تفاوت میان نسخه‌های «هرمز چهارم»

بعضی بخشا تکراری بود که حذف شد. بقیه به بخش بالاتر منتقل شد. سکه رو هم به سکه قبلی تغییر دادم.
برچسب‌ها: ویرایش‌گر دیداری ویرایش پیشرفته تلفن همراه
(بعضی بخشا تکراری بود که حذف شد. بقیه به بخش بالاتر منتقل شد. سکه رو هم به سکه قبلی تغییر دادم.)
{{جعبه اطلاعات حاکم
| عنوان = شاهنشاه ایران و انیران
| تصویر = Drachma of Hormidz IV - Coin_of_Hormizd_IV_(cropped)%2C_Darabgerd_mint.jpg
| زیرنویس تصویر = سکه‌ای از هرمز چهارم
| دوران =[[۵۷۹ میلادی]] - [[۵۹۰ میلادی]]
| دین = [[زرتشتی]]
| امضاء =
}}'''هرمز چهارم''' از سال ۵۷۹ تا ۵۹۰ میلادی شاهنشاه ایران و انیران بود. او پس از پدرش، [[خسرو انوشیروان]] برتخت نشست. در منابع ایرانی و اسلامی پس از سقوط [[ساسانیان]]، از او به عنوان شاهنشاهی دادگر یاد شده‌است.<ref>Beate Dignas, Engelbert Winter, ''Rome and Persia in late antiquity: neighbours and rivals'', (Cambridge University Press, 2007), 42.</ref>[[پرونده:Hurmuzd (The Shahnama of Shah Tahmasp).png|200px|بندانگشتی|چپ|نگاره هرمز چهارم در [[شاهنامه تهماسبی]]]]
در دوران شاهنشاهی هرمز، تعداد زیادی از اشراف و موبدان به قتل رسیده و از قدرت آنان در صحنه سیاست ایرانشهر کاسته شد و از سوی دیگر با پشتیبانی او از دهقانان، باعث افزایش قدرت آنان شد. گفته شده که او در طول دوران شاهنشاهی‌اش در ایرانشهر در سفر بود تا به شخصاً از نزدیک به وضعیت مردم رسیدگی کند.
 
 
== خانواده ==
در [[شاهنامه]] از او به صورت «ترک‌زاد» یاد شده، چرا که در بعضی منابع آمده‌است که مادر او دختر خاقان ترک بوده‌است. با این حال، دانشنامهٔ ایرانیکا این نظر را رد کرده‌است، و گفته شده که ازدواج با دختر خاقان ترک غیرممکن بوده و علاوه بر آن هرمز در ۵۴۰ زاده شده که ۳۰ سال پیش تر از ازدواج خسرو است.<ref name="iranicaonline.org">[http://www.iranicaonline.org/articles/sasanian-dynasty SASANIAN DYNASTY – Encyclopaedia Iranica]</ref>
 
درممکن هر حال هرمزد از همان ابتدای سلطنتش با بزرگان حکومتی و اشراف طرف شد. از آنجا که مادر هرمزد، برادرزادهٔ [[خاقان]] ترک بود، هرمزد را ترک‌زاد می‌گفتند، و به نظر می‌رسداست معاندین او با بهره‌گیری از این لقب می‌خواستند از یک سو هم انتساب او به نژاد اصیل ایرانی و تخمهاصالت و تبار ساسانی را نفی کنند و هم خوی تند و سنگدلی وی را به نوعی توجیه کرده باشند.<ref>{{پک|زرین‌کوب|۱۳۹۶|ک=تاریخ مردم ایران|ص=ج ۱، ص ۵۰۶}}</ref>{{efn|تندخویی و پرخاشگری هرمزد، نه تنها در بعضی روایات مربوط به مجالس اشراف ساسانی دیده می‌شود، بلکه برخی منابع بیزانسی هم به آن اشاره کرده‌اند. از جمله [[یوهانس اِفِسُوسی]] او را مغرور و دیوانه می‌خوانَد و می‌گوید فرستادگان قیصر را که برای انجام مذاکرات صلح آمده بودند، زندانی کرد، و آنها را تنها در اثر اصرار و فشار مغان آزاد کرد. او نمونهٔ دیگری از تندخویی خود را در همان آغاز سلطنت نشان داد؛ برخلاف آنچه در آن زمان بین دولتین ایران و بیزانس متداول بود، وی جلوس رسمی خود را به قسطنطنیه اعلام نکرد (عبدالحسین زرین‌کوب، ''تاریخ مردم ایران''، جلد اول، ایران قبل از اسلام، بخش دهم: وداع با دنیای باستانی، ص ۵۰۶، به نقل از Noeldeke, Aufsätze, pp. 120-121)}}
 
