تفاوت میان نسخه‌های «فمینیسم»

۳ بایت اضافه‌شده ،  ۲ ماه پیش
بدون خلاصه ویرایش
در طی یک قرن و نیم، جنبش رو به رشد زنان هدف خود را تغییر ساختارهای اقتصادی-اجتماعی و سیاسی مبتنی بر تبعیض جنسیتی علیه زنان قرار داده‌است.
 
فمینیست‌های اولیه را به اصطلاح «[[موج اول فمینیسم|موج اوّل فمینیسم]]» می‌نامند. نهضت‌های حق‌طلبانهٔ زنان تا سال [[۱۹۶۰ (میلادی)|۱۹۶۰]] جزو موج اوّل هستند. اولین آثار زنان در این موج از نقش محدود زنان انتقاد می‌کند، بدون این‌که لزوماً به وضعیت نامساعد آن‌ها اشاره کند یا مردان را از این بابت سرزنش کند. موج اوّل فمینیستی با روشنگری‌های [[الیمپ دگوژ]]، فعال سیاسی فرانسوی در سال ۱۷۹۱ و [[مری ولستون کرافت]] و بیانیهٔ ۳۰۰ صفحه‌ای‌اش در سال ۱۷۹۲ در [[انگلستان]] آغاز شد. یکی از کمپین‌هایکارزارهای عموماً موفق فمینیست‌ها، جنبش دستیابی به حق رأی بود که به وسیلهٔ فعالانی چون [[املین پنکهرست]] رهبری می‌شد. پنکهرست جزو دسته‌ای از زنان بود که پیش از [[جنگ جهانی اول]] در کمپینکارزار بعضاً خشونت‌آمیزی برای دستیابی به حق رأی برای زنان فعالیت می‌کردند. زنان انگلیسی و آلمانی در پایان جنگ جهانی اول به حق رأی دست پیدا کردند، اما در فرانسه و ایتالیا، تا پایان [[جنگ جهانی دوم]] حق رأی نداشتند. حق مالکیت و حق طلاق از دیگر خواسته‌های موج اول فمینیسم برای دستیابی زنان به حقوق برابر بود.
 
با این وجود، با استیفای [[حق رای زنان|حق رأی به زنان]]، بحث حضور زنان در حوزهٔ عمومی پایان نیافت و مدت‌ها پس از این بود که زنان توانستند در عرصهٔ عمومی (هم‌چون کار در ادارات دولتی) شرکتی فعال‌تر داشته‌باشند. در همین راستا و پس از موفقیت کمپینکارزار حق رأی زنان، برخی از زنان [[موج دوم فمینیسم|موج دومی]] را به راه انداختند که بر محدودیت‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر زنان تمرکز داشت. این مرحله از فمینیسم، به ویژه در فرانسه و انگلستان، به واسطهٔ آثار [[سیمون دو بووار]] و [[ویرجینیا وولف]] تأثیرگذار بود. هر دوی این نویسندگان، زنان را به پیگیری حقوق فرهنگی خود، فراتر از صرف حقوق سیاسی، تشویق می‌کردند. نابرابری رسمی و غیررسمی در خانواده، محل کار و حقوق مربوط به باروری و زنانه نگری و فراتر رفتن در علم و فلسفه از خواسته‌های موج دوم فمینیسم بود.
 
در اواخر قرن بیستم، نویسندگانی چون [[جولیا کریستوا]]، [[لوس ایریگری]] و سایرین در [[موج سوم فمینیسم]]، نویسندگانی چون دو بووار را به خاطر نادیده گرفتن ساختارهای ژرف زبان و ناخودآگاه انسان که به باور موج سوم مانع آزادی زنان است، نقد کرده‌اند. این نویسندگان تأکید بیشتری بر زنانگی و ویژگی‌های بدن زنان دارند و بر این باورند که نویسندگان موج دوم، هم‌چنان مردان را مدل زنان قرار داده‌اند و ساختارهای مردانهٔ زبان را به قدر کافی نکاویده‌اند. موج سوم فمینیسم دفاع از تنوع و تغییر و تأکید به اینکه زنان از رنگ‌ها، قومیت‌ها، ملیت‌ها، ادیان و پیشینه‌های فرهنگی متفاوت می‌آیند، را سرلوحه کار خود قرار داد.
۲۲۳

ویرایش