تفاوت میان نسخه‌های «گوتفرید لایبنیتس»

ابرابزار، اصلاح ارقام، حذف پیوند تاریخ‌ها
(حذف الگوی حذف‌شده با استفاده از AWB)
(ابرابزار، اصلاح ارقام، حذف پیوند تاریخ‌ها)
|birth_date=۱ ژوئیه ۱۶۴۶
|birth_place=[[لایپزیگ]]، [[قلمرو ساکسونی]]، [[امپراتوری مقدس روم]]
|death_date={{Deathتاریخ dateمرگ andو ageسن|df=yes|1716|11|14|1646|07|1}}
|death_place=[[هانوفر]]، [[Electorate of Brunswick-Lüneburg]]، امپراتوری مقدس روم
|education={{plainlistفهرست ساده|
* Alte Nikolaischule{{سخ}}(۱۶۵۵–۱۶۶۱)
* [[دانشگاه لایپزیگ]] (۱۶۶۱–۱۶۶۶:
** [[بی‌ای]] inدر phil.رشته ,فلسفه، Dec.دسامبر 1662۱۶۶۲
** [[M.A.]] inدر phil.رشته ,فلسفه، Feb.فوریه 1664۱۶۶۴
** [[LL.B.]], Sep.سپتامبر 1665۱۶۶۵
** [[شایستگی (درجه علمی)|پروفسور]]، Mar.مارس 1666۱۶۶۶)
* [[دانشگاه ینا]]{{سخ}}(summerمدرسه school,تابستانی، 1663۱۶۶۳)
* [[University of Altdorf]]{{سخ}}([[Dr. jur.]], نوامبر ۱۶۶۶)}}
|nationality=آلمانی
|main_interests=[[ریاضیات]]، [[فیزیک]]، [[زمین‌شناسی]]، [[پزشکی]]، [[زیست‌شناسی]]، [[رویان‌شناسی]]، [[همه‌گیرشناسی]]، [[دامپزشکی]]، [[دیرینه‌شناسی]]، [[روان‌شناسی]]، [[مهندسی]]، [[زبان‌شناسی]]، [[لغت‌شناسی]]، [[جامعه‌شناسی]]، [[متافیزیک]]، [[فلسفه اخلاق]]، [[علم اقتصاد]]، [[دیپلماسی]]، [[تاریخ]]، [[سیاست]]، [[تئوری موسیقی]]، [[شعر]]، [[منطق]]، [[تئودیسه]]، [[زبان همگانی]]، [[universal science]]
|school_tradition=[[خردگرایی]]{{سخ}}[[ایدئالیسم]]{{سخ}}[[مبناگرایی]]{{سخ}}[[مفهوم‌گرایی]]{{سخ}}[[بازنمایی‌گرایی]]{{سخ}}[[تئوری مطابقت حقیقت]]{{سخ}}[[Relational theory|Relationism]]
|influences=[[فلسفه مدرسی]]، [[ارسطو]]، [[ارشمیدس]]، [[اقلیدس]]، [[آپولونیوس]]، [[افلاطون]]، [[فرانسیسکو سوارز]]، [[Anne Conway (philosopher)|Anneآن Conwayکانولی]]، [[رنه دکارت]]، [[توماس هابز]]، [[نیکولا مالبرانش]]، [[باروخ اسپینوزا]]، [[ژاک بنینی بوسوئه]]، [[بلز پاسکال]]، [[کنفوسیوس]]
|influenced=[[جرج بارکلی]]، [[Ernst Platner|Platner]]، [[ولتر]]، [[دیوید هیوم]]، [[ایمانوئل کانت]]، [[برتراند راسل]]، [[جرج بول]]، [[نوربرت وینر]]، [[کورت گودل]]، [[برنهارت ریمان]]، [[کارل فریدریش گاوس]]، [[ژوزف-لوئی لاگرانژ]]، [[لئونارد اویلر]]، [[مارتین هایدگر]]، [[چارلز سندرز پرس]]، [[آلفرد تارسکی]]، [[بنوآ مندلبرو]]، [[ویلهلم وونت]]، [[گوتلوب فرگه]]، [[نیکولاس رشر]]، [[Walter Rauschenbusch|Rauschenbusch]]
|notable_ideas={{collapsibleCollapsible list|title=گوتفرید لایبنیتس}}
|signature=Leibnitz signature.svg
|thesis1_title=De Arte Combinatoria (On the Combinatorial Art)
|thesis2_year=November 1666
|doctoral_advisor=[[Bartholomäus Leonhard von Schwendendörffer]] (Dr. jur. advisor)<!--The Mathematics Genealogy Project lists Thomasius as his Dr.phil. supervisor but Arthur 2014, p. 13 lists him as Leibniz's BA advisor-->
|academic_advisors={{plainlistفهرست ساده|
* [[Erhard Weigel]] (Jena)
* [[Jakob Thomasius]] (B.A. advisor)
|notable_students=[[یاکوب برنولی]] (epistolary correspondent){{سخ}}[[کریستیان ولف]] (epistolary correspondent)
}}
 
