تفاوت میان نسخه‌های «شعر»

۱٬۲۱۰ بایت اضافه‌شده ،  ۱ سال پیش
نجات ۱۳ منبع و علامت‌زدن ۰ به‌عنوان مرده.) #IABot (v2.0.7
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه
(نجات ۱۳ منبع و علامت‌زدن ۰ به‌عنوان مرده.) #IABot (v2.0.7)
'''شعر'''، '''سروده'''، '''چامه''' یا '''چکامه''' یکی از کهن‌ترین گونه‌های ادبی و شاخه‌ای از [[هنر]] است. [[دهخدا]] در یادداشت‌های خود دربارهٔ شعر چنین می‌نویسد: «چکامه، چغامه، چامه، نَشید، نظام، سخن منظوم، منظومه، قریض. ظاهراً ایرانیان را قِسمی سرود یا شعر بوده و خود آنان یا عرب آن را «هَنَیمَه» می‌نامیده‌اند. قدیم‌ترین شعر ایران که به دست است [[گاتاها]]ی [[زرتشت]] می‌باشد که نوعی [[شعر هجایی]] محسوب می‌شود».<ref>{{یادکرد وب |نویسنده= |نشانی=http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-37383564eaf84472bff0d12cb02dd383-fa.html |عنوان=لغت‌نامهٔ دهخدا |ناشر= |تاریخ= |پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20130405064625/http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-37383564eaf84472bff0d12cb02dd383-fa.html |تاریخ بایگانی=۵ آوریل ۲۰۱۳ |accessdate=۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ |dead-url=yes }}</ref>
 
شاعران و منتقدان، تعریف‌های گوناگون و بی‌شماری از «شعر» ارائه داده‌اند. در تعریف‌های سنتی دربارهٔ [[شعر کهن فارسی]]، ویژگی اصلی شعر را موزون و آهنگین بودنِ آن دانسته‌اند. در تعریف‌هایی دیگر، با دانش، فهم، درک، ادراک و وقوف یکی انگاشته شده‌است.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده= |نشانی=http://www.vajehyab.com/moein/شعر |عنوان=فرهنگ معین ||4= |پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydNcIF0?url=http://www.vajehyab.com/moein/%D8%B4%D8%B9%D8%B1 | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=11 ۱۸اكتبر دسامبر2012 ۲۰۱۲}}</ref><ref>{{یادکرد وب |نویسنده= |نشانی=http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-37383564eaf84472bff0d12cb02dd383-fa.html |عنوان=لغت‌نامه دهخدا |ناشر= |تاریخ= |پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20130405064625/http://www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-37383564eaf84472bff0d12cb02dd383-fa.html |تاریخ بایگانی=۵ آوریل ۲۰۱۳ |accessdate=۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ |dead-url=yes }}</ref>
[[دهخدا]] در فرهنگ لغت خود به تعاریف علمای عرب نیز اشاره کرده و می‌نویسد: «نزد علمای عرب کلامی را شعر گویند که گویندهٔ آن پیش از ادای سخن قصد کرده باشد که کلام خویش را موزون و مقفی ادا کند و چنین گوینده‌ای را شاعر نامند ولی کسی که قصد کند سخنی ادا کند و بدون اراده سخن او موزون و مقفی ادا شود او را شاعر نتوان گفت».<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = |نشانی =|عنوان = همان | ناشر = | تاریخ=}}</ref>
 
