تفاوت میان نسخه‌های «کیوس گوران»

جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
(←‏لید: صفت مفعولی‌است.)
جز (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
 
|امضا =
}}
'''کیوس گوران اوریمی''' شناخته‌شده با نام‌های ''' میرزعمو''' و '''کیوس''' ( زاده ۷ خرداد ۱۳۱۷) [[شاعر]] و [[روزنامه‌نگار]] [[ایرانی‌ها|ایرانی]] اهل [[مازندران]] و پایه‌گذار شعرهای انتقادی و اجتماعی [[زبان مازندرانی]] در عصر معاصر است.<ref name="mazennume1">{{یادکرد وب|نشانی=http://www.mazandnume.com/?PNID=V10524|عنوان=چل سال عاشقی|زبان=فارسی و تبری|ناشر=مازندنومه|تاریخ بازدید=۱۳۸۹/۳/۸}}</ref> پدر کیوس ''میرزداش'' نام داشت و از مخالفان حکومت [[دودمان پهلوی|پهلوی]] در مازندران بود و در دوران کودکی او، [[زندانی سیاسی]] بود.<ref name="mazennume3">{{یادکرد وب|نشانی=http://www.mazandnume.com/?PNID=V681|عنوان=تا نفس دارمه، ته وسه زمبه دم|زبان=فارسی|ناشر=مازندنومه|تاریخ بازدید=۱۳۸۹/۳/۸|archiveurl=https://web.archive.org/web/20111217171935/http://mazandnume.com/?PNID=V681|archivedate=۱۷ دسامبر ۲۰۱۱|dead-url=yes}}</ref>
 
کیوس پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در مازندران، به تهران کوچید و برای گرفتن مدرک پزشکی در تبریز امتحان داد که مردود اعلام شد. سپس جلوی ادامهٔ تحصیلش را گرفتند و گفتند که تا ۱۰ سال نمی‌تواند درسش را در ایران ادامه دهد؛ به همین خاطر به [[هلند]] رفت ولی پس از مدتی اعلام شد که وزارت علوم مدرک صادر شده از دانشگاه هلندی را هم قبول ندارد. در نتیجه کیوس به ایران بازگشت.<ref name="mazennume3" />
 
او کار مطبوعاتی را با روزنامهٔ اقتصادی بورس در [[تهران]] شروع کرد و سپس به روزنامهٔ تهران جورنال، که روزنامهٔ انگلیسی‌زبان مؤسسهٔ اطلاعات بود،<ref name="bn">{{یادکرد وب|نشانی=http://bashgah.net/fa/content/print_version/7967|زبان=فارسی|عنوان=اشتهای پایان ناپذیر|ناشر=باشگاه اندیشه|accessdate=۱۴ ژوئیه ۲۰۱۱|archiveurl=https://web.archive.org/web/20111204235352/http://www.bashgah.net/fa/content/print_version/7967|archivedate=۴ دسامبر ۲۰۱۱|dead-url=yes}}</ref> رفت. پس از مدتی ''محرمعلی خان'' (مأمور سانسور اخبار در زمان [[محمدرضا شاه|پهلوی دوم]]) از انتشار نویسه‌هایش در روزنامه‌ها جلوگیری نمود. کیوس پس از مدتی مجبور به ترک تحصیل شده و به علت شغلش به جنوب کشور رفت.<ref name="dw">{{یادکرد وب|نشانی=http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4639161,00.html|عنوان=کیوس گوران: شعر من همه‌اش فریاد است|زبان=فارسی|نویسنده=داود خدابخش|نویسندگان دیگر=رضا نیکجو|ناشر=[[دویچه وله]]|تاریخ=۲۰۰۹/۹/۵}}</ref>
 
