تفاوت میان نسخه‌های «ویلیام جیمز»

بدون خلاصه ویرایش
{{Infobox philosopher
| region = [[Westernفلسفه philosophyغرب]]
| era = [[19th-centuryفلسفه philosophy|19th-سده نوزدهم]]/[[20th-century philosophy]]
| image = William James b1842c.jpg
| caption = جیمز در ۱۹۰۳
| death_date = {{Death date and age|1910|8|26|1842|1|11}}
| death_place = [[تاموورث، نیوهمپشایر|تاموورث]]، [[نیوهمپشایر]]، ایالات متحده آمریکا
| alma_mater = [[Harvardدانشگاه Universityهاروارد]], [[MDدکترای پزشکی]]
| institutions = [[Harvardدانشگاه Universityهاروارد]]
| school_tradition = {{hlist | [[Pragmatismعمل‌گرایی]] | [[functionalروان‌شناسی psychologyکارکردگرا]] | [[radical empiricism]]}}
| main_interests = {{hlist | [[Pragmatismعمل‌گرایی]] | [[psychologyروان‌شناسی]] | [[philosophyفلسفه of religionدین]] | [[epistemologyمعرفت‌شناسی]] | [[meaningمعنا (linguisticsزبان‌شناسی)|meaningمعنا]]}}
| influences = {{hlist | [[Louisلویی Agassizآگاسی]] | [[Williamویلیام Kingdonکینگدم Cliffordکلیفورد]]<ref>[http://www.scholardarity.com/wp-content/uploads/2012/08/The-Ethics-of-Belief1.pdf Krey, Peter (2004), "The Ethics of Belief: William Clifford versus William"], p. 1.</ref> | [[David Hartley (philosopher)|David Hartley]] | [[Hermannهرمان Helmholtzفون هلمهولتز]] | [[Davidدیوید Humeهیوم]] | [[Pierre Janet]] | [[Jules Lequier]] | [[Ernstارنست Machماخ]] | [[Charlesچارلز Sandersسندرز Peirceپیرس]] | [[Charles Bernard Renouvier]] | [[Bernhardبرنهارت Riemannریمان]] | [[F. C. S. Schiller]] | [[Afrikanآفریکان Spirاسپیر]]<ref>"Bill James, of [[Harvard]], was among the first foreigners to take cognizance of ''Thought and Reality'', already in 1873...", ''Lettres inédites de African Spir au professeur Penjon'' (''Unpublished Letters of African Spir to professor Penjon''), Neuchâtel, 1948, p. 231, n. 7.</ref> | [[Emanuelامانوئل سویدنبرگ]] | [[جان استوارت Swedenborgمیل]]}}
| influenced = {{hlist | [[Henriآنری Bergsonبرگسون]] | [[Jimmyجیمی Carterکارتر]] | [[Morris Raphael Cohen]] | [[Johnجان Deweyدیویی]] | [[W. E. B. Duویلیام Boisدوبوآ]] | [[Émileامیل Durkheimدورکیم]] | [[Edwinادوین Holtهولت]] | [[Edmundادموند Husserlهوسرل]] | [[Cسی. Wrightرایت Millsمیلز]] | [[Hilaryهیلاری Putnamپاتنم]] | [[Richardریچارد Rortyرورتی]] | [[Bertrandبرتراند Russellراسل]] | [[Georgeجرج Santayanaسانتایانا]] | [[F. C. S. Schiller]] | [[Alfredآلفرد Schützشوتس]] | [[Alfredآلفرد Northنورث وایتهد]] | [[ادوین هولت]] | [[آنتونیو Whiteheadداماسیو]]}}
| notable_ideas = {{hlist | [[Will to believe doctrine]] | [[pragmatic theory of truth]] | [[radical empiricism]] | [[James–Langeنظریه theoryجیمز-لانگه]] of emotion | [[psychologist's fallacy]] | [[tenباور percentنادرست ofده theدرصد brainاز mythمغز|brainنظریه usageاستفاده theoryاز مغز]] | [[soft determinism]] | dilemma of determinism | [[James' theory of the self]] | the term | ''[[multiverseفرضیه چندجهانی]]''}}
| notable_students = [[Edwinادوین Holtهولت]]
}}
 
 
== اوان زندگی و خانواده ==
ویلیام جیمز در [[نیویورک سیتی]] به دنیا آمد. پدرش هنری جیمز (بزرگ) عالم روحانی و پیرو فلسفه [[فلسفهامانوئل سویدنبرگ|سوئدنبرگ]]<ref>Swedenborg</ref> بود. ویلیام، بزرگترین فرزند از پنج فرزند خانواده به‌شمار می‌آمد. یک خواهر و سه برادر داشت. یکی از برادرانش موسوم به [[جیمز]] (کوچک) رمان‌نویس مشهوری شد. خانواده او خانواده‌ای بااستعداد، استثنائی و فعال بودند. ویلیام جیمز به همراه برادر کوچکتر خود هنری جیمز موفقیت‌های بسیاری را کسب کردند.
 
