تفاوت میان نسخه‌های «سوداگرایی»

۶۲۴ بایت اضافه‌شده ،  ۴ ماه پیش
افزودن داده
جز (جایگزینی با اشتباه‌یاب: افزیش⟸افزایش، بنگاهای⟸بنگاه‌های)
(افزودن داده)
 
اغلب کشورهای اروپایی که دارای نظام سرمایه‌داری تجاری بودند برای کسب قدرت و برخورداری از تراز تجاری مثبت اقدام به اعمال سیاست‌های مرکانتیلیستی نمودند و بزودی تضاد منافع و درگیری میان آن‌ها شدت یافت. جنگ‌هایی که بین کشورهای اروپایی مانند جنگ‌های [[هلند]] و [[انگلستان]] یا انگلستان و [[فرانسه]] و همچنین مابین [[پرتغال]] و [[اسپانیا]] به وقوع پیوست ناشی از همین تضاد منافع حاصل از تفکر مرکانتیلیستی بود. پیشتازان این مکتب در فرانسه کلبر و ‍ژان بدن، و در انگلستان [[الیزابت اول]] و [[کرامول]]، در هلند [[دلاکورت]]، در [[آلمان]] [[فریدریش دوم]] و [[ماریا ترزیا]] بودند. بعدها بتدریج این اهداف از طریق استعمار کشورهای آسیایی و آفریقایی تأمین شد که از آن جمله می‌توان به مستعمرات انگلیس و هلند و اسپانیا و ایتالیا و فرانسه و آلمان درآفریقا و آسیا مانند هند و آفریقای جنوبی اشاره نمود. به این شکل کشورهای سرمایه‌داری توانستند همزمان با تأمین مواد خام اولیه به قیمت ناچیز و استفاده از نیروی کار ارزان قیمت مستعمرات خویش، بازارهای فروش وسیع برای کالاهای ساخته شده خود را در این کشورها پیدا کنند و بدین شکل اقتصاد خود را رونق ببخشند.
 
== تئوری ==
اکثر اقتصاددانان اروپایی که بین سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۷۵۰ نوشتند، امروزه مرکانتیلیست شناخته می‌شوند. این اصطلاح در ابتدا فقط توسط منتقدانی مانند میرابو و اسمیت مورد استفاده قرار گرفت، اما مورخان به سرعت با آن خو گرفتند. در اصل اصطلاح استاندارد انگلیسی "سیستم مرکانتیل" بود. کلمه "مرکانتیلیسم؛ در اوایل قرن نوزدهم از آلمانی وارد انگلیسی شد.
 
== جستارهای وابسته ==