وی هم‌اکنون به زبان‌های [[زبان مازندرانی|مازندرانی]] و [[فارسی]] شعر می‌گوید.<ref name="dw" /> کیوس شعرهای مازندرانی‌اش را [[دکلمه]] کرده و در چندین آلبوم با نام‌های ''مازرون''، ''مازرون ۲''، ''چهل سال عاشقی''، ''پس تو کجایی؟'' و ''یاد آن روزها به خیر'' منتشر نموده‌است.<ref name="mehrava">{{یادکرد وب|نشانی=http://www.mehrava.com/index.php?option=com_artists&task=view&id=37&Itemid=66|زبان=فارسی|عنوان=فهرست آثار کیوس گوران|ناشر=مهرآوا|accessdate=۹ ژوئن ۲۰۱۱|archiveurl=https://web.archive.org/web/20160304110900/http://www.mehrava.com/index.php?option=com_artists&task=view&id=37&Itemid=66|archivedate=۴ مارس ۲۰۱۶|dead-url=yes}}</ref> وی در برخی آلبوم‌های استودیویی دیگر نظیر ''سوزگلام'' و ''شبی به نغمه و نوا'' نیز همکاری داشته‌است.<ref name="siz">{{یادکرد وب|نویسنده= |نشانی= http://www.mehrava.com/index.php/classifieds/view/264|عنوان= کیوس (کیوز) گوران|ناشر= مهرآوا|تاریخ= |تاریخ بازدید= ۱۳ فروردین ۱۳۹۵|archiveurl= https://web.archive.org/web/20160817070624/http://mehrava.com/index.php/classifieds/view/264|archivedate= ۱۷ اوت ۲۰۱۶|dead-url= yes}}</ref>
 
کیوس گوران به موازات سرایش شعر، با نشریات محلی مازندران هم همکاری کرده و سرمقاله‌های برخی هفته‌نامه‌ها را می‌نویسد.<ref name="dw" /> وی بر اثر بیماری گوش-مغزی، [[ناشنوا]] شد و هم‌اکنون به کمک [[لب‌خوانی]] با دیگران ارتباط کلامی دارد.<ref name="mazennume3" /><ref name="dw" />
 
== زندگی ==
=== کودکی و طی نمودن تحصیلات ===
کیوس گوران اوریمی در تاریخ ۷ خرداد ۱۳۱۷ در [[آوریم]] [[سوادکوه]] در [[استان مازندران]] به دنیا آمد. نام ''کیوس'' که [[فهرست نام‌های مازندرانی|نامی مازندرانی]] است، از روی پسر نخستِ [[قباد یکم|قباد ساسانی]] و سردار [[خشایارشاه]] گرفته‌شده،<ref name="dw" /> که سرسلسلهٔ [[باوندیان|دودمان باوندیان تبرستان]] می‌باشد.<ref>مازندران و استرآباد، [[رابینو|هاسنت لویی رابینو]]، ترجمهٔ [[وحید مازندرانی]]، انتشارات علمی و فرهنگی، صفحهٔ ۲۰۲</ref> نام خانوادگی او ''گوران'' از کلمه ''گبران''، به معنی [[زرتشتیان]]، برداشت شده که به مرور زمان به ''گوران'' تغییر یافته‌است.
 
وی دربارهٔ نسب و نام خانوادگی خود می‌گوید:
مرگ مادر، هوهو زن کوی و کوچه‌هایم کرد و از آبشخور آن درد است که هنوز رُباب دلم دائم‌النغمه است.<ref name="CESME">{{یادکرد|نویسنده=مجلهٔ چشمهٔ توسعه| عنوان = گفتگو با استاد کیوس گوران اوریمی|نشریه=چشمهٔ توسعه|شهر=ساری|صفحه=۳و۴|تاریخ=۱۴ تیر ۱۳۹۰}}</ref>}}
 
در اوایل سال‌های کودکی کیوس گوران، پدرش «میرزداش» که از مخالفان [[محمدرضا شاه|پهلوی دوم]] بود به علت سیاسی محبوس شد.<ref name="mazennume3" />
 
وی دربارهٔ پدرش می‌گوید:
{{نقل قول|هر وقت می‌آمدند که پدرم، میرزداش، را ببرند، ما [[گریه]] می‌کردیم و [[جیغ]] و داد سر می‌دادیم. به قول پدرم «همان موقع مبارزات سیاسی ما شروع شد.» هیچ‌وقت نمی‌توانستیم با سیستم کنار بیاییم. مرا می‌بردند پاسگاه [[ژاندارمری]] و جلوی چشم من، پدرم را [[شلاق]] می‌زدند.<ref name="mazennume3" />}}
 
