تفاوت میان نسخه‌های «خردقاره ایران مرکزی»

(حذف زمان‌دار)
برچسب: تغییر مسیر جدید
 
#تغییرمسیر [[خرده قاره ایران مرکزی]]
{{حذف زمان‌دار/پیغام
|اهمیت= فاقد منبع
|timestamp = 20200628205533
}}
زمین‌شناسی عمومی
 
'''خردقاره ایران مرکزی'''
بخشی از ایران میانی است که با زمیندرزهای افیولیتی سیستان، نائین، بافت، [[گسل]] دورونه و افیولیت‌های کاشمر – سبزوار احاطه شده و توسط گسل‌های طویلی که به سمت باختر خمیدگی دارند و از نوع امتداد لغز راستگرداند، قابل تقسیم به بلوک لوت، فرازمین شتری، فرونشست طبس، فرازمین کلمرد، بلوک پشت بادام، فروافتادگی بیاضه – بردسیر و بلوک یزد است.
در گذشته، خردقاره ایران مرکزی را بخشی از توده میانی ایران مرکزی می‌دانستند ولی، به باور [[یووان اشتوکلین|اشتوکلین]] (۱۹۶۸)، پس از سخت‌شدن پی‌سنگ پرکامبرین، بخش یاد شده در زمان پالئوزوییک ویژگی‌های سکویی داشته و در زمان‌های مزوزوییک و [[سنوزوییک]] به منطقه‌ای پرتحرک و پویا تبدیل شده‌است. با وجود این، باید گفت که الگوی ساختاری حاکم بر این خردقاره از نوع بلوک‌های جدا شده با گسل‌های عمده است که هر یک ویژگی جداگانه دارند و پویایی خردقاره در همه جا یکسان نیست. شواهد موجود نشان می‌دهند که کوهزایی کاتانگایی در این ناحیه در پرکامبرین پسین و پیش از یک رژیم سکویی حاکم شده‌است.
* به جز بلوک لوت و لبه جنوب باختری که سنگ‌های ماگمائی ترشیری برونزد دارند، در سایر نواحی سنگ‌های ترشیری در کمترین مقداراند.
* در ردیف‌های پالئوزوئیک این ناحیه، نبودهای چینه‌نگاری مهمی وجود دارد که مهم‌ترین آنها نبودهای چینه‌ای آغاز دونین میانی (هیاتوس ایفلین) و کربونیفرپسین (هیاتوس استفانین) است. ناهمسانی‌های ساختاری – رسوبی گسترده سبب شده تا بتوان خردقاره ایران مرکزی را به نواحی زیر تقسیم کرد.
 
== بلوک لوت ==
با حدود ۹۰۰ کیلومتر درازا میان دو گسل نایبند در باختر و گسل نهبندان در خاور قرار دارد. در مرز شمالی آن گسل دورونه و در مرز جنوبی آن فرونشست جازموریان قرار دارد که حوضة پیش‌کمانی زون فرورانش مکران است. تکاپوهای آتشفشانی گسترده و ستبر به سن ترشیری و کواترنری، زمین لرزه‌های امروزی همراه با گسلش در رسوب‌های کواترنر نمونه‌های روشنی از پویایی بلوک لوت هستند به همین رو پندار همگان دربارهٔ پایداری بلوک لوت نمی‌تواند قابل قبول باشد.
 
