|ص=205}}</ref><ref name=":102">{{پک|Esposito||||1999|ف=|ک=The Oxford History of Islam|زبان=en|ج=|ص=}}</ref> با پذیرش ولایتعهدی از جانب علی بن موسی، اعتراضاتی از جانب عباسیان بر مأمون وارد آمد؛ دلیل این اعتراضات، نگرانی عباسیان از دست دادن جایگاهی بود که پدرانشان با سختی به دست آورده بودند. اینها سبب شد تا مأمون اهدافش را از ولایتعهدی علی بن موسی، افشا سازد. او زیر نظر گرفتن علی بن موسی و علویان، حمایت علویان از عباسیان، کوچک کردن مقام علی بن موسی و تنزل وجهه اجتماعی او معرفی می‌کند.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۱|ک=حیات فکری و سیاسی ائمه|ص=۴۳۱}}</ref> مأمون به شکرانه این کار، حقوق یک سال ارتش را پرداخت و به سراسر کشور بخشنامه کرد که علی بن موسی ولیعهد اوست و او را رضا نامید.<ref name=":23">{{پک|مرتضوی|۱۳۸۵|ک=ولایت عهدی امام رضا علیه السلام|ص=۵۸}}</ref>
 
==== بیعت گرفتن ====
آورده‌اند که در روز [[۶ رمضان|ششم ماه رمضان]] سال [[۲۰۱ (قمری)|۲۰۱]] ه.ق، مأمون، مجلسی عظیم تدارک دیده و صندلی خاصی را در کنار منبر خود برای علی بن موسی فراهم کرد، بزرگان، اشراف و سادات شهر را نیز دعوت نمود. پس از اعلام ولایتعهدی علی بن موسی،‌ مأمون پسرش [[عباس بن مأمون|عباس]] را امر به بیعت کرد و بعد از آن،‌ سایر مردم بیعت نمودند. سپس به دستور مأمون، بدره‌های زر آورده شد و جوایز زیادی به مردم بخشید.<ref>{{پک|قمی|۱۳۸۶|ک=منتهی الآمال|ص=۴۰۳|ج=۲}}</ref>
 
==== نماز عید فطر ====
پس از مراسم ولایتعهدی که در ششم ماه رمضان رخ داد و [[عید فطر]] فرارسید، مأمون پیامی را برای علی بن موسی فرستاد تا [[نماز عید|نماز عید فطر]] را بخواند. علی بن موسی در پاسخ به مأمون پیغامی فرستاد مبنی بر اینکه شرط قبول ولایتعهدی،‌ عدم دخالت در اینگونه امور بود؛ بنابراین مرا از این کار معاف کن. مأمون نیز در پیغامی دیگر دلیل اصرار خود را شناساندن مقام علی بن موسی به مردم معرفی کرد و تقاضا کرد تا این کار صورت گیرد. این پیغام‌نگاری‌ها پیوسته در جریان بود تا اینکه علی بن موسی پذیرفت تا نماز عید را اقامه کند،‌ اما به همان شیوه‌ای که جدش [[محمد]] و [[علی بن ابی‌طالب|علی بن ابی طالب]] اقامه می‌نمود. مأمون نیز پذیرفت و امر کرد تا مردم جهت اقامه نماز عید فطر بر در خانه علی بن موسی جمع شوند. علی بن موسی در صبح عید، [[غسل]] کرده، لباس پوشیده و [[عمامه]] سفیدی بر سر گذاشت و یک طرف آن را روی سینه انداخته و طرف دیگرش را بین دو کتف افکند. مقداری عطر استعمال کرده و عصایی به دست گرفت و به همراهنش نیز دستور داد تا چنین کنند. سپس بیرون آمد از منزل و به سمت [[مصلی]] در حرکت شدند. علی بن موسی،‌ پابرهنه در جلوی جمعیت حرکت می‌کرد و تکبیر سرمی‌داد و دیگران در عقیب او چنین می‌کردند. مردم با دیدن این صحنه،‌ پابرهنه شده و با دیدن این شور و اشتیاق علی بن موسی، شروع به گریه و تسبیح شدند. وقتی خبر کیفیت حرکت علی بن موسی و عکس‌العمل مردم به مأمون رسید،‌ دستور داد تا از نمازخواندن علی بن موسی ممانعت شود. پیکی به سمت علی بن موسی فرستاده شد تا به وی این پیغام مأمون را برساند که: «ما شما را به زحمت انداخته‌ایم،‌ شما خود را به مشقت نیانداخته و بازگردید؛ همان شخصی که سال قبل نماز را خوانده،‌ نماز را خواهد خواند.» با وصول این پیغام، علی بن موسی کفش‌های خود را طلبید و به منزل بازگشت. مردم نیز از پیغام مأمون متعجب شده و بی‌نظمی بر آنها مسلط شد و به همین دلیل نماز عید به نظم همیشه برگزار نشد.<ref>{{پک|قمی|۱۳۸۶|ک=منتهی الآمال|ص=۴۰۷|ج=۲}}</ref>
 