== سیاست‌های هرمز ==
خسروی یکم، پدر هرمز، او را پیش از مرگ خود به عنوان شاهنشاه آینده برگزید. این تصمیم برخلاف سنت ساسانی بود، زیرا پس از مرگ شاهنشاه پیشین، لایق‌ترین فرزند او به عنوان شاهنشاه آینده برگزیده می‌شد. اما از آنجایی که هرمز خود را به عنوان رهبری کارآمد ثابت کرده بود، انوشیروان پیش از مرگ خود، وی را به عنوان جانشین خود تعیین کرد.<ref name="iranicaonline.org2">[http://www.iranicaonline.org/articles/sasanian-dynasty SASANIAN DYNASTY – Encyclopaedia Iranica]</ref>
 
هرمز در ۵۷۹ میلادی بر تخت عاج نشست. او سیاست‌های اصلاح‌گرانه پدر و [[قباد یکم|پدربزرگش]] را ادامه داد و از میان مردم و اشراف، طرف مردم را گرفت. با این حال به نظر می‌رسد که او نسبت به کواد و خسرو، خشونت بیشتری به خرج داد. در منابع شرقی، از جمله نوشته‌های مسلمانان، دوستی و دشمنی و حب و بغض نسبت به او به طرز عجیبی درهم آمیخته و نظرات دربارهٔ او ضد و نقیض است. به عقیدهٔ [[آرتور کریستن سن|کریستن‌سن]]، احتمالاً دلیل وجود چنین نظرات متناقضی این بوده که در دورهٔ اسلامی، هنگامی که [[خداینامه|خداینامگ‌های]] ساسانی را ترجمه می‌کردند و آن‌ها را به شکل جدیدی درمی‌آوردند، از منابع متعددی استفاده کرده‌اند که در آنها، از یک سو عقاید برخاسته از احساسات توده‌های فرودست و رعایای ساسانیان وجود داشته و از دیگر سو نظرات و احساسات روحانیون و اشراف صاحب امتیاز؛ و این نظرات مختلف با هم تلفیق شده و چنین مجموعه‌ای از رویکردها را نسبت به هرمز پدیدآورده است. تاریخ‌دانان معاصر و اکثر تاریخ‌دانان قرون وسطی، این خشونت را حاصل از خیرخواهی او نسبت به مردم عادی شاهنشاهی خود می‌دانند. [[ابوالفضل بلعمی|بلعمی]] به صراحت او را «در عدالت برتر از انوشیروان» می‌خواند. [[محمد بن جریر طبری|طبری]] می‌نویسد:<ref>[[Theodor Nöldeke]], ''Geschichte d. Perser und Araber unter den Sasaniden'', 264 ff.</ref>
{{گفتاورد|هرمز پسر خسرو پادشاهی با ادب و احسان و دوستدار ضعیفان و فقیران بود و بر اشراف سخت می‌گرفت. پس [اشراف] در کین او ثابت [قدم] شدند و او [هرمز چهارم] نیز کین آنان به دل گرفت… حس دادگری او در حق مردم فوق‌العاده بود.|تاریخ طبری|}}
بلعمی، در ترجمه تاریخ پیامبران و پادشاهان (تاریخ طبری)، دربارهٔ هرمز چهارم آورده‌است:
{{گفتاورد|1=عیب او آن بود که مردان بزرگ را خرد داشتی و حق ایشان نشناختی… هرکس بر ضعیفی ستمی کردی او را بکشتی تا شمار آمدی سیزده هزار کس از بزرگان و مهتران را بکشت. بدین سبب درویشان [=مردم عادی] او را زشت [=ستم‌گر] داشتندی و مهتران او را دشمن.|2=تاریخ بلعمی|3=}}
علاوه بر آن، او بسیاری از بزرگان را نیز به زندان انداخت و تنزل رتبه داد.<ref>{{پک|رضا|۱۳۷۴|ک=ایران و ترکان در روزگار ساسانیان|ص=۱۲۵}}</ref> تاریخ‌نگاران رومی، طبق معمول اینگونه موارد، هرمز را پادشاهی ستمکار، خودخواه، بداندیش، و نسبت به رعایا قسی‌القلب دانسته‌اند.{{efn|[[مناندرس]] و ثئوفیلاکتوس.}} بالعکس، [[عیسوی]]ان ایرانی از او به نیکی یاد کرده‌اند. گفته شده که او در پاسخ به هیربدانی که خواستار آزار مسیحیان بوده‌اند، پاسخ داده:{{گفتاورد|چنان‌که تخت ما نمی‌تواند فقط بر دوپایه پیشین بایستد و از دوپایه پسین بی‌نیاز باشد، دولت ما نیز با رنجش و انزجار رعایای عیسوی و سایر ملل گوناگون کشور بر پای نتواند ماند. پس باید از آزار مسیحیان دست بردارید و در کارهای نیکو کوشا باشید تا نصارا و پیروان سایر ادیان اعمال نیک شما را دیده، به ستایش شما همزبان شده و به دین شما روی آورند.|هرمز چهارم|تاریخ طبری، صفحه ۹۹۱}}
[[تئودور نلدکه|نلدکه]] در توصیف خشونت‌های دوران هرمز می‌گوید «کارهای او روی هم رفته توجیه‌پذیر است، ولی پیامد ناگوار آن نشان می‌دهد که او مردی نبود که به چنین اهداف بلندی با صلح و کاردانی دست یابد.»
 
