تفاوت میان نسخه‌های «فرهنگ در افغانستان»

جز
جایگزینی با اشتباه‌یاب: امپراطوری⟸امپراتوری، بسر⟸به‌سر، بشکل⟸به‌شکل، پنجشیر⟸ولایت پنجشیر|پنجشیر، زبان ترکی⟸زبان‌های ترکی، قطغنی⟸ولایت قطغن|قطغنی، لوگری⟸ولایت لوگر|لوگری، پشتوزبان‌ها⟸پشتون‌ها، بلوغ⟸بلوغ جنسی|بلوغ
(پروندهٔ A_young_lady_reclining_after_a_bath_1590s_Afghanistan.jpg که در ویکی‌انبار به دست ~riley حذف شده بود، به این علت برداشته شد: Abusing multiple accounts)
جز (جایگزینی با اشتباه‌یاب: امپراطوری⟸امپراتوری، بسر⟸به‌سر، بشکل⟸به‌شکل، پنجشیر⟸ولایت پنجشیر|پنجشیر، زبان ترکی⟸زبان‌های ترکی، قطغنی⟸ولایت قطغن|قطغنی، لوگری⟸ولایت لوگر|لوگری، پشتوزبان‌ها⟸پشتون‌ها، بلوغ⟸بلوغ جنسی|بلوغ)
 
'''موسیقی محلی:'''
هر [[قومیت|گروه قومی]] در افغانستان سبک ویژهٔ موسیقی محلی خود را دارد. ترانه‌ها، صرف نظر از اینکه از کجا باشند، بیشتر در وصف گل و بلبل، می و معشوقه و بر اساس [[شعر حماسی]] و افسانه‌ها می‌باشند. موسیقی آن عده محلات و سمتهایی که شهرت دارند عبارتند از: سبک بدخشی، خراباتی، ولایت لوگر|لوگری، ولایت قطغن|قطغنی، هزارگی، داستان سمت مشرقی، سبک غزنی مردم [[پکتیا]]، کلیوالی ملیت [[پشتون]]، ترکمنی، هراتی، قرصک [[ولایت پنجشیر|پنجشیر]]، و هارمونیک یا چند آواز کشین مردم [[نورستان]] می‌باشد.
 
'''آلات موسیقی:'''
{{نوشتار اصلی|رقص افغانی}}
'''اَتَنِ ملی:'''
[[رقص اتن]] یا اَتَنِ ملی از جمله رقص‌های ملی افغانستان است. این رقص در مراحل اول در بین قوم [[پشتون]] ساکن افغانستان و [[پاکستان]] مروج بود. اتن ملی معمولاً طور دسته‌جمعی بوسیلهٔ جوانان مرد یا زن اجرا می‌شود. رقص اتن ملی بشکلبه‌شکل مدور با جنباندن سر و دست به‌طور منظم انجام می‌شود. گمان می‌رود این رقص در دوره [[یونانی‌های باختر]] در سرزمین باستانی [[باختر (بلخ)|باختر]] در شمال افغانستان مروج گردیده باشد. این رقص در طول دوره تاریخ اشکال مختلف را بخود گرفته‌است. برخی از محققان بر این باورند که رقص اتن از روزگار [[زردشت]] به جای مانده‌است. آن‌ها دورادور آتش می‌چرخیدند و سروده‌هایی از [[اوستا]] را می‌خواندند که با حملات عرب و مغول‌ها بسیاری از این سنت‌ها از بین رفته‌اند.<ref>[http://www.bbc.co.uk/nazer/lifeandlearning_dari/story/2007/12/071216_ws-aep-pt-atan-e-mely-.shtml تارنمای بی‌بی‌سی، حرفهای مردم: اتن ملی]</ref>
 
'''رقص قَرصَک پنجشیر:'''
این رقص در بین [[مردم تاجیک]] ساکن منطقهٔ [[ولایت پنجشیر|پنجشیر]] رواج دارد که با کف زدن و یک [[دایره (ساز)|دایره]] اجرا می‌شود. معمولاً در قرصک ده تا پانزده نفر اشتراک می‌کنند. یک نفر دایره می‌زند و دو نفر دیگر شعرگویی می‌کنند یا [[رباعی]] می‌خوانند، که در آغاز [[مقام (موسیقی ایرانی)|مقام]] است.<ref>[http://www.salamwatandar.com/index.php?option=com_content&view=article&id=66:q---q----&catid=51:2010-07-26-06-36-33 تارنمای «سلام وطندار»، برنامه«مصاحبه با هنرمند» در سفر اول به پنجشیر]{{پیوند مرده|date=اکتبر ۲۰۱۹ |bot=InternetArchiveBot }}</ref>
 
