تفاوت میان نسخه‌های «هرمز چهارم»

ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
(بعضی بخشا تکراری بود که حذف شد. بقیه به بخش بالاتر منتقل شد. سکه رو هم به سکه قبلی تغییر دادم.)
(ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
 
== خانواده ==
در [[شاهنامه]] از او به صورت «ترک‌زاد» یاد شده، چرا که در بعضی منابع آمده‌است که مادر او دختر خاقان ترک بوده‌است. با این حال، دانشنامهٔ ایرانیکا این نظر را رد کرده‌است، و گفته شده که ازدواج با دختر خاقان ترک غیرممکن بوده و علاوه بر آن هرمز در ۵۴۰ زاده شده که ۳۰ سال پیش تر از ازدواج خسرو است.<ref name="iranicaonline.org">[http://www.iranicaonline.org/articles/sasanian-dynasty SASANIAN DYNASTY – Encyclopaedia Iranica]</ref>
 
ممکن است معاندین او با بهره‌گیری از این لقب می‌خواستند از یک سو هم اصالت و تبار ساسانی را نفی کنند و هم خوی تند و سنگدلی وی را به نوعی توجیه کرده باشند.<ref>{{پک|زرین‌کوب|۱۳۹۶|ک=تاریخ مردم ایران|ص=ج ۱، ص ۵۰۶}}</ref>{{efn|تندخویی و پرخاشگری هرمزد، نه تنها در بعضی روایات مربوط به مجالس اشراف ساسانی دیده می‌شود، بلکه برخی منابع بیزانسی هم به آن اشاره کرده‌اند. از جمله [[یوهانس اِفِسُوسی]] او را مغرور و دیوانه می‌خوانَد و می‌گوید فرستادگان قیصر را که برای انجام مذاکرات صلح آمده بودند، زندانی کرد، و آنها را تنها در اثر اصرار و فشار مغان آزاد کرد. او نمونهٔ دیگری از تندخویی خود را در همان آغاز سلطنت نشان داد؛ برخلاف آنچه در آن زمان بین دولتین ایران و بیزانس متداول بود، وی جلوس رسمی خود را به قسطنطنیه اعلام نکرد (عبدالحسین زرین‌کوب، ''تاریخ مردم ایران''، جلد اول، ایران قبل از اسلام، بخش دهم: وداع با دنیای باستانی، ص ۵۰۶، به نقل از Noeldeke, Aufsätze, pp. 120-121)}}
 
[[تئودور نلدکه|نلدکه]] در توصیف خشونت‌های دوران هرمز می‌گوید «کارهای او روی هم رفته توجیه‌پذیر است، ولی پیامد ناگوار آن نشان می‌دهد که او مردی نبود که به چنین اهداف بلندی با صلح و کاردانی دست یابد.» [[آرتور کریستنسن|کریستن‌سن]] می‌گوید او گرچه دنباله‌رو سیاست پدرش بود، اما فاقد «عظمت انوشیروانی» بود و آن شخصیت فائقی که در هر موقع احترام و اطاعت شاهنشاه را در دل‌ها جای می‌دهد، نداشت.<ref>کریستن‌سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان، صفحات 315 و 316</ref> تورج دریایی به نقل از [[تئوفیلاکتوس|ثئوفیلاکتوس]] می‌گوید که هرمز نه بزرگی پدر را داشت و نه بینش سیاسی او را. او به خودپسندی و نخوت و استبداد شهره بود و دشمنان فراوانی برای خود در دربار تراشید.{{یادچپ|Theophylact Simocatta, book III.17.1}} همو به نقل از [[سبئوس]] می‌نویسد: «هرمز چهارم بسیاری از اشراف و بزرگان را که از او نفرت داشتند، بکشت.{{یادچپ|Sebeos, chapter 10.73, p. 14}} او به حمایت از زمینداران کوچک یا دهقانان مرفه که احتمالاً به زیان اشراف رشد کرده و نیرومند شده بودند، ادامه داد و با روحانیون زرتشتی با خشونت رفتار کرد».<ref>{{پک|دریایی|۱۳۹۷|ک=شاهنشاهی ساسانی|ص=۴۷}}</ref>
در هر حال هرمز از همان ابتدای سلطنتش با بزرگان حکومتی و اشراف طرف شد.
 
== جنگ با امپراتوری روم ==
== برکناری و مرگ ==
باتوجه به محبوبیت بهرام در میان سپاهیان و منفور بودن هرمز در میان اشراف، شورش بهرام چوبین از سوی ارتش و بزرگان دربار حمایت شد. بهرام یک اسپهبد جدید برای خراسان تعیین کرد و به سوی تیسفون به راه افتاد. هرمز ایزدگشنسپ را برای رویارویی با بهرام فرستاد اما او در همدان توسط یکی از نزدیکانش ترور شد. هرمز سپاه دیگری را برای مقابله با بهرام فرستاد اما باز هم ناموفق بود. شاهنشاه سپس رو به سوی ویستهم و بندوی کرد و دستور به بازداشت آنان داد. با اینکه بندوی دستگیر شد، ویستهم موفق گردید تا باموفقیت فرار کند. مدت کوتاهی بعد، این دو برادر با همکاری خسرو پرویز، یک کودتای درباری ترتیب داده و هرمز را کور و زندانی کردند و مدت کوتاهی بعد کشتند. خسرو سپس به جای پدرش برتخت نشست. اما این مانع بهرام چوبین - که حالا مدعی انتقام گرفتن از قاتلان هرمز چهارم بود - نشد و او باموفقیت وارد تیسفون گردید. خسرو پرویز به آذربایجان گریخت و مدتی بعد به دربار روم شرقی پناهنده شد.{{sfn|Warren|p=۲۶}}
 
== یادداشت‌ها ==
{{کوچک}}
{{notelist|3}}
{{پایان کوچک}}
 
== جستارهای وابسته ==
* [[جنگ داخلی ساسانیان]]
{{s-ttl
| title = [[شاهنشاه ایران و انیران]]
| years = 579–590۵۷۹–۵۹۰
}}
{{s-aft
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:هرمز چهارم}}
 
[[رده:هرمز چهارم]]
[[رده:افراد جنگ‌های ایران–روم]]