تفاوت میان نسخه‌های «زابلستان»

۱٬۱۶۸ بایت اضافه‌شده ،  ۷ ماه پیش
افزودن ۴ منبع به مقاله + افزودن نقشه و توضیحات طبق وپ انگ + ویرایش + حذف برچسب
(به نسخهٔ 28997366 از Simaahmadirad (بحث) برگردانده شد (توینکل))
برچسب: خنثی‌سازی
(افزودن ۴ منبع به مقاله + افزودن نقشه و توضیحات طبق وپ انگ + ویرایش + حذف برچسب)
[[پرونده:Zabul map 7-10th-century.png|بندانگشتی|300x300پیکسل|
{{بدون منبع}}
{{چندستونه|ستون‌ها=۴}}نقشه زابلستان در قرن ۷ تا ۱۰ میلادی
'''زابلستان''' یکی از مناطق اساطیری [[شاهنامه]] فردوسی و مرز شرقی [[ایران]] بود که در اطراف [[دریاچه هامون]] تا حدودی [[زابل]] فعلی در ایران، جنوب غرب[[افغانستان]] و بخشی از [[پاکستان]] در مجاورت این منطقه را در بر می‌گیرد.
 
احتمال دارد که تپه‌های باستانی [[شهر سوخته]] مرکز این ایالت بوده‌است. خانات زابلستان در آن دوره تاریخی یکی از بهترین زیستگاه‌های طبیعی بوده‌است که به دلیل آب فراوان و پوشش گیاهی خوب و رودخانه و دریاچه هامون از تمدن درخشانی برخوردار بوده‌است تغییر آب و هوا و تغییر مسیر رودخانه و شاید زلزله یا بیماری موجب انقراض این تمدن شده‌است.
 
زابلستان از قسمت جنوبی کوه هندوکش در افغانستان آغاز و تا سیستان فعلی امتداد داشته‌است،برخی به اشتباه مرکز زابلستان را استان غزنی و زابل افغانستان می دانند و بنا به سند تاریخ بیهقی سلطان محمود غزنوی در سرزمین زابلستان آمد و چون مادرش زابلی بود خود را محمود زاولی لقب می‌داد و به سبب ترحمی که پدرش بربچه آهو در بلخ و بخارا کرده بود خداوند وعده سرزمین زابلستان را در خواب به وی داد. بدین دلیل سلطان محمود در غزنی آمد و نکته نهایی اینکه حدود ۶۳/۵ درصد سرزمین سیستان در افغانستان واقع شده‌است.
 
'''''[[دین]]''': [[مزدیسنا]]، [[هندوئیسم]]، [[آیین بودایی|بودیسم]] و [[اسلام]]
== زابلستان ==
زابلستان، درقدیم برمناطقی از شرق ایران و غرب پاکستان و جنوب و مرکز سرزمین کنونی افغانستان اطلاق می‌شده‌است. در[[مجمل التواریخ والقصص]] ادعا شده ‌است که رستم زال؛ پادشاه اسطوره شاهنامه، لقب پادشاهان غور بوده‌است که حکمان مناطق اطراف را او مشخص می‌نمود.<ref>در کتاب نخبةالدهر ص ۴۲۲</ref> (صفحه۴۲۲) در مورد وسعت زابلستان، بعد از شرح سرزمین‌های هند و چین، چنین آمده‌است ''در بعد از این دیار سرزمین‌های بزرگ و گستردهٔ زابلستان واقع شده‌است که بزرگترین شهر آن [[غزنه]] است. غزنه مرز [[هند]] و جایگاه سلطان محمود است… '' در این کتاب زابلستان و کابلستان یکی دانسته شده‌است.
 
