ملکه برفی: تفاوت میان نسخه‌ها

اشتباه تایپی
(اشتباه تایپی)
برچسب‌ها: ویرایش همراه ویرایش از وبگاه همراه
در یک روز زمستانی که کای با سورتمه خود برای بازی به رودخانه یخ زده رفته بود، توسط ملکه ربوده شد . مردم شهر فکر میکردن که کای در رودخانه یخ زده غرق شده ولی گردا که نمیتوانست باور کند کفش های قرمز محبوبش را پوشید و سفر خود را برای پیدا کردن دوست خود کای آغاز کرد.
همزمان با سفر گردا ، کای در قصر ملکه برفی در حال درست کردن آینه جادویی بود .
گردا در سفر خود با ماجرا های زیادی روبرو شد تا اینکه فهمید کای در قصر ملکه برفی زندانی است. گردا با گوزن شمالی خودش را به قصر ملکه میرساند . وقتی کای را میبیند خوشحال میشود ولی کای او را نمی‌شناسد و بدون توجه به گردا به کار خود ادامه میدهد ، زیرا کای الان دیگر خاطرات خود را بیاد نمی‌آورد. اما گردا ناامید نمی‌شود و موفق میشود کای گریه کند و قطعات آینه که در چشم و قلب کای بودند توسط اشک های جاری کایگردا بیرون بیایند و کای زنده بماند .آینه جادویی نیز مثل روز اولش شد و کای و گردا نیز به شهرشان بازگشتند .
چند سال بعد وقتی گردا و کای بزرگ شدند با هم ازدواج کردند.
 
کاربر ناشناس