== بازی‌ها و سرگرمی‌ها ==
[[پرونده:Jam minartet clear white ghorid empire2009.jpg|راست|200px|بندانگشتی|[[منار جام]] (ارتفاع: ۶۵ متر؛ عرض: ۹ متر) در [[ولایت غور]]، اثری بجای‌مانده از عصر [[غوریان]] در سدهٔ دوازدهم میلادی]]
 
از آثار بجای‌مانده از عصر [[سلسله غوریان|غوریان]] در افغانستان، [[منار جام]] در [[ولایت غور]] است که در سدهٔ دوازدهم میلادی، در عصر [[سلسله غوریان|سلسلهٔ غوریان]] بنا شده و گمان می‌رود این [[منار]] یا بُرج پیروزی نمایانگر شهر فیروزکوه، پایتخت سلسلهٔ غوریان باشد. منار جام ۶۵ متر ارتفاع داشته و متشکل از یک قاعده هشت ضلعی است که ۹ متر عریض بوده و ۴ استوانه مخروطی مانند در بالای آنست. در اینجا یک راهزینه دوگانه درداخل قاعده و استوانه اولی است. تمام برج که از خشت پخته ساخته شده، در بیرون بواسطه خشت‌کاری تزئینی پوشانیده شده، به‌شمول شبکه‌کاری‌های که تشکیل‌کننده کتیبه‌ها و سوره ۱۹ [[قرآن]] ([[سوره مریم|مریم]]) است. در همسایگی جام یک‌تعداد زیاد استحکامات و برج‌ها کشف شده‌است. این‌ها شاید بخشی از کارهای دفاعی محافظت‌کننده قلب سرزمین امپراطوریامپراتوری غوری باشد. در سال [[۲۰۰۲ (میلادی)|۲۰۰۲]]، مرکز حفظ میراث جهانی یونسکو خواستار ثبت این منار در [[میراث جهانی یونسکو|فهرست میراث فرهنگی جهان]] شد.<ref>و. بال، ص. ۱۳۳</ref> یکی از آثار بزرگ غوری‌ها، [[مسجد جامع بزرگ هرات]] است. این مسجد شامل قبر [[غیاث‌الدین محمد غوری]] نیز است که در ۳–۱۲۰۲ در [[هرات]] می‌میرد. یادگار مهم دیگر مدرسه شاهی مشهد در شمال‌شرق هرات به‌امتداد ساحل چپ [[رود مرغاب]] است. بقایای غوری‌ها یا حداقل تعمیرات مربوط به زمان غوری‌ها در [[بامیان]] ([[شهر ضحاک]] و [[شهر غلغله|شهر غُلغُله]]) و در چشت غرب هرات نیز تشخیص شده‌است. یک منار مشهور از این‌زمان، منار دولت‌آباد در شمال [[بلخ]] است که در اوایل سدهٔ ۱۲ ساخته شده‌است. بالاخره کمان (تاق) مشهور بُست نیز می‌تواند مربوط به دوران غوری‌ها باشد. این ساختمان در پای ارگ بُست برافراشته شده و شاید مدخلی برای یک مسجد بزرگ یا خود ارگ باشد. تزئینات این کمان با منار دولت‌آباد قابل مقایسه‌است.
 
دورهٔ [[تیموریان]] ۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍. ق/۱۳۷۰–۱۵۰۶ م) به رغم نابسامانی و منازعات داخلی و خارجی، دوره رونق فرهنگ، هنر، ادبیات، تاریخ، ریاضی و نجوم بود. دربار [[هرات]] به‌سبب هنرپروری و هنرمندی فرمانروایان تیموری، محل تجمع و آمد و شد هنرمندان و ادیبان برجسته بود.<ref>حکمت، ص ۱۲، ۱۵</ref><ref>سابتلنی، ۱۹۸۸ ب، ص ۴۷۹</ref> [[تیمور]] با اینکه بسیار خونریز بود ولی به دانش و هنر علاقه نشان می‌داد. از این‌رو هنرمندان و صنعتگران از کشتارهایش در امان بودند. فرزند او [[شاهرخ]] و نوه‌هایش [[الغ‌بیگ]]، [[بایسنقر میرزا]] و [[ابراهیم میرزا]] نیز این سیاست را پی‌گرفتند. هنر [[نقاشی]] و [[خوشنویسی]] در دوره تیموری به شکوفایی قابل توجهی دست یافت.
{{نوشتار اصلی|پوشاک در افغانستان}}
 
