تفاوت میان نسخه‌های «نخست‌وزیری محمد مصدق»

{{نقل قول|علت اصلی بدبختی کشور ما وجود دو طبقه مشخص است. یکی انگلی اجتماعی است که در عیاشی، فساد و تبذیر سر می‌کند و دیگری طبقه‌ای است دستخوش گرسنگی، ستم و استثمار. اگر این وضع وخیم را درمان نکنیم، لاجرم تاریخ گریبانمان را خواهد گرفت و کشور ما را نابود خواهد کرد. تاریخ به ما می‌آموزد که سرکوب، استثمار و بیدادگری، دولت‌ها و ملت‌ها و امپراتوری‌ها را نابود می‌کند.<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۷۰}}</ref>}}
=== استعفا ===
پس از ۵پنج ماه مشاجرات پارلمانی، در ۲۵ تیر ۱۳۳۱ مصدق با توسل ناگهانی به حق قانونی نخست‌وزیری جهت تعیین وزیر جنگ، درگیری را به صورت جنجال ملی عظیمی در آورددرآورد؛ و چون شاه از پذیرفتن آن امتناع کرد، مصدق استعفا داد و بی آن کهبی‌آنکه به نمایندگان مجلس رویرجوع آورد،کند، مستقیماً با مردم تماس گرفت:
{{نقل قول|در جریان حوادث اخیر به این نتیجه رسیده‌ام که به وزیر جنگ قابل اعتمادی نیاز دارم که مأموریت ملی مرا ادامه دهد. چون اعلیحضرت درخواست مرا رد کرده‌است، پس تصمیم به استعفا دارم و هرکسی را که مورد اعتماد مقام سلطنت باشد، برای تشکیل حکومت جدید و انجام خواسته‌های شاهنشاه، تأیید خواهم کرد. در شرایط حاضر نهضتی که مردم ایران شروع کرده‌اند، نمی‌تواند به نتیجهنتیجهٔ پیرومندانه‌ای نائل گردد.<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۷۰-۲۷۱}}</ref>}}
 
برای نخستین بار، یک نخست‌وزیر از شاه به دلیل نقض قانون اساسی علناً انتقاد نموده، دربار را به سنگ اندازیسنگ‌اندازی در سر راه نهضت ملی متهم ساخته و جراتجرئت کرده بود مشروطیت و قانون اساسی را مستقیماً در کشور به کار گیرد.<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۷۱}}</ref>
 
درخواست نخست‌وزیر انعکاس پرشوری یافت. نمایندگان سلطنت طلبسلطنت‌طلب و طرفدارهواخواه انگلیسانگلیس، قوام را با این امید واهی که حامیان پیشین خود را از اطراف مصدق جمع کند، به نخست‌وزیری برگزیدندبرگزیدند، و در همین حال، جبههجبههٔ ملی – با حمایت حزب توده – مردم را برای اعتراضاعتراض، به اعتصاب و تظاهرات عمومی به طرفداری از مصدق دعوت کرد. کاشانی با لحنی شدیدتر از پیشپیش، قوام را «دشمن دین، آزادیآزادی، و استقلال ملی» خواند. شاه نخست کوشید با توسل به ارتش با بحران مقابله کند، اما پس از ۵ روز تظاهرات عمومی، به سبب خون‌ریزی و بروز علائم اختلاف در ارتش، عقب نشست و از مصدق خواست حکومت جدیدی تشکیل دهد. مصدق به سهولت پیروز شده بود. این پیروزی به نام قیام ۳۰ تیر در تاریخ ایران ثبت شد.
 
در شورش‌های تیرماهتیرماه، اعتصاب‌های عظیمی در همههمهٔ شهرهای عمدهعمدهٔ کشور به راه افتاد و بیش از ۲۵۰ تظاهرکننده در تهران، همدان، اهواز، اصفهاناصفهان، و کرمانشاه کشته یا به سختی زخمی شدند. شدیدترین درگیریدرگیری‌ها در تهران رخ داد. بحران در ۲۵ تیر در بازار تهران به محض اینکه خبر کناره‌گیری مصدق به بازار رسید، آغاز شد. اصناف اصلی بازار با تعطیلی مغازه‌ها در مرکز اصلی بازار گرد آمدند و مردم را به تظاهرات روز بعد در برابر مجلس فراخواندند. صبح روز بعد با راه افتادن جماعت عظیمی از بازار به سوی مجلس، کارمندان دولت، کارگران راه‌آهنراه‌آهن، و رانندگان اتوبوس دست از کار کشیدند. و جبههجبههٔ ملی هم سراسر کشور را در ۳۰ تیر به اعتصاب دعوت کرد. چند ساعت بعد، حزب توده نیز در ۳۰ تیر هوادارانش را به اعتصاب عمومی و راهپیمایی فراخواند. روز موعود با سکوت شومی شروع شد؛ در حالی که در سراسر شهر- حتی شمال اعیان‌نشین – حرکتی نبود، طوفان زمانی آغاز شد که تانک‌های ارتشی راه را بر جماعتی که به سوی مجلس روان بودند، بست. تا ۵ ساعت بعد، شهر دستخوش آشوب بود. یکی از برادران شاه چون راننده اشراننده‌اش به اشتباه به سوی جماعتی خشمگین راند، نزدیک بود کشته شودشود، و به سوی یکی از نمایندگان هوادار مصدق که سعی کرده بود تظاهرکنندگان تحریک شدهتحریک‌شده را مطمئن سازسازد که قضیه با مسالمت قابل حل است، سنگ پرتاب شد. هنگامی که مأموران پلیس تهران لباس‌های خود را کندند و مخفی شدند، ۶۰۰ زندانی که در تظاهرات چهار روز پیش بازداشت شده بودند، از زندان فرار کردند.<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۷۱-۲۷۲}}</ref>
 
پس از ۵ ساعت تیراندازی، فرماندهان ارتشی با هراس از طغیان سربازان، دستور بازگشت به پادگانهاپادگان‌ها را صادر کردند و شهر را به تظاهرکنندگان معترض واگذاشتند. یک کمیتهکمیتهٔ پارلمانی که مسئول بررسی حوادث ۳۰ تیر شده بود، نشان داد که خونین‌ترین درگیری‌ها در چهار نقطهنقطهٔ جداگانه: در بازار، بهبه‌ویژه ویژه راستهراستهٔ بزازان، بقالانبقالان، و آهنگران، که تظاهرکنندگان «امام حسین» گویان با ارتش درگیر شده بودند؛ در مناطق کارگری شرق تهران، به ویژهبه‌ویژه نزدیک مغازه‌های میدان راه‌آهن و کارخانه ها؛کارخانه‌ها؛ در فاصلهفاصلهٔ دانشگاه تا مجلس و میدان مجلس (بهارستان) که محل سنتی برگزاری تظاهرات بود، روی داده‌استداده بود. از ۲۹ نفری که در تهران کشته شدند،شده بودند، شغل ۱۹ نفر بعداً اعلام شد که شامل ۴ کارگر، ۳ راننده، ۲ پیشه‌ور، ۲ شاگرد مغازه، یک دستفروش، یک خیاط، یک دانشجودانشجو، و یک سلمانی بود.<ref>{{پک|Abrahamian|۱۹۸۲ |ک=Iran Between Two Revolutions |ص=۲۷۲}}</ref>
 
== دوره دوم نخست‌وزیری ==