وی در سنین کودکی در روستای [[حاجی‌کلا (قائم‌شهر)|حاجی‌کلا]] در حاشیه غربی رودخانه تالار می‌زیست. این روستا مدرسه نداشت بنابراین به مدرسه [[کفشگرکلا|روستای کفشگرکلا]] در سوی شرقی تالار می‌رفت و در سال پنجم ابتدایی، به ناچار به شهر شاهی ([[قائم‌شهر]] امروزی) رفته و در آنجا دیپلم طبیعی گرفت. وی می‌خواست در رشتهٔ پزشکی ادامه تحصیل دهد پس به تهران کوچید و مقدمات را برای شرکت در آزمون فراهم کرد. با چند نفر از دوستانش عازم [[تبریز]] شد تا در آزمون پزشکی آن شهر شرکت کند ولی موفق نشد و او را درحالی که نمرهٔ قبولی داشت، مردود شمردند.<ref name="mazennume3" /> کیوس نیز پیگیری نمود و خواستار آن شد که وی را در فهرست قبول شدگان آزمون بنویسند، ولی به او گفته‌شد که «بچهٔ [[بلشویک]]‌ها نباید پزشکی بخواند». سپس آن گونه که خود می‌گوید، در سال ۱۳۳۹ با رئیس دانشکدهٔ علوم بحث کرد و وقتی وی را صدا کرد ریاست دانشکده فرار کرد و بعدها به وی گفت که ده سال از درس خواندن محروم شده زیرا قصد [[ترور]]ش را داشته‌است.<ref name="mazennume3" />
 
=== پیش از انقلاب ===
وی پس از آن که نتوانست در رشتهٔ پزشکی ادامهٔ تحصیل دهد، به [[تهران]] بازگشت و کار مطبوعاتی را با ''روزنامهٔ اقتصادی بورس'' در سال ۱۳۴۰ در [[تهران]] آغاز نمود.<ref name="mazennume2">{{یادکرد وب|نشانی=http://www.mazandnume.com/?PNID=V10952|عنوان=بخون بخون ته هم زوون منم من|زبان=فارسی|ناشر=مازندنومه|تاریخ بازدید=۱۳۸۹/۳/۸}}</ref> کیوس به سفارش [[قاسم لاربن]]، مسئول روابط عمومی بانک کار،روزنامهٔکار، روزنامهٔ ''بورس'' را ترک کرده و به روزنامه ''[[اطلاعات (روزنامه)|اطلاعات]]'' رفت . <ref name="mazennume3" /> وی ابتدا به روزنامهٔ ''تهران جورنال'' (اطلاعات کنونی) رفت و پس از مدتی خواستار کار در ''هفته‌نامهٔ اطلاعات'' شد ولی ''محرمعلی خان''، مسئول سانسور اخبار، از انتشار نویسه‌های وی جلوگیری می‌کرد.<ref name="dw" /> کیوس در اواسط دههٔ ۱۳۴۰ شمسی به عنوان کارشناس [[آب‌شناسی|هیدرولوژی منابع آب]] به [[لرستان]] رفت<ref name="mazennume2" /> و در سال ۱۳۴۱، به سفارش ''دکتر پیراسته''، در ادارهٔ آب و خاک [[خوزستان]]، در [[اهواز]]، روی رژیم بر رودخانه‌ها مطالعه کرد.<ref name="mazennume3" />
 
وی در همین ایام برای کسب مدرک به یکی از دانشگاه‌های [[هلند]] رفت؛<ref name="mazennume3" /> ولی به دلیل سابقهٔ مبارزات پدرش، [[وزارت امور خارجه ایران|وزارت امورخارجه]] به وی گفت مدرک دانش‌آموختگان آن دانشگاه در [[وزارت علوم ایران|وزارت علوم]] مورد قبول نخواهد بود. در این زمان دانشکده‌اش به وی اعلام کرد فقط در صورت قبول نمودن [[تابعیت مضاعف|تابعیت]] یکی از کشورهای [[بولیوی]] یا [[مصر]] و ادامهٔ زندگی در [[هلند]]، قادر به ادامه تحصیل خواهد بود و او به ناچار تحصیلاتش را نیمه کاره گذاشته و به ایران بازگشت.<ref name="mazennume3" /><ref name="CESME" />
 
