تیتوس آندرونیکوس: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۱۶۲ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
{{پایان چندستونه}}
 
== داستان ==
== چینش نمایش نامه ==
=== پرده اول ===
تراژدی تیتوس آندرونیکوس نمایش‌نامه‌ای است که شخصیت‌ها و اعمال انجام داده در آن خیالی و عاری از واقعیت‌های تاریخی است. این نمایش‌نامه دربردارنده ۵ پرده است که این پرده‌ها هر کدام به ترتیب دارای: ۱، ۴، ۲، ۳ و ۳ صحنه هستند.
* '''''صحنه اول (رم)''''': بعد از مرگ امپراتور روم، دو پسر او یعنی ساتورنینوس و باسیانوس برای کسب عنوان پادشاهی سعی در متعاقد کردن مردم دارند که آنها برای حکومت شایسته‌تر هستند. این در حالی است که تیتوس آندرونیکوس سردار محبوب و قدرتمند روم به تازگی از نبردی ده ساله با [[گوت‌ها]] برگشته و ملکه آنها و پسرانش را به اسیری آورده که خدمت بزرگی برای روم محسوب می‌شود. مارکوس آندرونیکوس برادر تیتوس و [[تریبون]] روم مردم را مجاب می‌کند که تیتوس برای جانشینی امپراتور فقید مناسب‌تر است. تیتوس به انتقام خون پسرش که در این جنگ کشته شد، فرزند ارشد تامورا، آلاربوس را با وجود التماس های مادرش تامورا [[هبه (قربانی)|قربانی می‌کند]] و تامورا عهد می‌کند که انتقام این کار به مشابه ملکه [[تروآ]] از تیتوس بگیرد. <ref group = "پانویس"> پس از آنکه تروآ نابود شد، هکوبا (Hecuba) ملکه تروآ به عنوان کنیز به شاه تراس (تراکیا) داده شد. هکوبا به انتقام مرگ پسرش دو پسر این شاه را کشت و خودش را نیز کور کرد. </ref> تیتوس که به گفته‌ی سولون <ref group="پانویس"> سولون (Solon) حکیم و قانونگذار یونانی گفته بود: '''''نمی‌توان کسی را سعادتمند خواند مگر وقتی که مرده باشد. </ref> معتقد است چندان برای پسرانش نگران نیست و آنها را سعادتمند میداند. مارکوس به تیتوس اطلاع می‌دهد که مردم او را برای پادشاهی برگزیده‌اند ولی تیتوس این منصب را نمی‌پذیرد چون خود را برای حکومت نامناسب می‌داند. ساتورنینوس که فرصت را مناسب می‌داند مجدداً برای کسب امپراتوری سعی در جلب نظر مردم دارد و تیتوس هم از او حمایت کرده و در نهایت ساتورنینوس به عنوان پادشاه انتخاب می‌شود. ساتورنینوس برای تشکر از تیتوس به لاوینیا، دختر تیتوس تقاضای ازدواج می‌دهد تا او را به ملکه روم تبدیل کند ولی قرار ازدواج لاوینیا قبلاً با باسیانوس گذاشته شده بود. تیتوس میل ندارد دخترش را به باسیانوس بدهد ولی او با کمک پسران تیتوس لاوینیا را فراری می‌دهد. تیتوس که آبروی خود را بر باد رفته می‌بیند با خشونت پسرش موتیوس را که قصد فراری دادن لاوینیا را دارد می‌کشد. ساتورنینوس که فکر می‌کند تیتوس قصد تحقیر دارد او را تحقیر کند با تامورا قرار ازدواج گذاشته و اورا به پانتئون (معبد خدایان) می‌برد تا در آنجا با هم ازدواج کنند. تیتوس هم در مقبره خانوادگی خود موتیوس را به خاک می‌سپارد. تامورا، ساتورنینوس را مجاب می‌کند که با تیتوس خوش‌رفتاری کند چون تیتوس اعتبار زیادی پیش مردم دارد. ساتورنینوس برخلاف میل باطنی از تیتوس معذرت خواهی کرده و همه برای انجام مراسم عروسی راهی معبد خدایان می‌شوند.
 
=== پرده دوم ===
== خلاصه نمایش نامه ==
* '''''صحنه اول (روبروی قصر پادشاه)''''': هارون عربی است که به همراه اسرای جنگی به روم آورده شد. او معشوقه‌ی پنهانی تامورا است و از اینکه تامورا در روم به مقام بالایی رسیده، خوشحال است. پسران تامورا که دچار علاقه‌ای شدید به لاوینیا شده‌اند، قصد دارند به هر ترتیبی که شده به او دست بیابند، حتی به قیمت کشتن باسیانوس که با لاوینیا ازدواج کرده است. هارون هم در این نقشه با آنها کمک می‌کند.
