تفاوت میان نسخه‌های «زابلستان»

۵۰ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
←‏فرهنگ اساطیری زابلستان: از صفحه ویکیپدیا فارسی گرشاسب
(←‏فرهنگ اساطیری زابلستان: از صفحه ویکیپدیا فارسی گرشاسب)
دلیل دوم این است که فردوسی مردم کابلستان را از نژاد تازی دانسته نه ایرانی؛ و دلیل سوم آن که فردوسی برای کابلستان به حاکم و پادشاه مجزا قائل است که مهراب شاه نام داشته در حالی که پادشاه ایران هم‌زمان [[منوچهرشاه]] بوده.
 
== فرهنگ اساطیری زابلستان در شاهنامه فردوسی ==
در [[شاهنامه]]‌ها داستان‌های تراژدی و حماسی زیادی از فرهنگ اساطیری زابلستان نقل شده‌است که مهم‌ترین آن‌ها داستان عشق [[گرشاسپ (پهلوان)|گرشاسب]] و داستان نمادین [[سوشیانت]]، منجی [[زردشتی]] عالم بشریت است و دیگری داستان عشق [[زال]] و [[رودابه]] است که حاصل این عشق، جهان پهلوان [[ایران]] رستم زال می‌شود.
 
یکی دیگر از داستان دیگر داستان رستم و کشته شدن او توسط [[شغا]]د است.یکی از داستانهای مربوط به زابلستان، [[گرشاسپ (پهلوان)|گرشاسب]]، ظهور مجدد، با گرزگران خودش در کنار منجی موعود زردشتی، سوشیانت، در راه گسترش عدل و داد و نابودی ظلمت و تاریکی و از میان برداشتن پلیدی‌ها مبارزه می‌کند. این داستان‌ها در که برگیرنده بخش مهمی از اساطیر منطقه اساطیری زابلستان در شاهناممه فردوسی است.
 
گرشاسب پهلوان (نه پادشاه پیشدادی [[ایران]]) نگهبان تاج و تخت [[ایران]] از اجداد خانواده مادری رستم، رودابه و از نسل ضحاک یکی از حاکمان [[ایرانی]] زابلستان باستان بود که توسط نیهاک مسموم شد و به خواب رفت. در سنّت مزدیسنان گرشاسب، یکی از جاویدانیهاست، نمرده فقط بخواب رفته است. در آخرالزمان وقتیکه دگرباره ضحّاک از کوه دماوند زنجیر بگسلاند گرشاسب نیز از خواب برخاسته او را هلاک خواهد کرد. گرشاسب از جملهٔ یاران موعود زرتشتی است که در نو نمودن جهان و برانگیختن مردگان و آراستن رستاخیز با سوشیانس همراهی خواهد نمود <ref>فقره ۷ از فصل ۲۹ از بندهش</ref>
 
گفته می‌شود که اصلاً نام زابلستان که در اصل زاولستان بوده از نام پدر گرشاسب که [[زو (شاهنامه)|زو]] یا بنا به روایاتی «زاب» نام داشته اخذ شده‌است.
۲۳۶

ویرایش