تفاوت میان نسخه‌های «گوتفرید لایبنیتس»

جز
ویرایش و تصحیح ویکی‌سازی
جز (←‏منابع: بهبود/اضافه کردن منبع‌)
جز (ویرایش و تصحیح ویکی‌سازی)
 
به باور لایبنیتس محمول در هر گزاره صادقی در خود موضوع گنجیده‌است. حقایق عقل، گزاره‌هایی اند، که عقل آدمی با توان تحلیل کرانمند ش به ضرورت محمول برای موضوع پی‌می‌برد، از همین رو این دسته را حقایق عقل می‌نامد. اما دربارهٔ حقایق واقع، اگرچه باز محمول در موضوع گنجیده و در نتیجه برای آن ضروری است، اما این ضرورت را دریافتن، نیاز به تحلیلی بی‌کران دارد، که از توان عقل کرانمند آدمی بیرون است. در همان مثال اعداد، حقایق عقل مانند [[عدد گویا|اعداد گویا]] اند، که با تحلیلی کرانمند به «یک» می‌رسیم، اما حقایق واقع به [[عدد گنگ|اعداد گنگ]] می‌مانند، که هرچند در [[مجموعه (ریاضی)|مجموعه]] [[عدد حقیقی|اعداد حقیقی]] جایی دارند، اما تحلیل بی‌پایان شان از توان عقل آدمی بیرون است و نمی‌تواند اعشار شان را درست معین کند. به دیگر سخن همه گزاره‌های صادق ضروری اند و از این حیث تفاوت «حقایق عقل» و «حقایق واقع» در کرانمندی و بی‌کرانی تحلیل محمول است.
به باور لایبنیتس، اگر کسی توان تحلیلی بی‌کران داشته باشد، هر گزاره صادقی نزد او ضروری خواهد بود. در باور لایبنیتس علم خداوند، که هیچ کرانی برای او نمی‌توان انگاشت، به همه گزاره‌ها ضروری است.<ref>{{پک|فردریک کاپلستن|۱۳۹۲|ف=لایبنیتس(۲)|ک=تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایبنیتس|ص=۳۵۰-۳۵۵}}</ref>
 
==== ضرورت متافیزیکی و ضرورت اخلاقی ====
به باور لایبنیتس آفریدگار این جهان از میان همه آمیزه‌های بی‌شمار شدنی‌ها، این زنجیره را برگزیده و آفریده است، زیرا این مجموعه بیشینه کمال را در خود دارد و این همان دلیل کافیی است، که از حکمت او حکایت دارد. از میان همه آمیزه‌ها و زنجیره‌های بی‌شمار یکی بیشینه امکان خارجی را می‌یابد، زیرا امور شدنی اقتضایی ویژه برای موجود شدن دارند و می‌توان گفت، دعوی خاصی برای وجود دارند. در اما این که آفریدگار این جهان از میان همه آمیزه‌های بی‌شمار شدنی‌ها زنجیره‌ای از شدنی‌ها را آفریده است، که بیشینه کمال را برآورده است، به این معنی نیست، که او در این کار واداشته، ناگزیر یا موجب بوده است.
 
این جهان را آفریدن، دلیلی کافی دارد، که این کار ضروری می‌کند، اما نه آن ضرورت هندسی یا منطقی که نفی ش به تناقض بینجامد. آن چه حقایق واقع نامیدیم، بر نخستین اراده '''او''' استوار است، اراده‌ای که کمال اعلی را برمی گزیند. آفرینش مطلق و بلاشرط ضروری نیست، اما اگر '''او''' دست به کار آفرینش شدستی، بی‌گمان بهترین جهان را برگزیدی.<ref>{{پک|فردریک کاپلستن|۱۳۹۲|ف=لایبنیتس(۲)|ک=تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایبنیتس|ص=۳۵۸-۳۶۴}}</ref>
 