'''[[پایتخت]]''': [[غزنی]]
در کتاب حدودالعالم من المشرق و المغرب نیز آمده‌است غزنین و آن ناحیت‌های که بدو پیوسته است همه را زابلستان خوانند. درکتاب [[مجمل التواریخ]] و [[القصص]] همچنین اشاراتی آمده مبنی بر این که زابلستان شامل [[غرجستان]]؛ [[غور]] و [[بامیان]] بوده‌است<ref>اما زابل مطمع نظر [[شاهنامه]] در غرب [[زاگروس]] قرار داشته‌است.</ref>. [[دهخدا]] در این مورد آورده‌است که: نام ولایت آباء و اجداد رستم است و آن رازاولستان نیز گویند. <ref>اما زابل مطمع نظر [[شاهنامه]] در غرب [[زاگروس]] قرار داشته‌است.</ref><ref>https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B2%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86</ref>
 
'''[[مساحت]]''': بین [[خراسان]] و [[هندوستان]]]]{{پایان چندستونه}}
== زابل در فرهنگ‌نامه ==
 
'''زابلستان''' یکی از مناطق اساطیری [[شاهنامه]] فردوسی و مرز شرقی [[ایران]] بود که در اطراف [[دریاچه هامون]] تا حدودی حدود[[زابل]] فعلی در ایران، جنوب غرب[[افغانستان]] و بخشی از [[پاکستان]]ازپاکستان در مجاورت این منطقه را در بر می‌گیرد.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=Li, Rongxi (1995), The Great Tang Dynasty Record of the Western Regions, Berkeley, California: Numata Center for Buddhist Translation and Research, ISBN 1-886439-02-8}}</ref>
 
احتمال دارد که تپه‌های باستانی [[شهر سوخته]] مرکز این ایالت بوده‌است. خانات زابلستان در آن دوره تاریخی یکی از بهترین زیستگاه‌های طبیعی بوده‌است که به دلیل آب فراوان و پوشش گیاهی خوب و رودخانه و دریاچه هامون از تمدن درخشانی برخوردار بوده‌است تغییر آب و هوا و تغییر مسیر رودخانه و شاید زلزله یا بیماری موجب انقراض این تمدن شده‌است.<ref>{{یادکرد کتاب|عنوان=P. M. Holt; Ann K. S. Lambton; Bernard Lewis, eds. (1977), The Cambridge history of Islam, Cambridge University Press, p. 3, ISBN 978-0-521-29137-8, … Jaypala of Waihind saw danger in the consolidation of the kingdom of Ghazni and decided to destroy it. He, therefore, invaded Ghazni, but was defeated ...}}</ref>
 
زابلستان از قسمت جنوبی کوه هندوکش در افغانستان آغاز و تا سیستان فعلی امتداد داشته‌است،برخیداشته‌است، برخی به اشتباه مرکز زابلستان را استان غزنی و زابل افغانستان می دانندمی‌دانند و بنا به سند تاریخ بیهقی سلطان محمود غزنوی در سرزمین زابلستان آمد و چون مادرش زابلی بود خود را محمود زاولی لقب می‌داد و به سبب ترحمی که پدرش بربچه آهو در بلخ و بخارا کرده بود خداوند وعده سرزمین زابلستان را در خواب به وی داد. بدین دلیل سلطان محمود در غزنی آمد و نکته نهایی اینکه حدود ۶۳/۵ درصد سرزمین سیستان در افغانستان واقع شده‌است.<ref>{{یادکرد وب|عنوان=ḠAZNĪ – Encyclopaedia Iranica|نشانی=https://iranicaonline.org/articles/gazni-|وبگاه=iranicaonline.org|بازبینی=2020-12-01}}</ref>
 
== پیشینه ==
زابلستان، درقدیم برمناطقی از شرق ایران و غرب پاکستان و جنوب و مرکز سرزمین کنونی افغانستان اطلاق می‌شده‌است. در[[مجمل التواریخ والقصص]] ادعا شده ‌استشده‌است که رستم زال؛ پادشاه اسطوره شاهنامه، لقب پادشاهان غور بوده‌است که حکمان مناطق اطراف را او مشخص می‌نمود.<ref>در کتاب نخبةالدهر ص ۴۲۲</ref> (صفحه۴۲۲) در مورد وسعت زابلستان، بعد از شرح سرزمین‌های هند و چین، چنین آمده‌است ''در بعد از این دیار سرزمین‌های بزرگ و گستردهٔ زابلستان واقع شده‌است که بزرگترین شهر آن [[غزنه]] است. غزنه مرز [[هند]] و جایگاه سلطان محمود است… '' در این کتاب زابلستان و کابلستان یکی دانسته شده‌است.
 
