تفاوت میان نسخه‌های «هارونی»

۱۴ بایت اضافه‌شده ،  ۲ ماه پیش
جز
جایگزینی با اشتباه‌یاب: ومقدمات⟸و مقدمات، وبرادرش⟸و برادرش، وایجادوحدت⟸و ایجاد وحدت، واومیگوید⟸و او می‌گوید، وانشعاب⟸و انشعاب، واعطای⟸و اعطای، وازهمین⟸و از همین، وازآنجاکه⟸و از آنجا که، هیأیتی⟸هیأتی
جز (جایگزینی با اشتباه‌یاب: گردیدوازجمله⟸گردید و از جمله، کردومقدمات⟸کرد ومقدمات، ویزدانشهر⟸و یزدانشهر، وکتابت⟸و کتابت، وپنجاه⟸و پنجاه، وواکنش⟸و واکنش، وواعطای⟸و واعطای، ونوه⟸و نوه، ونوادگان⟸و نوادگان، ونواده⟸و نواده، وعبارت⟸و عبارت، وشهرک⟸و شهرک، وزندیه⟸و زندیه، وسبه⟸و سبه)
جز (جایگزینی با اشتباه‌یاب: ومقدمات⟸و مقدمات، وبرادرش⟸و برادرش، وایجادوحدت⟸و ایجاد وحدت، واومیگوید⟸و او می‌گوید، وانشعاب⟸و انشعاب، واعطای⟸و اعطای، وازهمین⟸و از همین، وازآنجاکه⟸و از آنجا که، هیأیتی⟸هیأتی)
 
== خاستگاه و منشأ طایفه ==
طبق نظریه '''مهرزاد بختیاری سرداراکبری''' (خرادآذر): با توجه به اینکه'''''[[هارون]] '''''یک نام عبرانی (به معنای کوه نشین) می‌باشدبه ازجمله محتملات غالب آن است که وجه تسمیه این طایفه برحسب اصل غالب انتساب قبایل به نیاکان که عناوینشان به علت انتساب شجره‌ای به اجداد اعلا مبتنی برنسب رسی مشترک اعضا ی قبیله به فردی حقیقی واحدی بسته است وجه مقدم تعیین‌کننده هویت جدمشترک مواریث به عنوان سرمنشأ تبار است چندان که درسایرقبایل عرب وایرانی خاورنزدیک شایع است:مطابق این بنیادبه نظرمی‌رسدعلت تسمیه این قبیله انتساب به شخصی بااسم یادشده‌است که با توجه به خاستگاه این قبیله که '''''جبل السماق شام'' '''می‌بوده و این ناحیه نیز اساساَ ازدیرباز اقاتگاه کردهای غربی در شمال '''''[[سوریه]]'''''بوده (وازهمینو از همین رو امروزه '''''جبل الاکراد'''''خوانده می‌شود)، مشارٌ‌الیه محتملاَ '''''[[کرد]] '''''تباربوده‌است وازآنجاکهو از آنجا که برای مبدل شدن اولاد و نوادگان یک سردودمان به یک عشیره می‌باید بیش ازهفت تاهشت دوده تولید وانشعابو انشعاب نسل صورت گیردبه تقریب ازفاصله نیمه قرن پنجم تا میانه قرون دوم وسوم بعدازهجرت طول دارازای زمانی (این طایفه باجداعلای آن) متصوراست و با توجه به رواج نام هارون در میان مسلمانان به صده‌های نخست اسلامی (نظیر پنجمین خلیفه عباسی ''''' [[هارون الرشید]] ''''')تعلق زمانی شخص نامبرده به پس از پیدایش اسلام درمناطق کردنشین غربی منطقی منماید.
 
== ملاآدینه و عالی سلطان ==
اززمره نامداران این طایفه''' ملا آدینه کَلّا'''مستوفی جماعت بختیاری درسپاه نادرشاه افشارپسر'''امیر الله یارهارونی''' و نواده '''میراسماعیل دهدار''' است که جداعلای میرزایان تیره کلّاً می‌باشدواحفاد او جملگی مسلک سنتی ملایی را به وجه موروثی تادوره معاصرحفظ کرده بودندوعبارت ملا دربختیاری به کلانتران دارای دانش قرائت و کتابت گفته می‌شود. منشی مخصوص '''[[نادرشاه]]''' محمدکاظم مروی ازسیره واومیگویدو او می‌گوید که چون نادرشاه ازتسخیزقندهاربه علت استحکامات دفاعی شهرومقاومت غلیجاییان عاجزماند ملا آدینه به نمایندگی ازجماعت بختیاری به حضورشاه رفت: «ازجماعت بختیاری، ملا آدینه نام مستوفی که نویسنده جماعت مذکوره بود، آن نیز با جمعی ازطایفه بختیاری داوطلب گشته، و استدعای آن امر خطیر نمود. امیر گیتی ستان، از تعهد ملا آدینه تعجب زیاد نموده، فرمود که: «تو مردی ملایی، نویسنده می‌باشی. چنین امر خطیر پیشنهاد خاطر نمودن، سر و جان درمعرض تلف [نهادن] است، و تو را به جنگ و جدال کاری نباشد!» ملا آدینه مذکور گفت: «کار جهانیان به ملا و نویسنده برپاست. انشاءالله تعالی دلاوری مرا ملاحظه خواهی فرمود.» چون صاحبقران دوران [آن] مرد مردانه را مصمم قتال دید به رخصت آن مرد فرمان داد... صاحبقران دوران [ایشان را به کوه قیطول فرستاد] بعد از فرستادن نامداران فرزند ارجمند خود نصرالله میرزا را مناب خود گردانید... [و بعد تخصیص علامت نمودکه] به مجرد استماع تیر و تفنگ، باید جمع نامداران و دلاوران چون شیر و پلنگ از کمین گاه بیرون آمده، و نردبان‌ها را بر دوش گرفته، به هیئت اجتماعی یورش به قلعه آورده، به نیروی اقبال ابدمآل به تصرف اولیای دولت دیر بنیاد درآورند... اول کسی که از بختیاریان نردبان را بدان برج نصب نمود، و قدم مردانگی بدان نهاد ملا آدینه مستوفی بختیاری بود، که چون شیر خشم آلود، به یک دست تیغ برهنه، و به یک دست دیگر سپر فراخ دامن بر سر کشیده، چون شاهین گرسنه خود را بر بالای بروج گرفت...»
 