=== خانواده کیوس گوران ===
کیوس گوران در سال ۱۳۳۹ با یکی از دوستانش در [[انجمن ایران و آمریکا]] به مطالعه [[زبان انگلیسی|زبان‌انگلیسی]] پرداخت و هفته‌ای را به عنوان مهمان در خانهٔ دوستش ماند. در طول آن هفته خانم تازه بیوه شده‌ای از کیوس خواست به فرزندانش [[زبان انگلیسی]] تدریس کند. وی طی آموزش انگلیسی به کودکان آن خانواده، عاشق یکی از دخترانشان شد و از وی درخواست [[ازدواج]] کرد. به رغم مخالفت‌مخالفت هر دو خانواده، این دو در تاریخ ۱۶ اسفند ۱۳۴۲ ازدواج کردند.<ref name="CESME" /> حاصل این ازدواج دو دختر است که یکی از آن‌ها هم‌اکنون در [[اروپا]] زندگی می‌کند.<ref name="mazennume3" />
 
=== پس از انقلاب و فعالیت‌های هنری ===
وی به علت مشکلات بسیاری که در نویسندگی و کار در مطبوعات برایش وجود داشت، تصمیم گرفت اشعارش را به صورت [[نوار کاست|کاست صوتی]] و با صدای خودش منتشر سازد. وی سرانجام در سال ۱۳۷۸ توانست کاستی با نام ''[[مازرون ۱ (آلبوم)|مازرون ۱]]'' را توسط ''انتشارات فرهنگ‌خانه مازندران'' منتشر کند.<ref name="mazennume1" /> <!-- پس از ۴ سال نیز اقدام به انتشار کاست مشابهی به نام ''مازرون ۲'' نمود<ref>{{یادکرد وب|نشانی=http://www.mehrava.com/index.php?option=com_products&task=view&id=22|عنوان=شناسنامهٔ اینترنتی مازرون۲|ناشر=مهرآوا|تاریخ بازدید=۱۳ژوئیه ۲۰۱۱}}</ref> --> پس از آن نیز دنباله‌ای با نام ''مازرون ۲''منتشر شد که برخلاف اثر نخست، با استقبال زیادی روبرو نگشت.<ref name="mazennume1" />
 
در اسفند سال ۱۳۵۶ گوش گوران به بیماری نادر گوش-مغزی ''(به انگلیسی: Meniere)'' مبتلا شد. ابتدا در ساری و تهران درمان بیماری را پیگیری کرد و نهایتاً یک ماه بعد عازم [[انگلستان]] شد. یکی از پزشکان انگلیسی به او گفت که این بیماری را می‌توان تحت کنترل داشت و لازمه‌اش اقامت حداقل سه ماههسه‌ماهه در [[لندن]] است؛ ولی وی قبول نکرد و به ایران برگشت. اما تشدید وضع منتهی به سرگیجه‌های دَوَرانی شد، نهایتاً کیوس گوران در تهران به [[جراحی]] گوش رضایت داد و گوش راستش با این عمل کاملاً [[ناشنوا]] شد تا از سرگیجه‌هایش کاسته شود. کمتر از یک سال بعد گوش چپ هم به همین بیماری دچار شد و سفرش به اروپا و حتی [[آمریکا]] نتیجهٔ چندانی نداشت. وی در حال بهبود بود که به علت فشار عصبی، شنوایی‌اش را به‌طور کامل از دست داد.<ref name="CESME" />
وی به علت مشکلات بسیاری که در نویسندگی و کار در مطبوعات برایش وجود داشت، تصمیم گرفت اشعارش را به صورت [[نوار کاست|کاست صوتی]] و با صدای خودش منتشر سازد. وی سرانجام در سال ۱۳۷۸ توانست کاستی با نام ''[[مازرون ۱ (آلبوم)|مازرون ۱]]'' را توسط ''انتشارات فرهنگ‌خانه مازندران'' منتشر کند.<ref name="mazennume1" /> <!-- پس از ۴ سال نیز اقدام به انتشار کاست مشابهی به نام ''مازرون ۲'' نمود<ref>{{یادکرد وب|نشانی=http://www.mehrava.com/index.php?option=com_products&task=view&id=22|عنوان=شناسنامهٔ اینترنتی مازرون۲|ناشر=مهرآوا|تاریخ بازدید=۱۳ژوئیه ۲۰۱۱}}</ref> --> پس از آن نیز دنباله‌ای با نام ''مازرون ۲''منتشر شد که برخلاف اثر نخست، با استقبال زیادی روبرو نگشت.<ref name="mazennume1" />
 
