تفاوت میان نسخه‌های «سوروس اسنیپ»

جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
(←‏دوران کودکی: اشتباهات اصلاح شد)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با نرم‌افزار تلفن همراه ویرایش توسط نرم‌افزار اندروید
جز (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
| bgcolor = black
| fgcolor = white
| تولد = {{تاریخ تولد|1959۱۹۵۹|۱|۹}}
| مرگ = {{تاریخ مرگ و سن|۱۹۹۸|۵|۲|۱۹۶۰|۱|۹}}
| جنسیت = مرد
== زندگی‌نامه ==
=== دوران کودکی ===
سوروس اسنیپ زاده ۹ ژانویه 1959۱۹۵۹ از [[آیلین پرنس]] [[جادوگر|(جادوگر خالص)]] و توبیاس اسنیپ [[مشنگ (هری پاتر)|(دورگه)]] است. از این جهت وی یک جادوگر نیمه خالص یا دورگه بوده‌است. با توجه به شرم از پدر غیر جادوگر، اسنیپ همواره خود را از خانواده اصیل و جادوگر مادرش می‌دانست و با [[نام خانوادگی]] مادر خود [[نام مستعار]] و پنهانی ''شاهزاده دورگه'' را برای خویش انتخاب نمود. سوروس معمولاً تنها بود و قربانی بی‌توجهی‌های فیزیکی و رفتاری و توهین از جانب والدین می‌شد. این بی‌توجهی‌ها موجب تأثیرگذاری در شخصیت وی شد و در حین بلوغ و بعد از آن ویژگی‌های تندخویی و رفتارهای خشنی در او پدید آمد.
 
والدین سوروس ساکن یک منطقه مشنگ بودند که در مجاورت یک رودخانه بود و ''بن‌بست اسپینر'' نام داشت. در تابستان سال‌هایی که سوروس اسنیپ در هاگوارتز تحصیل می‌کرد نیز این [[بن‌بست]] محل زندگی او بود. «بن‌بست اسپینر» منطقه‌ای فقیرنشین با معابر سنگفرش شده‌است که در پیرامون آن چراغ‌های شکسته، کارخانه‌های خارج از رده و منازل قدیمی و کهنه به چشم می‌خورد. [[لیلی پاتر|لی‌لی اونز]] (لی لی پاتر) و خانواده‌اش در منطقه‌ای در مجاورت و نزدیکی «بن‌بست اسپینر» زندگی می‌کردند. گاهی اوقات سوروس اسنیپ او و رفتارهایش را نگاه می‌کرد تا اینکه متوجه شد یک جادوگر است. وی با لی‌لی ارتباط برقرار کرد و با هم دوست شدند و این درست آغاز و توسعه رفتار دوستانه‌اش با لی‌لی بود؛ چرا که تا آن لحظه هیچ دوست و ارتباط دوستانه‌ای نداشت. در طول این مدت، اسنیپ دشمنی و خصومت خود را با [[پتونیا دورسلی|پتونیا]] (خواهر لی‌لی و سرپرت [[هری پاتر (شخصیت)|هری پاتر]]) نشان داد. این خصومت بیشتر به جهت آن بود که پتونیا یک مشنگ بود اما از جهاتی دیگر نیز به آن دلیل بود که پتونیا موقعیت و لباس‌های خاص او را تحقیر و مسخره می‌کرد. اطلاعات آن دوران بنا بر خاطرات اسنیپ حاکی از آن است که وی کودکی خام به نظر می‌آمد و دوستی با دیگران برای او بسیار سخت بوده‌است. به نوعی از دیدگاه او ارتباط دوستانه و نزدیک با مشنگ‌ها می‌توانست دردسر ساز باشد که یکی از این مشنگ‌ها پدر خود سوروس اسنیپ بود. هم او و هم لی‌لی اونز در [[دوران کودکی]] مهارت جادو کردن بدون چوبدستی جادویی را پیش از عازم شدن به هاگوارتز به همدیگر نشان داده بودند.
 