== بلوک طبس ==
بلوک طبس که میان گسل نایبند در خاور و گسل کلمرد – کوهبنان در باختر قرار دارد بخشی از یک قلمروی ساختاری است که در کناره‌ها و بستر خود توسط گسل‌هایی از پی‌سنگ بریده شده به گونه‌ای که در پالئوزوییک و مزوزوییک توالی چینه‌شناسی متفاوتی از نواحی مجاور داشته‌است و از پایان مزوزوییک به سبب عملکرد تنش‌های زمین‌ساختی همگرا در راستای بیشتر خاوری – باختری، با خروج زمین‌ها و فراخاست کوه‌ها به خشکی تبدیل شده‌است.
بدین ترتیب این باور وجود دارد که سیمای ریخت‌شناسی – زمین‌ساختی کنونی این بلوک در گرو تجدید فعالیت ساختارهای گسلی و چین‌خوردگی کهن در چرخة زمین‌ساختی آلپی است. بلوک طبس از جمله مناطقی است که روند تکاملی پالئوزوییک آن با مناطق مجاور همخوانی و هم‌آهنگی ندارد. برای نمونه:
* نبود رسوبی ایفلین در این ناحیه وضوح آشکار ندارد.
* سنگ‌های کربنیفر بالایی که در سایر مناطق وجود ندارد، از این ناحیه گزارش شده‌است.
* تکاپوهای آتشفشانی مافیک و حدواسط، هر چند ناچیز، از ویژگی‌های پالئوزوییک بلوک طبس است و از این نظر می‌توان بلوک طبس را با کوه‌های البرز مقایسه کرد.
* کانی‌سازی سرب، روی و مس در سنگ‌های پرمین تریاس و ژوراسیک البرز در بلوک طبس، نیر عمومیت دارد که تأئیدی بر همسانی میان این دو ناحیه است.
* فرونشینی شدید از ویژگی‌های بلوک طبس است. در گذشته چنین گمان می‌رفت که این فرونشینی محدود به کوه‌های شتری و شیرگشت باشد، اما در حال حاضر مشخص شده‌است که بخش بیشتر بلوک در پالئوزوییک، به ویژه مزوزوییک تا کرتاسه، نشست در خور توجه داشته به گونه‌ای که در این بلوک حجم بزرگی از سنگ‌های فانروزوییک وجود دارند که ردیف‌های پالئوزوییک آن ۲ تا ۳ هزار متر و سنگ‌های مزوزوییک آن گاهی تا ۱۰۰۰۰ متر ستبرا دارند.
* از نگاه ساختاری بلوک طبس ویژگی‌های یکسان ندارد و دست‌کم قابل تقسیم به چهار بخش جداگانة زیر است:
الف-'''فرازمین شتری'''، با درازای بیش از ۱۰۰ کیلومتر، در بخش شمال خاوری بلوک طبس، خاور شهرستان طبس و در پایانه شمالی گسل نایبند قرار دارد. کهن‌ترین واحد سنگی رخنمون شدة این فرازمین سنگ نهشته‌های دونین (سازند شیستو) است که به همراه سایر ردیف‌های پالئوزوییک – تریاس میانی و همانند سایر نواحی ایران، در شرایط سکویی انباشته شده‌اند. از ردیف‌های ژوراسیک، گسترش نهشته‌های آواری زغالدار (گروه شمشک)، به لحاظ فراخاست در زمان تریاس پسین، محدود به پهلوهای خاوری – باختری است ولی ردیف‌های ژوراسیک میانی – بالایی جوان‌ترین واحد سنگ‌چینه‌ای دریایی هستند که پاره‌ای از چکادهای فرازمین شتری را می‌سازند. ساختارهای چین‌خوردة باختر کوه‌های شتری وابستگی بیشتری به کفة فروافتادة طبس دارند تا فرازمین شتری. از نگاه ساختاری، بیشتر چین‌های این فرازمین از نوع نابرجا و به شکل نامتقارن و همراه با گسلش هستند و اثر سطح محوری آن‌ها به موازات رشته کوه شتری است (فریدی و همکاران ۱۳۷۹). گرایش چین‌ها بیشتر به سوی WSW است ولی در پهلوی خاوری بلندی‌ها، چین‌هایی با گرایش به سوی خاور دیده می‌شود.
بنا به گزارش قاسمی و همکاران (۱۳۸۱)، در فرازمین شتری، الگوی گسلش شامل گسل‌های طولی پرشیب در بخش‌های میانی و خاوری و گسل‌های راندگی در بخش‌های باختری است. به باور بربریان (۱۹۸۲)، در فرازمین شتری، پوشش سکویی پالئوزوییک – تریاس، تا پیش از تریاس تحت تنش‌های زمین‌ساختی کششی و گسلش عادی بوده‌است ولی از تریاس پسین به بعد، سازو کار تنش‌ها از کششی به فشارشی تبدیل گردیده که این امر سبب فراخاست، چین‌خوردگی و گسلش معکوس در پوشش رسوبی رویی شده‌است به گونه‌ای که طی مراحلة کوهزایی پلیو-پلیستوسن حدود ۲۵٪ از پهنای شتری کاسته شده‌است
گفتنی است که دگر شکلی و تغییرات ساختاری یاد شده حاصل سه مرحله از فعالیت زمین‌ساختی همزمان با کوهزایی آلپی است که در زمان ترشیری به وقوع پیوسته‌است (اشتوکلین و همکاران ۱۹۶۵).
 
