تفاوت میان نسخه‌های «میدان»

←‏ریشه‌شناسی واژه: اصلاح اشتباه تایپی
(نجات ۲ منبع و علامت‌زدن ۰ به‌عنوان مرده.) #IABot (v2.0)
(←‏ریشه‌شناسی واژه: اصلاح اشتباه تایپی)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
 
== ریشه‌شناسی واژه ==
'''میدان''' واژه‌ای پارسی می‌باشد که از ریشه '''[[می]]''' باباشد پسوند '''دان'''که تشکیلساده یافته‌استاست..<ref>William Andrew: A Comprehensive Synopsis of the Elements of Persian Grammar: With Some Remarks on the Arabic [https://books.google.de/books?redir_esc=y&hl=de&id=zLlFAAAAcAAJ&q=dan#v=snippet&q=dan&f=false], London. 1830</ref>
جان ریچاردزون ایرانشناس در سال ۱۷۰۰ میلادی فرهنگ عربی و فارسی و انگلیسی خو درا نوشت و آن در دانشگاه اکسفرت به عنوان داکترای اش پذیرفته شد. وی «می دان» را یکبار «پیاله می» و بار دیکر میدان را بخشی از زمینی باز (بدون آبادی) برگردان نموده‌است.<ref>https://archive.org/stream/dictionarypersia00johnuoft#page/1282/mode/2up</ref><ref>https://archive.org/stream/dictionarypersia00johnuoft#page/1284/mode/2up</ref> میدان به معنی ''عیش فراخ خوش'' هم بکار رفته‌است. جان ریچاردزون با کتاب توماس هاید (چاپ ۱۷۰۰ میلادی) آشنایی داشت که در آن در حدود ۵۰ فرهنگ فارسی از ایرانزمین و هند درج‌اند. واژه [[شراب|می]] برای ''شراب'' از میوه‌ها و به ویژه از میوه انگور گفته می‌شود. در بسیاری از واژه‌های پارسی این واژه به عنوان پسوند و پشوند بکار برده شده‌است: ''میگسار'', ''میخوش'', میگون، ''میمون'') , ''می ناب'', [[میکده]]، ''می جو'' (نبات یا گیاه شرین), [[میخانه]]، ''میال'', ''میمنت'', ''می‌زده'', ''میستان'' (''ستان می''), [[میستان]] (هم روستاهای ایرانزمین) , ''می‌شوم'' (ضد: میمون) وغیره
 
کاربر ناشناس