تراژدی تیتوس آندرونیکوس پس از گذر مدنی کوتاه از مرگ امپراتور روم آغاز می‌شود، جای که دو پسر او ساتورنینوس (پسر بزرگتر و جانشین واقعی امپراتور) و باسیانوس برای نمایندگان و مردم در جایگاه تریبون [[کاپیتول (ابهام‌زدایی)|عمارت پارلمان]] به جهت جانشینی پس از امپراتور در حال سخنرانی هستند. در این هنگام مارکوس آندرونیکوس اعلام می‌کند که گزینه محبوب [[امپراتوری روم]] از سوی مردم برادرش، تیتوس، است. مارکوس در این باره می‌گوید: ''مردم همصدا تیتوس را به عنوان امپراتوری برگزیدند چون هیچ‌کس از لحاظ لیاقت ، شجاعت و شهامت در روم از او بالاتر نیست، او از طرف سنا، از نبردهای طولانی که بر ضد [[گوت‌ها]] داشته، بر آنان پیروز شده و اکنون به روم بازگشته است.''{{سخ}}
* '''''صحنه دوم (جنگل)''''': تیتوس و ساتورنینوس و همراهان برای شکار به جنگل می‌آیند در حالی که ملکه و پسرانش نقشه‌ی شومی در سر دارند.
سپس یکی از سروان‌های رومی اعلام می‌کند که طی مراسم [[تریومف]]، تیتوسِ پیروز وارد صحنه می‌شود. هم‌چنین به همراه تیتوس چند زندانی نیز وارد صحنه می‌شوند؛ تامورا شهبانو گوت‌ها و هم‌چنین هارون (معشوقه تامورا که با او رابطه جنسی دارد ولی کسی از این رابطه اطلاع ندارد) و سه پسر تامورا. علی‌رغم استدعای تامورا برای بخشیدن او و پسرانش، تیتوس پسر بزرگ تامورا به نام آلاربوس را به خونخواهی از کشته‌شدن پسرش در جنگ با گوت‌هادر [[قربانگاه]] با پافشاری لوسیوس جوان [[هبه (قربانی)|هبه]] می‌کند. به همین دلیل، تامورا و دو پسرش، دیمیتریوس و کایرون، با خود پیمان می‌بندند که انتقام این عمل را از تیتوس بگیرند. در خلال این ماجرا تیتوس از پذیرفتن پیشنهاد تاج و تخت امتناع می‌ورزد و از انتخاب ساتورنینوس به عنوان جانشین اصلی حمایت می‌کند. سپس ساتورنینوس پس از سپاس‌گزاری از تیتوس به دلیل حمایت از او برای رسیدن به [[پادشاهی روم]]، به او اعلام می‌کند که مایل است با دخترش، لاوینیا، ازدواج کند. تیتوس هم موافقت می‌کند، حال آن‌که لاوینیا [[نامزدی|نامزد]] باسیانوس، برادر کوچک‌تر ساتورنینوس است. باسیانوس در این امر که لاوینیا نامزد اوست پافشاری می‌کند و پسران تیتوس (و البته برادرش، مارکوس) به پدرشان گوشزد می‌کنند که بر پایه [[حقوق روم]] لاوینیا حق باسیانوس است و هیچ‌کسی طبق این قوانین نمی‌تواند حق کسی را از صاحب آن بستاند. اما تیتوس گمان می‌برد که پسرانش قصد [[خیانت]] به او و پادشاه جدید روم را دارند. در این خلال مارکوس آندرونیکوس به همراه باسیانوس و لاوینیا از اتاق خارج می‌شوند و تیتوس تلاش می‌کند که مانع بیرون رفتن آنها شود که پسرش موتیوس مانع از این کار می‌شود. تیتوس با عتاب بر پسرش او را شرور می‌نامد و سپس او را می‌کشد. آنگاه تیتوس فریاد می‌زند که خائنان لاوینیا را به امپراتور بازگردانید که نوه‌اش لوسیوس جوان، به پدربزرگش می‌گوید که هیچ‌گاه نخواهم گذاشت که لاوینیا همسر پادشاه شود زیراکه قول مشروع ازدواج او به باسیانوس داده شده‌است.