ب-'''کفه فروافتاده طبس'''، که با نهشته‌های کویری پوشیده شده‌است، رخنمون‌های نزدیک به افقی ژوراسیک پسین در جنوب آن و نیز حفاری‌های اکتشافی نشان می‌دهد که این کفه در حدود ۶۰۰ متر پایین‌افتادگی دارد. اگرچه ردیف‌های پالئوزوییک رخنمون یافته در شمال این فروافتادگی (ساختار کالشانه) چین‌خوردگی شدید دارد ولی در بخش جنوبی آن ردیف‌های ژوراسیک بالایی به تقریب افقی هستند و به نظر می‌رسد که رخدادهای پس از سیمرین پیشین بر این افتادگی چندان تأثیر نداشته‌اند. به احتمال نزدیک به یقین، این کفه یکی فروافتادگی زمین‌ساختی است که از خاور با گسل طبس، از جنوب با گسل (راندگی) چشمه و از باختر با خطوارة پروده دربر گرفته شده‌است و شاید راندگی بلندی‌های محاط از عوامل فرونشست باشند.
 
ج-'''بلوک نایبند'''، که مرز شمالی آن به کفة طبس، مرز خاوری آن به نیمة جنوبی گسل نایبند و مرز باختری آن به یک خطوارة شمالی – جنوبی است که نشانة روشنی ندارد ولی
* مرز ناگهانی میان ساختارهای خاوری – باختری و شمالی – جنوبی دو سوی خطواره،
* مرز ناگهانی میان بلندی‌های شمالی – جنوبی بلوک کلمرد و کفه طبس،
* وجود گسل لکرکوه در ادامة جنوبی این خطواره. شواهدی هستند که وجود یک ساختار خطی از نوع گسلی را در باختر بلوک نایبند گواهی می‌دهندکه به آن خطوارة پروده نام داده شده‌است. کهن‌ترین سنگ‌های بلوک نایبند، ردیف‌های قابل قیاس با نهشته‌های نادگرگونی پرکامبرین ایران مرکزی (سازند کلمرد) است که در کوه نایبند، در یک راستای خاوری – باختری رخنمون دارد و با نهشته‌های سکویی پرمین (سازند جمال) و تریاس پائین – میانی (سازندهای سرخ شیل و شتری)، پوشیده شده‌است. بدین سان این بلوک می‌تواند به یک فرازمین کاتانگایی با شرایط سکویی اشاره داشته باشد.
ردیف‌های تریاس پسین – کرتاسه این بلوک یک واحد زمین‌ساختی – چینه‌شناختی در میان دو رویداد سیمرین پیشین و لارامیداند که حدود ۶۰۰۰ متر ستبرا دارند و نشانگر فرونشست شدید آن در زمان مزوزوییک هستند. سنگ‌های ترشیری این بلوک منحصر به رخنمون‌های بسیار پراکنده در بخش جنوبی است و به نظر می‌رسد که بلوک نایبند از زمان رخداد لارامید به بعد فرازمین است. از نگاه ساختاری باید گفت که در بلوک نایبند ساختارهای چین‌خورده و گسلش‌های راندگی در راستای خاوری – باختری، همروند هستند.
* راندگی‌ها از شمال به جنوب سن جوان‌تری دارند به گونه‌ای که در این بلوک راندگی‌ها (راندگی چشمه، راندگی انارکی، تخت‌نادر، راندگی قدیر) به نسل‌های گوناگون‌اند که بر روی سیستم امتدادلغز راستگرد گسل نایبند سواراند.
* چین‌های خاوری – باختری این بلوک حاصل عملکرد گسلش‌های راندگی و حرکت بلوک نایبند به سوی شمال است.
* در نتیجة عملکرد و هم‌زمانی راندگی‌ها و چین‌ها، سیمای ساختاری از نوع پلکانی است، به گونه‌ای که بلوک‌های شمالی همواره بلندی کمتری از بلوک جنوبی دارند.