در این مدت به صورت نامرتب در برخی نشریات محلی مازندران از جمله ''پیام مازندران''، ''نهضت شمال'' و ''کایر'' و ''پیام مستضعفین'' و ''زنگ تاریخ'' مقالاتی می‌نوشت و گاهی اشعاری را در این نشریات منتشر می‌نمود.<ref name="mazennume3" /><ref name="mazennume2" /> سرانجام در اسفند سال ۱۳۸۸ کاست دیگری به نام ''[[چل سال عاشقی]]'' را توسط ''انتشارات مهرآوا'' منتشر نمود. این بار دیسک‌های [[سی‌دی]] حاوی صدای کیوس با کتابچهٔ شعرها و برگردان فارسی همراه بودند.<ref name="mazennume1" /> پس از آن نیز آثار دیگری از گوران توسط مهرآوا منتشر شدند.<ref name="تولد" />
در اسفند سال ۱۳۵۶ گوش گوران به بیماری نادر گوش-مغزی ''(به انگلیسی: Meniere)'' مبتلا شد. ابتدا در ساری و تهران درمان بیماری را پیگیری کرد و نهایتاً یک ماه بعد عازم [[انگلستان]] شد. یکی از پزشکان انگلیسی به او گفت که این بیماری را می‌توان تحت کنترل داشت و لازمه‌اش اقامت حداقل سه ماهه در [[لندن]] است؛ ولی وی قبول نکرد و به ایران برگشت. اما تشدید وضع منتهی به سرگیجه‌های دَوَرانی شد، نهایتاً کیوس گوران در تهران به [[جراحی]] گوش رضایت داد و گوش راستش با این عمل کاملاً [[ناشنوا]] شد تا از سرگیجه‌هایش کاسته شود. کمتر از یک سال بعد گوش چپ هم به همین بیماری دچار شد و سفرش به اروپا و حتی [[آمریکا]] نتیجهٔ چندانی نداشت. وی در حال بهبود بود که به علت فشار عصبی، شنوایی‌اش را به‌طور کامل از دست داد.<ref name="CESME" />
 
در این مدت به صورت نامرتب در برخی نشریات محلی مازندران از جمله ''پیام مازندران''، ''نهضت شمال'' و ''کایر'' و ''پیام مستضعفین'' و ''زنگ تاریخ'' مقالاتی می‌نوشت و گاهی اشعاری را در این نشریات منتشر می‌نمود.<ref name="mazennume3" /><ref name="mazennume2" /> سرانجام در اسفند سال ۱۳۸۸ کاست دیگری به نام ''[[چل سال عاشقی]]'' را توسط ''انتشارات مهرآوا'' منتشر نمود. این بار دیسک‌های [[سی‌دی]] حاوی صدای کیوس با کتابچهٔ شعرها و برگردان فارسی همراه بودند.<ref name="mazennume1" /> پس از آن نیز آثار دیگری از گوران توسط مهرآوا منتشر شدند.<ref name="تولد" />
 