{{سخ}}[[پرونده:Titus - Smith.jpg|300px|چپ|بندانگشتی|تابلو نقاشی شده از استدعای لاوینیا به تامورا برای آنکه بر او رحم شود تا پسران تامورا به او تجاوز نکند. نقاشی از پرده دوم، صحنه سوم]] ساتورنینوس پس از شنیدن ماجرا، خانواده آندرونیکوس را به دلیل جسارت‌شان در تصمیم پادشاه تقبیح می‌کند و اعلام می‌کند که دیگر با لاوینیا ازدواج نخواهد کرد و از قصدش برای ازدواج با شهبانو اسیرشده گوت‌ها، تامورا خبر می‌دهد. تامورا این پیشنهاد را می‌پذیرد و با وجود آن‌که نقشه خونخواهی از خانواده آندرونیکوس را هم‌چنان در سر دارد به ساتورنینوس پیشنهاد می‌دهد که باسیانوس و خانواده آندرونیکوس را [[عفو]] کند که ساتورنینوس با اکراه حکم به عفو آنان می‌دهد.{{سخ}}
* '''''صحنه سوم (جنگل)''''': تامورا و هارون در این گوشه از جنگل مشغول فراهم کردن نقشه‌ای برای انتقام از تیتوس هستند. لاوینیا و باسیانوس هم که به آنجا رسیده‌اند متوجه خیانت تامورا به ساتورنینوس می‌شوند چون در حالی که ساتورنینوس و تیتوس در آن گوشه از جنگل به شکار مشغول هستند، تامورا مخفیانه مشغول معاشقه با هارون است. چیرون و دمتریوس که به دنبال لاوینیا آمده‌اند برای از سر راه برداشتن باسیانوس درنگ نمی‌کنند و او را به جرم افترا بستن به ملکه می‌کشند. بعد هم جسد او را درون گودالی که از پیش توسط هارون مشخص شده انداخته و لاوینیا را به درون جنگل می‌کشند تا به او تجاوز کنند. هارون، دو پسر تیتوس یعنی کوئینتوس و مارتیوس را برای دیدن پلنگی که شکار کرده به کنار گودالی می‌آورد ولی مارتیوس به داخل همان گودالی که جسد باسیانوس در آن است افتاده و کوئینتوس هم در حین بالا کشیدن او داخل گودال می‌افتد. تامورا و هارون با فریب دادن ساتورنینوس، پسران تیتوس را قاتل معرفی کرده و آنها دستگیر شده و برای مجازاتی سنگین به روم برده می‌شوند.
پس از مدتی هارون در خلال یکی از شکارهای سلطنتی با معشوقه خود تامورا که اکنون ملکهٔ روم است، تنها شده بود که به ناگاه باسیانوس و همسرش لاوینیا آن‌ها را می‌بینند و پس از گفتگوی کوتاه مابینشان، به تامورا می‌گویند که خیانت او را به گوش پادشاه خواهند رساند. با این وجود هارون، دیمیتریوس و کایرون (پسران تامورا) را به کشتن باسیانوس ترغیب می‌کند. آنها پس از کشتن باسیانوس جسدش را به درون گودالی پرتاب می‌کنند. سپس آنها به زور لاوینیا را به اعماق جنگل می‌برند و پس از [[تجاوز جنسی|تجاوز]] به او، برای آن‌که ماجرا در جای درز نکند زبان و دو دست لاوینیا را قطع می‌کنند. سپس هارون با طراحی یک دسیسه و جعل سند اعلام می‌کند که کینتوس و مارتیوس (پسران تایتوس) باسیانوس را کشته‌اند. ساتورنینوس پس از وحشت از کشته شدن برادرش حکم به دستگیری پسران تیتوس می‌دهد و دستور می‌هد که آنها را در خفا [[اعدام]] کنند.{{سخ}}
* '''''صحنه چهارم (جنگل. مکانی ساکت)''''': چیرون و دمتریوس لاوینیا را [[مثله]] کرده و در جنگل رها می‌کنند به طوری که نتواند حقیقت را فاش کند. مارکوس هم که به آنجا رسیده او را پیدا کرده و با غم و اندوه فراوان او را به نزد تیتوس می‌برد.
