تفاوت میان نسخه‌های «بورژوازی»

خنثی‌سازی ویرایش 28841045 از 188.213.180.189 (بحث)
(داوو)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
(خنثی‌سازی ویرایش 28841045 از 188.213.180.189 (بحث))
برچسب: خنثی‌سازی
نظریه‌های [[کارل مارکس]] طبقهٔ اجتماعی بورژوازی را به عنوان صاحبان امکانات تولید (مانند کارخانه، ماشین‌آلات و ابزار) در یک اجتماع سرمایه‌داری معرفی می‌کند. این طبقهٔ اجتماعی از راه استخدام کارگران برای به کار درآوردن سرمایهٔ خود باعث کسب درآمد برای خودشان می‌شوند. در دست داشتن امکانات تولید به بورژواها این اجازه را می‌دهد که تعداد زیادی کارگر را درازای مزد استخدام و از دسترنج کار آنها بهره و سوءاستفاده ببرند و این کارگران برای کسب درآمد چاره‌ای جز فروختن کار خود به سرمایه‌دار ندارند. از دیدگاه [[مارکسیسم]]، دو طبقهٔ پرولتاریا و بورژوازی به صورت مستقیم و دائم درگیر [[جدال طبقاتی]] هستند که در آن سرمایه‌دار درصدد سوء استفاده از کارگران هستند و در موضع مخالف، کارگران در برابر سوء استفاده مقاومت می‌کنند. این سوءاستفاده از کارگران بدین شرح است: کارگران که به صورت مستقل دارای امکانات تولید نیستند و برای به دست آوردن درآمد به استخدام سرمایه‌دار در می‌آیند. آنها برای سرمایه‌دار مشغول به تولید کالا یا خدمات می‌شوند و سرمایه‌دار صاحب این کالا یا خدمات می‌شود. سرمایه‌دار این اقلام را در برابر پول می‌فروشد و از آن پول مزد کارگران، هزینهٔ تولید و سود ([[مازاد اقتصادی|مازاد]] تولید) به دست می‌آورد. بدین صورت سرمایه‌دار می‌تواند بدون کار یا با کار کمتر از مازاد تولید کارگران سود به دست آورد. در نظریه‌های مارکسیستی، ثروت فقط از طریق کار به وجود می‌آید و از این رو، اگر کسی بدون کار کردن ثروت بدست بیاورد، این ثروت را به قیمت سوء استفاده از کار دیگران ایجاد کرده‌است.
 
== بورژوازی و مکتب پروتستان ==
== خانه‌های شمال و مرکز عراق ==
<br />
 
== پروتستانتیسم و قوانین کار ==
در نظام قدیم پیش از انقلاب فرانسه، قوانین کلیسا ۹۰ روز استراحت (۵۲ روز آخر هفته و ۳۸ روز تعطیل) برای کارگر تضمین کرده بود و کار کردن در چنین روزهایی اکیداً ممنوع بود. انگیزهٔ اصلی بی‌دین شدن بورژوازی صنعتی و تجاری، و رویگردانی آنها از [[کلیسای کاتولیک|مسیحیت کاتولیک]] همین بود. هنگامی که این بورژوازی طی انقلاب، چیرگی یافت بلافاصله روزهای تعطیل را لغو کرد و هفتهٔ ده روزه را جانشین هفتهٔ هفت‌روزه کرد. کارگران را از یوغ کلیسا رهانید تا آن‌ها را بهتر به زیر یوغ کار بکشد. نفرت از روزهای تعطیل تنها هنگامی به وضوح کامل پدیدار شد که بورژوازی مدرن صنعتی و تجاری سروسامان گرفت، یعنی بین سده‌ها ی۱۵ و ۱۶ میلادی.<ref name="ReferenceA">در ستایش تن‌آسانی، فیلیپ گدار- بهروز صفدری- چاپ اول ۱۳۹۱، نشر کلاغ- ص ۶۵</ref>