== آثار ==
<div style="float: left; margin: 1em 1em 0 0; padding: 0.5em; background: #fffff4; border: 1px solid #ddddbb; width: 400px;">
'''ترجمهٔ غزل ''بگذار این بی‌خانمان شب در قبر بخوابد'' ''' <small>''(به عنوان نمونه)''</small>:{{سخ}}در کاخ سپید خود نشسته‌ای و نمی‌دانی این آغل سرد{{سخ}}هم برای من سرپناه شده و هم برای مارمولک و مار{{سخ}}عمری من و فرودستان به قرار شما{{سخ}}تا کمر در گل و لای فرو رفتیمفرورفتیم و آخر شما محصولات را درو کردید{{سخ}}برای خودت آنجا نشسته‌ای و شعار همدلی می‌دهی{{سخ}}حالا شکاف این میانه بسیار ژرف شده{{سخ}}خوب شما بگیرید دهنم را بدوزید،{{سخ}}اما بدانید، تا دورادورها، سر و صدای عزیز من، گوش‌ها را کر می‌کند{{سخ}}انقدر می‌خوانم تا مرغان آسمان همراهم بخوانند{{سخ}}انقدر فریاد می‌کشم تا کاسه‌یکاسهٔ زر شما پر شود{{سخ}}آن هنگام است که دِینم به مردم را با شعر ادا کرده‌ام{{سخ}}عیبی ندارد اگر سحری سرم به نوک دار رفت<ref name="گورخواب">{{یادکرد وب |نشانی=http://www.mazandnume.com/fullcontent/67934/بِله-این-بی-خنمون،-شو-بخسه-قور-دله/|عنوان= بِله این بی خنمون، شو بخسه قور دله |ناشر=مازندنومه|تاریخ بازدید=۱۰ دی ۱۳۹۵}}</ref>
</div>
کیوس گوران به دو زبان [[زبان مازندرانی|مازندرانی]] و [[فارسی]] شعر می‌سراید،<ref name="dw" /> ولی علاقه‌ای به انتشار اشعار فارسی خود ندارد.<ref name="mazennume2" /> اشعار مازندرانی وی تاکنون در قالب چندین اثر منتشر شده‌اند. شعرهای کیوس اغلب در قالب‌های [[غزل]]، [[قصیده]]، [[مثنوی]]، [[شعر نو|نیمایی]] و [[دوبیتی]] هستند. وی دلیل پرآوازه شدن آثارش را همین تنوع در سبک شعری می‌داند. اشعار وی بسیار بانشاط‌تر از دیگر شعرهای مازندرانی هستند زیرا وی کوشیده به جای «شِکوه» و «ناله» از اشعاری «موزون» و «ترانه‌وار» استفاده کند.<ref name="dw" />
 
کیوس گوران با خارج شدن از سبک‌های معمول و قدیمی ادبیات مازندرانی، در دوران معاصر شعر مازندرانی را با نوعی طراوت و تنوع مواجه کرد. در اشعار وی بسیاری از سبک‌ها دیده می‌شوند. کیوس گوران خود دربارهٔ انگیزه‌اش می‌گوید:
{{نقل قول|من آمدم شعر [[زبان مازندرانی|مازندرانی]] را از آن شکل [[دو بیتی]] خارج کردم. اعتقاد داشتم شعر مازندرانی هم می‌تواند [[غزل]] یا [[قصیده]] باشد، [[مثنوی]] باشد، و [[دو بیتی]] هم باشد و اینکه شعر مازندرانی در گذشته، در همان دو بیتی‌های معروفش، فقط شِکوه بود و غالباً شکوهٔ عاشقانه بود یا ظلم عاشق و معشوق مطرح بود یا ظلم ارباب و رعیت. همیشه این دوتا بود. بعد من آمدم و گفتم مثلاً آقا بیاییم بگوییم آب چرا گل‌آلود شد، برگ چرا زرد شد، چه بکنیم برای زمستانی که گاز قطع می‌شود، چه بکنیم با خانی که هیچ‌وقت از آن عاج خانی پایین نمی‌آید. این دُم‌کلفت‌ها که می‌گویند، دمُشان را کجا کلفت کردند! و من همهٔ این‌ها را به غزل و قصیده برده‌ام که البته خمی هم به ابرو آمد و اوقات بسیاری تلخ شد که چرا چنین تلخ و گزنده و به تعبیری بعضی‌ها می‌گویند، ''عجب طنز تلخی'' که ما هم می‌گوییم، ''عجب حقیقت شیرینی''.<ref name="dw" />}}
 