پس از چند روز مارکوس بدن مثله شده و نیمه جان برادرزاده‌اش، لاوینیا را در جنگل پیدا می‌کند و بدن آن را به نزد پدرش، تیتوس، می‌آورد. تیتوس که هم‌چنان از اتهامات وارده به پسرانش شوکه شده بود با دیدن بدن مثله شده دخترش غمی افزون‌تر بر او چیره می‌شود. سپس هارون به دروغ از سوی پادشاه پیامی آورد که پادشاه گفته است اگر تو خواهان آنی که پسرانت بخشیده شوند باید یکی از دستان خود یا برادرت مارکوس را قطع کنی و به نزد پادشاه بفرستی. تیتوس نیز با این امر موافقت می‌کند و اجازه می‌دهد که هارون دست او را ببرد تا ساتورنینوس پسرانش را ببخشد. اما در برگشت، قاصدی سر دو فرزند او را برایش می‌آورد.{{سخ}}
 
پس از مدتی لاوینیا، هویت مهاجمان به خود را با عصا بر روی خاک می‌نویسد. در این خلال هارون که طی رابطه جنسی با معشوقه‌اش، تامورا (زن پادشاه)، صاحب فرزندی دورگه (سیاه و سفید) شده بود برای در امان ماندن از خشم اجتناب ناپذیر پادشاه تصمیم می‌گیرد که برای مخفی ماندن این تولد نامشروع، پرستار و قابله را بکشد و بچه را از شهر بیرون ببرد. در حین فرار از روم در بیرون از شهر هارون، توسط ارتش لوسیوس که قصد حمله به روم را داشتند به همراه کودک دستگیر می‌شوند. لوسیوس فرمان می‌دهد که هارون و بچه را بکشند اما هارون در قبال شرح تمام نقشه‌ها و دسیسه‌هایش سعی می‌کند که جان کودکش را نجات دهد.
=== پرده سوم ===
* '''''صحنه اول (خیابانی در روم)''''': کوئینتوس و مارتیوس به جرم قتل برادر پادشاه به اعدام محکوم شده‌اند. تیتوس که تحمل این بی‌عدالتی را ندارد به مقامات التماس می‌کند تا پسرانش را نجات دهد ولی هیچ کس به تیتوس اهمیت نمی‌دهد و تیتوس با عجز و لابه روی زمین می‌گرید. لوسیوس که قصد آزاد کردن برادرانش را دارد محکوم به تبعید از روم می‌شود. مارکوس هم لاوینیا را پیش تیتوس آورده و تیتوس با دیدن لاوینیا در این حال از فرط غم و اندوه کمر خم می‌کند. هارون پیش آنها آمده و اعلام می‌کند که پادشاه حاضر است در ازای دست بریده‌ی یکی از آنها حکم عفو پسران تیتوس را بدهد. تیتوس و مارکوس و لوسیوس بر سر اینکه کدام دست باید قطع شود جدال می‌کنند و در نهایت هارون دست تیتوس را قطع کرده و می‌برد ولی در عوض آن سر دو پسرش را تحویل می‌دهد. تیتوس که دیگر تحمل این غم و اندوه را ندارد به پسرش لوسیوس فرمان می‌دهد که به نزد گوت‌ها رفته و سپاهی را گرد بیاورد و به روم حمله کند تا انتقام بگیرد.
* '''''صحنه دوم (مجلس ضیافتی در خانه تیتوس)''''': تیتوس در این صحنه قصد دارد وانمود کند که بر همه چیز تسلط دارد و غم و اندوه را از خود را از خود دور کرده ولی رفتار او مشخص می‌کند که از شدت غم درونی در شرف دیوانه شدن است.
 
=== پرده چهارم ===
* '''''صحنه اول (رم. باغ خانه‌ی تیتوس)''''': لاوینیا قصد دارد عاملان این جنایت نسبت به خود را به تیتوس معرفی کند برای همین با کمک تکه چوبی روی شن اسم چیرون و دمتریوس را نوشته و همه متوجه می‌شوند که پسران تامورا مرتکب این عمل قبیح شده‌اند. تیتوس شروع به طرح نقشه‌ای می‌کند تا به فجیع‌ترین شکل ممکن انتقام دخترش را از تامورا بگیرد.
* '''''صحنه دوم (اتاقی در قصر)''''': پسر لوسیوس به فرمان پدربزرگش هدایایی را مزین به اشعاری برای چیرون و دمتریوس می‌فرستد. آنها مطمئن می‌شوند که تیتوس از عمل آنها خبر دارد و قصد دارد غیر مستقیم این را به آنها بفهماند. از آن سو تامورا که در وضع حمل است کودکی را متولد می‌کند که در واقع نتیجه رابطه‌ی هارون و تامورا است و رنگی سیاه دارد. پسران تامورا قصد دارند این کودک را بکشند ولی هارون مانع شده و برای اینکه راز آنها برملا نشود پرستاری که بچه را آورده میکشد و یک کودک دیگر که والدین فقیری دارد را با طلا خریده و به جای فرزند امپراتور جا میزند، بعد هم به همراه کودکش که حاصل رابطه‌ای گناه آلود است به سمت گوت‌ها می‌رود تا فرزندش را بزرگ کند.
