تفاوت میان نسخه‌های «روان‌شناسی مثبت‌گرا»

بدون خلاصه ویرایش
(نجات ۱ منبع و علامت‌زدن ۰ به‌عنوان مرده.) #IABot (v2.0)
'''روان‌شناسی مثبت''' شاخه‌ای جدید در علم روانشناسی است که به صورت رسمی در سال ۲۰۰۰ توسط پروفسور مارتین سلیگk رئیس وقت انجمن روانشناسی آمریکا بنیان‌گذاری شد. اگرچه پژوهش‌های مربوط به روانشناسی مثبت‌گرا از دهه‌های قبل آغاز شده بود اما در سال ۲۰۰۰ انجمن روان‌شناسی آمریکا یک شماره از مجله امریکن سایکولوژیست را به روان‌شناسی مثبت‌گرا اختصاص داد که به «شماره هزاره» معروف شد و به این ترتیب روان‌شناسی مثبت‌گرا رسماً معرفی شد <ref name=":0">[https://psycnet.apa.org/record/2000-13324-001 Positive psychology: An introduction]</ref>.
'''روان‌شناسی مثبت'''، پدیده‌های [[روان‌شناختی]] را در سطح‌های مختلف مد نظر قرار می‌دهند و از مطالعهٔ تجربیات انتزاعی مثبت، مانند شادی، سعادت و خوش‌بینی گرفته تا مطالعهٔ ویژگی‌های شخصیتی مثبت، مانند شجاعت و حکمت و مطالعهٔ نهادهای مثبت مانند ساختارهای اجتماعی که می‌توانند مدنیت و شهروندی مسئولانه را پرورش دهند. برخلاف [[هیجان|هیجان‌های]] منفی که باور مردم دربارهٔ عملکردهای مختلف را محدود می‌کند، مانند [[جنگ یا گریز]]، هیجان‌های مثبت ذهنیت مردم را بیشتر باز نگه می‌دارند و ان‌ها را تشویق می‌کنند تا از [[اندیشه]] یا عمل، مرزهای جدیدی را به وجود بیاورند. یکی از پیام‌های عالی [[ذهن|ذهن‌های]] وسعت یافته بالا بردن توانایی‌های انسان است. هنگامی که انسان‌ها اعمال و قواعد جدیدی را کشف می‌کنند و ان‌ها را یادمی‌گیرند، برای خود، توانایی‌های فیزیکی، [[عقل|عقلی]]، [[اجتماعی]] و [[روان‌شناختی]] فراهم می‌آورند. این واقعیت جدید، نظریهٔ توسعه و ساخت هیجان‌های مثبت نامیده می‌شود. مطالعات تجربی این نظریه را تأیید می‌کند و نشان می‌دهند که هیجان‌های مثبت، با تأثیر بر روی تفکر وسعت یافته، رشد ویژگی‌های شخصیتی مثبت مانند، مقاومت و انعطاف‌پذیری، و خوش‌بینی را موجب می‌شوند. روان‌شناسی مثبت این پیام را می‌دهد که هیجان‌های مثبت ارزش پرورش یافتن را دارند اما نه تنها به صورت یک هدف نهایی، بلکه به صورت روشی برای رسیدن به رشد و شکوفایی روان شناختی.<ref>{{یادکرد کتاب|نام خانوادگی=گنجی|نام=مهدی|عنوان=زمینه روان‌شناسی اتکینسون و هیلگارد|شابک=۹۷۸-۹۶۴-۷۶۰۹-۶۴-۷|نویسنده=ادوارد دی اسمیت. سوزان نولن. باربارا ل فردریکسون. جفری ل لافتوس. داریل ج بم. استیفن مارن|ویراستار=دکتر حمزه گنجی}}</ref>
 
