تفاوت میان نسخه‌های «گرگور کلگین»

بدون خلاصه ویرایش
== ویژگی‌های شخصیتی ==
سِر گرگور کلگین ملقب به «کوهِ سوارکار» یا «کوه» برادر بزرگتر [[سندور کلگین]] و [[دست‌نشاندگی|دست‌نشاندهٔ]] [[تایوین لنیستر]] است.{{Sfn|''A Game of Thrones''|loc=Appendix}} جثه و قدرت بی‌نظیرش از او جنگاوری خوف‌انگیز ساخته‌است و به سنگدلی و درنده‌خویی نیز شهرت دارد. در دوران کودکی، او صورت برادر کوچکترش را، به خاطر استفاده از اسباب‌بازی‌هایش، به یک آتشدان داغ چسبانده بود که داغ و نشان جراحت هولناک آن، برای همیشه روی صورت برادرش باقی ماند. طی دوران خدمتش به خاندان لنیستر، او مرتکب جرائم جنگی فراوانی شده‌است که از جملهٔ می‌توان به تجاوز و کشتار خانوادهٔ سلطنتی تارگرین اشاره کرد. او یکی از نخستین سربازان سپاه لنیستر بود که بدنبال شورش [[رابرت براتیون]] و در انتهایِ نبرد به‌منظور یک یورش چپاول‌گرانه، وارد [[دنیای ترانه یخ و آتش|کینگز لندینگ]] شدند. او به «شاهدخت اِلیا» تجاوز کرد و دو فرزندش رِینیس و اِگون را کشت؛ بغض و کینه‌ای که خاندان مارتل از همان ابتدای رمان ''[[بازی تاج‌وتخت (رمان)|بازی تاج‌وتخت]]'' در دل دارند.
== رقابت با لوراس تایرل و جنگ با برادرش فصل 1یکم ==
در فصل یکم طی قسمت هایی رقابتی بین شوالیه ها بوجود آمد که در آن باید با استفاده از اسب و نیزه سر تیز اما غیر برنده و در صورت که دلشان خواست سپر به سوی همدیگر هجوم بیاورند و همدیگر را از اسب بیاندازند گرگور در این مسابقه آماده می شود. در این مسابقه شاه رابرت باراتیون همچنین سانسا استارک و پدرش ند استارک و ... به عنوان تماشاچی حضور دارند. در مسابقه اول گرگور موفق شده حریف خود را شکست دهد البته حریفش علاوه بر افتادن بر روی زمین تکه چوبی در گلویش فرو می شود و می میرد این اتفاق موجب متحیر شدن تماشاچیان از جمله سانسا استارک می شود. در دور دوم حریف گرگور لوراس تایرل برادر ماجری تایرل است قبل از شروع مسابقه که رنلی براتیون که در وستروس و همینطور ناظر مسابقات در کنار برادرش است با پیتر بیلیش سر بردن لوراس تایرل شرط بندی می کند.مسابقه آغاز می شود و گرگور و لوراس به سوی یکدیگر با اسب هایشان هجوم می آورند در بار اول هیچکس موفق نمیشود که دیگر را از اسب به پایین بیاندازد اما در بار دوم لوراس موفق میشود گرگور را اسبش پایین بیاندازد. سانسا استارک شک می کند که لوراس تایرل تقلب کرده است و همچنین پیتر بیلیش حرف او را تایید می کند و می گوید ارزش یک سکه را هم ندارد. گرگور از این که شکست خورده است بسیار خمشگین می شود و دستور می دهد شمشیر او را بیاورند. او در ابتدا سر اسبش را می زند سپس به سوی لوراس تایرل حمله ور می شود لوراس به سختی دو ضربه گرگور را با سپرش کوچکش دفع می کند و یکی جاخالی می دهد. برادر گرگور یعنی سگ شکاری که محافظ پادشاه است از لوراس تایرل در برابر گرگور محافظت کرده با او می جنگد. از جنگ این دو برادر شاه رابرت باراتیون عصبانی می شود و جایش بلند شده و دستور می دهد که این مسخره بازی را تمام کنند. سندور کلیگن در برابر او تعظیم می کند اما گرگور شمشیرش را انداخته و با بی احترامی تمام از میان جمعیت از مسابقه خارج می شود و رابرت باراتیون اجازه خروج را به او می دهد. سپس لوراس از جایش بلند شده و از سگ شکاری تشکر میکند و دست او را بالا می برد این حرکت لوراس موجب تشویق او از سوی تماشاچیان به خصوص سانسا استارک می شود.
 
کاربر ناشناس