آمیزشی از قوم‌ها و قبیله‌های گوناگون در جغرافیای طبیعی متنوع افغانستان عمدتاً در شهرهای کوچک، روستاها و خیمه‌های عشایری زندگی می‌کنند. حدود ۲۴ درصد از این مردمان در روستاها بسربه‌سر می‌برند.<ref>The World Factbook, Afghanistan</ref> پوشاک سنتی بازتاب‌کنندهٔ این تغییرات جغرافیایی و مسکونی و همچنین بیان‌کنندهٔ هویت فردی و گروهی، اجتماعی و اقتصادی، مراحل چرخهٔ زندگی، و تغییر روندهای اجتماعی و سیاسی است، که در نهایت به خلق سبک‌های جدید، و تبادل انواع پوشاک منجر می‌شود.<ref>افغانستان، لوئی دوپری، ص. ۴۷–۲۳۸</ref>
 
'''سرپوش:'''
یکی از مشخص‌ترین پوشاک افغان‌ها نوعی دستار یا لُنگی ([[عمامه]] مانند) است، که در بین فارسی‌زبان‌ها «[//fa.wiktionary.org/wiki/لنگوته لنگوته]» (واژه‌ای [[زبان هندی|هندی]]<ref>[http://www.loghatnaameh.com/dehkhodaworddetail-fac32319eba2474499be8d87e7688b25-fa.html لغتنامهٔ دهخدا، سرواژهٔ «لنگوته»]</ref>) یا «دستار» و در بین پشتوزبان‌هاپشتون‌ها «paṭkay» یا «pagṛi» یاد می‌شود، و طول آن بسته به نحوهٔ قدکردن (تاکردن) از ۳ تا ۶ متر می‌رسد. در مناطق قبایلی و روستایی، نوجوانان با پوشیدن ''لنگوته'' در واقع نشان می‌دهند که به سن [[بلوغ جنسی|بلوغ]] رسیده‌اند. در زیر دستار نوعی کلاه با اشکال و طرح‌های تزئینی متنوع پوشیده می‌شود. در بین [[مردم تاجیک]] و [[مردم ازبک|اُزبک]]، نوعی کلاه استوانه‌شکل و [[ابریشم|ابریشم‌دوزی‌شده]] مرسوم است. [[مردم هزاره]] نوعی [[کلاه عرقچین]] می‌پوشند که از پارچهٔ [[چیت]] یا [[نمد]] بافته می‌شود. کلاه‌های مردانهٔ دیگر نوعی کلاه پوستی (به [[زبان ترکمنی|ترکمنی]]: ''تیلپَک'') است که از پوست گوسفند ساخته می‌شود و در بین [[مردم ترکمن]] مرسوم است. [[مردم قرقیز]] نوعی کلاه لحاف‌دوزی‌شدهٔ گِرد از [[پوستین]] می‌سازند و [[نورستان|مردم نورستان]] هم نوعی کلاه پشمی با سرپوشی مسطح و لبه‌های خمیده می‌پوشند که به «[[پکول|پَکول]]» معروف است. در بین [[مردم پشتون|پشتون‌های]] [[قندهار]] یک نوع کلاه یخک‌دوزی‌شدهٔ استوانه‌شکل مرسوم است؛ نوعی کلاه با رنگ‌دانه‌های شیشه‌ای براق نیز در قندهار بافته می‌شود. پشتون‌های شرقی [[شینواری]]، نوعی کلاه مخروطی (به [[پشتو]]: دَروزَو خولَی) از کاه گندم می‌پوشند و همچنین در بین مردمان باشندهٔ کوه‌های بلند مناطق شمال شرقی، کلاه‌های نَمَدی گِرد مرسوم است. [[مردم بلوچ]] هم از قطعات شیشه در طرح کلاه استفاده می‌کنند. [[کلاه قره‌قولی]] که از پوست [[قره قول]] ساخته می‌شد، و در اوایل سدهٔ بیستم در بین قشر تحصیل‌کرده افغان مرسوم بود، دیگر از مُد افتاده‌است.<ref>افغانستان، لوئی دوپری، ص. ۷۱،۱۶۲</ref>
 