==تعریف روانشناسی مثبت‌گرا ==
بر اساس تعریف دقیق '''روانشناسی مثبت (Positive Psychology)'''، نوع نگرش و عادات فکری روزمره مردم بر زندگی آنها تاثیر مثبت خواهد داشت. مطالعات نشان میدهند خوشبینی و مثبت اندیشی امید به زندگی و تغییر شرایط در جهت مثبت را به همراه خواهد داشت. روانشناسی مثبت که از آن با عنوان روانشناسی مثبت گرا هم نام برده میشود در اکثر مواقع با مثبت اندیشی اشتباه گرفته میشود.
گیبل و هیدت روان‌شناسی مثبت‌گرا را به این صورت تعریف می‌کنند: مطالعه علمی شرایط و فرایندهایی که در شکوفایی و کارکرد بهینه افراد، گروه‌ها و نهادها شرکت دارند. داینر روان‌شناسی مثبت‌گرا را علم مطالعه شکوفایی انسان می‌داند. شلدون و کینگ نیز در سال 2001 تعریفی از روان‌شناسی مثبت‌گرا ارائه دادند. از نظر آن‌ها روان‌شناسی مثبت‌گرا چیزی بیش‌تر از مطالعه علمی توانایی‌ها و فضیلت‌های یک انسان معمولی نیست. سلیگمن و همکارانش نیز یک تعریف نسبتاً پذیرفته شده از روان‌شناسی مثبت‌گرا ارائه داده‌اند. از نظر آن‌ها، روان‌شناسی مثبت‌گرا مطالعه علمی تجربیات مثبت، صفات فردی مثبت و نهادهایی است که رشد این تجربیات و صفات را تسهیل می‌کنند. در نهایت ذکر این نکته ضروری است که لینلی و همکاران با جمع‌بندی تمام تعاریف موجود، روان‌شناسی مثبت‌گرا را به‌صورت مطالعه علمی کارکرد بهینه انسان، تعریف کرده‌اند <ref>[http://www.irantahgig.ir/?p=4894 روان شناسی مثبت گرا: تلاش برای تغییر چهره علم روان شناسی ]</ref>.
 
<br />
 
== تاریخچه ظهور روانشناسی مثبت‌گرا ==
مباحث مربوط به شادکامی و هیجان­های مثبت از زمان­های دور مطرح بوده­اند، اما روان­شناسی مثبت‌­گرا به‌عنوان یک شاخه مستقل از روان­شناسی تاریخچه کوتاهی دارد. قبل از جنگ جهانی دوم روان­شناسی آمریکا سه هدف عمده را دنبال می‌­کرد: درمان بیماری‌­های روانی، کمک به مردم برای داشتن یک زندگی مثمر ثمر و ارضاء کننده، و در نهایت کشف کردن و پرورش دادن استعدادهای برتر. این تمرکز اولیه بر روی روان­شناسی مثبت­‌گرا در کارهای افرادی چون مطالعات ترمن[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftn1|<sup><sup>[1]</sup></sup>]] بر روی نبوغ و شادکامی زناشویی، نوشته‌­های واتسون درباره فرزند پروری مؤثر، و کارهای یونگ بر روی جستجو معنا در زندگی دیده می‌شود. اما درست پس از جنگ جهانی دوم دو رویداد که هر دو اقتصادی بودند، چهره روان­شناسی را تغییر داد. در سال ۱۹۴۶ اداره امور کهنه سربازان[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftn2|<sup><sup>[2]</sup></sup>]] تشکیل شد و هزاران روان­شناس دریافتند که می‌­توانند با درمان بیماری‌های روانی، برای خود زندگی دست و پا کنند. در سال ۱۹۴۷ نیز موسسه ملی سلامت روان[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftn3|<sup><sup>[3]</sup></sup>]] (که به‌رغم اهدافش، همیشه بر پایه مدل بیماری بوده است و بهتر است که به موسسه ملی بیماری روانی تغییر نام دهد) پدید آمد و افراد دانشگاهی دریافتند که اگر بر روی آسیب­‌شناسی پژوهش کنند، می‌­توانند بودجه پژوهشی دریافت کنند <ref name=":0" />.
 