==== نماز باران ====
با پذیرش ولایتعهدی توسط علی بن موسی، بعد از مدت اندکی خشک‌سالی پدید آمد و قحطی شد. برخی از مخالفان علی بن موسی، دلیل این خشکسالی و قحطی را به ولایتعهدی رسیدن علی بن موسی و خشم خداوند از این اتفاق دانستند. مأمون از علی بن موسی تقاضا کرد تا [[نماز (اسلام)|نماز باران]] خوانده شود. علی بن موسی نیز پذیرفت تا روز دوشنبه، به بیابان رفته و نماز باران بخواند. در روز موعود، علی بن موسی با کیفیت مخصوصی از منزل خارج شد و به همراه جمع عظیمی راهی بیابان شدند و سپس آداب نماز را برپا داشته و نماز را برگزار نمودند؛ در نهایت علی بن موسی دست به آسمان برده و دعایی خواند و از خداوند نزول برکت و باران را طلب نمود، یکی از حضار نقل کرده است که پس از اتمام دعای علی بن موسی، ابرها حرکت کرده و رعد و برق پدید آمد و مردم به جنب و جوش آمدند تا قبل از شروع باران به منازلشان باز گردند. در این هنگام علی بن موسی رو به جمعیت گفت، آرام باشید که این ابر برای شما نیامده و برای منطقه دیگری است. این اتفاق یازده مرتبه رخ داد تا در نهایت ابری آمد و باران بارید. در منابع آمده است که به قدری باران بارید تا همه گودال‌ها و حوض‌ها از آب پر شد و زمین سیراب گردید. سپس علی بن موسی به میان مردم آمد و آنان را به شکرگزاری توصیه و موعظه کرد.<ref name=":02">{{پک|رحمانی‌زاده|۱۳۹۷|ک=نماز باران و کارکردها|ص=۲۶-۳۱|ج=}}</ref>
 