* '''''صحنه سوم (مکانی عمومی)''''': تیتوس برای دادخواهی به خدایان گوناگون متوسل شده و با ارسال تیر‌هایی به سمت آنها قصد دارد از ساتورنینوس در نزد آنها شکایت کند. بعد هم نامه‌ای از جانب خود به دلقک داده تا آن را به ساتورنینوس تحویل دهد.
* '''''صحنه چهارم (قصر پادشاه)''''': ساتورنینوس که نامه‌های تیتوس را که بوسیله تیر در سرتاسر شهر پخش شده را دریافت کرده و از این گستاخی تیتوس به شدت عصبانی می‌شود به طوری که بعد از دریافت نامه‌ای که به دست دلقک آورده شده، دستور اعدام دلقک را صادر می‌کند. بعد هم به نگهبانان فرمان می‌دهد تا تیتوس را دستگیر کنند ولی خبر می‌رسد که لوسیوس با سپاهی از گوت‌ها راهی روم شده تا انتقام بگیرد. ساتورنینوس می‌داند که این برای حکومتش بسیار خطرناک است برای همین امیلیوس را برای مذاکره به نزد لوسیوس می‌فرستد.
 
=== پرده پنجم ===
* '''''صحنه اول (دشت‌های اطراف روم)''''': لوسیوس به همراه گوت‌ها که از اعمال ساتورنینوس در خشم هستند و تیتوس را هم به عنوان دشمن و هم به عنوان یک مرد دلیر می‌شناسند با لوسیوس هم‌دست شده‌اند. در راه روم آنها هارون را به همراه کودکش دستگیر کرده و قصد کشتن هر دو را می‌کنند ولی هارون در ازای گفتن حقایق تقاضا می‌کند که آن کودک را زنده بگذارند. وقتی لوسیوس روایت این‌همه جرم و جنایت را از هارون می‌شنود و خوشحالی او را از انجام این کارها می‌بیند فرمان می‌دهد که او را به روم بیاورند چون مرگ سریع جواب چنین جنایت‌هایی نیست. بعد از این امیلیوس به آنجا آمده و درخواست مذاکره در خانه‌ی تیتوس را می‌دهد و لوسیوس می‌پذیرد.
* '''''صحنه دوم (روبروی خانه‌ی تیتوس)''''': تامورا و پسرانش که خود را در قالب خدایان انتقام و قتل و بی‌عفتی در آورده‌اند برای گول زدن تیتوس به نزد او می‌روند تا اورا مجاب کنند که پسرش لوسیوس را به روم فرا بخواند و تیتوس هم که به عمد خود را به دیوانگی زده حرف آنها را قبول می‌کند. تامورا برای اطلاع دادن به ساتورنینوس می‌رود و پسرانش را نزد تیتوس می‌گذارد. تیتوس هم آنها را گرفته و گلویشان را می‌برد و به شکلی رعب آور خون آنها را گرفته و از پودر استخوانشان غذا درست می‌کند!
* '''''صحنه سوم (صحن خانه‌ی تیتوس)''''': جشنی برای صلح در خانه تیتوس برگذار شده در حالی که غذای این جشن لاشه‌ی پسران ملکه است. در این جشن خون آلود تیتوس لاوینیا را برای پایان دادن به رنجش می‌کشد. ساتورنینوس از این کار متعجب می‌شود و تیتوس به آنها می‌گوید که پسران شهوت ران تامورا مرتکب تجاوز به لاوینیا شده‌اند. امپراتور آنها را احضار می‌کند ولی تیتوس به همه می‌گوید که آنها در شکم ملکه و پادشاه و در غذای آنها هستند بعد هم تامورا را می‌کشد. ساتورنینوس به انتقام تیتوس را کشته و لوسیوس در عملی متقابل ساتورنینوس را می‌کشد. لوسیوس به عنوان امپراتور جدید روم انتخاب شده و جسد لاوینیا و تیتوس با احترام در مقبره به خاک سپرده می‌شود و جسد ساتورنینوس نیز در کنار پدرش دفن می‌شود ولی تامورا دفن نشده و بدنش را در بیابان می‌اندازند تا خوراک حیوانات شود. هارون نیز که ابدا متاسف کارهایی که انجام داده نیست تا سینه در خاک قرار می‌گیرد تا از گرسنگی بمیرد. لوسیوس عهد می‌کند که روم را با عدل و انصاف اداره کند.
 
== منابع ==
۴۴۵

ویرایش