== تحصیلات ==
 
== کانون تفکر ==
هنگامی که در سال ۱۸۷۸ ازدواج کرد، به نظر می‌رسید که تندرستی و روحیه فعال خود را نه تنها حفظ کرده، بلکه سالم‌تر و فعال‌تر شده‌است. او تدریس کرد، به شاگردانش دانش آموخت، سفرها کرد، به شهرت و آوازه رسید، و انگیزش فکری عظیمی را در محفلی از دوستان و همکاران برجسته و فاضل خود پدیدآورد و نیز از محضر آنان نیز بهره‌ها برد. فیلسوف بزرگ عصر و زمانه‌اش بود. وی فلسفه پراگماتیسم را که از سوی همشهری آمریکایی‌اش [[چارلز ساندرزسندرز پیرس]] باب شده بود، پذیرا شد و آن را بسط و توسعه داد. در واقع ویلیام جیمز بنیان‌گذار مکتب پراگماتیسم می‌باشد.
 
پذیرش کثرت، سیلان و صیرورت و نامتعین بودن همه چیزها و یک دیدگاه واقع‌بینانه و مبتنی بر عقل موجود - نسبت به همه جنبه‌های تجربه بشری - در کانون تفکر او قرار دارد. اما این هرگز موجب نمی‌شود که فلسفه وی یکنواخت و دنیوی شود. او معتقد بود که اگر فکر و اندیشه‌ای مؤثر واقع شود، از نوع فکر و اندیشه واقعی است؛ و مادامی که سبب‌ساز دگرگونی در زندگی شود، پرمعنا و ارزشمند خواهد بود. از نگاه او، حقیقت یک امر مطلق ثابت و تغییرناپذیر نیست بلکه در اثر فعالیت انسان ابداع یا ایجاد می‌شود. علاوه بر آن، بین حقیقت و خیر پیوندی تنگاتنگ وجود دارد: آنچه حقیقت است تبدیل به خیر می‌شود.
* '''پراگماتیسم'''
 