در کتاب حدودالعالم من المشرق و المغرب نیز آمده‌است غزنین و آن ناحیت‌های که بدو پیوسته استپیوسته‌است همه را زابلستان خوانند. درکتاب [[مجمل التواریخ]] و [[القصص]] همچنین اشاراتی آمده مبنی بر این که زابلستان شامل [[غرجستان]]؛ [[غور]] و [[بامیان]] بوده‌است.<ref>اما زابل مطمع نظر [[شاهنامه]] در غرب [[زاگروس]] قرار داشته‌است.</ref>. [[دهخدا]] در این مورد آورده‌است که: نام ولایت آباء و اجداد رستم است و آن رازاولستان نیز گویند. <ref>اما زابل مطمع نظر [[شاهنامه]] در غرب [[زاگروس]] قرار داشته‌است.</ref><ref>https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D8%B2%D8%A7%D8%A8%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86زابلستان</ref>
 
== زابل در فرهنگ‌نامه ==
در [[لغت‌نامه دهخدا]] به نقل از [[آنندراج]] و انجمن آرای ناصری و نیز با استناد به سایر فرهنگ‌های مهم مثل فرهنگ خطی میرزا و فرهنگ رشیدی و فرهنگ جهانگیری و… آمده‌است: زابل مملکتی است عریض که محدود است از سمت شرق به ولایت کابلستان و از شمال به جبال هزاره که طولش بیست مرحله و عرض آن پانزده مرحله است. بیابانش بیشتر است از کوهستانش. مشتمل بر چمن‌های خوش است و مراتع آن زیاد است. زابل مسکن [[افغان‌ها]] و [[هزاره‌ها]] و قلیلی [[مردمان ترک|ترک]] و [[تاجیک]] است. از بلاد زابل است [[قندهار]] و [[بٌست]] و [[غزنین]] و زمین داور؛ و نیز مهمند و شبرغان و فیروزکوه از شهرهای زابل است. همه شهرهای که نام برده شده در داخل سرزمین [[افغانستان]] واقع شده‌است. در ادامه دهخدا از قول مجمل التواریخ و القصص می‌نویسد: در زمان کیانیان زابل و نیز ولایت [[سیستان]] و سند در زیر سلطه [[گرشاسپ (پهلوان)|گرشاسب]] و [[زال]] و [[رستم]] بوده به همین خاطر رستم را زابلی می‌گفتند.<ref>جنگی که در شاهنامه از آن تعریف می‌شود نمی‌تواند در آن نواحی روی داده باشد.</ref> سلطان محمود را که در غزنه تختگاه داشت نیز زاولی (زابلی) می‌نامند. چنانچه [[فردوسی]] گفته‌است ''درگهٔ محمود زاولی دریا است''.
 
 
== روایت کتاب فرهنگ نظام ==
در کتاب فرهنگ نظام تألیف محمدعلی داعی الاسلامی، استاد دانشگاه [[حیدرآباد (هند)|حیدر آباد]] هند که در سال ۱۳۰۵ در هند به چاپ رسیده‌است، بیان شده استشده‌است که : زابلستان باستان شامل بخش هاییبخش‌هایی از [[ایران]] و [[پاکستان]] بخش اعظمی از نواحی جنوبی و مرکزی کشور [[افغانستان]] می‌شده‌است که ساکنان آن همه از افغانان و هزاره‌ها و تعدادی هم ترک و تاجیک بوده‌است.
 
