توسل به شخص: تفاوت میان نسخه‌ها

سجاوندی اصلاح شد
(لینک بیرونی بیشتر افزوده شد)
(سجاوندی اصلاح شد)
* '''''مغالطه توسل به شخص''''' را اگر به صورت منطقی بنویسیم چنین خواهد بود:
: شخص ''الف'' گزارهٔ ''د'' را مطرح می‌کند.
: شخص ''الف'' شخصی با رفتار(ها) ی بد است.
: نتیجه گرفته می‌شود که ''د'' نادرست است.
 
در پشت این مغالطه، تصور خطایی نهفته استنهفته‌است که بر اساس آن امکان ندارد یک عقیدۀعقیدهٔ درست از سوی کسی که موقعیت اجتماعی، سیاسی یا علمی مناسبی ندارد یا انگیزه‌های بدی دارد، ارائه شود و برعکس امکان ندارد یک عقیدۀعقیدهٔ نادرست و غیرمستدل از سوی یک شخصیت مهم که دارای موقعیت مناسب علمی است، ارائه شود.
* مغالطه حملهٔ شخصی، فقط مربوط به ادّعاها و سخن‌ها نیست؛ بلکه در مورد رفتارها نیز به کار می‌رود:
: الف ریشش را می‌تراشید.
=== توهین ===
این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که شخص استدلال معینی اقامه می‌کند و دربارهٔ موضوعی سخن می‌گوید و دیگری که از پیش با او خصومت داشته، به جای نقد با گفتن ناسزا دربارهٔ شخصیت وی، می‌کوشد با مخدوش کردن شخصیت او و منفور ساختن وی، استدلالش را باطل نماید. جنبه مغالطی توهین در آن است که اصل استدلال کنار نهاده شده و معیار دیگری برای نقد ادعا به کار گرفته شده‌است که منطقاً هیچ ارتباطی به ادعا ندارد:
:* ''هنوز هم هستند کسانی که می‌گویند عراقی شاعر بزرگی‌است؛ در حالی که دیگر در [[تاریخ ادبیات]] ما مسلم است که عراقی انحرافات جنسی داشته استداشته‌است.''
:* ''چطور محمد را به پیامبری می‌پذیرید در حالی که او یک چوپان بوده استبوده‌است.''
 
=== مغالطه از طریق منشأ ===
این مغالطه زمانی رخ می‌دهد که شخصی برای رد یک سخن، آن را به یک شخصیت مذموم تاریخی نسبت دهد و بگوید «اولین بار او این سخن را گفته استگفته‌است» و بکوشد تا از منفی بودن آن شخصیت تاریخی، خطا بودن آن سخن را نتیجه بگیرد. پیش‌فرض نادرست این مغالطه آن است که سرمنشأ یک عقیده و رأی در درستی آن مؤثر است؛ در حالی که گاه افراد عادی و بی‌سواد عقاید عالی اظهار کرده‌اند و دانشمندان بزرگ دچار خطاهای بزرگ شده‌اند.
:* ''من با این که رهبران مذهبی [[محافظ شخصی]] داشته باشند، مخالفم. فراموش نکنید که اولین کسی که در اسلام محافظ شخصی داشت، معاویه بود.''
 
=== [[تو هم چنینی]] ===
در این مغالطه، به جای توجه به سخن و ادله موافق و مخالف آن، به گوینده توجه شده و سعی می‌شود مورد نقضی در اعمال و رفتار گوینده یافت شود تا بدین‌سان هم خود گوینده و هم گفتارش تخطئه شود. این مغالطه به دو شکل رخ می‌دهد: یکی، بیشتر در جایی به کار می‌رود که کسی خطایی را به انسان تذکر می‌دهد و شخص در جواب او می‌گوید: « خودت هم مرتکب این خطا شده‌ای»؛ در حالی که جمع دو نادرست هرگز یک درست نمی‌شود. دیگر آن که سعی می‌کند برای نقد سخن کنونی شخص، مورد ناسازگاری از گفتار پیشین او بیابد و به او بگوید خودت هم این حرف را قبول نداری؛ زیرا موضع قبلی تو چیز دیگری بوده‌است؛ در حالی که باید دانست که موضع‌گیری‌های پیشین فرد هیچ تأثیر منطقی در درستی عقیده‌های امروزش ندارند، زیرا اولاً ممکن است شخص در عقیده‌های پیشینش تجدیدنظر کرده باشد. برای فهم درستی یک گزاره، باید آن گزاره را بررسی کرد، نه بیان‌کنندهٔ آن را.
 
=== تقصیر عضو پیوسته ===
: تو می‌گویی فاصله طبقاتی غیرقابل قبول است. کمونیست‌ها هم همین حرف را می‌زنند. تو کمونیست هستی.
* مثالی دیگر
:تو منتقد دولتی .
:طرفداران رییسرئیس جمهور پیشین هم منتقد دولتند.
:تو طرفدار رییسرئیس جمهور پیشین هستی .
 
=== توسل به شخصیت تحسین‌شده ===
* [[فهرست مغالطه‌ها]]
 
== منابع ==
{{پانویس}}
 
* [http://www.nizkor.org/features/fallacies/circumstantial-ad-hominem.html Nizkor.org: Fallacy: Circumstantial Ad Hominem].
* [http://philosophy.lander.edu/logic/person.html Argumentum Ad Hominem]
 
 
{{سفسطه‌ها}}