* از شمال به جنوب ضمن کاهش شدت، چین‌ها به سمت شمال باختر – جنوب خاوری تغییر روند می‌دهند به سانی که در جنوبی‌ترین بخش بلوگ، روند چین‌ها بیشتر شمالی – جنوبی است.
د- '''بلوک راور – مزینو''' بخش بادامی شکل از بلوک طبس است که میان خطوارة پروده و گسل کوهبنان – کلمرد جای دارد. اگرچه روند کلی این بلوک شمالی – جنوبی است ولی بخش میانی آن، همانند سایر ساختارهای خرد قارة ایران مرکزی، به سوی باختر خمیدگی دارد. بسیاری از ویژگی‌های این بلوک نظیر نداشتن رخنمون پرکامبرین دگرگون، سکویی بودن همراه با نبودهای رسوبی پی‌درپی و طولانی پالئوزوییک – تریاس میانی، ستبرای در خور توجه سنگ‌های تریاس پسین – کرتاسة پایانی، نداشتن سنگ‌های ترشیری این بلوک همسان بلوک نایبند است، تنها ناهمسانی اساسی میان این دو بلوک، الگوی ساختاری شمالی – جنوبی بلوک راور – مزینو است که با روندهای خاوری – باختری بلوک نایبند تفاوت زیاد دارد.
 
== بلوک کلمرد ==
بخشی کوچک از خرد قاره ایران مرکزی است که روند شمال خاوری دارد و میان گسل کلمرد در خاور و گسل پوشیده نائینی در باختر قرار دارد. سرگذشت این فرازمین به دو خروج طولانی وابسته به دو رخداد کوهزایی کاتانگایی و سیمرین میانی اشاره دارد.
به سخن دیگر، در دو مقطع زمانی طولانی این بلوک ویژگی فرازمین داشته‌است. کهن‌ترین سنگ‌های این فرازمین انباشته‌های شیلی – سنگ ماسه‌ای ستبر سازند کلمرد به سن پرکامبرین هستند که در اثر رخداد کاتانگایی به خوبی چین‌خورده و با دگرشیبی زاویه‌ای با نهشته‌های اردویسین (سازند شیرگشت) پوشیده شده‌اند که گواهی بر نخستین ایست رسوبی طولانی است. در این بلوک ردیف‌های اردویسین تا تریاس میانی، ضمن داشتن ایست‌های رسوبی پی‌درپی و چند باره، یک واحد زمین‌ساختی- چینه نگاشتی محدود میان رخداد کاتانگایی – سیمرین پیشین‌اند که در محیط‌های سکویی کم‌ژرفا انباشته‌اند و سیر تکاملی آن با بلوک طبس تفاوت آشکار دارد.
در اینجا، سنگ‌های تریاس بالایی گزارش نشده و به نظر می‌رسد که وقفة رسوبگذاری ناشی از سیمرین پیشین، در مقایسه با بلوک طبس طولانی‌تر باشد. ردیف‌های ژوراسیک این بلوک محدود به رسوب‌های لیاس – دوگر میانی است و نبود نهشته‌های جوان‌تر از دوگر میانی (سازند بادامو) نشان می‌دهد که خروج طولانی دوم این فرازمین از دوگر میانی به بعد بوده که رخداد کوهزایی سیمرین میانی عامل اصلی آن به‌شمار می‌آید. از نگاه ساختاری، در نیمة شمالی فرازمین کلمرد روند کلی چین‌ها شمال خاوری – جنوب باختری است که به ویژه در نهشته‌های پالئوزوییک نمود آشکار دارند. شیب لایه‌ها در پهلوی خاوری ساختارها زیاد و گاهی برگشته است ولی در پهلوی باختری شیب لایه‌ها ملایم‌تر است. عملکرد گسل‌های طولی برگشته سبب گردیده که ساختارهای بُرشی همروند با بلوک کلمرد در خور توجه باشند که تاقدیس بُرشی کوه راهدار از آن جمله است.
 
