تفاوت میان نسخه‌های «قیس بن مسعود»

۲٬۵۶۴ بایت اضافه‌شده ،  ۹ سال پیش
بدون خلاصه ویرایش
(صفحه‌ای جدید با ''''قیس بن مسعود''' کاردار خسرو پرویز بر سواد عراق بود. وی فرماندهی قشونی از اعراب ر...' ایجاد کرد)
 
ایاس کس پیش هانی بزرگ طایفه فرستاد که اموال را پس بگیرد ولی هانی از دادن اموال خودداری کرده، گفت، تا جان دارم، ترکۀ نعمان به کس ندهم. چون هانی ابا کرد، خسرو خشمگین شد و گفت که طایفۀ [[بکر بن وائل]] را نابود خواهد کرد و خواست سپاه بفرستد.<ref>طبری، ص ۷۴۸ تا ص ۷۵۷ </ref>
 
ایاس به وی گفت که گروه بنی شیبان و گروه بنی بکر و بنی عجل مردمانی بسیارند و در زمستان پراکنده هستند سپاه بزرگ لازم است و کار سختی است. قرار بر این شد که هنگام تابستان که هانی و همۀ قبیلۀ بکر بن وائل و بنی شیبان و بر سر آب ذوقار جمع شدند، سپاه برای جنگ فرستاده بشود.<ref>بلعمی، ص ۱۱۲۲ </ref>
 
 
==نقشفرماندهان قیسو بنقشون مسعودشرکت کننده در جنگ ذوقار==
در [[جنگ ذوقار]] که نخستین جنگ منجر به پیروزی اعراب، شناخته می شود، ایاس بن طائی، فرماندهی سپاه خسرو را برعهده داشت. سپاه خسرو از قشون زیر تشکیل شده بود.
 
۱. سپاه [[قیس بن مسعود]]، کاردار خسرو در سواد عراق، مرکب از دوده هزار نفر عرب.<ref>بلعمی، ص ۱۱۲۲ </ref>
 
۲. سپاه هامرز تستری، فرمانده سپاه خسرو، مرکب از دوازده هزار نفر.
۴. سپاه جلابزین، فرمانده سپاه خسرو.
 
در این جنگ [[هانی بن مسعود]] و [[حنظله بن ثعلبه]] از قبیلۀ [[بکر بن وائل]] فرماندهی اعراب را بر عهده داشتند.
قیس بن مسعود خود از قبیلۀ شیبانی بود و جنگیدن با هم خویشان برای وی سخت بود. شب قبل از شروع جنگ و حمله قیس بن مسعود فرستاده ای نزد فرماندۀ سپاه [[بکر بن وائل]] فرستاد و پیغام داد که مرا از دل و جان با شما پیوند است و پیروزی شما را آرزو دارم. اگر شما صلاح میدانید، امشب ما از سپاه خسرو می گریزیم و آنها هم ناچار به هزیمت می شوند یا اگر شما بخواهید، فردا هنگام جنگ، ما هزیمت کرده تا ایرانیان غافلگیر شده و دست شما برای حمله باز شود. [[هانی بن مسعود]] و [[حنظله]] دو سالار قبیلۀ بنی شیبان گفتند، فردا در میانۀ جنگ اگر به جبهه پشت کرده، هزیمت کنید، برای ما بهتر است. لشکر عرب چون خبر قیس بن مسعود را شنیدند، میل به جنگ در ایشان افزوده شد و گفتند فردا از جان گذشته و می جنگیم.
 
==تبانی پنهانی قیس بن مسعود==
طبق تبانی قبلی، قیس بن مسعود، در هنگام نبرد سپاه خود را از میدان بیرون کشید و سپاه ایرانیان را، در میانۀ میدان، تنها گذاشت. به غیر از این عامل دیگری که اسباب شکست ایرانیان را در [[جنگ ذوقار]] فراهم آورد، ذخیره نداشتن آب کافی بود. ایرانیان برای دو روز آب به همراه داشتند و اعراب پیش برای دو هفته آب ذخیره کرده بودند، پس جنگ را به درازا کشانده، ایرانیان از گرما و تشنگی هلاک شدند یا رو به هزیمت نهادند.
قیس بن مسعود خود از قبیلۀ شیبانی بود و جنگیدن با هم خویشان برای وی سخت بود.
 