'''گوتفرید ویلهلم لایبنیتس''' {{آلمانی|Gottfried Wilhelm Leibniz}} {{رچ}} (۱۶۴۶–۱۷۱۶)، [[فیلسوف]]، [[منطق‌دان]]، [[ریاضی‌دان]]، [[فیزیک‌دان]]، [[حقوق‌دان]]، [[تاریخ‌دان]] و [[دیپلمات]] [[آلمان|آلمانی]] بود، که نقش به‌سزایی در [[سیاست]] [[اروپا]]ی زمان خود بازی کرد. او بنیادگذار [[دستگاه اعداد دودویی]] است. همچنین [[حسابان|محاسبات دیفرانسیل و انتگرال]] را که در کنار [[معادله دیفرانسیل|معادلات دیفرانسیل]] زمینه بسیاری از پیشرفت‌های بشر شدند، همزمان ولی کاملاً مستقل از [[آیزاک نیوتن]] به دست آورد. همین مایه باعث اختلاف او با [[نیوتون|نیوتن]] بر سر این که کدام زودتر مبدع این علم بوده‌اند، گردید، که البته ظاهراً نیوتن پیروز این بازی شد و اکثر کشفیات به نام او ثبت شد، هرچند که نمادها و نشانه‌هایی که امروزه به‌طور گسترده استفاده می‌کنیم، نشانه‌هایی اند، که لایب‌نیتس نخستین بار به کار گرفت. (به‌طور مثال نماد dy/dx برای مشتق تابع (y(x در نقطه x یا نماد (∫) برای انتگرال)
 
در [[مکانیک کلاسیک]]، او بر این عقیده بود که زمان و مکان [[نظریه نسبیت|نسبی]] اند، در حالی که نیوتون بر عقیده خودش مبنی بر مطلق بودن زمان و مکان اصرار می‌ورزید.
 
اگرچه لایبنیتس مورخ حرفه‌ای نبود، اما به سبب حضور ش در دربار [[امرای انتخابگر|شاه‌گزین]] [[دودمان هانوفر|هانوفر]] مامورمأمور تالیفتألیف تاریخ [[خاندان برونسویک]] شد، تالیفیتألیفی که تا پایان عمر ش ادامه داشت.
 