[[پرونده:Pashtun clothes.jpg|چپ|200px|بندانگشتی|نمونه‌ای از کلاه [[پکول|پَکول]] که در مناطق شمال‌شرقی افغانستان رایج است.]]
** '''قابُلی پَلَو:''' یک از انواع [[پلو]] مشهور در افغانستان است و تقریباً اکثر کشورهای همسایه با نام آن آشنا هستند. از [[برنج]] باریک، گوشت یخنی گوسفند، [[زردک]] (هویچ)، [[کشمش]]، و خلال [[پسته]] تهیه می‌گردد.
** '''کِچِری قُروت:''' یکی از غذاهای مشهور افغانستانی است که اکثراً در زمستان پخته می‌شود. روز اول زمستان مردم صندلی (کُرسی) یا بخاری می‌گذارند و کچری قروت می‌پزند. در پُخت کچری قروت از برنج لک، [[کشک|قُروت]] (کشک) و کوفته استفاده می‌شود.
* '''انواع خورِش:''' خورش‌ها معمولاً ترکیبی از [[گوشت]]، [[سبزیجات]] خشک یا تازه و [[حبوبات|حبوباتی]] چون [[نخود]] و [[لوبیا]] هستند و '''قورمه''' (برگرفته از واژهٔ [[زبانزبان‌های ترکی|تُرکی]] ''قاوورماق'') نامیده می‌شوند و معمولاً با [[نان]] یا [[پلو]] سِرو می‌شوند. در برخی از [[چای‌خانه]]‌ها، نوعی خورش گوشت به نام '''چاینکی''' متداول است که در [[چاینک]] (قوری) و بر روی [[زغال]] طبخ می‌شود. انواع دیگر خورش‌ها:
** '''[[قورمه سبزی]]''' که از گوشت قرمز، [[پیاز]]، [[اسفناج]] و [[جعفری (گیاه)|جعفری]] و [[لوبیا]] تهیه می‌شود.
** '''[[خورش لونگ|خورش لَوَنگ]]''' که در [[هرات]] متداول است و از گوشت قرمز، [[پیاز]]، [[سیر]]، [[قروت]] ساییده‌شده (کشک) و [[رب رومی]] تهیه می‌شود.
در افغانستان دو تحول در حوزهٔ ادب این کشور رُخ داد: یکی در حدود سال ۱۸۵۰ به این‌طرف، زمانی‌که آثار ادبی در هند به چاپ می‌رسید، و بعدها چاپخانه‌های [[کابل]]، [[بخارا]]، [[خجند]]، و [[تاشکند]] هم در دسترس ادیبان افغان قرار گرفته‌بود. تحول دوم در آغاز سدهٔ بیستم بوقوع پیوست، زمانی‌که تأسیس [[چاپخانه]] در کابل، انتشار روزنامه را ممکن ساخت. معاهده‌هایی به زبان فارسی، که با انتشارات هندی تشابه آشکار دارد، در دورهٔ شیرعلی‌خان و عبدالرحمن‌خان به چاپ رسید. از آن جمله، ''[[پادشاهان متاخرین افغانستان]]'' (تکمیل در ۱۳۰۷ / ۹۰–۱۸۸۹: که در سال ۱۳۳۶ ش. /۱۹۵۷ دوباره به چاپ رسید)، اثری از یعقوب علی خافی، و ''[[تتمة البیان فی تاریخ الافغان]]'' [[سید جمال‌الدین اسدآبادی]]، و ''[[سراج‌التواریخ]]'' [[ملا فیض‌محمد کاتب|فیض‌محمد کاتب هزاره]] (که دورهٔ چهار جلدی نسخه‌های خط آن، پس از مرگ [[حبیب‌الله‌خان]]، به خط خوش [[نستعلیق]] خودِ فیض‌محمد کاتب هزاره نوشته شده و نوشتن آن در سال ۱۳۰۴ خورشیدی به پایان رسیده و امروز در [[آرشیو ملی افغانستان]] بایگانی شده‌است.<ref>[http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2008/05/080519_a-serajottawarihk-script.shtml تارنمای بی‌بی‌سی فارسی، خریداری نسخه خطی جلد چهارم سراج التواریخ افغانستان، نوشتۀ ایوب آروین، ۲۰ مه ۲۰۰۸ - ۳۱ اردیبهشت (ثور) ۱۳۸۷]</ref><ref>[http://www.bbc.co.uk/persian/afghanistan/2011/01/110113_as_kateb_shadan.shtml تارنمای بی‌بی‌سی فارسی، در جستجوی آثار کاتب، نوشتۀ عبدالله شادان، ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱ - ۲۴ دی (جدی) ۱۳۸۹]</ref>) نخستین [[روزنامه]] افغانستان، ''[[شمس‌النهار]]'' است که بین سال‌های ۱۲۸۰ / ۶۴–۱۸۶۳ در کابل، در دورهٔ سلطنت شیرعلی‌خان به زبان فارسی به چاپ می‌رسید، اما سبک و ترتیب آن از نشریات [[اردو|اردو زبان]] هند نمونه‌برداری شده بود.
 