در تاریخ بلعمی آمده است قیس بن مسعود مردی بود از بنی شیبان و کاردار کسری بود، بر سواد عراق و مهتر بود اندر همۀ عرب و با سپاه بسیار بود. کسری به او نامه فرستاد که سپاه گرد کن و همۀ عرب را که توان دارند از سواد عراق برگیر، و بسوی [[ایاس بن طائی]] شو که خلیفۀ من است بر ملک عرب و او را یاری کن در جنگ با بنی شیبان و بنی بکر و [[هانی بن مسعود]]، چون این نامه به قیس بن مسعود رسید، او را سخت آمد با همۀ قبایل عرب و خویشان خود جنگ کند و از بیم خسرو هیچ نتوانست کرد. پس ده هزار مرد از عرب گرد آورد و بسوی ایاس به [[حیره]] رفت.
 
قیس بن مسعود که با ایاس و لشکر خسرو بود، دلش با [[هانی بن مسعود]] بود از بهر آنکه قرابت یکدیگر را بود، خواست که ظفر ایشان را بود.
 
پس به شب سوی ایشان کس فرستاد و هانی و [[حنظله بن ثعلبه]] سالار قبیله را گفت، مرا از دل و جان با شما پیوند است و می خواهم که ظفر شما را بود، نه ایاس را و نه عجم را، که بیگانه اند و شما قرابت ولیکن بسوی شما نمی توانم آمدن که ندانیم ظفر که را خواهد بود و آن دوست تر دارید که امشب بگریزیم، تا گروه عجم بهزیمت شوند، یا آن خواهید که فردا صف جنگ راست شود و جنگ در گیرد ما پشت بدهیم و روی بهزیمت نهیم، تا عجم جملگی عاجز و حیران شوند و ایشان نیز بهزیمت روند.
 
[[هانی بن مسعود]] و [[حنظله بن ثعلبه]] و جمله عرب گفتند، ما آن خواهیم که فردا در صف جنگ هزیمت شوند.
پس لشکر عرب چون خبر قیس بن مسعود بشنیدند، بر جنگ حریص شدند و دل بر مرگ نهادند که فردا از جان گذشته بکوشیم.<ref>بلعمی، جلد دوم. ص ۱۱۲۹ تا ۱۱۳۱</ref>
 
پس [[حنظله بن ثعلبه]] گفت که فردا پانصد مرد را در کمینگاه بنشانیم، جایی که کس نبیند و ما خود بجنگ رویم، در جنگ بیکدیگر بپیوندیم.
 
روز نبرد لشکر هانی به یکباره حمله کردند و آن پانصد مرد نیز از کمین در آمدند و آن لشکر عرب که همراه [[ایاس بن طائی]] سالار سپاه عجم بود، هزیمت شدند و ایاس تنها بماند. و ایرانیان چون هزیمت هم سپاهیان عرب را شنیدند و بدیدند، از تشنگی بطاقت بودند و دلشکسته، لشکر عرب آنها را اندر میان گرفته و شمشیر نهادند تا چندان کشته شدند که به هیچ حرب این مقدار کشته نشده بودند.<ref>بلعمی، جلد دوم. ص ۱۱۳۴</ref>
از عوامل شکست ایران در [[جنگ ذوقار]] غیر از اینکه، طبق تبانی قبلی، قیس بن مسعود، در هنگام نبرد سپاه خود را از میدان بیرون کشید و سپاه ایرانیان را، در میانۀ میدان، تنها گذاشت. بهعامل غیردیگر ازشکست، اینذخیره عاملنداشتن دیگریآب کهکافی اسباب شکستبود. ایرانیان راکه دراحتمالاً [[جنگپیروزی ذوقار]]سریعی فراهمرا آورد،برای ذخیرهخود نداشتنپیش آببینی کافیکرده بود.بودند، ایرانیانتنها برای دو روز آب به همراه داشتند و اعراب پیش برای دو هفته آب ذخیره کرده بودند، پس جنگ را به درازا کشانده، ایرانیانبسیاری از سپاهیان ایران، از گرما و تشنگی هلاک شدند یا رو به هزیمت نهادند.
<ref>بلعمی، جلد دوم. ص ۱۱۱۵ تا ۱۱۲۵</ref>