به دنبال فتح قلعه قندهارمروی در ادامه ازتشویق و واعطایو اعطای صله پادشاه و واکنش ملاآدینه نقل می‌کند: «..[سرانجام ] قندهار به تصرف درآمد، و امیر گیتی ستان غنیمت آن‌ها را بر جماعت داوطلب بخشیده مزاحمت به احوال احدی نرسانید؛ و بعد از تسخیر آن قلعه حسب الزمان قضا جریان، به احضار طایفه داوطلب فرمان داد در ورود آن جماعت اموال و غنایم بسیار و خزاین بیشمار که از اهل آن حصار اندوخته نموده بودند، در حضور صاحبقران حاضر بود. به هر یک از آن نامداران از اقشمه و نقد علی‌حده انعام می‌فرمود، که در آن محل کیسه‌ای زر که بسیار بزرگ و به وزن سنگین بود، سر آن را مسدود نموده بودند و به انعام ملا آدینه شفقت فرمود آن مرد هنرپیشه سجدات صاحبقرانی را به عمل آورد، کیسه را بر دوش خود کشید، به مکان خود نقل نمود. چون سرکیسه را گشود، همگی آن زر سرخ بود؛ و به عدد دوهزار اشرفی دو مثقال و نیمی سکه شاه جهان بود. ملا آدینه را از گشودن و دیدن آن زر سرخ حیرت دست داده، مجدداً به حضور اقدس آمده، چگونگی آن وجه را به پایة سریر عرش نظیر عرض کرد. صاحبقران فرمود که: هرگاه آن کیسه تمام جواهر قیمتی است، ما به تو ارزانی داشته‌ایم؛ و مضاعف آن کیسه‌ای دیگر زر سفید که پنجاه تومان بود، عطا فرمود؛ و هر یک از نامداران و دلاوران را به نوازشات شاهانه مفتختر و سرافراز گردانید.»<ref>. عالم آرای نادری ج۲ صفحه۵۴۰تا۵۵۰</ref>
 
رجل نامبرداردیگراین طایفه '''عالی سلطان هارونی''' ازتش عیسی یاری ازسران سپاه '''[[علیمردان خان چهارلنگ]]''' است که پس مرگ نادرشاه ، علی مردان خان حاکم مطلق العنان مرکزوغرب ایران گردید و از جمله صاحب مجمل التواریخ بعد النادریه دربارهٔ اوگوید:علی مردانخان پس ازجنگ گلپایگان با'''[[کریم خان زند|ابوالفتح خان بختیاری]] ، علی صالح خان چهارلنگ(کیانرسی) '''و عالی سلطان هارونی وبرادرشو برادرش بالی سلطان رادررأس هیأیتیهیأتی ازسران (عمدتأچهارلنگ) بختیاری برا ی تحکیم صلح وایجادوحدتو ایجاد وحدت میان بختیاری و زندیه به سوی خان زند فرستاد که بااستقبال گرم کریم خان مواجه شدند کریم خان به آن‌ها خلعت اعطا کرد ومقدماتو مقدمات حمله مشترک طرفین ائتلاف به اصفهان فراهم گردید.<ref>مجمل التواریخ ۱۷۰</ref> وی پسرقائد'''منصور'''عیسی یاری و نوه قائد '''برزو'''چهارلنگ است و عبارت قائد (به گویش بختیاری کایذ) پیش از رواج عام لغت خان درعصرصفویه وجه خطاب سرا ن طوایف بختیاری بود.<ref>سرگذشت ایل چهارلنگ 116</ref>.
 
امروز باقی‌مانده نسل عالی سلطان در روستای کمیتک و قلعه شاهرخ زندگی می‌کنند و هنوز هم به نام اولاد عالی وبالی نامیده می‌شوند)
۲۰٬۹۸۵

ویرایش