تفاوت میان نسخه‌های «محسن بن علی»

۱٬۶۸۶ بایت حذف‌شده ،  ۶ ماه پیش
بدون خلاصه ویرایش
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری حذف حجم زیادی از مطالب منبع‌دار
میزان الاعتدال - الذهبی - ج۱ - ص ۱۳۹ قابل دسترسی در [http://islamport.com/w/trj/Web/1240/141.htm اینجا]</ref><ref>((قال إن عمر ضرب بطن فاطمة یوم لبیعة حتی ألقت المحسن من بطنها))
بالوفیات، الصفدی، ج ۶ ص ۱۵. صفحهٔ ۱۲۴۳</ref>.<ref>((فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ… وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ)) اثبات الوصیه مسعودی ص ۱۵۴–۱۵۵</ref> سید جعفر شهیدی، نویسنده شیعه، رویداد تهدید به آتش زدن را تأیید می‌کند. از نظر او با توجه به اینکه شیعیان یا دسته‌های سیاسی موافق آن‌ها در سنین اول هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به علاوه او بیان می‌دارد که برخی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی (اندلس) هم آمده‌است. اما در مورد اینکه «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می‌خواسته‌اند با زور به درون خانه راه یابند و او که پشت در بوده‌است، صدمه دیده» به صرف گفتن اینکه «در آن گیر و دارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده باشد» بسنده نموده‌است.<ref>زندگانی حضرت زهرا نوشته سید جعفر شهیدی قابل دسترسی در [http://www.tebyan.net/index.aspx?CONTENT=&PageIndex=18&METADATAID=736&PERSONALID=0&PID=102834&PageSize=1&VOLUME=1&NAVIGATEMODE=TextSearch&BOOKID=17058&PARENTID=0 اینجا] صص ۱۶، ۱۹ و ۲۰</ref>
 
ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتيب دينوري (معروف به ابن قُتَيبَة) در گذشته سال 276 هجري، در کتاب خود بنام الامامة والسياسة جلد اول صفحه  12، چاپ سوم، 2 جلد در يک مجلد، تحت عنوان کيفَ کانَت بيعة علي أبي طالب کرَّمَ الله وجهه (علي کرم الله وجهه چگونه بيعت کرد) با ذکر سند از عبدالله بن عبدالرحمن انصاري روايت کرده که گفت: همانا روزي ابوبکر از عده اي که از بيعت با او سرپيچي کرده و نزد علي جمع شده بودند، سراغ گرفت. پس عمر را به دنبال آنها ـ که در خانه علي جمع شده بودند ـ فرستاد، پس آنها از خارج شدنِ از خانه خودداري نمودند، در اين هنگام عمر دستور داد که هيزم حاضر کنيد و خطاب به اهل خانه گفت: «قسم به آن کس که جان عمر در دست اوست بايد خارج شويد و الا خانه را با اهلش به آتش مي کشم.» شخصي به عمر گفت: اي ابا حفض، آيا مي داني در اين خانه فاطمه است؟! عمر گفت: اگر چه فاطمه در خانه باشد!<ref>{{یادکرد وب|نشانی=https://www.yjc.ir/fa/news/4324123/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%A7%D9%87%D9%84-%D8%B3%D9%86%D8%AA|وبگاه=www.yjc.ir|بازبینی=2020-05-17}}</ref>
 
در همان کتاب جلد 1 صفحه 13 با ذکر سند مي گويد: ... پس از چندي که گذشت عمر به ابوبکر گفت بيا تا نزد فاطمه برويم، چرا که ما او را به غضب درآورده ايم. پس به اتفاق يکديگر نزد فاطمه رفته واز او اجازه ورود گرفتند، لکن فاطمه به آنها اجازه ورود نداد، ناچار نزد علي آمده و با او سخن گفتند، تا آنکه آنها را بر فاطمه وارد کرد. پس همين که آن دو نزد فاطمه نشستند، فاطمه صورت خود را به ديوار برگرداند. در اين هنگام آن دو به فاطمه سلام کردند، لکن او جواب سلام آنها را نداد، لذا ابوبکر شروع به سخن کرده و گفت: اي حبيبه رسول خدا آيا ما در مورد ارث پيامبر و همچنين در مورد شوهرت تو را به غضب درآورديم؟ فاطمه گفت: چه مي شود تو را، که اهل و خانواده ات از تو ارث ببرند، لکن ما از محمد ارث نبريم! سپس فاطمه گفت: آيا اگر حديثي از پيامبر را به ياد شما بياورم قبول مي کنيد، و به آن اعتقاد پيدا مي کنيد؟ عمر و ابوبکر گفتند: آري. پس فاطمه گفت: شما را به خدا قسم آيا از پيامبر نشنيديد که مي گفت: «رضايت فاطمه، رضايت من و غضب فاطمه، غضب من است. پس هر کس فاطمه دختر مرا دوست داشته باشد، همانا مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را راضي کند مرا راضي کرده است و هر کس فاطمه را به غضب آورد، همانا مرا به غضب آورده است».
کاربر ناشناس