گفته شده که او در پاسخ به هیربدانی که خواستار آزار مسیحیان بوده‌اند، پاسخ داده:
{{گفتاورد|چنان‌که تخت ما نمی‌تواند فقط بر دوپایه پیشین بایستد و از دوپایه پسین بی‌نیاز باشد، دولت ما نیز با رنجش و انزجار رعایای عیسوی و سایر ملل گوناگون کشور بر پای نتواند ماند. پس باید از آزار مسیحیان دست بردارید و در کارهای نیکو کوشا باشید تا نصارا و پیروان سایر ادیان اعمال نیک شما را دیده، به ستایش شما همزبان شده و به دین شما روی آورند.|هرمز چهارم|تاریخ طبری، صفحه ۹۹۱}}
پیامد رفتارهای هرمز در قبال اشراف به وجود آمدن نارضایتی نسبت او در میان طبقه حاکم بود؛ این اتفاق اما منجر به اعدام و کشته شدن تعداد زیادی از اشراف شد. گفته شده [[بزرگمهر]]، وزرگ‌فرمدار معروف انوشیروان نیز یکی از کسانی بوده که به دست هرمز اعدام شده‌است.<ref name="EI-BB">{{cite encyclopedia|title=BOZORGMEHR-E BOḴTAGĀN|encyclopedia=Encyclopaedia Iranica|volume=Vol. 4|year=1990|first=Djalal|last=Khaleghi Motlagh|url=http://www.iranicaonline.org/articles/bozorgmehr-e-boktagan}}</ref> سیما برزین، ایزدگشنسپ، بهرام ماه آذر و شاپور اسپهبدان از افراد معروف دیگری بودند که به دست این شاهنشاه کشته شدند. شاپور اسپهبدان همچنین پدر بندوی و ویستهم و پدرزن خود هرمز نیز بود و اعدام او در توطئه علیه تاج و تخت در سال ۵۹۰ تأثیر زیادی گذاشت.
 