=== سال‌های هاگوارتز ===
سوروس اسنیپ دعوت مدرسه [[هاگوارتز]] را قبول کرد و در سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۸ وی [[دانش آموز]] این مدرسه بود و در گروه [[اسلیترین]] قرار داشت. در آن زمان سرپرستی گروه اسلیترین را [[هوریس اسلاگهورن|پروفسور هوریس اسلاگهورن]] (استاد معجون‌سازی) عهده‌دار بود. اسنیپ در راه اعزام به مدرسه یمدرسهٔ هاگوارتز برای آغاز نخستین سال تحصیلی خود به همراه لی‌لی اونز در قطار هاگوارتز نشسته بود و آن جا برای نخستین بار [[جیمز پاتر]] و [[سیریوس بلک]] را دید. دشمنی آن‌ها از جایی آغاز شد که پاتر و بلک نام مستعار خفت‌آور «اسنیولوس» را برای او انتخاب کردند.
 
اسنیپ به دعوت پروفسور اسلاگهورن به عضویت ''باشگاه اسلاگ'' درآمد و احتمالاً علت این دعوت استعداد برجسته و هنر او در معجون‌سازی بوده‌است. پروفسور اسلاگهورن با وی به عنوان یک دانش آموز عکس یادگاری انداخت و کتاب معجون‌سازی پیشرفتهٔ او را گرفت. در حالیکه تصویر سوروس اسنیپ در کنار تصاویر بسیاری از برگزیده‌های پروفسور اسلاگهورن قرار داشت، اسلاگهورن چندان آینده روشن و امیدوارانه‌ای را برای اسنیپ پیش‌بینی نمی‌کرد.
سوروس اسنیپ از همان سال‌های نخست تحصیل خویش در هاگوارتز استعداد و گرایش به جادوهای سیاه را داشته‌است؛ به‌طوری‌که در همان سال اول تحصیلی خود از دانش آموزان سال هفتمی نیز نفرین و طلسم‌های بیشتری را می‌دانست و به آن‌ها تسلط داشت. او با چند نفر از اسلیترینی‌ها از جمله «آوری» و «مالسیبر» دوست بود که بعدها مرگخوار شدند و بعد از آن نیز ارتباط دوستانه‌ای را در حیطه مرگخوار بودن با [[ایوان روزیه]] و [[بلاتریکس لسترنج]] آغاز نمود. سوروس اسنیپ همچنین ارتباط دوستانه دیگری را با [[لوسیوس مالفوی]] داشت که در نخستین سال تحصیل اسنیپ در هاگوارتز او یک دانش آموز ارشد بود و استقبال گرمی از گروه‌بندی شدن اسنیپ در اسلیترین کرد و با او همواره دوستانه و مهربانانه برخورد می‌نمود. از این جهت این مورد را می‌توان از علت‌هایی دانست که سوروس اسنیپ همواره در دوره تدریس خود و دوره تحصیلی هری پاتر از [[دراکو مالفوی]] (فرزند لوسیوس) حمایت و پشتیبانی می‌کرد. همچنین [[ریموس لوپین]] و [[پیتر پتی گرو|پیتر پتی‌گرو]] نیز از همکلاسیان اسنیپ بودند.
 
جیمز پاتر و گروه دوستانش در سال‌های حضور در هاگوارتز همواره از افرادی بودند که با اسنیپ نزاع و درگیری داشتند. از نخستین دیدار آن‌ها در [[هاگوارتز اکسپرس|قطار هاگوارتز]]، اسنیپ تمایل خود برای حضور در گروه اسلیترین را در مقابل جیمز پاتر بیان کرد. طبق خاطرات ضبط شده، جیمز پاتر با بهره از افسون '''«له وی کورپس»''' اسنیپ را به‌طور وارون از هوا آویزان ساخته بود و با بالا و پایین کشیدن اسنیپ به کمک این افسون موجب شد تا لباس زیر او در مقابل دیدگان بسیاری از دانش آموزان هاگوارتز از جمله لی‌لی اونز آشکار گردد. لی‌لی اونز قصد داشت تا برای دفاع از وی گام بردارد اما اسنیپ از بازیابی هویت از دست رفته خود به کمک دفاع یک دختر خشمگین شد و لی‌لی اونز را ''«خون لجنی»'' خواند. لی‌لی هرگز حاضر به بخشیدن او به خاطر این توهین نشد؛ حتی وقتی که اسنیپ عذرخواهی از لی‌لی کرد و بی شک این خاطره بدترین خاطره سوروس اسنیپ بوده‌است که هری،پسرهری، پسر جیمز پاتر در سال پنجم تحصیلش در هاگوارتز این خاطره را به صورت کاملاً اتفاقی در قدح اندیشه دید که باعث خشم فراوان سوروس اسنیپ از او و اخراجش از دفتر شد.
 
