تفاوت میان نسخه‌های «قنات قصبه»

جز
جایگزینی با اشتباه‌یاب: آراي⟸آرای، امين⟸امین، ايجاد⟸ایجاد، ايران⟸ایران، ايست⟸ایست، بحيره⟸بحیره، بعضي⟸بعضی، بيژن⟸بیژن، جايي⟸جایی، حصاري⟸حصاری، سرلشكر⟸سرلشکر، سلاطين⟸سلاطین، سيصد⟸سیصد، قديمي⟸قدیمی، قرائني⟸قرائنی، كار⟸کار، كتاب⟸کتاب، كلمه⟸کلمه، كه⟸که، كوهي⟸کوهی، مي⟸می، ناصري⟸ناصری، نويسد⟸نویسد، نيز⟸نیز، ويسه⟸ویسه، يكهزار⟸یکهزار، پيران⟸پیران، گويد⟸گوید، بصورت⟸به‌صورت، جائي⟸جایی، هخامنشي⟸هخامنشی، نزديك⟸نزدیک، مقامي⟸مقامی، مستوفي⟸مستوفی، محكم⟸محکم، كيخسرو⟸کیخسرو، كنابد⟸کنابد
جز (v2.02b - پروژهٔ چک‌ویکی (دارای نویسه‌های نادرست که باید جایگزین شوند))
برچسب: WPCleaner
جز (جایگزینی با اشتباه‌یاب: آراي⟸آرای، امين⟸امین، ايجاد⟸ایجاد، ايران⟸ایران، ايست⟸ایست، بحيره⟸بحیره، بعضي⟸بعضی، بيژن⟸بیژن، جايي⟸جایی، حصاري⟸حصاری، سرلشكر⟸سرلشکر، سلاطين⟸سلاطین، سيصد⟸سیصد، قديمي⟸قدیمی، قرائني⟸قرائنی، كار⟸کار، كتاب⟸کتاب، كلمه⟸کلمه، كه⟸که، كوهي⟸کوهی، مي⟸می، ناصري⟸ناصری، نويسد⟸نویسد، نيز⟸نیز، ويسه⟸ویسه، يكهزار⟸یکهزار، پيران⟸پیران، گويد⟸گوید، بصورت⟸به‌صورت، جائي⟸جایی، هخامنشي⟸هخامنشی، نزديك⟸نزدیک، مقامي⟸مقامی، مستوفي⟸مستوفی، محكم⟸محکم، كيخسرو⟸کیخسرو، كنابد⟸کنابد)
7. گناباد در اصل گناه آباد بوده به دلیل اینکه در [[جنگ دوازده رخ]] بر خلاف میل [[کیخسرو]]، ‏پیران ویسه کشته شد و کیخسرو امپراتور ایران بسیار ناراحت شد و آنرا گناهی بزرگ شمرد ‏و پیران را دشمنی خردمند و دانا نامید که نباید کشته میشدبه کفاره این گناه دستور کندن چند ‏کاریز در منطقه داد و آنجا گناباد نامیده شد.(عجم1383) بعضی آنرا منسوب به گناه بهمن کرده اند. ‌‏(یاحقی 1374 )
این شهر دارای چهار کاریز است: قنات قَصَّبه شهر، عمیق‌ترین قنات‌های ناحیه خراسان در ‏این منطقه قرار دارد.قسمت مرکزی گناباد را در دوره ای قصبه شهر می‌نامیدند.
حمد ا... مستوفيمستوفی در كتابکتاب نزهه القلوب «جنابذ» را به كارکار برده است.در برهان قاطع نيزنیز ‏كلمه كنابدکنابد را آورده و ميمی گويدگوید:كَنابدکنابد نام جائيجایی و مقاميمقامی است و در آنجه كوهيکوهی است كهکه گودرز ‏سرلشكر كيخسروکیخسرو آنجا فرود آمده بود ودر آنجه بيژنبیژن دو سه برادر پيرانپیران را به چند مصاف ‏كشت.
