تفاوت میان نسخه‌های «نیوه‌مانگ»

بدون خلاصه ویرایش
ماموران مسلح با گروه نوازندگان چون مشتی جنایتکار برخورد می‌کنند. به آن‌ها توهین می‌کنند و سازهاشان را می‌شکنند. در جستجوی ماشین زن را می‌یابند، او را دستگیر می‌کنند و با خود می‌برند. با وجود این ضربه، مامو و فرزندانش خسته و دلشکسته به تلاش خود برای رفتن به کردستان [[عراق]] ادامه می‌دهند.
'''نزول فرشته'''
این فیلم هم مثل سایر فیلم‌های [[بهمن قبادی]] پایانی نمادین دارددار. و این بار غلیظ تر و افراطی تر. در مراحل پایانی سفر که مسافران در دشت‌های سرد و برف پوش مناطق مرزی [[ایران]] و [[عراق]] و [[ترکیه]] به سختی پیش می‌روند، زنی به معنای واقعی کلمه، از آسمان بر سر آن‌ها نازل می‌شود و بر سقف اتوبوس فرود می‌آید. این زن طبعاً تنها می‌تواند زنی باشد خیالی یا «اسطوره‌ای»، یا بنا به میراث ادبی [[صادق هدایت]] «زنی اثیری»، که این بار هدایت مسافران کرد را به عهده می‌گیرد.
زنی فرشته وش به نام «نیوه مانگ» (یا نیمه ماه) با صدایی مرموز چون وحی یا ندایی آسمانی. او به استاد مامو و فرزندان هنرمندش می‌گوید که اگر به او اعتماد کنند و به همراهش بروند، می‌تواند آن‌ها را به محل کنسرت برساند. شاید استعاره‌ای خیالی یا نمودی از فرشته‌ای موعود که مقدر است طبق افسانه‌ای مردمی به سرگردانی قوم پایان دهد.
از این پس مرز رؤیا و واقعیت، گذشته و آینده و نماد و اسطوره و همه چیزهای متعالی، به همراه شیرازه نه چندان محکم فیلم، به هم می‌ریزد.
۶

ویرایش