 
== تاریخچهٔ سرایش شعر ==
قدیمی‌ترین سروده‌های به‌جامانده به [[ودا|وِداهای]] هندوان باستان بازمی‌گردد. از تاریخ سرایش وِداها اطلاع دقیقی دردست نیست و تاریخ قدیمی‌ترین سرودهٔ ''ریگ‌ودا'' را از هزار تا پنج‌هزار سال پیش از میلاد مسیح پنداشته‌اند.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=جلالی نائینی، سیدمحمدرضا |نشانی=http://noorportal.net/90/152/32939/55961.aspx |عنوان=قدیم‌ترین کتاب مقدس قوم آریایی ادبیات مقدس هندو |ناشر=نشریه فکر و نظر شماره 6 و 7 |تاریخ= |پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20131218122300/http://noorportal.net/90/152/32939/55961.aspx |تاریخ بایگانی=۱۸ دسامبر ۲۰۱۳ |accessdate=۱۲ اکتبر ۲۰۱۲ |dead-url=yes }}</ref> همان‌گونه که اشاره شد [[گاتاها]]ی [[زرتشت]] نیز از سروده‌های کهن هستند. دیگر سرودهٔ قدیمی، گیلگمش نام دارد. [[حماسه گیلگمش]] نخستین منظومهٔ حماسی جهان است.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده= |نشانی=http://www.ibna.ir/vdcjaxe8.uqei8zsffu.txt |عنوان=انتشار برداشتی تازه از گیلگمش |ناشر=خبرگزاری کتاب ایران |تاریخ=1387| |پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydPivfE?url=http://www.ibna.ir/vdcjaxe8.uqei8zsffu.txt | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=12 ۱۸اكتبر دسامبر2012 ۲۰۱۲}}</ref> آن‌جا که تاریخ تمام می‌شود [[اسطوره]] آغاز می‌شود؛ حماسه‌های بزرگ مبتنی بر [[اسطوره]] هستند و اسطوره‌های بزرگ بر پایهٔ شرایط تاریخی بنا می‌شوند. جهان چندین حماسهٔ بزرگ را به‌خود دیده‌است:
* در [[یونان]]؛ [[ایلیاد]] و [[ادیسه]] اثر [[هومر]]
* در [[هند]]؛ [[مهابهاراتا]] و [[رامایانا]]
* در [[روم]]؛ [[انه‌ایید]] اثر [[ویرژیل]]
* در [[ایران]]؛ [[شاهنامه]] اثر [[حکیم ابوالقاسم فردوسی]]
که تمامی این حماسه‌ها در بزنگاه‌های خطیری از تاریخ هر ملت ساخته شده‌اند».<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=مجتبایی، فتح‌الله |نشانی=http://hamshahrionline.ir/details/13856 |عنوان=حماسه و شکوفایی هویت ملی |ناشر=خبرگزاری کتاب ایران |تاریخ=1387| |پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydRBpwq?url=http://hamshahrionline.ir/details/13856 | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=12 ۱۸اكتبر دسامبر2012 ۲۰۱۲}}</ref>
چینی‌های باستان نیز به شعر علاقه نشان داده‌اند و آثاری در این زمینه خلق کرده‌اند. [[شی چینگ]] یا کتاب شعر یا کتاب سرودها، از جمله آثار به‌جامانده از چین باستان در زمینهٔ شعر است.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=مبلغی آبادانی، عبداللّه |نشانی=http://alaam.tahoor.com/page.php?id=12037 |عنوان=تاریخ ادیان و مذاهب جهان ج. 1 |ناشر=انتشارات منطق (سینا) |تاریخ=1373 |پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20131213032517/http://alaam.tahoor.com/page.php?id=12037 |تاریخ بایگانی=۱۳ دسامبر ۲۰۱۳ |accessdate=۱۲ اکتبر ۲۰۱۲ |dead-url=yes }}</ref>
 
ارسطو نظریهٔ ادبی خود را بر پایهٔ «محاکات» (تقلید واقعیت) بنا می‌کند و سه عنصر وزن (ایقاع)، [[لفظ]] و هماهنگی را رکن‌های شعر و ابزارهای محاکات می‌شمارد. بر این اساس در طبقه‌بندی ارسطو، انواع اصلی شعر، یعنی [[حماسه]]، [[تراژدی]]، [[کمدی]]، و انواع وابسته به آن مانند آواز [[دیتیرامب]]، موسیقی و شعر غنایی و [[رقص]]، همگی در جوهر هنریِ تقلید مشترک هستند و تمایز آن‌ها از یکدیگر به سبب تفاوت در ابزارهای تقلید (عناصر سه‌گانه)، مضمون تقلید و شیوهٔ تقلید است.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=ارسطو |نشانی=http://www.cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=5179 |عنوان=بوطیقا، جلد: 13 |ناشر=مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی |تاریخ=1362 |صفحه=ص 64. |پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20101217085333/http://cgie.org.ir/shavad.asp?id=123&avaid=5179 |تاریخ بایگانی=۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ |accessdate=۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ |dead-url=yes }}</ref>
 