در کتاب فرهنگ نظام تألیف محمدعلی داعی الاسلامی، استاد دانشگاه [[حیدرآباد (هند)|حیدر آباد]] هند که در سال ۱۳۰۵ در هند به چاپ رسیده‌است، بیان شده است که : زابلستان باستان شامل بخش هایی از [[ایران]] و [[پاکستان]] بخش اعظمی از نواحی جنوبی و مرکزی کشور [[افغانستان]] می‌شده‌است که ساکنان آن همه از افغانان و هزاره‌ها و تعدادی هم ترک و تاجیک بوده‌است.
 
در این کتاب اینگونه استدلال می‌کند که زابلستان و کابلستان کشور جدای از کشور [[ایران]] بوده‌اند. مثالا در داستان جنگ رستم و [[اسفندیار]] این مطلب بیان می‌شود.<ref>محیطی که نبرد در آن صورت گرفت با اقلیم افغانستان تفاوت دارد.</ref> زمانی که اسفندیار به دست رستم به قتل می‌رسد اسفندیار در هنگام احتضار در زابل است که خطاب به [[پشوتن]] می‌گوید:
در [[شاهنامه]]‌ها داستان‌های تراژدی و حماسی زیادی از فرهنگ اساطیری زابلستان نقل شده‌است که مهم‌ترین آن‌ها داستان عشق [[گرشاسپ (پهلوان)|گرشاسب]] و داستان نمادین [[سوشیانت]]، منجی [[زردشتی]] عالم بشریت است و دیگری داستان عشق [[زال]] و [[رودابه]] است که حاصل این عشق، جهان پهلوان [[ایران]] رستم زال می‌شود.
 
یکی دیگر از داستان رستم و کشته شدن او توسط [[شغا]]د است. یکی از داستانهای مربوط به زابلستان، [[گرشاسپ (پهلوان)|گرشاسب]]، ظهور مجدد، با گرزگران خودش در کنار منجی موعود زردشتی، سوشیانت، در راه گسترش عدل و داد و نابودی ظلمت و تاریکی و از میان برداشتن پلیدی‌ها مبارزه می‌کند. این داستان‌ها در که برگیرنده بخش مهمی از اساطیر منطقه اساطیری زابلستان در شاهناممه فردوسی است.
 
گرشاسب پهلوان (نه پادشاه پیشدادی [[ایران]]) نگهبان تاج و تخت [[ایران]] از اجداد خانواده مادری رستم، رودابه و از نسل ضحاک گفته می‌شود یکی از حاکمان [[ایرانی]] زابلستان باستان بود که توسط نیهاک مسموم شد و به خواب رفت که این داستان در شاهنامه موجود نیست و از متعلقات آن است.
 
در مورد شاه گرشاسب که شاه ایران بود و معمولامعمولاً با گرشاسب پهلوان اشتباه گرفته می‌شود، نقل شده است شده‌است: «در سنّت مزدیسنان گرشاسب، یکی از جاویدانیهاست، نمرده فقط بخواب رفته استرفته‌است. در آخرالزمان وقتیکه دگرباره ضحّاک از کوه دماوند زنجیر بگسلاند گرشاسب نیز از خواب برخاسته او را هلاک خواهد کرد. گرشاسب از جملهٔ یاران موعود زرتشتی است که در نو نمودن جهان و برانگیختن مردگان و آراستن رستاخیز با سوشیانس همراهی خواهد نمود» <ref>فقره ۷ از فصل ۲۹ از بندهش</ref>
 
گفته می‌شود که اصلاً نام زابلستان که در اصل زاولستان بوده از نام پدر گرشاسب که [[زو (شاهنامه)|زو]] یا بنا به روایاتی «زاب» نام داشته اخذ شده‌است.
== منابع ==
{{پانویس|۲}}
==پانویس==
* تاریخ سیستان – تألیف ۴۴۵ هجری – به تصحیح ملک الشعرا بهار-چاپ تهران ۱۳۱۴
* برهان قاطع –اثر- محمد حسین بن خلف ملقب به قاطع – سال تألیف ۱۰۶۲ هجری به تصحیح محمد معین – چاپ تهران ۱۳۰۷