=== مناد یا جوهر فرد ===
از این که از سویی محمول‌های فراوانی بر موضوعی یگانه بار می‌شوند و از سویی دیگر هر محمول در موضوع ش گنجیده‌است، ناگزیر نتیجه می‌شود، که وجودی ثابت و پاینده در میان است، که تبدلات و عوارض متغیر در او گنجیده‌است. به باور لایبنیتس این وجود پاینده همان جوهر است، که اگر برای نمونه ظرف زمان را در نظر بگیریم، حالات پیشین و کنونی بر آن بار می‌شوند. این [[انی و لمی|استدلال انی]] یا پسینی لایبنیتس است. ما هنگامی که تصورات گوناگون را بر موضوعی یگانه بار می‌کنیم، به وجود جوهر پی‌می‌بریم. اما لایبنیتس دلیلی لمی هم برای اثبات وجود جوهر دارد. به باور او تصور ما از جوهرِ پاینده، پیش‌تر از هر چیز، از تجربه «من» ِ ثابت پدید آمده‌است.
 
نتیجه دیگری، که با توجه به بحث‌های پیشین، لایبنیتس بدان اشاره می‌کند، این است، که جوهر موجودی تام است، که واجد چنان مفهوم کاملی است، که همه محمول‌ها با همه گوناگونی شان از هم‌او برمی‌آیند.<ref>{{پک|فردریک کاپلستن|۱۳۹۲|ف=لایبنیتس(۳)|ک=تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایبنیتس|ص=۳۷۶-۳۷۸}}</ref>
 
=== فلسفه علم ===
 
=== پیروان و ستیزندگان ===
[[برتراند راسل]] فلسفه لایبنیتس را دچار ناسازگاری درونی می‌داند. رای راسل این است، که او بنیادهاییفلسفه ش منطقی را پایهبر فلسفهبنیادهایی شمنطقی استوار می‌کند، امااما، به‌ویژه در اخلاق و هستی‌شناسیهستی‌شناسی، بدان‌ها پایبند نمی‌مامدنمی‌ماند. از همین رو بهتربهترین بخش‌های فلسفه لایبنیتس بیش‌تر انتزاعی استاند و بدترین شان بخش‌هایی استاند، که با زندگی انسانآدمی سروکار دارد.<ref>{{پک|برتراند راسل|۱۳۹۲|ک=شرح انتقادی فلسفه لایبنیتس |ص=۲۰۲}}</ref>
 
کاپلستن می‌کوشدمی‌کوشد، میان «فلسفه عامیانه» و «آموزه‌های باطنی» لایبنیتس فرق بگذارد و نظر راسل را ملایم کند، اما او خود نیز آن جا اصل کمال لایبنیتس را شرح می‌دهد، می‌گوید دشوار بتوان گنجیدگی بالقوه محمولات در موضوع را نگره اختیار سازگار کرد. کاپلستن این سخن را پیش‌می‌کشد که گویا لایبنیتس از این که به پیروی از فلسفه اسپینوزا متهم شود، بیمناک بوده است و پرسش‌های فراوانی را بی‌پاسخ گذاشته و از این که نگاه ش را روشن کند، خودداری کرده است.<ref>{{پک|فردریک کاپلستن|۱۳۹۲|ف=لایبنیتس(۱۲)|ک=تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایبنیتس|ص=۳۶۳}}</ref>
== حسابان ==
{{پاک‌کن}}
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = کاپلستن | نام = فردریک چارلز | پیوند نویسنده = فردریک چارلز کاپلستون | عنوان = تاریخ فلسفه، از دکارت تا لایبنیتس | مترجم = غلام‌رضا اعوانی | سال = ۱۳۹۲ | ناشر = علمی و فرهنگی | مکان = تهران | شابک = 978-964-445-799-9}}
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = راسل | نام = برتراند | پیوند نویسنده = برتراند راسل | عنوان = شرح انتقادی فلسفه لایبنیتس | مترجم = ایرج قانونی | سال = ۱۳۹۲ | ناشر = مهرویستا | مکان = تهران | شابک = 978-600-92371-2-8}}
* {{یادکرد کتاب | نام خانوادگی = نایجل | نام = واربرتون | پیوند نویسنده = نایجل واربرتون | عنوان = تاریخچه کوتاهی از فلسفه | مترجم = مریم تقدیسی | سال = ۱۳۸۹ | ناشر = ققنوس | مکان = تهران | شابک = 978-600-278-065-2}}
{{چپ‌چین}}
* Aiton, Eric J. ، 1985. ''Leibniz: A Biography''. Hilger (UK).