تفاوت میان نسخه‌های «بوران‌دخت»

جز
بدون خلاصه ویرایش
(پروندهٔ A_Bust_of_a_Sasanian_Royal_Woman.jpg که در ویکی‌انبار به دست Kwj2772 حذف شده بود، به این علت برداشته شد: Missing essential license information: Files in c::Category:Media without a license as of 27 October 2019)
جز
اشراف‌زادگان تلخ‌کام ساسانی، به دنبال از دست دادن سرزمین‌هایی که برای پیمان صلح لازم بودند، شروع به ایجاد ایالت‌های جداسر در [[امپراتوری ساسانی]] کردند. این به پراکندگی نیرو و منابع کشور انجامید. افزون بر این، سدها و آبراهه‌ها هم متروکه شدند، و [[طاعون]]ی مرگ‌بار در استان‌های غربی ایران گسترش پیدا کرد. نیمی از مردم کشور نابود شدند که [[شیرویه]]، شاه ایران هم یکی از آن‌ها بود. پس از شیرویه، [[اردشیر سوم (ساسانی)|اردشیر سوم ساسانی]] بر تخت نشست.<ref name="A. Shapur Shahbazi">{{harvnb|Shapur Shahbazi|2005, "Sasanian Dynasty"}}</ref>
 
=== غصب کردن تخت پادشاهی توسط شهربراز ===
پس از مرگ قباد دوم، هراکلیوس نامه‌ای برای شهربراز فرستاد که در آن گفته بود:<ref>{{harvnb|Pourshariati|2008|p=۱۷۷}}</ref>
 
:''حال که شاه ایران مرده، تخت و پادشاهی برایت فراهم شده‌است. من آن را به تو و فرزندانت ارزانی می‌دارم. اگر ارتشی نیاز داری، هر اندازه که بخواهی برایت نیرو می‌فرستم.''
 
شهربراز در ۲۷ آوریل ۶۲۹ (یا ۶۳۰)،<ref>{{harvnb|Pourshariati|2008|p=۱۸۲}}</ref> تیسپونتیسفون را با ۶٫۰۰۰ مرد محاصره کرد.<ref name="Pourshariati 2008 180">{{harvnb|Pourshariati|2008|p=۱۸۰}}</ref> اما درگرفتن شهر ناتوان بود، پس با [[پیروز خسرو]]، فرماندهاز پارسیفرماندهان سپاه و وزیر سابق امپراتوری در دوره پادشاهی پدر اردشیر، [[قباد دوم]]، همدست شد. همچنین نامدارجشنسنامدار گشنسپ هم با او یار گشت؛ کسی که در سال ۶۲۶ به جانشینی شهربراز در نیمروز انتخاب شده بود.<ref name="Pourshariati 2008 180" /> شهربراز همراه این دو چهرهٔ قدرتمند، تسیپونتسیفون را تسخیر و اردشیر سوم و بسیاری از اشراف‌زادگان ساسانی را اعدام کرد، که از جمله این اشراف‌زادگان می‌توان به وزیر اردشیر، [[ماه‌آذر گشنسب]] اشاره نمود. سپس شهربراز شاه جدید امپراتوری ساسانی شد<ref>{{harvnb|Pourshariati|2008|pages=۱۸۱, ۱۸۳}}</ref>. کاردارگان که پس از غصب تخت شاهی مخالف شهربراز بود کشته شد.<ref name="PLRE271">{{harvnb|Martindale|Jones|Morris|1992|p=۲۷۱}}</ref>
 
هراکلیوس همچنین فرزند مسیحی شهربراز، [[نیکتاس ایرانی]] را جانشین شهربراز خطاب کرده بود. جانشینی یک ایرانیِ [[مسیحی]] بر تخت شاهی ساسانی، راه را برای مسیحی‌کردن ایران می‌گشود.<ref name="Kaegi1911">{{Harvnb|Kaegi|2003|pp=۱۸۸–۱۸۹, ۲۰۶}}</ref> پس از مدتی، شهربراز، شمتا فرزند یزدین، را در کلیسای [[مرقه (اسقف‌نشین شرقی سوریه|مرقه]] مصلوب کرد.{{sfn|Morony|2005|p=۱۸۸}} دلیل این اعدام این گونه گزارش شده که شمتا در زمان پادشاهی خسرو پرویز به شهربراز توهین کرده بوده‌است.{{sfn|Kaegi|2003|p=۱۷۶}} چهل روز بعد، در مراسمی، شخصی به نام فرخ هرمزد، با پرتاب یک نیزه به سوی شهربراز، او را به کشت. فرخ هرمزد سپس به [[بوران‌دخت]]، دختر خسرو پرویز، کمک کرد تا به پادشاهی برسد.<ref>{{harvnb|Pourshariati|2008|p=۱۸۴}}</ref><ref>{{پک|Morony|2005|p=۹۲}}</ref>
 
== دوره پادشاهی ==
=== نخستین دوره پادشاهی ===
چهل روز پس از بر تخت نشستن شهربراز، یکی از اشراف ساسانی به نام [[فرخزاد هرمز]] از [[خاندان اسپهبدان]] (فراکسیون پهلو) او را کشت. بوران کمی بعد در تیسپونتیسفون از سوی فراکسیون فرخ به عنوان ملکه و شاهنشاه ایران گزیده شد. خود بوران نیز از سوی مادربزرگ به خاندان اسپهبدان مرتبط می‌شد. او خیلی زود فرخ هرمزد را به عنوان وزیر اعظم شاهنشاهی خویش برگزید. بوران سپس با دادگری، بازسازی زیرساخت‌ها، پایین‌آوردن مالیات‌ها، و ضرب کردن سکه‌هایش، تلاش کرد تا پایداری را به شاهنشاهی ساسانی بازگرداند.
 
بوران در سال ۶۳۰ برکنار شد و [[شاپور شهروراز]] که فرزند شهروراز نامی و یکی از خواهران خسروپرویز بود، تلاش کرد تا پادشاه شود. با این حال، فراکسیون سپهبد پیروز خسرو او را به رسمیت نشناخت (فراکسیون پارسی). سپس [[آزرمی‌دخت|آزرمی دخت]]، که خواهر کوچکتر بوران بود بر تخت نشست.<ref>{{پک|Pourshariati|2008|ص=۲۰۴–۲۰۵}}</ref>