جبرگرایی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴ بایت اضافه‌شده ،  ۲ سال پیش
جز
اصلاح املایی با استفاده از فهرست اشتباه‌یاب، typos fixed: چنانکه ← چنان‌که با استفاده از AWB
جز (1 ویرایش خرابکارانهٔ Yazdanpanahaskari (بحث) به آخرین ویرایش فرهنگ2016 خنثی‌سازی شد. (توینکل))
برچسب: خنثی‌سازی
جز (اصلاح املایی با استفاده از فهرست اشتباه‌یاب، typos fixed: چنانکه ← چنان‌که با استفاده از AWB)
برچسب: ویرایش توسط ویرایشگر خودکار
# ''جبر تقدیری'': باور به خلقت الهی بی‌ضابطه و قانون مشخص که طبق خواستهٔ خدا یا خدایان باشد به باور به جبر تقدیری منتهی می‌شود. در جبرِ تقدیری، همه چیز در دست نیروی آسمانیست و خواست نیروی آسمانی هم «قابل پیش‌بینی نیست». آنچه مقدر شده، تنها در علم الهیست. در این دیدگاه، قانون و ضابطهٔ مشخصی بین پدیده‌ها وجود ندارد و همه چیز در دست خدایان یا نیروهای آسمانیست. اگر کسی بخواهد تقدیرش را عوض کند، باید دست به دامان همان آسمان شود. اگر همهٔ شرایطِ حالِ حاضر را بدانیم، بازهم نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم فردا یک غنچه باز خواهد شد یا نه، زیرا نمی‌دانیم ارادهٔ خدا به باز شدنِ آن تعلق گرفته یا نه.
# ''جبر دیترمینیستی'' یا ''تعیّنی'': باور به خلقت الهی ضابطه مند یا باور به وجود رابطهٔ علّی بین پدیده‌ها به باور به جبر تعینی منتهی می‌شود. در جبر دیترمینیستی، تلاش ما بخشی از زنجیرهٔ پدیده‌هاست و آنچه روی خواهد داد، می‌تواند به میل، اراده و عملِ ما هم مرتبط باشد، اما میل و اراده و عمل ما از ازل تعیّن یافته‌است.
# ''جبر شبه تقدیری'': باور به نبود رابطهٔ علی بین پدیده‌ها، آنچنانکهآنچنان‌که در سطح کوانتومی به نظر می‌رسد چنین باشد، یا نبود علیت و در نتیجه، خلق‌الساعه بودن پدیده‌ها، به باور به جبر شبه تقدیری منتهی می‌شود. اینکه آیا از پیش معلوم است ما چه میل خواهیم کرد و چه اراده خواهیم نمود، یکی از دستاوردهای مهمی بود که بعضی فلاسفه به یافته‌های علم فیزیک نسبت می‌دادند. آن‌ها ذهن و مغز ما را هم، مادی و مشمول قوانین فیزیک می‌دانستند و تأکید زیادی روی آن داشتند.
از طرفی، طرفدارانِ آزادی اختیار نیز فکر می‌کردند که اگر به شکلی نشان دهند امکان دارد در سطح فرایندهای مغزی و ذهنی، خللی در دیترمینیسم باشد، موفق به بازگشت به آزادی اراده می‌شوند.
 
واژهٔ [[کارما]] در متن‌های شرقی به یک عمل یا به‌طور دقیق تر یک عمل از روی قصد گفته می‌شود. در آیین بودا عقیده بر اینست که هر کارما (هر عمل اختیاری) یک ''پیامدِ '''کارمیک''''' در برخواهد داشت و در جایی دیگر یک اثر ایجاد خواهد کرد و این اعمالِ ارادی عالم را به پیش می‌برد. نتیجهٔ این نوع نگرش اغلب با انتظارات معمول ما در تعارض است. یک جریان متغیر از احتمالات برای آینده در بطن نظریه‌هایی که به همراه [[آی چینگ]] وجود دارد. احتمالات در مرکز چیزها و انسان وجود دارد. یک نوع ارادهٔ الهی قوانین بنیادی برای صورت دهی به احتمالات موجود در عالم را نظم و ترتیب می‌دهد و اراده‌های انسان‌ها همواره عاملی ست که از آن طریق انسان‌ها می‌توانند با موقعیت‌های جهان واقعی دست و پنجه نرم کنند. چنانچه یک فرد در زندگی با یک طوفان عظیم هم روبرو گردد، او حتی در آن موقعیت هم هنوز تعدادی انتخاب دارد. یک فرد ممکن است تسلیم شود. دیگری ممکن است مبارزه و در نهایت بقا را انتخاب کند. طرز فکر یی جینگ بیشتر ازآنکه به [[فیزیک کلاسیک]] شبیه باشد نزدیک به [[فیزیک کوانتوم]] است. همچنین با ایده‌های اراده گرا یا [[اگزیستانسیالیست]] مبنی بر در نظر گرفتن زندگی فرد به عنوان یک نقشه هم سویی دارد. پیروان فیلسوفی به نام موزی Mozi کشف‌های زودهنگامی در [[فیزیک نور]] و دیگر شاخه‌های فیزیک صورت دادند. این کشف‌هایی با ایده‌های جبر گرایانه هم‌خوانی داشت.
 
فقط داشتن بی‌تفاوتی كامل می‌تواند مانع تشكيل روابط '''كارميك''' شود.<ref>رامپا، لوبسانگ، ''فصل‌هایی از زندگی''، ترجمه فريده مهدوی دامغانی– تهران : فردوس 1376صفحه 292.</ref> هر گونه علاقه و سلیقه رابطه‌ای '''کارمیک''' پدید می‌آورد.
 
== در ادبیات فارسی ==