تفاوت میان نسخه‌های «عمل‌گرایی»

بدون خلاصه ویرایش
'''عمل‌گرایی''' یا '''پراگماتیسم''' {{فرانسه|''Pragmatisme ''}}، سنتی فلسفی است که در ایالات متحده آمریکا در سال ۱۸۷۰ آغاز شد. <ref name="Stanford 2013">{{Cite SEP|last=Hookway|first=Christopher|title=Pragmatism|url-id=pragmatism|edition=Spring 2010|accessdate=13 September 2013|date=16 August 2008}}</ref> منشاء آن اغلب به فلاسفه‌ای همچون [[چارلز سندرز پرس]]، [[ویلیام جیمز]] و [[جان دیویی]] منتسب می‌شود. بعدها پیرس عملگرایی را در [[قاعده عملگرایی]] اینطور توصیف کرد:"اثرات عملی اغراض یا عینیتی که مفهوم‌سازی می‌کنید را در نظر بگیرید. آنگاه، مفهوم‌سازی شما از آن اثرات همه مفهوم‌سازی شما از آن عینیت است."<ref name="Peirce1878">Peirce, C. S. (1878), "[[s:How to Make Our Ideas Clear|How to Make Our Ideas Clear]]", ''Popular Science Monthly'', v. 12, 286–302. Reprinted often, including ''Collected Papers'' v. 5, paragraphs 388–410 and ''Essential Peirce'' v. 1, 124–41. See end of §II for the pragmatic maxim. See third and fourth paragraphs in §IV for the discoverability of truth and the real by sufficient investigation.</ref>
 
عملگرایی کلمات و افکار را ابزارهایی برای پیش‌بینی، حل مسئله و کنش می‌داند و این ایده که کارکرد اندیشه بازنمایی یا بازتاب واقعیت است را رد می‌کند.<ref name="Project Gutenberg (2015)">{{cite book|url=http://www.gutenberg.org/files/5117/5117-h/5117-h.htm|title=The Meaning of Truth|date=1909|publisher=|isbn=|pages=|author1=William James|accessdate=5 March 2015}}</ref>
 
در بعضی تحقیقات عملگرایی یکی از پاردایم‌های رقیب با [[ضد اثبات‌گرایی|پاردایم تفسیری]] تلقی شده و به این ترتیب این دیدگاه‌ها دوگانه تحقیقات [[اثبات‌گرایی]] و [[ضد اثبات‌گرایی]] را زیر سوال می‌برند<ref>{{Cite journal|last=Goldkuhl|first=Göran|date=2012-03-01|title=Pragmatism vs interpretivism in qualitative information systems research|url=https://orsociety.tandfonline.com/doi/abs/10.1057/ejis.2011.54|journal=European Journal of Information Systems|volume=21|issue=2|pages=135–146|doi=10.1057/ejis.2011.54|issn=0960-085X}}</ref>.
 
عملگرایان عنوان می‌کنند که بیشتر موضوعات فلسفی- همچون ذات دانش، زبان، مفاهیم، معانی، اعتقادات و علوم- را در قالب کارکردهای عملی و موفقیت‌شان بهتر می‌توان نگریست.