ارسطو در بخشی از توضیحات خود دربارهٔ ماهیت شعر و عملکرد شاعر چنین می‌گوید: «کار شاعر آن نیست که امور را آن چنان‌که روی داده‌است به دقت نقل کند، بلکه کار او این است که امور را به روشی که ممکن است اتفاق افتاده باشد، روایت کند. تفاوت شاعر و مورخ در این نیست که یکی روایت خود را در قالب شعر درآورده است و آن دیگری در قالب نثر، زیرا ممکن است تاریخ هرودت به رشته نظم درآید. اما همچنان تاریخ خواهد بود. شعر، فلسفی‌تر از تاریخ است و بیشتر از امر کلی حکایت می‌کند؛ در صورتی که تاریخ از امر جزئی حکایت می‌کند. مقصود از امر کلی در شعر این است که شخص چنین و چنان فلان کار یا فلان کار دیگر را به حکم احتمال یا بر حسب ضرورت در شرایط و احوالی خاص انجام دهد. در تاریخ هدف همین است اما امر جزئی، مثلاً کاری که شخص معینی چون الکیبیادس کرده‌است یا ماجرایی برای او اتفاق افتاده‌است».<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=احمدی‌سعدی، عباس |نشانی=http://www.hawzah.net/fa/ArticleView.html?ArticleID=79649&ParentID=82697 |عنوان=جایگاه شعر در منطق(1) |ناشر=پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه |تاریخ=1388 | پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydT0bp3?url=http://www.hawzah.net/fa/ArticleView.html?ArticleID=79649&ParentID=82697 | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=11 ۱۸اكتبر دسامبر2012 ۲۰۱۲}}</ref>
 
== دیدگاه‌های سنتی دربارهٔ شعر ==
پس از [[نهضت ترجمه]] و انتقال نظریهٔ شعری یونانی به حوزهٔ اسلامی، رساله‌های شعری یونانیان موجی از نظریه‌پردازی را در میان فیلسوفان مسلمان ایجاد کرد؛ چنان‌که فارابی، ابن سینا، [[ابوالبرکات بغدادی]]، [[ابن رشد]] و خواجه نصیر طوسی هرکدام بخشی از آثارشان را به نظریهٔ شعر اختصاص دادند. نظرگاه فیلسوفان از طریق کسانی چون حازم قرطاجنی وارد آثار مدرسه [[بلاغیون]] مسلمان هم شد.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=زرقانی، سیدمهدی |نشانی=http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=1034475&l=fa |عنوان=کارکردهای شعر در نظر فیلسوفان مسلمان |ناشر=فصلنامهٔ ادب‌پژوهی، شماره ۱۹ |تاریخ= |پیوند بایگانی=https://web.archive.org/web/20131212080913/http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=1034475&l=fa |تاریخ بایگانی=۱۲ دسامبر ۲۰۱۳ |accessdate=۱۱ اکتبر ۲۰۱۲ |dead-url=yes }}</ref>
* [[خواجه نصیرالدین توسی|خواجه نصیرالدین طوسی]] ملهم از سخن [[ابن‌سینا]] در کتاب ''[[کتاب شفا|شفا]]''، به پیروی از [[ارسطو]]، شعر را «سخنی خیال‌انگیز که از اقوالی موزون و متساوی ساخته شده باشد» می‌داند. خواجه نصیر در رابطهٔ شعر با [[موسیقی]] چنین می‌گوید: «و نظر در وزن حقیقی به‌حسب [[ماهیت]]، تعلق به علم موسیقی دارد و به‌حسب اصطلاح و تجربه تعلق به علم [[عروض]] دارد؛ و نظر منطقی خاص است به تخیّل و وزن را از آن جهت اعتبار کند که به وجهی اقتضاء تخیّل کند. پس شعر در عرف منطقی، کلام مخیِّل است و در عرف متأخران، کلام موزون مقفّی… اما قدما، شعر را کلام مخیِّل گفته‌اند و اگرچه موزون حقیقی نبوده‌است و اشعار یونانیان بعضی چنان بوده‌است و در دیگر لغت قدیم مانند [[عبری]] و [[سریانی]] و فرس هم وزن حقیقی اعتبار نکرده‌اند».<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=فشارکی، محمد |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/2514/174/text |عنوان=ابتکارات خواجه نصیر در عروض و فنون شعری |ناشر=پایگاه مجلات تخصصی |تاریخ=۱۳۸۱ |صفحه=44 | پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydTvG0d?url=http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/2514/174/text | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=26 ۱۸ژوئن دسامبر2017 ۲۰۱۲}}</ref>
* [[شمس قیس رازی]] در کتاب [[المعجم فی معاییر اشعار العجم]] در تعریف شعر می‌نویسد: «بدان که شعر در اصل لغت، دانش است و ادراک معانی به حدس صایب و استدلال راست و از روی اصطلاح سخنی است اندیشیده، مرتّب، معنوی، موزون، متکرّر، متساوی (مصراع‌های برابر)، حروف آخر آن به یکدیگر ماننده (قافیه دار)».<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = شمس قیس رازی |نشانی = |عنوان = المعجم فی معاییر اشعار العجم | ناشر = انتشارات زوار | تاریخ= ۱۳۷۳ | صفحه= ص۱۶۹}}</ref>
* [[فارابی]] دربارهٔ شعر دو اثر از خود به‌جای گذاشته‌است، یکی [[مقالة فی قوانین صناعة الشعراء]] و دیگری [[کتاب الشعر]] که آخرین مبحث در جلد اول از مباحث منطقی فارابی است. فارابی می‌گوید: «در این مقاله، تنها به آن اقوال و معانی می‌پردازیم که حکیم (ارسطو) در صناعت شعر اثبات کرده‌است، بدون این که قصد بیان تمام مطالب را دربارهٔ شعر داشته باشیم. زیرا خود حکیم نظراتش را در صنعت مغالطه تکمیل نکرده‌است (... فضلا عن القول فی صناعة الشعر)».<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=احمدی‌سعدی، عباس |نشانی=http://www.hawzah.net/fa/ArticleView.html?ArticleID=79649&ParentID=82697 |عنوان=جایگاه شعر در منطق(1) |ناشر=پایگاه اطلاع‌رسانی حوزه |تاریخ=1388 | پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydV0wDu?url=http://www.hawzah.net/fa/ArticleView.html?ArticleID=79649&ParentID=82697 | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=11 ۱۸اكتبر دسامبر2012 ۲۰۱۲}}</ref>
 