در روزگاری که [[امپراتوری عثمانی|عثمانیان]] [[وین]] را در [[نبرد وین|محاصره]] داشتند و شاه‌گزینان آلمانی [[امپراتوری مقدس روم]] سخت در جنگ با [[ینی‌چری|سپاهیان عثمانی]] بودند، لایبنیتس سخت پی‌گیر آشتی برقرار کردن میان دولت‌های مسیحی اروپا بود و برای تشویق فرمان‌روایان این دولت‌ها به اختلافات را کنارگذاشتن، با بسیاری از ایشان، از جمله [[پتر یکم]] [[تزار|تزار روسیه]] و [[لوئی چهاردهم]] [[پادشاهی فرانسه|پادشاه فرانسه]] نامه‌نگاری می‌کرد.
لایبنیتس اهل وسعت نظر بود و می‌کوشید تمام مسالک و معتقدات بشری را باهم سازش دهد و با این که هواخواه دکارت بود، از او کورکورانه پیروی نمی‌کرد و می‌گفت: «فلسفه دکارت به‌منزله دهلیز حقیقت است، از آن باید وارد شد اما نباید آن‌جا متوقف ماند.» با این که لایبنیتس تألیفات فراوانی داشت، کتاب‌های اندکی از او به‌جا مانده‌است؛ یکی به نام ''شعور انسان'' و دیگری به نام ''خداجویی'' و هر دو این کتاب‌ها به زبان [[زبان فرانسوی|فرانسوی]] نوشته شده‌است.{{مدرک}}
 
لایب‌نیتس همچنین در [[۱۶۸۴ (میلادی)]] مجله ''نامه دانشوران'' را در [[لایپزیک]] و در [[۱۷۰۰ (میلادی)]] انجمن دانش‌های برلین را بنیاد گذاشت و خودش نخستین رییسرئیس آن شد، که بعدها به [[فرهنگستان پروس]] آوازه یافت.
 
== فلسفه ==
لایبنیتس این جهان را بهترین جهانِ ممکن برای زندگی انسان که خدا می‌توانسته بیافریند، می‌دانست و معتقد بود هیچ چیزی در جهان بیهوده نیست و حتی پدیده‌های شر مانند زلزله، قحطی و سیل، زمینه‌ساز خیر اند و این حداقل «شرّ گزاف» است، که برای خلق جهانی متعادل ممکن بوده‌است. در بحث «شرّ اخلاقی» او بر این باور بود، که اختیار و آزادی انسان عمدتاً باعث تولید شرٌ اخلاقی (مثل قتل و جنایت و دزدی…) می‌شود.<ref>تاریخچه کوتاهی از فلسفه، نایجل واربرتون، نشر ققنوس ٩٣</ref> او همچنین جهان را متشکل از ذرات بسیار کوچک و هماهنگ خداگونه به نام «مُنادها» می‌دانست و حتی کتابی به نام ''مُنادولوژی'' دارد.
 
[[الاهیات]] ش را بیش‌تر متأثر از [[باروخ اسپینوزا|اسپینوزا]] و دکارت می‌دانند. اگر آرمان خردگرایان را این بدانیم، که بر پایه [[ایده‌های فطری]] یا بنیادهای بدیهی خرد نظامی بسازند و پیش‌کشند، که گذشته از منطق، ریاضی و هندسه، شناخت جهان بیرون از ذهن را هم، با همان درجه از یقین، به دست دهد، لایب‌نیتس بیش‌تر از هر فلیسوفی به این آرمان نزدیک شد. هرچند این آرمان هرگز محقق نشد و اگرچه فلسفه لایب‌نیتس پیایند پژوهش‌های منطقی او نیست، اما او توانست دست‌کم فلسفه ش را با منطق مرتبط کند و در هم تاثیرتأثیر دهد. از دیگر سو لایب‌نیتس بیش‌تر از دیگر فیلسوفان دوره جدید از فلسفه مدرسی و مابعدالطبیعه سده‌های میانه آگاه بود. همچنین او کتاب پژوهش‌های نو را در پاسخ به [[تجربه‌گرایی|تجربه‌گرایان]]، به‌ویژه اشکال‌های [[جان لاک]] در کتاب ''پژوهش‌هایی در بارهدربارهٔ فاهمه انسان''، نوشت و از نگره ایده‌های فطری دفاع کرد.
 