نوآوری‌های عصر امیر حبیب‌الله در حوزهٔ آموزش و فرهنگ، البته محدود بود و نمی‌توانست تغییری عمده در ادب و فرهنگ ایجاد کند. ظهور [[محمود طرزی]] (۱۲۸۲–۱۳۸۵ / ۱۸۶۵–۱۹۳۳) در قلمرو ادب و فرهنگ این دوره، نقطهٔ عطفی به‌شمار می‌رود که تحول و تجدد نسبی را در حوزهٔ ادب و فرهنگ کشور در دهه‌های پس از ۱۳۲۰ خورشیدی معطوف به خود کرده‌است. وی که بیشتر دوران جوانیش را در [[دمشق]] و [[استانبول]] گذرانده بود، به ادبیات فارسی رنگ و گونهٔ [[خاور میانه|خاور میانه‌ای]] (بجای هندی) داد. طرزی چندین اثر را از [[زبانزبان‌های ترکی|تُرکی]] به فارسی ترجمه کرد، که آثاری از [[ژول ورن|ژول وِرن]] (Jules Verne) از آن جمله بود. وی از سال ۱۳۲۹/۱۹۱۱ تا ۱۳۳۶/۱۹۱۸ جریدهٔ ''[[سراج‌الاخبار]]'' را به نشر رسانید و مقاله‌های او در این نشریه از جمله پیش‌زمینه‌های اندیشهٔ تجددطلبی در افغانستان محسوب می‌گردد. سراج‌الاخبار به سبب مبارزه با استعمار [[بریتانیا]]، دفاع از آزادی زنان، نشر ادبیات فارسی و زبان‌های [[زبان انگلیسی|انگلیسی]]، [[زبان فرانسوی|فرانسوی]] و [[زبان آلمانی|آلمانی]] و کمک به رشد پدیدهٔ ترجمه در افغانستان، یکی از جراید ممتاز منطقه به‌شمار می‌آید و تأثیر آن بر فارسی‌زبانان [[آسیای میانه]]، [[شبه‌قاره هند]] و حتی [[ترکیه]] محقق می‌نماید. این نشریه در پرورش حس وطن‌خواهی و «ملیت افغان» نیز مؤثر بوده‌است. تغییر نام ''سراج الاخبار'' به ''سراج الاخبار افغانیه'' (از شم ۶ س ۱ به بعد)، و نیز تغییر نام مدیر مسئول آن از محمود طرزی به محمود افغانی، گویای گرایش وطن‌خواهانهٔ این نشریه و تأثیر آن در تعالی و رشد «ملیت افغان» است.
 
درپی به حکومت رسیدن [[امان‌الله شاه|شاه امان‌الله]] (سلطنت ۱۳۰۸–۱۲۹۸ / ۲۹–۱۹۱۹) که به کوشش جمعی از نخبگان فرهنگی تحقق یافت، آرزوهای «اخوان افغان» مورد توجه قرار گرفت. در دورهٔ امان‌الله نزدیک به ۲۳ روزنامه، مجلهٔ هفتگی، ماهنامه، فصلنامه و سالنامه در سرتاسر کشور منتشر می‌شد. ''امان افغان'' (۱۳۳۷/۱۹۱۹) از مهم‌ترین آن‌ها بود که در کابل به چاپ می‌رسید. علاوه بر آن، نشریات ''اصلاح'' (۱۳۴۷/۱۹۲۹)، ''طلوع افغان''، ''اتفاق اسلام''، ''الغازی''، ''ابلاغ''، ''ارشاد النسوان''، ''آیینهٔ عرفان''، ''نوروز'' و امثال آن‌ها در مرکز و مراکز استان‌های کشور نشر می‌یافت. نشریهٔ دو هفتگی ''انیس'' (۱۳۴۵/۱۹۲۷) به مدیریت محیی‌الدین انیس، نخستین نشریهٔ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور به‌شمار می‌آمد که پس از مدتی به روزنامه تبدیل شد. در بعضی از نشریه‌های این دوره میزان قابل توجهی شعر از اشعار معاصران به چاپ رسیده‌است، مانند ''حقیقت'' که می‌توان مجموعهٔ دوره‌های آن را تذکرةالشعرایی به‌شمار آورد که شعر آن روزگار را دربردارد.