تفاوت میان نسخه‌های «عینک دودی»

۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ۱۰ ماه پیش
جز (اصلاح یادکردها (وظیفه ۱۹))
(←‏خلاصه داستان: ابرابزار)
 
== خلاصه داستان ==
مینا و سینا زوج مرفهی هستند که اکنون تصمیم به جدایی گرفته اندگرفته‌اند. مینا که نویسنده است و اخیراً مقاله ای دربارهدربارهٔ حقوق زنان نوشته است،نوشته‌است، به دوستانش می گویدمی‌گوید که به زودی به آزادی دست پیدا خواهد کرد. مادر مینا و برخی از دوستانش با جدایی او از شوهرش مخالف هستند اما به رغم همه پندها و اندرزها، او و شوهرش راهی محضر می شوندمی‌شوند. در محضر، مینا با دختر جوانی که هم نام اوست آشنا می شودمی‌شود که نمی خواهدنمی‌خواهد با مرد جوانی به نام ناصر که پدرش برای او انتخاب کرده ازدواج کند. دختر جوان در دستشویی محضر تصمیم می گیردمی‌گیرد با تیغ خود را بکشد اما مینا سرمی رسد و از پلکان اضطراری ساختمان او را فراری می دهدمی‌دهد. از طرفی، ناصر و پدر دختر در حالی که سینا را گروگان گرفته اندگرفته‌اند با اتومبیل به تعقیب آنها می پردازندمی‌پردازند. مینا از طریق تلفن همراهش با دوستش میترا مهدوی که وکیل است تماس می گیردمی‌گیرد و از او کمک می خواهدمی‌خواهد و زمانی که می خواهدمی‌خواهد به دفتر وکالت میترا برود درمی یابد که شوهرش همراه با ناصر و پدر دختر در دفتر میترا هستند.هستند؛ بنابراین همراه با دختر جوان بار دیگر از چنگ آنها می گریزدمی‌گریزد. میترا تلفنی به مینا می گویدمی‌گوید که به خانه خاله او بروند. پس از مدتی او و سه تن دیگر از دوستان مینا به جمع آنها می پیوندند؛می‌پیوندند؛ ضمن آنکه دختر جوان را تشویق می کنندمی‌کنند تا با استفاده از وکالت میترا، به ماجرای ازدواج اجباری اش پایان دهد. ناصر که همچنان سینا را در گروی خود دارد، به جستجو برای بازگرداندن همسر آینده اشآینده‌اش ادامه می دهدمی‌دهد. پس از تعقیب و گریزهای مکرر، سرانجام ناصر و همسر آینده اش درمی یابند که یکدیگر را دوست دارند. مینا و سینا نیز در کنار هم بودن را به جدایی ترجیح می دهند،می‌دهند، هرچند جر و بحث هایشانبحث‌هایشان تمامی ندارد.<ref>{{یادکرد وب|کد زبان=fa-IR|وبگاه=سلام سینما|نشانی=https://www.salamcinama.ir/movie/iy0afklvp4qp1k0/%D8%B9%DB%8C%D9%86%DA%A9عینک-%D8%AF%D9%88%D8%AF%DB%8Cدودی|عنوان=فیلم عینک دودی|بازبینی=2018-11-01}}</ref>
 
==بازیگران==
۵۱٬۴۲۴

ویرایش