[[تئودور نلدکه|نلدکه]] در توصیف خشونت‌های دوران هرمز می‌گوید «کارهای او روی هم رفته توجیه‌پذیر است، ولی پیامد ناگوار آن نشان می‌دهد که او مردی نبود که به چنین اهداف بلندی با صلح و کاردانی دست یابد.» [[آرتور کریستنسن|کریستن‌سن]] می‌گوید او گرچه دنباله‌رو سیاست پدرش بود، اما فاقد «عظمت انوشیروانی» بود و آن شخصیت فائقی که در هر موقع احترام و اطاعت شاهنشاه را در دل‌ها جای می‌دهد، نداشت.<ref>کریستن‌سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، صفحات 315 و 316</ref> تورج دریایی به نقل از [[تئوفیلاکتوس|ثئوفیلاکتوس]] می‌گوید که هرمز نه بزرگی پدر را داشت و نه بینش سیاسی او را. او به خودپسندی و نخوت و استبداد شهره بود و دشمنان فراوانی برای خود در دربار تراشید.{{یادچپ|Theophylact Simocatta, book III.17.1}} همو به نقل از [[سبئوس]] می‌نویسد: «هرمز چهارم بسیاری از اشراف و بزرگان را که از او نفرت داشتند، بکشت.{{یادچپ|Sebeos, chapter 10.73, p. 14}} او به حمایت از زمینداران کوچک یا دهقانان مرفه که احتمالاً به زیان اشراف رشد کرده و نیرومند شده بودند، ادامه داد و با روحانیون زرتشتی با خشونت رفتار کرد».<ref>{{پک|دریایی|۱۳۹۷|ک=شاهنشاهی ساسانی|ص=۴۷}}</ref>
در هر حال هرمز از همان ابتدای سلطنتش با بزرگان حکومتی و اشراف طرف شد.
 
