تفاوت میان نسخه‌های «هرا»

۱٬۲۷۷ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری ویرایش کاربر تازه‌وارد در مقالهٔ خوب یا برگزیده افزودن فضای خالی زیاد
 
زندگی این دو خدای المپ پر از فراز و نشیب و پر از عشق و خشم است؛ خشم هرا، زمانی صورت می‌گیرد که انتظار دارد زئوس به ازدواج و رابطه‌شان پایبند باشد؛ اما زئوس با وجود هوس‌بازی و رفتارهای خشن و ناهنجارش، همیشه در برابر هرا نرمی و ملایمت را پیشه می‌ساخت.
عشق زئوس به هرا در حدی بود که خشم و کینه [[آتنا]] (دختر زئوس) را هم برمی‌انگیخت؛ در قسمتی از ایلیاد، زئوس به هرا می‌گوید که وی را بیشتر از هفت همسر دیگرش دوست دارد<ref>{{پک|پین‌سنت|۱۳۷۹|ک=اساطیریونان|ص=۳۱}}</ref> و در بخشی دیگر، زمانی که هرا دلبرانه، خود را می‌آراید و لباسی که آتنا برایش دوخته به‌تن می‌کند و به‌سوی زئوس می‌رود؛ زئوس فریاد سر می‌دهد که: {{نقل قول تزیینی|''قسم به‌روح پدرم که تا به امروز هیچ وقت بر آسمان و زمین زنی ندیده‌ام که این‌طور قلب مرا به تپش افکنده‌باشد.<ref>{{پک|شفا|۱۳۸۳|ک=افسانه خدایان|ص=۳۲}}</ref>''}} با وجود این همه عشق و محبّت، هوس‌بازی‌های زئوس هرای وفادار را به حسادت می‌کشاند و این حسادت و خشم تا جایی ادامه می‌یابد که هرا با کمک خدایانی که در تارتار<ref group="پ">بر اساس اندیشهٔ اساطیری یونانیان جهنم متشکل از چندین طبقه است، که آخرین طبقهٔ آن تارتار نام دارد.</ref> بودند و مادربزرگش گایا، تایفون را به وجود آورد تا از زئوس انتقام هوس‌هایش را بستاند.<ref>{{پک|فاطمی|۱۳۷۵|ک=مبانی فلسفی اساطیر یونان و رم|ص=۲۴۱}}</ref>
با وجود این همه عشق و محبّت، هوس‌بازی‌های زئوس هرای وفادار را به حسادت می‌کشاند و این حسادت و خشم تا جایی ادامه می‌یابد که هرا با کمک خدایانی که در تارتار<ref group="پ">بر اساس اندیشهٔ اساطیری یونانیان جهنم متشکل از چندین طبقه است، که آخرین طبقهٔ آن تارتار نام دارد.</ref> بودند و مادربزرگش گایا، تایفون را به وجود آورد تا از زئوس انتقام هوس‌هایش را بستاند.<ref>{{پک|فاطمی|۱۳۷۵|ک=مبانی فلسفی اساطیر یونان و رم|ص=۲۴۱}}</ref> به گفته هومر در جنگ تراوا هنگامی پوزئیدون به کمک یونانیان رفت هرا برای آنکه حواس زئوس را از برادرش پرت کند در چشمه ای آسمانی آب تنی کرد و جوهری آسمانی و روغنی خوشبو به اندام سیمین و زیبای خود ریخت گیسوان زیبای خویش را شانه زد و لباسی را که آتنه تمام هنرش برای دوختنش به کار برده بود پوشید و با سگک‌های زرین گرد سینه خویش بست و کمربندی بسیار زیبا به کمر بست. گوشواره هایی بی‌نهایت زیبا که سه آویز داشت و پرتویی تند می افکند به گوش خود آویخت حریری با بافت های زرین بر سر افکند و پای خود را از کفش هایی با پاشنه های بلند آراست و در حالی کمربند آفرودیت را زیر سینه های خویش پنهان کرده بود به نزد زئوس رفت و با او در بستر آرمید تا پوزئیدون به یاری مردم یونان ادامه دهد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=ایلیاد هومر}}</ref>
 
=== فرزندان هرا و زئوس ===
۳۷

ویرایش