== بلوک پشت بادام ==
میان گسل پوشیده نایینی – کوهبنان در خاور و گسل پشت‌بادام در باختر قرار دارد. نکته اساسی این بلوک رخنمون‌های دگرگونی منسوب به پرکامبرین است که بیشتر از نوع سنگ‌های آتشفشانی، آتشفشانی – آواری و آذر آواری به همراه مرمرهای آهکی و دولومیتی است. این پی‌سنگ شبیه پی‌سنگ پروتروزوییک عربستان است که مجموعة پان‌آفریکن نام دارد. سنگ‌های ماگمایی این بلوک محدود به پرکامبرین نیستند، ردیف‌های پرکامبرین پسین – کامبرین پیشین آن (سری ریزو، سری دسو)، به ویژه در شمال کرمان، همراهانی از گدازه‌های قلیایی و خاستگاه کافتی دارند و به نظر می‌رسد که پدیدة کافتی شدن از ویژگی‌های این بلوک باشد.
در این بلوک، سنگ‌های پالئوزوییک بالایی- ژوراسیک گسترش محدود دارند و دگرگونه‌اند و به نظر می‌رسد که تکرار فرآیندهای دگرگونی در زمان‌های پرکامبرین پسین، تریاس پسین و ژوراسیک میانی می‌توانند همچنان از ویژگی‌های آن باشد. جوان‌ترین سنگ‌های بلوک پشت‌بادام کربنات‌های کوه ساز کرتاسه است که نادگرگونه‌اند و تصور دگرگون شدن پی‌سنگ ناحیه را در زمان ترشیری پرسش‌آمیز می‌سازند.
 
== فرونشست بیاضه–بردسیر ==
میان گسل پشت بادام در خاور و گسل انار در باختر قرار دارد. اگرچه بسیاری از ویژگی‌های این فرونشست، نظیر پی‌سنگ پرکامبرین دگرگونی، ردیف‌های سکویی پالئوزوییک-تریاس میانی و نهشته‌های شیلی – سنگ ماسه‌ای تریاس بالایی – ژوراسیک میانی مشابه سایر نواحی خرد قاره است ولی این فرونشست دو ویژگی دارد، یکی تأثیر شدیدتر رخداد سیمرین میانی که با خروج گستره و دگرگونی همراه بوده‌است. دوم، حوضه‌های فلیشی کرتاسه که معرف حوضه‌های با فرونشست شدیداند و به ویژه ردیف‌های کرتاسة بالایی آن را می‌توان از خاور انار تا شمال بردسیر کرمان دید.
 