=== آلبوم‌ها ===
کیوس گوران تا به حال اشعار خود را به زبان مازندرانی در چندین مجموعه‌مجموعه دکلمه و منتشر نموده استنموده‌است که به ترتیب انتشار عبارتند از: ''[[مازرون ۱ (آلبوم)|مازرون]]''، ''[[مازرون ۲ (آلبوم)|مازرون ۲]]''، ''[[چل سال عاشقی]]''، ''[[پس ته کویی]]؟'' و ''[[یاد اون روزا بخیر]]'' <ref name="تولد">{{یادکرد وب |نشانی=http://www.mehrava.com/news/424-kios-gooran.html|عنوان= هفتم خردادماه زادروز استاد کیوس گوران |ناشر=مهرآوا|تاریخ بازدید=2017-06-5|نشانی بایگانی=https://web.archive.org/web/20170605120136/http://www.mehrava.com/news/424-kios-gooran.html|تاریخ بایگانی=خرداد 1396}}</ref> نخستین اثر وی ''مازرون'' نام داشت و موجب گشت تا کیوس به پشتیبانهٔ آن، کاست دوم خود را با نام ''مازرون ۲'' منتشر کند؛ ولی این مجموعه با استقبال چندانی روبرو نشد. موسیقی انتخابی و شعر با هم نمی‌ساختند و تنظیم‌ها به شعرها نمی‌خورد.<ref name="mazennume1" /> سپس سومین آلبوم اشعار کیوس پس از وقفه‌ای چندساله وارد بازار گشت و با استقبال خوبی مواجه گردید. ''چل سال عاشقی'' بر خلاف دو آلبوم نخست او، که توسط فرهنگ‌خانه مازندران پخش شده‌بود، از سوی انتشارات مهرآوا منتشر گردید. انتشارات مهرآوا همراه با مجموعهٔ آثار در غالب سی‌دی، کتابچه‌ای نیز منتشر نمود که شامل متن ترانه‌ها و ترجمه‌هایشان به فارسی می‌شد.<ref name="mazennume1" /> آثار بعدی نیز توسط مهرآوا منتشر شدند.<ref name="تولد" />
 
{|۷۵٪ class="wikitable" width=""
| rowspan="6"| ''[[مازرون ۱ (آلبوم)|مازرون ۱]]''||مازرون||وصف|| rowspan="16"|ترانه‌های گروه شواش|| ۴:۳۹ ||
|-
|آقا مدیر||داستان تمثیلی || ۱۵:۱۵ ||داستان مدیری که ابتدا در روستا تدریس می‌کرد ولی با تغییر نظام آموزشی به شهر رفته و مدتی بعد بازنشسته شد و به کنج اتاق افتاد و مریض شد.
|-
|دادخواهی||وصف و نقد|| ۹:۱۳ ||
|توانا بود…||طنز|| ۲:۱۷
|-
|تعزیه||داستان تمثیلی|| ۲۰:۱۹ ||داستان مردی که در تعزیه نقش [[حسین بن علی]] را داشت و شمر را واقعاً کُشت زیرا این‌گونه می‌پنداشت که آن مرد واقعاً شمری است که امروزه هم وجود دارد.
|-
| rowspan="10"| ''[[مازرون ۲ (آلبوم)|مازرون ۲]]''||مرد نکونام||تمثیلی|| ۴:۵۸ ||
 
=== خصوصیات اشعار ===
قالب اشعار گوران برخلاف دیگر شاعران مازندرانی، بسیار متنوع است و پر از [[آرایه‌های ادبی]] می‌باشد. وی از قالب‌های [[غزل]]، [[قصیده]]، [[مثنوی]]، [[شعر نو|نیمایی]] و [[دو بیتی]] استفاده می‌نماید. در اشعار وی که اکثراً با ته‌مایه‌های [[طنز]] و [[تمثیل (ادبیات)|تمثیلی]] می‌باشند، می‌توان به‌راحتی مضامین بسیاری را یافت. وی انتقادات بسیاری را نیز به همین شکل منتقل می‌کند.<ref name="dw" /> در اشعار وی کمتر از واژه‌های دخیل فارسی استفاده می‌شود و اغلب از دستور زبان طبری پیروی می‌کند . استعاره گرفتن از ابزار و وسایل زندگی گذشتگان یا طبیعت مازندران، و اوضاع کنونی جامعه و سیاست‌های حکومتی موجب زیبایی آن می‌گردد. همچنین در نوشته‌های گوران اغلب طنز به چشم می‌خورد و تقریباً این طنز را همه‌جای شعرش می‌توان یافت.<ref name="mazennume1" />
 
== جوایز ==
* مرکز فرهنگی هنری پارپیرار (در دو سال پیاپی)
* جشنوارهٔ هلی تی‌تی
* انجمن فرهنگی شلاب بابل<ref name="dw" /><ref name="mehrava" />
 
== جستارهای وابسته ==