== اختلاف نظر در تعریف شعر ==
 
[[کوروش صفوی]] در گفتگویی به دشواری برای یافتن تعریفی برای شعر اشاره کرده و می‌گوید:
[[سقراط]] و [[افلاطون]] هردو شعر را نتیجه [[الهام]] می‌دانستند، اما [[ارسطو]] نخستین کسی بود که سعی کرد قواعدی برای [[ادب]] و شعر و آفرینش‌های ادبی کشف کند. «بر اساس تعاریف سنتی» «شعر کلامی است مخیل و موزون» و از دید آن‌ها که حضور وزن را در شعر ضروری نمی‌دانند و اصل موزون بودن را از شعر حذف می‌کنند، شعر کلام مخیلی است که متضمن هنجارگریزی‌های شاعرانه است». اما واقعیت این است که امروز دیگر نمی‌توان «شعر» را به درستی تعریف کرد تا جایی که شاعری چون [[احمد شاملو]] معتقد است: «نمی‌توان یک تعریف کلی از شعر به دست داد. تعریفی که بر اساس آن [[اثیر الدین اخسیکتی]] و [[صائب تبریزی]] و [[عارف قزوینی]] و [[مهدی حمیدی]] و [[مهدی اخوان ثالث]] و [[نیما یوشیج]] یکجا شاعر شناخته شوند».<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=صفوی، کوروش |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/31120/23/text |عنوان=شعر و نظام‌های انگیخته زبانی (شعر از دیدگاه زبان‌شناسی) |ناشر=نشریه فرهنگ و هنر |تاریخ=خرداد و تیر 1378 - شماره 3| |پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CyddvO8s?url=http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/31120/23/text | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=26 ۱۸ژوئن دسامبر2017 ۲۰۱۲}}</ref>
 