== بلوک یزد ==
بخش باختری خرده قاره ایران مرکزی است که از شمال به گسل دورونه و از باختر به نوار افیولیتی نائین – بافت محدود است. نکته ویژه بلوک یزد دو تا است. یکی دگرگونه‌های انارک، دوم ردیف‌های تریاس نخلک. در ناحیه انارک که گاهی به نام ماسیف انارک – خور از آن یاد می‌شود، مجموعه‌ای از رسوبات پلیتی – پسامیتی به همراه سنگ‌های کربناتی و آتشفشانی متعلق به شیب قاره وجود دارند که به صورت ناحیه‌ای و در رخساره‌های شیست سبز و شیست آبی دگرگون شده‌اند و به صورت ورق‌های بُر خورده با افیولیت‌ها، سنگ‌آهک‌های پلاژیک و رسوب‌های آشفته همراه‌اند. اگرچه داودزاده و لنچ (۱۹۸۱) افیولیت‌های انارک را بخشی از پوستة اقیانوسی تتیس کهن هرات می‌دانند که پس از چرخش خردقاره در مکان فعلی رخنمون یافته ولی به باور الماسیان (۱۹۷۷)، افیولیت‌های انارک سن پروتروزوییک بالایی دارند و می‌توان آنها را در ارتباط با نواحی پشت کمان اقیانوسی دانست.
ردیف‌های تریاس ناحیة نخلک (گروه نخلک) تفاوت رخساره‌ای در خور توجهی با سایر نقاط خردقاره ایران مرکزی دارند. به باور داودزاده و همکاران (۱۹۶۹) توالی‌های تریاس نخلک رخسارة مشابه با تریاس آق‌دربند (اوراسیا) دارند که در نتیجه چرخش خرد قارة ایران مرکزی، به میزان ۱۳۵ درجه در جهت خلاف عقربة ساعت، به محل کنونی تغییر مکان داده‌اند. باید گفت که مسئله تریاس نخلک و سازندهای سازنده گروه نخلک و حتی سازو کار و مقدار چرخش خردقاره پرسش‌آمیز است و نیاز به بازنگری جامع دارند.
 
== بلوک لوت ==
بلوک لوت، با درازایی حدود ۹۰۰ کیلومتر، خاوری‌ترین بخش خردقارة ایران مرکزی است. مرز خاوری آن با گسل نهبندان و حوضة فلیشی خاور [[ایران]] و مرز باختری آن با گسل نایبند و بلوک طبس مشخص می‌شود. در روی نقشة زمین‌ساخت ایران (اشتوکلین و نبوی، ۱۹۷۳)، مرز شمالی این بلوک به فروافتادگی جنوب کاشمر و مرز جنوبی آن به فرونشست جازموریان بسته می‌شود. در ۱۹۶۸، اشتوکلین این بلوک را به دو بخش خاوری و باختری تقسیم کرد که با رشته کوه‌های شتری از یکدیگر جدا می‌شد. یافته‌های بعدی نشان داد که ویژگی‌های زمین‌شناسی این دو بلوک قابل قیاس نیستند. برای نمونه، روانه‌های آذرین بسیار ستبر (۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ متر) سنوزوییک بلوک لوت در بلوک طبس وجود ندارد یا حرکت‌های زمین‌ساختی سیمرین پیشین، به ویژه سیمرین میانی که با دگر شکلی و پایداری نسبی بلوک لوت همراه است، در بلوک طبس، نشانه‌های زمین‌زایی ملایم دارند. به همین دلیل، به ویژه به دلیل یافته‌های نوین، در گسترة بلوک لوت بازنگری و بلوک طبس، فرونشست جازموریان و کوه‌های بزمان، به عنوان کمان ماگمایی، از این بلوک حذف شده‌است.
 
== تاریخچه چینه‌ای بلوک لوت ==
تاریخچه چینه‌ای بلوک لوت بسیار نزدیک با دیگر نواحی خردقارة ایران مرکزی است؛ ولی، چهار ویژگی بر چینه‌نگاری بلوک لوت حاکم است.
# تأثیر درخور توجه کوهزایی سیمرین پیشین (پالئوبلوچ – ری‌یر و محافظ، ۱۹۷۲) بر سنگ‌های کهن‌تر از تریاس میانی.
# چین‌خوردگی، آتشفشانی و پلوتونیسم به نسبت شدید ژوراسیک میانی (سیمرین میانی) به ویژه در نواحی ده‌سلم، چهارفرسخ که با سخت‌شدگی و پایداری نسبی بلوک همراه است.
# فراوانی سنگ‌های آتشفشانی سیستم ترشیری، به ویژه ائوسن، که با داشتن ضخامتی حدود ۲۰۰۰ متر، بیش از نیمی از بلوک لوت را می‌پوشاند.
# نهشته‌های دریاچه‌ای، به تقریب افقی، پلیوسن – پلیستوسن به نام '''سازند لوت''' که نشانگر عملکرد ضعیف بازپسین رخداد چین‌خوردگی در این بلوک است.
 
