تفاوت میان نسخه‌های «دائموسین»

اصلاح اشتباهات تایپی
(اصلاح اشتباهات تایپی)
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
'''پادشاه دائموسین''' یا '''تموشین''' (۴۴-۱۸ میلادی) سومین پادشاه [[گوگوریو]] به عنوان خدای جنگ شناخته می‌شود.معنی ادبی تموشین ” بزرگ پادشاه مقدس مبارز” می‌باشد.همانطور که لقب وی نشان می‌دهد، پادشاه کشورهای همسایه زیادی را در [[طول عمر]] خود تصرف نمود و باعث گسترش بسیار زیاد وسعت گوگوریو در دوران ابتدایی آن شد.
 
پادشاه دائموسین در سال چهارم [[بعد از میلاد]] به عنوان سومین پسر [[پادشاه یوری]] (دومین حاکم گوگوریو) متولد شد.به عنوان یک شاهزاده جوان، نام وی موهیول بود.از کودکی وی باهوش، محکم و کاردان بود.او به خاطر خدمات ارزنده اش در نبرد با پادشاهی شمالی یعنی بویو، به عنوان ولیعهد منصوب شد.روابط با این کشور قدرتمند بزرگترین وظیفه وی بعد از پادشاه شدنش در سن ۱۴ سالگی بود.در چهارمین سال سلطنتش، پادشاه شجاعانه حمله‌ای را علیه بویو ترتیب داد.اما این نبرد به مانند نبرد دیویدداوود و گلیاتجالوت بود زیرا پادشاهی نوپای گوگوریو کشور قدرتمند بویو را که در آن زمان قابلیت این را داشت که برای یک نبرد بیشتر از ۵۰ هزار نفر را مسلح کند، به چالش کشیده بود.لشکرلشکرکشی کشی رؤیارویا پردازانهٔ پادشاه با یک شکست خردکننده پایان یافت در حالی که پادشاه خودش به سختی از مرگ فرار کرد.اما پادشاه خاضعانه پذیرفت که این شکست تقصیر وی بوده‌است و حتی شخصاً از سربازان زخمی مراقبت نمود.زیر دستانزیردستان وی به او بیشتر از همه کس احترام می گذاشتند و آن‌ها به شدت مصمم بودند تا زیر لوای پادشاه بزرگ متحد باشند.در حالی که پادشاه یک جنگ را باخت،او هرگز در سیاست شکست نخورد.او در تقویت اتحاد درونی توانا بود و هرگز اجازه نداد تا کشورش مجدداً صدمه ببیند.در مقابل، بویو به دلیل کشمکش‌های داخلی بعد از جنگ تقسیم شده بود و سرانجام خاک آن ضمیمه گوگوریو شد.
 
لشکر کشی نظامی پادشاه تموشیندائموسین برای گسترش وسعت کشور همچنان ادامه می یافت.در حالی که او چندین قبیله کوچک‌تر را تصرف می‌کرد،وی هرگز روستاهای مناطق تصرف شده را غارت نمی کرد.به جای غارت، وی آن‌ها را در داخل خاک گوگوریو ضمیمه می‌کرد و ساکنان محلی را به عنوان مردم خود می پذیرفت.مناطق همسایه به این نکته پی بردند که گوگوریو یک تصرف‌کنندهٔ وحشی نمی‌باشد بلکه یک کشور قدرتمند می‌باشد که توسعهٔ خود را دنبال می‌کند.بعضی از قبایل داوطلبانه به گوگوریو تسلیم می شدند.
 
تصرف منطقهٔ ناکرانگ توسط پادشاه شامل یک داستان رومانتیک می‌باشد که هنوز هم از آن به عنوان ماجرایی عاشقانه و تراژیک یاد می‌شود.در سال ۳۷ میلادی پادشاه پسرش [شاهزاده هودونگ] را به منظور حمله به ناکرانگ جایی که او عاشق یه شاهدخت شده بود فرستاد.گفته می‌شود شاهدخت ناکرانگ یک طبل رمز آلود را که دارای قدرتی برای به صدا دراوردن یک هشدار در زمان حمله سربازان دشمن بود، پاره نمود. شاهدخت به خاطر معشوقش تصمیم گرفته بود به کشورش خیانت کند.در نتیجه، این طبل خودکار صدا دهنده در زمانی که نیروهای گوگوریو به ناکرانگ حمله نمودند و کشور وی به نابودی کشیده شد، عمل نکرد.او توسط پدر خشمگین خود، [[چویری]] کشته شد و شاهزاده هودونگ به دلیل مرگ وی تاسف زیادی خورد.این داستان عاشقانهٔ افسانه‌ای از قرن اول میلادی تا به امروز در کره شناخته شده می‌باشد و از روی ان فیلم ها، درام ها، اجراهای باله و موسیقایی ساخته می‌شود.
 
افسانه‌ها تصریح می‌کنند که شاهزاده هودونگ به دلیل یاس به وجود امده در اثر مرگ شاهدخت ناکرانگ خودکشی نمود.اما منابع تاریخی اظهار می‌کنند که همسر اول پادشاه تموشیندائموسین شاهزاده را که پسر همسر دوم پادشاه بود، در تله انداخت.زمانی که پادشاه نسبت به هودونگ [[سو ظنسوءظن]] پیدا کرد،شاهزادهٔ بد طالع بدون ذکر هیچ علتی خودکشی نمود.در حقیقت زمانی که پادشاه تموشیندائموسین جوان بود،او شاهد خودکشی برادرش شاهزاده هه میونگ بر اساس دستور پدرش پادشاه یوری بود.بعدها پادشاه تموشیندائموسین شاهد این بود که پسرش نیز به همین سرنوشت دچار شد.ظاهراً این تراژدی شوک بزرگی به پادشاه وارد کرد.بعد از اینکه پسرش درگذشت، پادشاه تا زمان مرگش در سال ۴۴ بعد از میلاد هیچ دستاورد مهمی کسب نکرد. [[دودمان هان|سلسله هان]] ناکرانگ را در سال ۴۴ میلادی توسط [[امپراتور گوانگ‌وو هان|امپراتور گوانگ‌وو]] پس گرفت.او در زمان مرگ ۴۰ سال داشت.در خلال ۲۶ سال سلطنت پر حادثه وی، گوگوریو قوی تر شد و زمینه‌ای برای پادشاهان آینده برای گسترش بیشتر قدرت پادشاهی فراهم شد.
 
== جانشین ==