== جنگ با امپراتوری روم ==
== برکناری و مرگ ==
باتوجه به محبوبیت بهرام در میان سپاهیان و منفور بودن هرمز در میان اشراف، شورش بهرام چوبین از سوی ارتش و بزرگان دربار حمایت شد. بهرام یک اسپهبد جدید برای خراسان تعیین کرد و به سوی تیسفون به راه افتاد. هرمز ایزدگشنسپ را برای رویارویی با بهرام فرستاد اما او در همدان توسط یکی از نزدیکانش ترور شد. هرمز سپاه دیگری را برای مقابله با بهرام فرستاد اما باز هم ناموفق بود. شاهنشاه سپس رو به سوی ویستهم و بندوی کرد و دستور به بازداشت آنان داد. با اینکه بندوی دستگیر شد، ویستهم موفق گردید تا باموفقیت فرار کند. مدت کوتاهی بعد، این دو برادر با همکاری خسرو پرویز، یک کودتای درباری ترتیب داده و هرمز را کور و زندانی کردند و مدت کوتاهی بعد کشتند. خسرو سپس به جای پدرش برتخت نشست. اما این مانع بهرام چوبین - که حالا مدعی انتقام گرفتن از قاتلان هرمز چهارم بود - نشد و او باموفقیت وارد تیسفون گردید. خسرو پرویز به آذربایجان گریخت و مدتی بعد به دربار روم شرقی پناهنده شد.{{sfn|Warren|p=۲۶}}
== شخصیت هرمز ==
گفته شده که هرمزد نسبت به ضعفا و فقرا دلرحم، و نسبت به اشراف و بزرگان حکومتی سخت‌گیر و شدیدالعمل بوده‌است. وی را فرمانروایی نیکوسرشت و دوستدار و طرفدار قشرها فرودست جامعه شمرده‌اند. [[ابوعلی بلعمی|بلعمی]] به صراحت می‌گوید که هرمزد در اجرای عدالت بین مردم، از پدرش انوشیروان هم برتر بوده. با این حال در منابع شرقی، از جمله نوشته‌های مسلمانان، دوستی و دشمنی و حب و بغض نسبت به او به طرز عجیبی درهم آمیخته و نظرات دربارهٔ او ضد و نقیض است. به عقیدهٔ [[آرتور کریستن سن|کریستن‌سن]]، احتمالاً دلیل وجود چنین نظرات متناقضی این بوده که در دورهٔ اسلامی، هنگامی که [[خداینامه|خداینامگ‌های]] ساسانی را ترجمه می‌کردند و آن‌ها را به شکل جدیدی درمی‌آوردند، از منابع متعددی استفاده کرده‌اند که در آنها، از یک سو عقاید برخاسته از احساسات توده‌های فرودست و رعایای ساسانیان وجود داشته و از دیگر سو نظرات و احساسات روحانیون و اشراف صاحب امتیاز؛ و این نظرات مختلف با هم تلفیق شده و چنین مجموعه‌ای از رویکردها را نسبت به هرمزد پدیدآورده است. مثلاً [[محمد بن جریر طبری|طبری]] می‌گوید: «هرمزد پادشاهی باادب و احسان و دوستدار ضعیفان و فقیران بود و بر اشراف سخت می‌گرفت؛ پس در کین او ثابت شدند و او نیز کین آنان در دل گرفت…». بلعمی نیز چنین می‌آورد: «اما عیب او آن بود که مردمان بزرگ را خرد داشتی و حق ایشان نشناختی و درویشان و حقیران را برگزیدی و هرکس که بر ضعیفی ستمی کردی، او را بکشتی؛ تا به‌شمار آمدی سیزده‌هزار{{efn|در متن عربی ۱۳۶۰۰ تن آمده.}} کس از بزرگان و مهتران بدین سبب کشته بود، و بدین سبب درویشان او را زشت داشتندی و مهتران او را دشمن».<ref>{{پک|کریستن‌سن|۱۳۸۹|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=۴۲۷–۴۲۶}}</ref> علاوه بر آن، او بسیاری از بزرگان را نیز به زندان انداخت و تنزل رتبه داد.<ref>{{پک|رضا|۱۳۷۴|ک=ایران و ترکان در روزگار ساسانیان|ص=۱۲۵}}</ref> تاریخ‌نگاران رومی، طبق معمول اینگونه موارد، هرمزد را پادشاهی ستمکار، خودخواه، بداندیش، و نسبت به رعایا قسی‌القلب دانسته‌اند.{{efn|[[مناندرس]] و ثئوفیلاکتوس.}} بالعکس، [[عیسوی]]ان ایرانی از او به نیکی یاد کرده‌اند، چون طبق گفتهٔ طبری، در قبال سختگیری‌های [[هیربد]]ان نسبت به نصارا اینگونه دستور داده بود: «همچنان که تخت ما نمی‌تواند فقط بر دو پایهٔ پیشین بایستد و از دو پایهٔ پسین بی‌نیاز باشد، دولت ما نیز با رنجش و انزجار رعایای عیسوی و سایر ملل متنوع کشور برپای نتواند ماند. پس باید که از آزار عیسویان دست بدارید، و در کارهای نیکو کوشا باشید، تا نصارا و پیروان سایر ادیان اعمال نیک شما را ببینند و به ستایش شما هم‌زبان شوند و به دین شما روی آورند».<ref>{{پک|کریستن‌سن|۱۳۸۹|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=۴۲۷}}</ref> از روایات [[نسطوری]] هم چنین برمی‌آید که توجه هرمزد به نصارا موجب خشم [[موبد]]ان شده بود.<ref>{{پک|زرین‌کوب|۱۳۹۶|ک=تاریخ مردم ایران|ص=ج ۱، صص ۵۰۸ و ۵۷۳}}</ref> تورج دریایی به نقل از [[تئوفیلاکتوس|ثئوفیلاکتوس]] می‌گوید که هرمزد نه بزرگی پدر را داشت و نه بینش سیاسی او را. او به خودپسندی و نخوت و استبداد شهره بود و دشمنان فراوانی برای خود در دربار تراشید.{{یادچپ|Theophylact Simocatta, book III.17.1}} همو به نقل از [[سبئوس]] می‌نویسد: «هرمز چهارم بسیاری از اشراف و بزرگان را که از او نفرت داشتند، بکشت.{{یادچپ|Sebeos, chapter 10.73, p. 14}} او به حمایت از زمینداران کوچک یا دهقانان مرفه که احتمالاً به زیان اشراف رشد کرده و نیرومند شده بودند، ادامه داد و با روحانیون زرتشتی با خشونت رفتار کرد».<ref>{{پک|دریایی|۱۳۹۷|ک=شاهنشاهی ساسانی|ص=۴۷}}</ref>
در هر حال هرمزد از همان ابتدای سلطنتش با بزرگان حکومتی و اشراف طرف شد. از آنجا که مادر هرمزد، برادرزادهٔ [[خاقان]] ترک بود، هرمزد را ترک‌زاد می‌گفتند، و به نظر می‌رسد معاندین او با بهره‌گیری از این لقب می‌خواستند از یک سو هم انتساب او به نژاد اصیل ایرانی و تخمه و تبار ساسانی را نفی کنند و هم خوی تند و سنگدلی وی را به نوعی توجیه کرده باشند.<ref>{{پک|زرین‌کوب|۱۳۹۶|ک=تاریخ مردم ایران|ص=ج ۱، ص ۵۰۶}}</ref>{{efn|تندخویی و پرخاشگری هرمزد، نه تنها در بعضی روایات مربوط به مجالس اشراف ساسانی دیده می‌شود، بلکه برخی منابع بیزانسی هم به آن اشاره کرده‌اند. از جمله [[یوهانس اِفِسُوسی]] او را مغرور و دیوانه می‌خوانَد و می‌گوید فرستادگان قیصر را که برای انجام مذاکرات صلح آمده بودند، زندانی کرد، و آنها را تنها در اثر اصرار و فشار مغان آزاد کرد. او نمونهٔ دیگری از تندخویی خود را در همان آغاز سلطنت نشان داد؛ برخلاف آنچه در آن زمان بین دولتین ایران و بیزانس متداول بود، وی جلوس رسمی خود را به قسطنطنیه اعلام نکرد (عبدالحسین زرین‌کوب، ''تاریخ مردم ایران''، جلد اول، ایران قبل از اسلام، بخش دهم: وداع با دنیای باستانی، ص ۵۰۶، به نقل از Noeldeke, Aufsätze, pp. 120-121)}}
 