== پایداری بلوک لوت ==
اگرچه فرضیة توده میانی (Median Mass) برای ایران مرکزی مردود دانسته شده‌است ولی گروهی از زمین‌شناسان بر این باورند که در اثر رویداد کوهزایی سیمرین پیشین، و به ویژه رخداد سیمرین پسین، گستره‌های وسیعی از بلوک لوت دگرگون و پایدار (Stable) شده‌اند به گونه‌ای که حرکت‌های زمین‌ساختی پس از کرتاسه، بر این بلوک اثر چندانی نداشته‌اند.
* اگرچه '''سازند لوت''' افقی و به دور از دگرشکلی است اما، همین سازند در حاشیة باختری بلوک لوت، به ویژه در همبری با قسمت‌های گسلیده، دارای چین‌های نامتقارن با دامنه‌های پرشیب و گاهی برگشته است (کنراد و همکاران، ۱۹۷۷).
* سنگ‌های آتشفشانی حاشیة باختری لوت تا اندازه‌ای به دور از دگرشکلی اند؛ ولی، گسلش به نسبت شدید و به ویژه تداوم گسل‌ها در انباشته‌های آبرفتی کواترنر، نشانة جنبا بودن بخش باختری بلوک لوت است.
* پویا بودن بلوک لوت، به ویژه در حاشیة خاوری آن آشکارتر است. در این ناحیه، به ویژه در مرز تماس با پهنة فلیش‌های خاور ایران، گسلش، راندگی، خردشدگی و دگرگونی درخور توجه است. در این‌جا، سنگ‌های پالئوزوییک و به ویژه پرمین، و سنگ‌های مزوزوییک، دگرشکلی فشرده و پرشیب دارند و کم و بیش دگرسان شده‌اند.
* در سطح بلوک لوت، حدود ۴۰ مخروط آتشفشان کواترنر وجود دارد.
* در سال‌های گذشته بلوک لوت جایگاه رخداد زمین‌لرزه‌های مخرب و گسلش‌های مهمی بوده‌است.
* چین‌خوردگی پس از نئوژن، به نسبت پیچیده‌است؛ ولی بررسی‌های ساختاری نشان می‌دهد که این بلوک از نئوژن به بعد، همچنان پذیرای تنش‌هایی در راستای شمال خاوری – جنوب باختری بوده‌است. شواهد یاد شده و همچنین وجود چند گسل و خطوارة جدید در بلوک لوت، دلایلی هستند که سختی و پایداری این بلوک را به ویژه در قسمت‌های حاشیه‌ای پرسش‌آمیز می‌کنند.
 
