تفاوت میان نسخه‌های «شعر»

۱۳ بایت اضافه‌شده ،  ۱۰ ماه پیش
جز
بدون خلاصه ویرایش
جز
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
جز
برچسب‌ها: ویرایش با تلفن همراه ویرایش با مرورگر تلفن همراه ویرایش‌گر دیداری
 
== اختلاف نظر در تعریف شعر ==
در حقیقت باید گفت که تعاریف بسیاری در این زمینه وجود دارد که از همان گذشته‌های دوردور، گاه با هم در تضادند و یکدیگر را نقض می‌کنند. [[افلاطون]]، شعر را از جهت اخلاقی زیان‌آور و ویران‌گر می‌دانست و از دیدگاه معرفت‌شناسانه آن را دور از حقیقت و فاقد ارزش علمی می‌پنداشت. او ارزش زیبایی‌شناسانی ادبیات را در نظر نمی‌گرفت یا ناچیز می‌شمرد و به جای آن از دیدگاه ارزش اخلاقی به ادبیات نگاه می‌کرد. ارسطو برای پاسخ دادن به این شبهات و انتقادات، رسالهٔ [[فن شعر]] را به رشتهٔ تحریر درآورد. از دید ارسطو ادبیات، اعم از نثر و نظم و شعر، همچون سایر هنرهای دیگر، بر مبنای دو شالودهٔ اساسی بنیان گرفته‌است. یکی از این شالوده‌ها طبیعت تقلیدگر ذهن و روح انسان است و دیگری نیاز طبیعی‌اش به توازن، هماهنگی و ریتم است. ارسطو عقیده دارد که تکامل هجوسرایی منجر به پیدایش سبک و اوزان خاصی در ادبیات شد که آن را «اوزان ایامبیک» نامیدند و تکامل بعدی آن سبب پیدایش کمدی در ادبیات شد؛ تکامل ستایش‌سرایی منجر به «اوزان هروییک» شد که تکامل بعدی آن به پیدایش حماسه انجامید و سپس شاخه‌ای از حماسه‌سرایی به گونه‌ای خاص رشد کرد و به پیدایش [[تراژدی]] منجر شد.<ref>{{یادکرد وب|نویسنده = عاطف راد، مهدی |نشانی = http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=127075 |عنوان = نقد ادبی از دیدگاه ارسطو | ناشر = تارنمای تبیان | تاریخ= 1389}}</ref>
 
همان‌طور که اشاره شد، در هر دوره‌ای شاعران و منتقدان و پژوهش‌گران سعی در ارائهٔ تعریفی از شعر بوده‌اند و با این همه تفاوتی کلی بر سر تعریف شعر وجود ندارد.
[[سقراط]] و [[افلاطون]] هردو شعر را نتیجه [[الهام]] می‌دانستند، اما [[ارسطو]] نخستین کسی بود که سعی کرد قواعدی برای [[ادب]] و شعر و آفرینش‌های ادبی کشف کند. «بر اساس تعاریف سنتی» «شعر کلامی است مخیل و موزون» و از دید آن‌ها که حضور وزن را در شعر ضروری نمی‌دانند و اصل موزون بودن را از شعر حذف می‌کنند، شعر کلام مخیلی است که متضمن هنجارگریزی‌های شاعرانه است». اما واقعیت این است که امروز دیگر نمی‌توان «شعر» را به درستی تعریف کرد تا جایی که شاعری چون [[احمد شاملو]] معتقد است: «نمی‌توان یک تعریف کلی از شعر به دست داد. تعریفی که بر اساس آن [[اثیر الدین اخسیکتی]] و [[صائب تبریزی]] و [[عارف قزوینی]] و [[مهدی حمیدی]] و [[مهدی اخوان ثالث]] و [[نیما یوشیج]] یکجا شاعر شناخته شوند».<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=صفوی، کوروش |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/31120/23/text |عنوان=شعر و نظام‌های انگیخته زبانی (شعر از دیدگاه زبان‌شناسی) |ناشر=نشریه فرهنگ و هنر |تاریخ=خرداد و تیر 1378 - شماره 3 |پیوند بایگانی=https://www.webcitation.org/6CyddvO8s?url=http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/31120/23/text |تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=26 ژوئن 2017 }}</ref>
 