پس از نماز باران و بزرگ شدن علی بن موسی در دید مردمان، اطرافیان مأمون به علی بن موسی اتهام جادوگری زدند و از او به بدی یاد کرده و به مأمون گوشزد کردند که این اتفاقات می‌تواند سبب ضعیف شدن حکومت را فراهم سازد؛ در نهایت پیشنهاد شد جهت کم کردن محبویت و ایجاد تزلزل در مقام وی نزد مردم؛ جلسه‌ای تدارک شود و از بزرگان شهر، قاضیان، سیاستمداران و فرماندهان دعوت شود. مأمون نیز از این پیشنهاد استقبال کرد. در آغاز این جلسه که علی بن موسی نیز در آن شرکت داشت، [[حمید بن مهران]] شروع به سخن با علی بن موسی کرد و به او گفت که مردم در نقل ماجرای نماز باران شما مبالغه می‌کنند، در صورتی که اگر شما آن سخنان را بشنوید از آن تنفر می‌جویید؛ در حالی که آن باران خودش می‌آمد و شما دعا کردید و باران پس از دعای شما آمد و این اتفاق را معجزه برای شما می‌دانند و شما را در دنیا بی‌نظیر جلوه می‌دهند در حالی که مأمون بر همگان برتری دارد. علی بن موسی در مقام پاسخ به وی گفت که من نمی‌توانم جلوی مردم را بگیرم تا درباره نعمتی که خداوند بر من ارزانی داشته است صحبت نکنند؛ علی بن موسی تاکید کرد که از این حرف و عمل،‌ قصد شورش و اختلاف ندارد و توضیح داد که مأمون اگر مرا به این مقام قرار داده‌است،‌ به من فضیلتی نداده و خواسته از فضیلت من برای خواسته‌هایش استفاده کند.<ref name=":02" />
 
==== قیام زید بن موسی و احضار او به مرو ====
 
=== قدمگاه‌ها ===
دهخدا، قدمگاه را به مکانی که پای پیامبر، امام یا قدیس دیگری به آن‌جا رسیده باشد و یا گمان رود که اثر پایی که در سنگ و مانند آن دیده می‌شود جای پای پیامبر و یا امامی است معنا کرده‌است<ref>دهخدا، ذیل کلمه قدمگاه</ref> در بین مسیر مدینه تا مرو، خصوصاً در مناطق ایران، قدمگاه‌هایی را به علی بن موسی نسبت می‌دهند که عموماً مورد احترام اهالی منطقه و علاقمندان علی بن موسی بوده و هست. از جمله مشهورترین این موارد، قدمگاهی در ۲۶ کیلومتری شهر نیشابور است.<ref>{{پک|عرفان‌منش|۱۳۷۶|ک=جغرافیای تاریخی هجرت امام رضا|ص=۱۳۳}}</ref> از دیگر قدمگاه‌ها می‌توان به «[[قدمگاه فراشاه]]» یا ده شیر در روستای فُراشاه [[استان یزد]] (مسیر یزد - [[ابرکوه]]) واقع در هشت کیلومتری [[شهرستان تفت]]<ref>{{یادکرد وب|عنوان=قدمگاه فراشاه|نشانی=http://razavi.news/fa/news/37912/قدمگاه-فراشاه-سومین-توقفگاه-امام-رضا-ع-استان-یزد-سفرشان-مدینه-مرو/|وبگاه=خبرگزاری رضوی|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نام خانوادگی=|نویسنده=}}</ref>، «قدمگاه امام رضا» در [[بهبهان]]، «قدمگاه ابرقو» در [[ابرکوه]] و «قدمگاه خرانق» در مشهدک (محلی در ۶۰ کیلومتری شهر یزد) اشاره کرد.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=جغرافیای سفر امام رضا(ع)|نشانی=https://www.isna.ir/news/94053117713/جغرافیای-سفر-امام-رضا-ع-از-مدینه-به-مرو|وبگاه=ایسنا|تاریخ=|بازبینی=|کد زبان=|نویسنده=}}</ref> [[رسول جعفریان|جعفریان]] در ذکر قدمگاه‌های علی بن موسی در ایران، به موارد دیگری نیز اشاره می‌کند؛ از جمله: «مسجد امام رضا» در [[اهواز]]،‌ «مسجد امام رضا» در روبروی پل شوشتر، «قدمگاه علی بن موسی» در کنار رودخانه شطیط [[شوشتر]]، دو قدمگاه به نام «شاخراسون» در [[دزفول]] و شوشتر، قدمگاه «امام ضامن» در شوشتر، «قدمگاه امام رضا» در جنوب آبادی [[کهنک (دزفول)|کهنک شوشتر]]، [[مسجد فرط]] یا پتک معروف به «صومعه امام رضا» در یزد، «مسجد قدمگاه» در محله [[مالمیر (یزد)|مالمیر]] یزد، «[[موم رضا]]» در روستای [[بافران]] [[نائین]]، «مسجد قدیمان» در نائین،‌ «حمام رضا» در نیشابور و «منزل پسندیده» در نیشابور.<ref>{{پک|جعفریان|۱۳۸۱|ک=حیات فکری و سیاسی ائمه|ص=۴۶۴-۴۶۹}}</ref>
 
