تفاوت میان نسخه‌های «نخست‌وزیری محمد مصدق»

با این حال، تدارک انتخابات مجلس هفدهم مصدق را مجبور کرد که توجه خود را به سیاست داخلی معطوف دارد. او لایحهٔ ۱۳۲۳ خود دربارهٔ اصلاح انتخابات را همراه با اصلاحاتی تقدیم مجلس کرد. لایحهٔ جدید، دیگر بیسوادان را از رأی دادن محروم نمی‌کرد، اما برای باسوادان و بیسوادان حوزه‌های انتخاباتی جداگانه‌ای در نظر گرفته بود، و نمایندگی جمعیت شهرها، به‌ویژه تهران را به‌طور چشمگیری افزایش می‌داد. مخالفان برای رد کردن لایحه ائتلاف کردند؛ با این استدلال که لایحهٔ مزبور، «در مورد میهن‌پرستانی که چهل سال بود رای می‌دادند، به ناحق تبعیض روا خواهد داشت.» جبهه ملی نتوانست لایحه را به تصویب برساند، و در حالی وارد مبارزات انتخاباتی شد که اکنون نه‌تنها سلطنت‌طلبان و ارتش؛ که مالکان محافظه‌کار و خان‌های عشایر نیز در شمار رقبای آن محسوب می‌شدند. در شهرهای عمده، جبهه ملی بسیاری از کرسی‌ها را تصاحب کرد و در تهران که تعداد رأی‌دهندگان دو برابر انتخابات گذشته بود، همهٔ دوازده کرسی را به دست آورد، اما در بیشتر حوزه‌های خارج از تهران، و به‌خصوص نواحی روستایی، مخالفان توانستند پیشی بگیرند. مثلاً طاهری، سیاستمدار عمدهٔ طرفدار انگلیس در یزد، همکارش ملک مدنی در ملایر، ناصر و محمد ذوالفقاری در زادگاهشان زنجان، و امام جمعهٔ سلطنت‌طلبان تهران در اهر - واقع در شمال آذربایجان - برنده شدند. مصدق به محض انتخاب شدن هفتاد و نه نماینده – که برای تأمین حد نصاب پارلمانی کافی بود – رأی‌گیری را متوقف کرد.<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۶۸-۲۶۹}}</ref>
 
مجلس هفدهم در بهمن ۱۳۳۰ افتتاح شد. از هفتاد و نه نماینده، سی نفرنفر، یا عضو یا همراه جبهه ملی بودبودند. این نمایندگان شامل سنجابی و زیرک زادهزیرک‌زاده از حزب ایران، بقایی از حزب زحمتکشان، کاشانی و قنات آبادیقنات‌آبادی از جامعهجامعهٔ مجاهدین اسلام و هواداران غیرغیرحزبی حزبی مصدق،مصدق؛ چون شایگان، رضوی، نریمان، مکیمکی، و حائرزاده و نیز خسرو و ناصر قشقایی بودند که پس از انتخاب شدن از فارس به آنان پیوستند. بسیاری از این سی تن جزو طبقات متوسط جدید و سنتی بودند. این گروه از چهار حقوقدان، چهار مهندس، سه روزنامه‌نگار، سه استاد دانشگاه، یک مورخ، و ده روحانی تشکیل می‌شد. چهل و نه نمایندهنمایندهٔ دیگر که اغلب مالک بودند، به فراکسیون‌های سلطنت طلبسلطنت‌طلب و طرفدار انگلیس تقسیم می‌شدند.<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۶۹}}</ref>
 
سلطنت طلبانسلطنت‌طلبان و محافظه کارانمحافظه‌کاران هوادار انگلستانانگلستان، امام جمعهجمعهٔ تهران را به ریاست مجلس انتخاب کردند؛ از اعطای اختیارات ویژه به مصدق برای مقابله با بحران اقتصادی ناشی از کاهش سریع درآمد نفت خودداری کردندکردند، و شروع به طرح نارضایی‌های شهرستان‌ها از پایتخت کردند. ملک مدنی با تکرار شعاری که حزب توده در اوایل دهه ۲۰ باب کرده بود، اعلام کرد: «ایران فقط تهران نیست؛ شهرستان‌ها نیز جزئی از ایران‌اند.» نماینده‌ای از گیلان مدعی شد که شیلات شمال، ارمنی‌ها، آسوری‌ها، آذری‌هاآذری‌ها، و تهرانی‌هاتهرانی‌ها، و فقط معدودی گیلک را استخدام می‌کند. نماینده‌ای از بلوچستان اظهار کرد که «چون ادارات فقط به تهران نظر دارند، شهرستان‌ها ویرانه شده‌اند.» سلطنت طلبیسلطنت‌طلبی برآورد کرد که شهر تهران دارای ۲۹ بیمارستان، ۲۸ داروخانه، ۴۶۸ پزشک، و ۸۷ دندانپزشک است؛ حال آنکه همه شهرستان‌ها جمعاً بیش از ۷۹ بیمارستان، ۳۸۶ داروخانه، ۴۵۲ پزشکپزشک، و ۲۸ دندانپزشک ندارند. سلطنت طلبانسلطنت‌طلبان دیگری حکومت را به غفلت از وظیفه ملیوظیفهٔ اشملی‌اش در ساختن مدارس در روستاها متهم کرد: «اگر چه ایران از یک ملت تشکیل شده‌است، گویش‌های محلی متعددی دارد. در نتیجه یک فرد سمنانی نمی‌تواند زبان اهل مازندران، لرستان، آذربایجانآذربایجان، یا بلوچستان را به آسانی بفهمد. حکومت باید از طریق مدارس، رادیورادیو، و کلاس‌های سوادآموزی، زبان فارسی را در سراسر ایران اشاعه دهد.»<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۶۹-۲۷۰}}</ref>
 
=== جبهه ملی ===