آرش آذرپیک معتقد است: شعر دارای [[وجود|وجودی]] قائم به [[ذات]] نیست، بلکه تنها مجموعه ایمجموعه‌ای از رویکردهای متفاوت در ساحتی خاص از دنیای بی پایانبی‌پایان هنری کلمه است، بنابراین، هستی [[شعر کهن فارسی|شعر]]، [[داستان]]، [[نمایشنامه|نمایش نامه]]، [[شطحیات|شطح]]، متون منثور هنری و… کاملاً وابسته به سرمنشاء ومادرو مادر همهٔ آنها یعنی دنیای بی پایانبی‌پایان وجود کلمه است، و شناخت هیچ‌کدامهیچ ‌کدام از این رودخانه هارودخانه‌ها (شعر، داستان و…) هرچقدر عظیم، بدون معرفت عمیق به سرچشمهٔ آنها (کلمه) شبیه آب در [[هاون]] کوبیدن است. واینکهو اینکه تمام تعاریفی که تا کنونتاکنون از شعر شده نتوانسته‌است، به هیچ وجه حق مطلب را ادا کند، به خاطر این است که شعر را وجودی مستقل از جهان بی پایان کلمه انگاشته‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب |نام خانوادگی=سلیمان پور |نام=مهوش |کتاب=ماه نوشته‌های یک فرازمینی | ناشر=دیباچه |سال=1398 |مکان=کرمانشاه |شابک=}}</ref><ref>{{یادکرد وب |نویسنده =سلیمان پور، مهوش |نشانی=http://www.ibna.ir/fa/doc/book/280200/انتشار-پنجمین-اثر-مهوش-سلیمان-پور |عنوان=ماه نوشته‌های یک فرازمینی | ناشر =خبرگزاری کتاب ایران |تاریخ =31 آگوست 2019 |تاریخ بازبینی=}}</ref> تعریف‌های سنتی دربارهٔ شعر اگرچه شرط لازم (حداقل) شعر را دربردارند، اما شرط کافی (حداکثر) را دربر نمی‌گیرند. یعنی بیشتر ناظر به عناصر صوری و فیزیکی شعر هستند، نه جوهرهٔ درونی و متافیزیکی آن. حقیقت درونی شعر، نه تعریف‌پذیر، نه ترجمه‌پذیر و نه نقدپذیر است. به این معنی شعر خود زندگی یعنی تجربهٔ زیستن است. پس مانند خود زندگی، مقول به تشکیک و دارای مراتب و مدارج عالی و سافل است، شعر هم شور محض است مثل ترانه‌های [[فایز دشستانی]]، هم شعور محض مانند قصاید [[ناصرخسرو]] و هم آمیزه‌ای از شور و شعور مانند شعر [[حافظ]].<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=امین، سیدحسن |نشانی=http://www.noormags.ir/view/fa/articlepage/28774/28/text |عنوان=تعریف شعر |ناشر=نشریه زبان و ادبیات |تاریخ=1387 - شماره 50 |پیوند بایگانی=https://www.webcitation.org/6CydeZ6Ep?url=http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/28774/28/text |تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=26 ژوئن 2017 }}</ref>
 
اما باید دانست که همین کوشش‌ها در راستای تعریف و توصیف شعر، خود باعث پدیدار شدن مکتب‌های گوناگون ادبی شده‌است. [[بدیع]] و [[بیان]]، [[معانی]] و [[بلاغت]] از درون گفتگوهای ادبی سر برون آورده‌اند.<ref>{{یادکرد وب |نویسنده=مجیب، مهرداد |نشانی=http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view=article&id=12036:1389-03-08-18-03-16&catid=99:1388-09-04-03-03-38&Itemid=541pid=127075 |عنوان=چرا تعریف شعر دشوار است؟ |ناشر=روزنامهٔ 8 صبح |تاریخ=1389 |پیوند بایگانی=https://www.webcitation.org/6CydfXXBk?url=http://www.8am.af/index.php?option=com_content&view=article&id=12036:1389-03-08-18-03-16&catid=99:1388-09-04-03-03-38&Itemid=541pid=127075 |تاریخ بایگانی=17 دسامبر 2012 |بازبینی=11 اكتبر 2012 }}</ref>
۳۶

ویرایش