سیریوس بلک - که از خاندان خویش که دارای خون اصیل جادوگری و والدینی عالی مقام بودند جدا شده و نفرت را به جادوگران مشابه و هم منزلت خاندان خود بروز داده بود - از روی کینه یا برای دست انداختن سوروس اسنیپ، خواست تابا تحریک حس کنجکاویش او را در شبی که ریموس لوپین در حالت گرگینه در مهمانخانه شیون آوارگان قرار گرفته بود، از طریق راهی که از میان ریشه‌های بید کتک زن به آنجا می‌رسید، به آن مهمانخانه بفرستد. جیمز پاتر متوجه شد که چه اتفاقی در حال رخ دادن است؛ به دنبال اسنیپ رفت تا از رویارویی وی با ریموس لوپین در ساختمان «شیون آوارگان» جلوگیری کند و جان او را حفظ نماید. [[آلبوس دامبلدور]] دربارهٔ این موضوع (گرگینه بودن لوپین) از سوروس اسنیپ خواست تا رازدار باشد و از این جهت در آن هنگام زندگی وی مدیون حفاظت جیمز پاتر بود؛ اما اسنیپ همواره با سماجت اعلام می‌کرد که جیمز پاتر برای ترس از مجازات و رهایی از تنبیه، به جهت آن شوخی، اقدام به حفظ جان او کرده‌است.
 
=== جاسوس دو جانبه ===
وقتی لرد ولدمورت پیش خود نتیجه گرفت که مقصود آن پیشگویی احتمالاً هری پاتر بوده‌است و او را انتخاب کرد، اسنیپ رنج و ندامت وحشتناکی را تحمل کرد زیرا که جان لی‌لی به خاطر خبرچینی اسنیپ در خطر قرار گرفته بود. اسنیپ از لرد ولدمورت خواهش کرد تا از کشتن لی‌لی خودداری نماید و به جای او تنها شوهر و پسر او را نابود سازد و هیچ آسیبی به لی‌لی وارد نکند. اسنیپ حتی به نزد آلبوس دامبلدور آمد و از وی نیز تقاضای کمک کرد تا جان لی‌لی را نجات دهد.دهد؛ و دامبلدور نیز خواسته او را قبول کرد. هنگامی که لرد ولدمورت به دلیل خیانت پیتر پتی گرو (که رازدار پاترها بود ولی اختفای آن‌ها را می‌دانست) از مخفیگاه آن‌ها با خبر شد و به خانه پاترها رفت تا هری پاتر را به قتل برساند، یک فرصت فرار و رهایی را به لی‌لی داد تا خود را نجات دهد اما وقتی لی‌لی از این کار سر باز زد لرد ولدمورت او را نیز همانند جیمز پاتر به قتل رساند. هنگامی که اسنیپ خبر کشته شدن لی‌لی را شنید، توسط دامبلدور ترغیب شد که از پسر لی‌لی یعنی هری پاتر محافظت کند تا گذشته را جبران کند و لطف بزرگی به لی‌لی کرده باشد و فداکاری او برای فرزندش به هدر نرود. دامبلدور از اسنیپ خواست تا در میان مرگخواران بماند و برای او جاسوسی کند. اسنیپ نیز به شکل محرمانه‌ای از جمع مرگخواران بیرون آمد و به محفل ققنوس پیوست.
اسنیپ بقیه عمر باقی‌مانده خود را وقف حفاظت از جان هری پاتر کرد. پسری که به‌طور یقین شباهت بسیاری به پدرش، جیمز پاتر داشت و یادآور نفرت میان اسنیپ و جیمز پاتر بود. بسیاری از افراد محفل ققنوس نسبت به گذشتهٔ اسنیپ سوءظن داشتند که مرگخوار بود و از طرف دیگر نیز با عقیده آنکه وی آلت دست ۱۰ ساله دامبلدور بوده نیز مورد نفرت برخی از مرگخواران قرار می‌گرفت. با این وجود وی زندگی خود را بر اساس نقشه و هدف دامبلدور در حفاظت از هری پاتر و نابودی ولدمورت ادامه داد.