=== دوگانه‌های لایبنیتس ===
 
==== حقیقت عقل و حقیقت واقع ====
سخن در بارهدربارهٔ فلسفه لایبنیتس را می‌توان از این جااین‌جا آغازید، که در نگاه او هر گزاره‌ای یا صورتی [[موضوع|موضوعی]]-[[محمول|محمولی]] دارد یا می‌توان آن را به گزاره یا گزاره‌هایی تحلیل کرد، که صورت موضوعی-محمولی داشته باشد. نیز در نگاه او حقیقت گزاره‌ای صادق است، گزاره‌ای که مطابق با واقع است، چه این واقع محقق و بالفعل باشد، چه ممکن. از همین نکته تفاوت ''حقایق عقل'' و ''حقایق واقع'' آشکار می‌شود. حقایق عقل [[ضرورت این‌همانی|گزاره‌هایی ضروری]] اند، که یا به‌خودی‌خود [[بدیهیات|بدیهی]] اند یا می‌توان به گزاره‌های بدیهی فروکاست شان، اما حقایق واقع گزاره‌هایی نه ضروری، بلکه ممکن اند، زیرا می‌توان [[نقیض]] شان را هم تصور کرد، در حالی که تصور نقیض گزاره‌های ضروری به [[تناقض]] می‌انجامد. به دیگر سخن حقایق عقل به طوربه‌طور [[پسینی و پیشینی|پیشینی]] برای ما بدیهی اند یا دستِ‌کم با استنتاجی لِمی بدیهی می‌شوند و آدمی با تصور درست موضوع و محمول به‌تنهایی به درستی و صدق شان گواهی می‌دهد، اما حقایق واقع ضروری نیستند و به طوربه‌طور پسینی از آن‌ها آگاه ایم و از همین رو برای صدق نیازمند مرجح یا دلیل کافی اند.
 
به باور لایبنیتس حقایق عقل محدود به گزاره‌های ریاضی و منطقی نیستند. بلکه هر گزاره‌ای که چیستی یا ذات اشیا را گزارش می‌دهد، ضرورت دارد، اما آن چهآنچه وابسته وجود چیزی است، حقیقت واقع است. به دیگر سخن «وجود»، در جای محمول، در هیچ موضوعی گنجیده یا مندرج نیست. وجود جزو تعریف هیچ چیزی نیست و موجوداتی که بالفعل وجود دارند، وجود شان امکانی است. این که «برادر لایبنیتس مرد است» بنا به تعریف «برادر» حقیقت عقل است، اما این که «لایبنیتس نویسنده کتاب منادولوژی است»، حقیقت واقع است، چون خود نیازمند این است، که نویسنده‌ای به نام لایبنیتس وجود داشته باشد، که دست‌به‌کار منادولوژی شود. تنها گزاره‌ای وجودی که ضروری است و نمی‌توان در شمار حقیقت‌های واقع گنجاند، گزاره «خدا هست» است. هستی خدا حقیقت عقل است و ضروری.
 
==== ضرورت مطلق و مشروط ====
از آن چهآنچه گفته شد، شاید به نظر آید، که دوگانه «حقیقت عقل-حقیقت واقع» نزد لایبنیتس کمابیش همان چیزی است، که به [[گزاره تحلیلی-گزاره ترکیبی|گزاره تحلیلی و ترکیبی]] می‌شناسیم. اما چنین نیست و لایبنیتس بر این باور است، که هر محمولی در موضوع ش گنجیده استگنجیده‌است و همه گزاره‌های صادق '''تحلیلی''' و '''ضروری''' اند. مراد ش از «تحلیل» گذشتن از امور ذاتاً پسین به امور ذاتاً پیشین و رسیدن به مفهوم‌های بدیهی اولی است. او برای مراد ش تحلیلِ اعداد را مثال می‌زند: با تحلیل اعداد بزرگ‌تر سرانجام به «یک» ها می‌رسیم. نیز «ضرورت» از نگاه او دو گونه است: ضرورت مطلق و ضرورت مشروط. لایبنیتس بر این باور است، که همه چیزهای ممکن (به امکان خاص) با هم شدنی یا ممکن (به امکان عام) نیستند. به دیگر سخن ضرورتاً انواعی هستند، که هرگز وجود خارجی نداشته اندنداشته‌اند و نخواهند داشت.
 