آرش آذرپیک معتقد است:شعر دارای [[وجود|وجودی]] قائم به [[ذات]] نیست، بلکه تنها مجموعه ای از رویکردهای متفاوت در ساحتی خاص از دنیای بی پایان هنری کلمه است، بنابراین، هستی [[شعر کهن فارسی|شعر]]، [[داستان]]، [[نمایشنامه|نمایش نامه]]، [[شطحیات|شطح]]، متون منثور هنری و… کاملاً وابسته به سرمنشاء ومادر همهٔ آنها یعنی دنیای بی پایان وجود کلمه است، و شناخت هیچ‌کدام از این رودخانه ها (شعر، داستان و…) هرچقدر عظیم، بدون معرفت عمیق به سرچشمهٔ آنها (کلمه) شبیه آب در [[هاون]] کوبیدن است. واینکه تمام تعاریفی که تا کنون از شعر شده نتوانسته‌است، به هیچ وجه حق مطلب را ادا کند، به خاطر این است که شعر را وجودی مستقل از جهان بی پایان کلمه انگاشته‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=سلیمان پور |نام=مهوش |کتاب=ماه نوشته‌های یک فرازمینی | ناشر=دیباچه |سال=1398 |مکان=کرمانشاه |شابک=}}</ref><ref>{{یادکرد وب |نویسنده =سلیمان پور، مهوش |نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280200/انتشار-پنجمین-اثر-مهوش-سلیمان-پور |عنوان=ماه نوشته‌های یک فرازمینی | ناشر =خبرگزاری کتاب ایران |تاریخ =31 آگوست 2019 |تاریخ بازبینی=}}</ref> تعریف‌های سنتی دربارهٔ شعر اگرچه شرط لازم (حداقل) شعر را دربردارند، اما شرط کافی (حداکثر) را دربر نمی‌گیرند. یعنی بیشتر ناظر به عناصر صوری و فیزیکی شعر هستند، نه جوهرهٔ درونی و متافیزیکی آن. حقیقت درونی شعر، نه تعریف‌پذیر، نه ترجمه‌پذیر و نه نقدپذیر است. به این معنی شعر خود زندگی یعنی تجربهٔ زیستن است. پس مانند خود زندگی، مقول به تشکیک و دارای مراتب و مدارج عالی و سافل است، شعر هم شور محض است مثل ترانه‌های [[فایز دشستانی]]، هم شعور محض مانند قصاید [[ناصرخسرو]] و هم آمیزه‌ای از شور و شعور مانند شعر [[حافظ]].<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=امین، سیدحسن |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/28774/28/text |عنوان=تعریف شعر |ناشر=نشریه زبان و ادبیات |تاریخ=1387 - شماره 50 | پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydeZ6Ep?url=http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/28774/28/text | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=26 ۱۸ژوئن دسامبر2017 ۲۰۱۲}}</ref>
 
اما باید دانست که همین کوشش‌ها در راستای تعریف و توصیف شعر، خود باعث پدیدار شدن مکتب‌های گوناگون ادبی شده‌است. [[بدیع]] و [[بیان]]، [[معانی]] و [[بلاغت]] از درون گفتگوهای ادبی سر برون آورده‌اند.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=مجیب، مهرداد |نشانی=http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view=article&id=12036:1389-03-08-18-03-16&catid=99:1388-09-04-03-03-38&Itemid=541pid=127075 |عنوان=چرا تعریف شعر دشوار است؟ |ناشر=روزنامهٔ 8 صبح |تاریخ=1389 | پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydfXXBk?url=http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view=article&id=12036:1389-03-08-18-03-16&catid=99:1388-09-04-03-03-38&Itemid=541pid=127075 | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=11 ۱۸اكتبر دسامبر2012 ۲۰۱۲}}</ref>
 
== تاریخچهٔ شعر پارسی پیش از اسلام ==
آنچه می‌توان گفت و باید گفت این است که شعر ایرانی براساس سندهای موجود به روزگار [[زردشت]] می‌کشد و از [[گاتا]]ها که سرودهای مذهبی [[ایران باستان]] است و در انتساب آن‌ها به زردشت هیچ تردیدی نیست آغاز می‌شود و پس از آن دیگر قسمت‌های [[اوستا]]ست و منظومه‌های دیگری که به [[زبان پارسی میانه|زبان پهلوی ساسانی]] و [[زبان پارتی|پهلوی اشکانی]] پیدا شده‌است؛ مانند [[درخت آسوریک]] و [[یادگار زریران]] و [[جاماسب‌نامه]].<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=شفیعی کدکنی، محمدرضا |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/467926 |عنوان=کهن‌ترین نمونهٔ شعر فارسی یکی از خسروانی‌های بار بد |ناشر=نشریه زبان و ادبیات شماره 62 |تاریخ=1388| |پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6Cydfv3T2?url=http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/467926 | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=26 ۱۸ژوئن دسامبر2017 ۲۰۱۲}}</ref>
 