== آتشفشانی‌های لوت ==
همانگونه که گفته شد، بلوک لوت، میان دو گسل بزرگ شمالی – جنوبی نایبند و نهبندان جای گرفته‌است. نیروهای فشاری وارد بر ناحیه، سبب شده‌اند تا در امتداد این گسل‌ها، جابه‌جایی‌ها از نوع امتداد لغز و بُرشی باشند. در چنین رژیمی، سازوکار تغییر شکل در کمترین شدت ولی بازشدگی شکستگی‌ها در بالاترین میزان است. به همین‌رو، پدیدة آتشفشانی شدید و پیوسته بوده و گدازه‌های جوان‌تر، به‌طور پی در پی، سنگ‌های پیشین را پوشانده و سنگ‌های آتشفشانی گستردة بلوک را پدیدآورده‌اند (نوگل سادات، ۱۹۷۸).
فعالیت ماگمایی لوت شمالی از کرتاسة پسین، یعنی بیش از ۷۷ میلیون سال پیش، آغاز شده و ۵ میلیون سال ادامه داشته‌است سنگ‌های ماگمایی از نوع گدازه‌های بازالتی، آندزیتی، داسیتی، ریولیتی همچنین مقدار کمتری نفوذی‌های نیمه عمیق هستند. ویژگی‌های ژئوشیمیایی این سنگ‌ها می‌رساند که همه از نوع کلسیمی - قلیایی هستند و همة شکل‌های آتشفشانی کنارة قاره، مرز صفحه‌های همگرا در آنها دیده می‌شوند. تعیین سن پرتوسنجی با روش روبیدیم - استرونسیم می‌رساند که خاستگاه بیشتر سنگ‌ها از گوشته و به دور از هرگونه درآمیزی با پوسته است. تنها در برخی از ایگنیمبریت‌های پُرسیلیس، نشانه‌های از آلایش پوسته‌ای دیده می‌شود (امامی، ۱۳۷۹). گفتنی است که آتشفشانی‌های بخش شمالی لوت، می‌تواند حاصل فرورانش بلوک افغان به زیر بلوک لوت (افتخارنژاد، ۱۹۷۲) و آتشفشانی‌های حاشیة جنوبی لوت بخشی از کمان ماگمایی زون فرورانش مکران هستند.
 
== لرزه زمین‌ساخت بلوک لوت ==
در کناره باختری بلوک لوت، ضخامت پوسته حدود ۴۰ کیلومتر است و از آنجا به سوی جنوب باختری از ضخامت آن کاسته می‌شود و ممکن است به حدود ۲۰ تا ۲۵ کیلومتر برسد. مطالعه لرزه‌خیزی بلوک لوت گواه آن است که پاره‌ای از نواحی این زون، مانند قائن، در اثر زمین‌لرزه ویران شده‌اند. از زمین‌لرزه‌های ویرانگر سدة بیستم این بلوک، می‌توان به زمین‌لرزه‌های بَجستان (۱۹۲۵)، نهبندان (۱۹۲۸)، چاهک (۱۹۴۱)، دشت بیاض (۱۹۶۸) اشاره کرد (بربریان، ۱۹۷۴). با مطالعة نقشه لرزه‌زمین‌ساخت ایران دیده می‌شود که همانند دیگر نواحی ایران مرکزی، در بلوک لوت نیز کانون زمین‌لرزه‌ها روندی خاص ندارند و در سطح بلوک پراکنده‌اند. زون‌های لرزه‌خیز این بلوک، بیشتر در شمال و نیز در امتداد گسل‌های مرز خاوری، مانندگسل نهبندان، و باختری، مانند گسل نایبند، جای دارند، بیشتر زمین‌لرزه‌ها از نوع کم عمق با بزرگی متوسط هستند (بربریان، ۱۹۷۴.)
 
== توان اقتصادی بلوک لوت ==
در بلوک لوت تاکنون کانی‌سازی مس، سرب و روی، آنتیموان، جیوه و طلا از نوع رگه‌ای گزارش شده‌است که از آن جمله می‌توان به کانسار مس طلادار قلعه‌زری و کانسار آنتیموان، جیوه شوراب – کله‌نگینان اشاره کرد.
'''منطقة معدنی بزمان'''، واقع در حاشیه جنوبی بلوک لوت، بخشی از کمان ماگمایی حاصل از فرورانش پوسته اقیانوسی عمان به زیر مکران است که از اواخر کرتاسه پویا بوده‌است. در این منطقه، کانی‌سازی مس و طلا از نوع اسکارن و طلا، نقره، جیوه، مولیبدن از نوع گرمابی آتشفشانی و گرمابی پلوتون‌زاد دیده می‌شود که کانی‌سازی طلا و نقره در گیابان از آن جمله است (قربانی، ۱۳۸۱.)