به باور لایبنیتس محمول در هر گزاره صادقی در خود موضوع گنجیده استگنجیده‌است. حقایق عقل، گزاره‌هایی اند، که عقل آدمی با توان تحلیل کرانمند ش به ضرورت محمول برای موضوع پی‌می‌برد، از همین رو این دسته را حقایق عقل می‌نامد. اما در بارهدربارهٔ حقایق واقع، اگرچه باز محمول در موضوع گنجیده و در نتیجه برای آن ضروری است، اما این ضرورت را دریافتن، نیاز به تحلیلی بی‌کران دارد، که از توان عقل کرانمند آدمی بیرون است. در همان مثال اعداد، حقایق عقل مانند [[عدد گویا|اعداد گویا]] اند، که با تحلیلی کرانمند به «یک» می‌رسیم، اما حقایق واقع به [[عدد گنگ|اعداد گنگ]] می‌مانند، که هرچند در [[مجموعه (ریاضی)|مجموعه]] [[عدد حقیقی|اعداد حقیقی]] جایی دارند، اما تحلیل بی‌پایان شان از توان عقل آدمی بیرون است و نمی‌تواند اعشار شان را درست معین کند. به دیگر سخن همه گزاره‌های صادق ضروری اند و از این حیث تفاوت «حقایق عقل» و «حقایق واقع» در کرانمندی و بی‌کرانی تحلیل محمول است.
به باور لایبنیتس، اگر کسی توان تحلیلی بی‌کران داشته باشد، هر گزاره صادقی نزد او ضروری خواهد بود. در باور لایبنیتس علم خداوند، که هیچ کرانی برای او نمی‌توان انگاشت، به همه گزاره‌ها ضروری است.
 
==== ضرورت متافیزیکی و ضرورت اخلاقی ====
 
=== مناد یا جوهر فرد ===
از این که از سویی محمول‌های فراوانی بر موضوعی یگانه بار می‌شوند و از سویی دیگر هر محمول در موضوع ش گنجیده است،گنجیده‌است، ناگزیر نتیجه می‌شود، که وجودی ثابت و پاینده در میان است، که تبدلات و عوارض متغیر در او گنجیده استگنجیده‌است. به باور لایبنیتس این وجود پاینده همان جوهر است، که اگر برای نمونه ظرف زمان را در نظر بگیریم، حالات پیشین و کنونی بر آن بار می‌شوند. این [[انی و لمی|استدلال انی]] یا پسینی لایبنیتس است. ما هنگامی که تصورات گوناگون را بر موضوعی یگانه بار می‌کنیم، به وجود جوهر پی‌می‌بریم. اما لایبنیتس دلیلی لمی هم برای اثبات وجود جوهر دارد. به باور او تصور ما از جوهرِ پاینده، پیش‌تر از هر چیز، از تجربه «من» ِ ثابت پدید آمده استآمده‌است.
 
نتیجه دیگری، که با توجه به بحث‌های پیشین، لایبنیتس بدان اشاره می‌کند، این است، که جوهر موجودی تام است، که واجد چنان مفهوم کاملی است، که همه محمول‌ها با همه گوناگونی شان از هم‌او برمی‌آیند.
 
== حسابان ==
 
{{پاک‌کن}}
 
== منابع ==
{{پانویس}}
 
* تاریخ فلسفه، ج۴، فردریک چارلز کاپلستون، برگردان غلام‌رضا اعوانی.
{{چپ‌چین}}
 
{{فلسفه ذهن}}
{{مستند کردن}}
{{متافیزیک}}
{{منطق}}
{{کریستیان هویگنس}}
{{فلسفه قاره‌ای}}
{{مستند کردن}}
 
{{ریاضیدان-خرد}}
{{فیلسوف-خرد}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:لایب‌نیتس، گوتفرید}}