== پیدایش شعر پارسی در دوره اسلامی ==
* [[سبک وقوع]]
* [[سبک بازگشت]]
این تقسیم‌بندی از [[ملک الشعرای بهار]] است و هنوز هم نزد ادیبان رایج است و معتبر. [[سعید نفیسی]] نیز در برابر این تقسیم‌بندی، [[سبکهای شعر پارسی|سبک‌های شعر پارسی]] را برمبنای [[مکاتب ادبی]] اروپا طبقه‌بندی کرده‌است. تقسیم‌بندی‌های دیگر نیز می‌توان یافت که در آن رون شعر نو و معاصر نیز مورد توجه قرار گرفته‌است.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده=|نشانی=http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=14806 |عنوان=مقدمه سبک‌شناسی(1)|ناشر=دائرةالمعارف طهور|تاریخ=| پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6CydgjMYE ?url=http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=14806| تاریخ بایگانی = ۱۸17 دسامبر ۲۰۱۲2012|بازبینی=11 اكتبر 2012}}</ref>
 
== شعر نو ==
{{اصلی|شعر نو پارسی}}
 
از زمان مشروطیت شعر فارسی از نظر عناصری چون اندیشه، زبان، قالب و … همگام با شعر نو جهان مدرن متطور شد و نهال شعر نو فارسی خود را نشان داد و بالیدن گرفت و به وسیلهٔ نیما یوشیج شعر نو به انسجام رسید. شاعران پارسی‌زبان تا پیش از ظهور [[نیما یوشیج]] همواره بر همان الگوها و قالب‌های سنتی وفادار بودند و شعر پارسی محدود و محصور در اوزان و افاعیل عروضی به سر می‌برد و بر پایهٔ همان چارچوب‌ها با معیار [[مصراع]] و [[بیت (شعر)|بیت]] سنجیده می‌شد. نیما یوشیج با کوتاه و بلند کردن مصرع‌ها و جابجایی قافیه‌ها، بدعتی در موسیقی شعر به‌وجود آورد و اگرچه وزن را برای شعر لازم و حتمی می‌شمرد ولی آن را مبنی بر امتداد مصوتها و تکیه کلمات می‌دانست، نه آن‌که همچون شعر قدیم وزن بیت یا مصراع، معیار تعیین وزن شعر به‌شمار آید.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده= |نشانی=http://www.persian-language.org/poetsandauthors-ن-fullcontent-144.html |عنوان=نیما یوشیج--- علی اسفندیاری |ناشر=شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی |تاریخ= | پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6Cydh6wCl?url=http://www.persian-language.org/poetsandauthors-%D9%86-fullcontent-144.html | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=11 ۱۸اكتبر دسامبر2012 ۲۰۱۲}}</ref>
 
موسیقی و آهنگ شعر محدود به قالب عروضی و بحر شعر نیست بلکه در نوع پیوستگی کلمات با یکدیگر و ایقاع‌های شعر، موسیقی شگفت‌انگیزی احساس می‌شود که کم از موسیقی و وزن شعر نیست. زیرا شعر دو موسیقی دارد:
دیگر.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = دکتر شفیعی کدکنی، محمدرضا |عنوان = موسیقی شعر| فصل: وزن و موسیقی شعر}}</ref>
 
خاستگاه این دگرگونی در شعر پارسی را باید پیرو تحولات اجتماعی در دوران جنبش مشروطه‌خواهی دانست که بنیاد جامعه را دگرگون ساخت.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=دستغیب، عبدالعلی |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/766260 |عنوان=شعر جدید پارسی پس از نیما یوشیج |ناشر=نشریه: زبان و ادبیات ''نگین'' |تاریخ=تیر 1346 - شماره 26| |پیوند بایگانی = httphttps://www.webcitation.org/6Cydjr1rN?url=http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/766260 | تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=26 ۱۸ژوئن دسامبر2017 ۲۰۱۲}}</ref>
 
بعدها [[احمد شاملو]] با ایجاد تغییراتی در شعر نو سبک جدیدی ایجاد کرد که به [[شعر سپید]] یا شعر شاملویی معروف گردید، با این تفاوت که در این سبک از شعر، وزن به‌طور کلی حذف گشته:
۳۵۶٬۴۲۶

ویرایش