کاریکلماتور: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:
جز (ویرایش به‌وسیلهٔ ابرابزار:)
'''کاریکَلِماتور''' (آمیختهٔ [[کاریکاتور]] و [[واژه|کلمات]]) نامی است که [[پرویز شاپور]] در سال [[۱۳۴۷]] بر نوشته‌های خود که در مجلهٔ [[خوشه (مجله)|خوشه]] به سردبیری [[احمد شاملو]] چاپ می‌شد گذاشت. این واژه حاصل پیوند دو واژه «کاریکاتور» و «کلمه» است. به دید شاملو، نوشته‌های شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده‌است.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=کاریکلماتور چیست؟|نشانی=http://article.tebyan.net/126024/کاریکلماتور-چیست-|وبگاه=تبیان|بازبینی=2020-06-29|کد زبان=fa|نام=|نام خانوادگی=|نویسنده=|تاریخ=1389-03-16}}</ref>
 
== نمونه‌هایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور ==
 
== نمونه‌هایی از کامران سخن پرداز ==
* صدا، کلمات سکوت را نقطه چین می کندمی‌کند.
* مرگ، تنها خاطره عزرائیل در زندگی است.
* هم "سوزن" و هم "سوء ظن"، هر دو کارشان وصله چسبانی است.
* دل" یکی از انواع "بستنی" هاست که اگر "سرد"ش کنند، "آب" می شودمی‌شود!
* تیروئیدش کم کارکم‌کار بود، اخراجش کرد.
* «نون» ناسزا در دهانش «بیات» شده استشده‌است.
* نانش که آجر شد، زد تو کار بساز و بفروش، همه آجرهایش نان شد.
* دلسرد بود، داغ دیده هم شد، شکست.
* برف: از ماست که سرماست.
* «دار» م از زلف سیاهش گله چندان که مپرس.<ref>كتابکتاب "كاريكامراناتور؛کاریکامراناتور؛ كاريكلماتورهاىکاریکلماتورهای كامرانکامران سخن پرداز"، چاپ اول، اردبيلاردبیل: سخن پرداز، ١٣٩٠.</ref>
 
== نمونه‌هایی از کاریکَلِماتورهای احمدرضا بهرامپور عمران ==
رفتنت برایم آمد نداشت .
 
[[تن فروشیتن‌فروشی]] بهتر از [[وطن فروشی]] است .
 
[[گل گاوزبان]] گل زبان نفهمی است .
 
گوسفند ها،گوسفندها، سرزده وارد قصابی می شوندمی‌شوند.
 
غاز معترض [[تخم مرغ]] می‌گذارد.
 
خیلی از خواننده هایخواننده‌های بعد از انقلاب، خارج می خوانندمی‌خوانند.
 
هرچه لگد به بختم زدم، بیدار نشد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=رفتنت برایم آمد نداشت. مجموعه کاریکلماتورهای احمدرضا بهرامپور عمران. تهران: انتشارات مروارید. 1396}}</ref>
 
== نمونه هایینمونه‌هایی از کاریکلماتورهای متین یحیی زاده ==
تنها مرزی که نیاز به ویزا ندارد "«مرز جنون"» است.
 
به احترام عزرائیل، قلبقلب‌ها ها می ایستندمی‌ایستند.
تنها مرزی که نیاز به ویزا ندارد "مرز جنون" است.
 
ژنرال خسته روی [[جنگ نرم]] می خوابدمی‌خوابد.
به احترام عزرائیل، قلب ها می ایستند.
 
ژنرال خسته روی [[جنگ نرم]] می خوابد.
 
حسابدارتر از فرشته اعمالم نیافتم.
 
هیچ مرده ایمرده‌ای گورش را گم نمی‌کند.
 
پرگار متعصب بجای دایره چهارگوش می کشیدمی‌کشید.
 
با نان هایینان‌هایی که آجر کرده بود کاخ ساخت.
 
بهار وقتی رسید که زیر پای [[آدم برفیآدم‌برفی]] سبز شده بود.
 
خروسی که فمینیست شده بود قدقد می کردمی‌کرد.
 
برای بیدار کردن وجدانم، ساعتم را کوک می کنممی‌کنم.
 
هیچ فرشته ای آدم نمی‌شود.
 
فحشا از سر و کول فقر بالا می رودمی‌رود.
 
در عزای مرگ جوانیم، موهای سفیدم را سیاه می کنممی‌کنم.
 
از نگاه دلال خوب است که [[منظومه ی شمسی]] مشتری دارد.
ثروتمند تنها خطی را که نمی‌تواند بخواند «خط فقر» است.
 
کرم هایکرم‌های دهان، جوابشان دندان شکن است.
 
هیچ منجمی زمان وقوع «دل گرفتگی» را نمی‌داند.
 
نقاشی که خانه نداشت آجر روی آجر می کشیدمی‌کشید.
 
شاخ و برگ فکرش را که هرس کرد کوته فکر شد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=شکرپنیر مجموعه کاریکلماتور از محفل طنز گروه ادبی سیمرغ متین یحیی زاده تهران:انتشارات گیوا 1398}}</ref>
 
== نمونه‌ای از کاریکَلِماتورهای هادی صمدپور ==
* عاشق زمینم ،زمینم، که [[بار زنده]] و مرده‌مان را به دوش می کشدمی‌کشد.
* آدم بدجنس، زود خراب می شودمی‌شود.
* سیل سیلی آسمان به صورت زمین است.
* بهار راهب فصل هاست.
* ابر زمین را گلولهگلوله‌باران باران می کندمی‌کند.
* آسانسور اختلاف طبقاتی را کاهش می دهدمی‌دهد.
* [[زمین لرزه]] دل زمین را می شکندمی‌شکند.
* عاشق مرگ هستم که حتی وقتی تحویلش نمی‌گیرم تحویلم می گیردمی‌گیرد.
* عاشق ریاضیات هستم که حد هر کسی را نشان می دهدمی‌دهد.
* عاشق لحظات گذران زندگی هستم که از خوبی و بدیهایم می گذرندمی‌گذرند.
* زندانی عقیدتی آنقدر در زندان ماند که عتیقه شد.
* تنها آدمی که بود و نبودنش هیچ فرقی نمی‌کند، آدم بی وجود است.
* لب هایتلب‌هایت را کشیدم نشئه شدم.
* روز روشنروشن، ،دردر ملاملأ عام جیب مردم را خالی می کند ،می‌کند، گرانی.
* در دلم را تخته کرده‌امکرده‌ام، ،دلداریدلداری نمی صرفد تا وقتی که نفر سوم مفت وارد می شودمی‌شود.
* آدم آویزان همه را به چشم چوب رختی می بیندمی‌بیند.<ref>زیرسیبیلی، انتشارات نسل روشن، چاپ اول، 1398.</ref>
 
== منابع ==
۳۳٬۴۹۸

ویرایش