بنابراین روان­شناسی آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم هدف اصلی‌­اش را بر ارزیابی، شناخت و درمان بیماری روانی قرار داد و در این حوزه پیشرفت­‌های قابل تحسینی حاصل شد. اکنون مفاهیم مبهمی مانند افسردگی، اسکیزوفرنی و خشم با دقت قابل ملاحظه‌ای قابل اندازه‌­گیری شده‌­اند. همچنین درمان­‌های معتبری برای حدود چهارده بیماری روانی وجود دارد. علاوه بر­این­‌ها، پژوهش‌­های زیاد در زمینه آسیب­‌شناسی روانی باعث به وجود آمدن شیوه‌­هایی برای طبقه‌­بندی اختلالات روانی شده است و این شیو‌ه­‌ها به روان­شناسان بالینی اجازه می­‌دهند که با صحت قابل قبولی به کار تشخیص بپردازند و با پایایی بیش‌تری علائم را ارزیابی کنند.
شناخت و پرورش مهارت‌ها، سلامت فکری و روانی، پرورش معنا در زندگی، ایجاد روابط مثبت در خانواده و کسب شادی حقیقی را می‌توان از جمله مهمترین اهداف روان‌شناسی مثبت دانست، اما شاید اساس و بنیان اصلی این رشته بر مفهوم «زندگی در زمان حال» استوار است. در دنیایی که روان‌شناسی مثبت ترسیم می‌کند، مردم در زمان حال زندگی می‌کنند که این به معنای بی توجهی به گذشته و بی‌تفاوتی نسبت به آینده نیست بلکه به معنای عدم وابستگی به اتفاقات قبلی و عدم دل‌مشغولی و ترس از اتفاقات بعدی است که موجبات از بین رفتن سلامت و شادابی در زندگی را فراهم می‌کند.<ref>{{یادکرد وب |url=http://nashv.org/2017/03/20/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-2/ |title=نسخه آرشیو شده |accessdate=۲۰ اکتبر ۲۰۱۹ |archiveurl=https://web.archive.org/web/20170611181655/http://nashv.org/2017/03/20/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-2/ |archivedate=۱۱ ژوئن ۲۰۱۷ |dead-url=yes }}</ref>
 
در دهه آخر قرن بیستم روان­شناسان به موضوع پیشگیری علاقه بیش از پیش نشان دادند. جامعه روان­شناسی دریافت که آنچه روان­شناسان در طول ۵۰ سال اخیر در چارچوب مدل بیماری یاد گرفته‌­اند نمی­‌تواند به پیشگیری در حوزه روان­شناسی کمک کند. همچنین روان­شناسان دریافتند که درباره این­که چگونه زندگی افراد بدون کژکاری روانی را بهبود بخشند چیز بسیار کمی می­‌دانند. از سوی دیگر آن‌ها نمی­‌دانستند که چه چیزی یک فرد را خوش­بین، مهربان، بخشنده، خشنود، درگیر، هدفمند و با استعداد می­کند . بنابراین وقتی مارتین سلیگمن در سال ۱۹۹۸ به ریاست انجمن روان­شناسی آمریکا رسید همه چیز مهیای معرفی روان­شناسی مثبت­‌گرا به‌عنوان یک شاخه جدید و رسمی در روان­شناسی بود <ref>[https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC1693422/ A balanced psychology and a full life ]</ref>.
<br />
== اهداف روانشناسی مثبت گرا ==
سلیگمن و میهالی عقیده دارند که روان­شناسی مثبت ­گرا به دنبال بهبود کیفیت زندگی افراد و پیشگیری از آسیب‌های روانی ناشی از زندگی بی ­ثمر و بی­ معنا است. بنابراین در کل می‌­توان گفت که هدف روان‌شناسی مثبت­‌گرا ایجاد تسهیل در تغییر تمرکز روان­شناسی از اشتغال صرف با ترمیم بدترین چیزها در زندگی، به سمت به وجود آوردن کیفیت­‌های مثبت است <ref name=":0" />. هدف روان­شناسی مثبت‌­گرا گسترش دادن تمرکز روان­شناسی به فراتر از رنج کشیدن و تسکین مستقیم آن است. روان­شناسی مثبت­‌گرا به دنبال توانایی‌­های سالم، جاه طلبی­‌ها، تجربیات زندگی مثبت و توانایی­‌های منش افراد و اینکه چگونه آن‌ها به‌عنوان سپری در مقابل اختلال عمل می­‌کنند، است <ref>[https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/17716102 Positive psychology in clinical practice ]</ref>.
 