==== ماجرای شکارچی و آهو ====
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=محمدی اشتهاردی|نام=محمد|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=سوگنامه آل محمد صلی الله علیه و آله: در ذکر مصائب جانسوز چهارده معصوم علیهم السلام و شهداء و اسراء کربلا|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۷۰|ناشر=انتشارات ناصر|مکان=قم|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://www.ghbook.ir/index.php?option=com_dbook&task=viewbook&book_id=3597&Itemid=167&lang=fa}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=اکبری|نام=امیر|پیوند نویسنده=|نام خانوادگی۲=|نام۲=|پیوند نویسنده۲=|نام ویراستار=|پیوند ویراستار=|نشانی فصل=|نویسندگان سایر بخش‌ها=|عنوان=فصل‌نامه پژوهشی تاریخ: برامکه و عوامل نزاع دیوان‌سالاری ایران و اعراب در عهد هارون عباسی|کوشش=|نشانی=http://noo.rs/1XDDx|نشانی بایگانی=|نوع=|ویرایش=|سال=۱۳۸۶|ناشر=دانشگاه آزاد اسلامی|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=، سال دوم، شماره هفتم}}
*{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=رحمانی‌زاده|نام=حسین|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=نماز باران و کارکردهای آن آن در سیره رضوی|کوشش=معصومه غنی‌لو|ویرایش=|سری=۲۲|سال=۱۳۹۷|ناشر=فصلنامه علمی پژوهشی فرهنگ رضوی|مکان=مشهد|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=}}
*{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=نورمحمدی|نام=مهدی|فصل=|عنوان=نقد و بررسى محتوايى گزارش انتساب امام جواد (ع)|سری=اول|سال=۱۳۹۵|مکان=قم|زبان=فارسی|ناشر=مجموعه مقالات همايش سيره و زمانه امام جواد عليه السلام|پیوند=http://tarikh.imam.miu.ac.ir/index.aspx?siteid=60&fkeyid=&siteid=60&pageid=31939&newsview=88164}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=راغب اصفهانی|نام=أبوالقاسم الحسین بن محمد|پیوند نویسنده=راغب اصفهانی|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=المفردات فی غریب القرآن|کوشش=صفوان عدنان الداودی|ویرایش=|سری=اول|سال=۱۴۱۲|ناشر=دارالقلم|مکان=بیروت|زبان=عربی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://lib.efatwa.ir/41892/1/3}}
*{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=ضیائی|نام=رحمت‌الله|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=دانشنامه کلام اسلامی|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۹۱|ناشر=موسسه امام صادق|مکان=قم|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://lib.eshia.ir/23021/1/74}}
*{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=قربانی|نام=باقر|پیوند نویسنده=|پیوند نویسنده۲=|پیوند ویراستار=|عنوان=دانشنامه جهان اسلام|کوشش=|ویرایش=|سری=|سال=۱۳۹۳|ناشر=دائرة‌ المعارف بزرگ اسلام|مکان=قم|زبان=فارسی|گفتاورد=|پی‌نوشت=|مترجم=|پیوند=http://rch.ac.ir/article/Details/9594}}
* {{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=قمی|نام=عباس|پیوند نویسنده=شیخ عباس قمی|عنوان=منتهی الآمال|سال=۱۳۸۹|ناشر=وحدت بخش|مکان=تهران|زبان=فارسی}}
 
{{آغاز چپ‌چین}}