در فرهنگ نو بهار و همچنين فرهنگ انجمن آرايآرای ناصريناصری به صورت «كنابدکنابد» آمده است و ‏نوشته شهری در خراسان است اصل آن گوناباد بوده که کوه گناباد مقام ایرانیان در جنگ ‏دوازده رخ بوده و جای تورانیان دشت زیبد بوده است . همچنین نوشته است زیبد کوهی است ‏از جبال خراسان تا کنابد سه فرسنگ فاصله دارد و برهان جامع نوشته نام صحرایی است که ‏جنگ یازده رخ در آن اتفاق افتاده است در قاموس اللغه" گوناباد و جنابذ آمده است.كنابدکنابد نام ‏جايي است در خراسان، نزديكنزدیک آن كوهيکوهی است كهکه جنگ يازده رخ در آن واقع شده است.در ‏بحيره استر آبادی ‏نوشته است : گونابد او را جنابد گفته اند و «گنابد» نيزنیز قول صحيح ايستایست كهکه( گیو ) پسر گودرز ‏ساخته و حصاريحصاری محكممحکم دارد و همچنین نوشته است قبر پیران ویسه بر سر آن کوه است(درصوفه) که ‏چشمه ای از زیر قدم او می ریزد اعتقاد مردم آن است که چشم هر که درد کند به زیر آن ‏چشمه برود که بصورتبه‌صورت قطره چکان است چون قطره ای بر چشمانش چکد شفا یابد. در ‏هفت اقليم تأليف امينامین احمد رازي ميمی نويسدنویسد :جنابد كهکه بعضيبعضی به جنابد و برخي «گوناباد» ‏اعتبار كرده اند از ابنيه (گیو) پسر گودرز فرمانده جنگ دوازده رخ است.در كتابکتاب فرهنگ ايران،ایران، جلد ‏نهم كهکه در چاپخانه ارتش سال يكهزاریکهزار و سيصدسیصد و نه چاپ شده ميمی نويسدنویسد:
از آثار معلوم ميمی شود گناباد يكي از شهرهاي قديميقدیمی است كهکه در زمان سلاطينسلاطین هخامنشيهخامنشی ‏ايجاد شده و قرائنيقرائنی از قبيل قبر پيرانپیران ويسهویسه(درصوفه)، قلعه فرود، قلعه رستم و قلعه معروف ‏به پشنگ در آنجا وجود دارد.‏
‏گودرز و گیو مدتی فرمانروای منطقه گناباد بوده و برای کیخسرو نیز که برای جنگ دوازده رخ به زیبد آمده بود کاخی ساخته بودند که ‏کاخ کی یا کاخک بدان منسوب است. (مجله دریای پارس، «جنگ دوازده رخ درسها و عبرتها»، محمد عجم) .
یکی دیگر از جنگهای دوره کیخسرو جنگ بهرام و فرود است .در روستاهای دهستان زیبد گناباد چند قلعه وجود دارد که قدیمی‌ترین آنها قلعه زیبد، شهاب گبر یا شاه نشین، پیران و دژ فرود می‌باشد. قلعه فرود امروز در مکانی که به کوه قلعه معروف است قرار دارد و از آن تنها قطعاتی از ساروج باقی مانده است. یکی دیگر از قلعه هایی که در زیبد وجود دارد قلعه شهاب گبر می باشد.احتمالا نام این قلعه نیزک و نیازک بوده که بعدها نام معادل آن در پارسی یعنی شهاب را برای نامیدن آن بکار برده اند.در پارسی میانه (پهلوی) نیزک و نیازک به معنای شهاب بوده و از اصطلاحات ستاره شناسی است.فرود پسر سیاوش و مادرش جریره دختر پیران است. فرود برادر ناتنی‌ شاه نیک ‌نام کیخسرو می باشد. او دژبان مرزی توران زمین بود و در قلعه ای که با نام او به فرود نامیده می شد می زیست. با این وجود فرود از تورانیان دل خوشی نداشت و در پی انتقام خون پدرش سیاوش بود..پس از مرگ سیاوش ، کیخسرو فرزند او پادشاه ایران میگردد. کیخسرو سپاهش را به فرماندهی توس به سوی توران روان میکند و دستور میدهد از بیابان بروند چرا که میداند برادرش فرود مرزبان توران است. ولی توس از راه کوهستان میرود و در راه هر آنچه را که می بیند از میان می برد. سپاه به نزدیک دژ فرود می رسد.فرود چون میفهمد آن سپاه را برادرش به خونخواهی پدرشان فرستاده ، تصمیم می گیرد به آنها بپیوندد. فرود با تخوار به بالای کوه میروند تا سپاه را ببیند. تخوار یک یک پهلوانان را از روی درفششان به فرود معرفی می کند. توس آنها را بالای کوه می بیند و گمان می کند جاسوسند.خشمگین شده و به پهلوانان بانگ می زد ، کسی برود و آن دو نفر را بیاورد و اگر نیامدند آنها را هلاک کند. بهرام فرزند گودرز بر اسب می زند و بالای کوه می رود. بهرام به تندی سخن آغاز می کند ولی وقتی نشان سیاوش، خال سیاه را به روی بازوی فرود میبیند او را می شناسد و از اسب پیاده شده ، در برابرش سربر خاک می نهد.