''پراگماتیسم (مذهب اصالت عمل)''، اصالت عمل نامی تازه برای برخی طرق اندیشیدن، مطالعات همگانی در فلسفه [Prognatism, a New Name for some Old Ways of Thinking: Popular Lectures on Philosphy] این کتاب، که در ۱۹۰۷ انتشار یافت، مجموعه‌ای از سخنرانی‌هایی است که ویلیام جیمز، در ۱۹۰۶–۱۹۰۷ ایراد کرده‌است. (پراگماتیسم از کلمه یونانی «[[پراگما]]»<ref>Pragma</ref> به معنای عمل است، و کلمه‌ای است که نخستین بار [[چارلز سندرز پیرس|چارلز پیرس]]<ref>Charles Peirce</ref> انگلیسی در مقاله معروفش با عنوان چگونه می‌توان افکار خود را روشن ساخت، به کار برده‌است. پیرس در این مقاله ثابت می‌کند که برای شکافتن یک فکر کافی است که به تعیین رفتاری که این فکر برمی‌انگیزد، بپردازیم). این اصل که بیست سال بعد ویلیام جیمز بحث دربارهٔ آن را از سر می‌گیرد در اندک زمان به نحو گسترده‌ای رواج می‌یابد. دقیق‌تر بگوییم، اصطلاح «پراگماتیسم» فقط به این جریان که در دهه‌های آخر قرن نوزدهم مخصوصاً به همت جیمز و دیویی<ref>Dewey</ref> اروپا را فرا گرفت اطلاق می‌شود. جیمز از این اصل آغاز می‌کند که هیچ‌یک از نظام‌های فلسفی که تا این زمان پیشنهاد شده‌است، قانع‌کننده نیست، زیرا مذهب اصالت تجربه غیرانسانی و غیردینی است و مذهب اصالت عقل از صفت عینی عالم واقع غافل است. «هیچ نظریه‌ای نسخه مطلق واقعیت نیست»؛ همه نظریه‌ها جنبه سودمندی دارند و بیشتر صورت‌های ذهنی سازگاری با واقعیت‌اند تا جلوه‌ها و پاسخ به معمایی که از سوی الوهیت طرح شده‌است. مذهب اصالت عمل تنها فلسفه‌ای است که در دسترس آدمی است، زیرا سعی ما در راه شناخت در هر قدم بر اثر ترجیحات و منافع و نیازهای ما تحریض و هدایت می‌شود. به همین جهت، جیمز به جای این‌که اصل فکری و عقلی کاملاً غیرشخصی را ملاک حقیقت انگارد، فلسفه‌ای را می‌پذیرد که با احتیاجات و تمنیات ما مطابقت دارد. برطبق اصول مذهب اصالت عمل، هرگاه نتایج فرضیه‌ای در زندگی سودمند باشد نمی‌توان آن را طرد کرد. بدین ترتیب در شیوه تفکر ما، امر حقیقی و درست تنها آن چیزی است که در شیوه عمل مناسب باشد. حقیقت یک تصور صفتی از این تصور نیست، بلکه حقیقت بر تصور ما «فرود می‌آید»، و آن‌گاه تصور حقیقی می‌شود و حقیقت خود را از حوادث می‌گیرد؛ بنابراین، فلسفه امر حقیقی را مشاهده نمی‌کند، بلکه آن را خلق می‌کند: «ما قطعه‌ای از سنگ مرمر را دریافت می‌کنیم، اما مجسمه را ما خود می‌تراشیم.» ملاحظه می‌کنیم که در این شرایط، جیمز در تاریخ فلسفه تنها میان مزاج‌های فردی تعارضی می‌بیند که از ظریف (مذهب اصالت عقل) به وحشی (مذهب اصالت تجربه) ادامه دارد؛ بنابراین، مذهب اصالت عمل به جای جستن انسجام مطلقی سعی دارد که برخوردهای میان مکاتب مختلف را تعدیل کند. این فلسفه توانسته‌است نوعی عرفان ملموس باشد که معرفت را صورت ساده‌ای از سازگاری حیاتی می‌بیند؛ با این همه، هدف آن عالی‌تر است و می‌خواهد ضابطه عمل را به مقام ضابطه عینی ارتقاء دهد. به همین جهت، فلسفه عملی به نوعی فلسفه انسانی (اومانیسم) تعبیر می‌شود که فرق دقیق آن برحسب آرمان زندگی فلاسفه مختلف که مبلغ آن‌اند، متغیر است. در نظر جیمز، این مکتب رنگ [[فلسفه روحی]] ([[اسپیریتوئالیسم]])<ref>Spiritualisme</ref> به خود گرفته‌است.
 
== درگذشت ==
در سال ۱۸۹۹ که ویلیام جیمز سرگرم بالا رفتن از کوهی در نزدیکی خانه‌اش در [[نیوهمپشایر]] بود، راه بازگشت خود را گم کرد. تلاش شدید او برای یافتن راه بازگشت از کوه مزبور، موجب تشدید ناراحتی قلبی‌اش شد. در طول دو سال آینده، تقریباً زمین‌گیر بود. اما به ناگهان و در کمال حیرت، بهبود یافت و توانست به هاروارد برگردد و شغل پرمشغله تدریس را از سر گیرد.
 
در سال ۱۹۰۷ بازنشسته شد و در ۱۹۰۹ کتاب ''یک جهان کثرت‌گرا''<ref>A pluralistic universe</ref> را انتشار داد؛ وی در این اثر به طرز درخشانی به آثار [[هگل]]، [[گوستاو تئودور فخنر|فخنر]]<ref>Fechner</ref> و [[برگسون]] پرداخته‌است. پس از چند ماه، ناراحتی قلبی او دوباره بروز کرد و در ۲۶ اوت ۱۹۱۰ در خانه‌اش، واقع در نیوهمپشایر، درگذشت.
 
== پی‌نوشت ==
{{پانویس|۲}}
 
==جستارهای وابسته==
{{درگاه|زندگی‌نامه|فلسفه|روان‌شناسی}}
[[روان‌شناسی دین]]
 
== منابع ==
{{روان‌شناسی}}
{{فلسفه دین}}
{{داده‌های کتابخانه‌ای}}
{{فراروان‌شناسی}}
{{داده‌های کتابخانه‌ای}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:جیمز، ویلیام}}
کاربر ناشناس