البته باید به این نکته نیز توجه کرد که روان­شناسی مثبت‌­گرا نمی­‌خواهد رنج، ناخشنودی یا جنبه‌های منفی زندگی را انکار کند. متخصصان روان­شناسی مثبت­‌گرا وجود رنج انسانی، خودخواهی، سیستم خانوادگی کژکار، و نهادهای غیر مؤثر را قبول دارند. اما هدف روان­شناسی مثبت‌­گرا این است که روی دیگر سکه را مطالعه کند (راهی که از طریق آن افراد احساس شادی می­‌کنند، نوع دوستی نشان می­‌دهند و یک خانواده یا نهاد سالم می‌­سازند) که از طریق آن به طیف کامل تجربه انسانی بپردازد <ref>[https://journals.sagepub.com/doi/abs/10.1037/1089-2680.9.2.103 What (and Why) is Positive Psychology? ]</ref>.
 
شناخت و پرورش مهارت‌ها، سلامت فکری و روانی، پرورش معنا در زندگی، ایجاد روابط مثبت در خانواده و کسب شادی حقیقی را می‌توان از جمله مهمترین اهداف روان‌شناسی مثبت دانست، اما شاید اساس و بنیان اصلی این رشته بر مفهوم «زندگی در زمان حال» استوار است. در دنیایی که روان‌شناسی مثبت ترسیم می‌کند، مردم در زمان حال زندگی می‌کنند که این به معنای بی توجهی به گذشته و بی‌تفاوتی نسبت به آینده نیست بلکه به معنای عدم وابستگی به اتفاقات قبلی و عدم دل‌مشغولی و ترس از اتفاقات بعدی است که موجبات از بین رفتن سلامت و شادابی در زندگی را فراهم می‌کند.<ref>{{یادکرد وب |url=http://nashv.org/2017/03/20/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-2/ |title=نسخه آرشیو شده |accessdate=۲۰ اکتبر ۲۰۱۹ |archiveurl=https://web.archive.org/web/20170611181655/http://nashv.org/2017/03/20/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%85%D8%AB%D8%A8%D8%AA-2/ |archivedate=۱۱ ژوئن ۲۰۱۷ |dead-url=yes }}</ref>
== افراد شاخص ==
افراد مهم در روان‌شناسی مثبت عبارتنداز:<ref>http://www.migna.ir/vdciwraz.t1aqw2bcct.html</ref>
* [[فیلیپ زیمباردو]]
 
== روانشناسی مثبت گرا در سازمان‌ها ==
پژوهش سازمانی مثبت‌گرا (POS)پژوهش سازمانی روی توجه به پویایی‌های مولد درون سازمان‌ها که به توسعه نقاط قوت انسان،‌ افزایش انعطاف‌پذیری در کارکنان، فراهم‌سازی امکان بهبود و بازیابی (healing and restoration)، و ایجاد عملکرد فوق‌العاده فردی و سازمانی منجر می‌شود تمرکز دارد.
 
روانشناسی سلامت کار مثبت‌گرا (POHP "نحوه‌ای که زمینه کاری (همچون مشاغل، واحدهای کاری،‌ گروهای کاری، حرفه‌ها و سازمان‌ها) تحت تأثیر روابط مثبت‌گرا (positive relationships)، هیجانات مثبت و معناداری مثبت (positive meanings) قرارگرفته یا بر آن تأثیر می‌گذارد"
 
== پانویس‌ها ==
[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftnref1|[1]]]. Terman
 
[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftnref2|[2]]]. Veterans Administration
 
[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftnref3|[3]]]. The National Institute Of Mental Health
 
[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftnref4|[4]]]. American Psychologist
 
[[روان‌شناسی مثبت‌گرا#%20ftnref5|[5]]]. Mihalyi Csikszentmihalyi
 
== منابع ==
۴۹

ویرایش