چنین رفتارهایی، سرانجام موجب شورش علیه او شد. [[تساهل و تسامح]] او در مسئلهٔ دین و دینداری رعایا چیزی نبود که خوشایند زرتشتیان افراطی و رهبران مذهبی متعصب آنان قرار گیرد. حتی [[یشوع یبه]]{{یادچپ|Isho Yabh}} با اجازهٔ پادشاه به سمت [[جاثلیق]]ی رسید. این شخص بسیار مورد توجه پادشاه بود و با قرار دادن اخبار مربوط به حرکت‌ها و فعالیت‌های لشکر روم در اختیار ساسانیان، خدمات شایان توجهی به آن‌ها می‌کرد.<ref>{{پک|کریستن‌سن|۱۳۸۹|ک=ایران در زمان ساسانیان|ص=۴۲۷}}</ref>
 
== یادداشت‌ها ==
{{کوچک}}
 
== پیوند به بیرون ==
{{s-start}}
{{ویکی‌انبار-رده|Hormizd IV}}
{{s-hou|[[شاهنشاهی ساسانی|ایران‌شهر]]||||}}
{{s-bef
| before = [[خسرو انوشیروان|خسرو یکم]]
|}}
{{s-ttl
| title = [[شاهنشاه ایران و انیران]]
| years = 579–590
}}
{{s-aft
| after = [[خسرو پرویز|خسرو دوم]]
}}
{{s-end}}{{ویکی‌انبار-رده|Hormizd IV}}
{{ویکی‌گفتاورد}}
 
{| align="center" cellpadding="2" border="2"
|-
| width="30%" align="center" | پادشاه پیشین:{{سخ}}'''[[خسرو انوشیروان]]'''
| width="40%" align="center" style="background: #00BFFF; color: white;" |'''هرمز چهارم'''{{سخ}}'''[[فهرست شاهان ایران|شاه ایران]]'''
۵۷۹ – ۵۹۰ میلادی
| width="30%" align="center" | جانشین:{{سخ}}'''[[خسرو پرویز]]'''
|}
 
{{شاهنشاهان ساسانی}}